چپتر 1800: صندوق گنج کریستال جادویی
0مترجم: Hellscythe | ویراستار: Lucky Old Cat
«اولین بارهبرای همچین صندوق گنجیاندیشید میبینم. رتبهاش چیه؟»
«این یه سیاهچال تیمیِ حالت جهنمیِ فوقبزرگه. هرمیدان جور حساب کنی، اون صندوق گنج باید رتبه طلایقفسی سیاه باشه. حتی ممکنه یه صندوق گنج حماسی باشه.»
همانطور که اعضای گروه با چشمانی خونگرفته به صندوق گنج کریستال جادویی خیره شده بودند، دربارهی حدسیات خود به بحث پرداختند. با نگاه به صندوق گنج، حتی Phoenix Rain و Unyielding Heart نیز حسرت خوردند.
اگرچه رتبهی دقیق صندوقمیشکستند گنج را نمیدانستند، اما مشخصتخت بود که آیتم بیارزشی نیست.
صندوقهای گنج اغلب غنایمی بسیار بهتر از آیتمهای افتاده از باسهافتح به همراه داشتند. به بیان دیگر، به دست آوردن آن صندوق گنج،بحثِ با کشتن یک باس اضافه در این سیاهچال تیمی فوقبزرگ برابری میکرد.
در این میان، شی فنگ در پوست خود نمیگنجید. برخلاف همگروهیهایش، او بهخوبی میدانست که یک صندوق گنج کریستال جادویی تاباز چه حد ارزشمند است. ارزش آن بیشک بسیار بیشتر از یک صندوق گنج حماسی بود. افزون بر این، صندوق گنج کریستالدهانشان جادوییِ پیش رو، با نوری طلایی میدرخشید. حتی ابرقدرتها نیز برای به دست آوردن آیتمهای درون آن سر و دست میشکستند.
همانطور که به صندوق گنج کریستال جادویی نگاه میکرد، شی فنگ با خود اندیشید: آیا این پاداشیهمراه برای اولین گروهی است که تخت کسوف را فتح میکنند؟ او در گذشته و در طی بازدیدهایش ازهمگروهیهایش این سیاهچال، هرگز چنین صندوق گنجی ندیده بود؛ حتی زمانی که نسخهی حالت جهنمی را فتح کرده بود.
پس از پایانِ بحثِ گروه پیرامون صندوق گنج کریستال جادویی، توجه همه به قهرمان ترول که در میدان نبرد ایستاده بود، جلب شد.بحثِ هر اندازه هم که خواهان آن صندوق گنج بودند، دسترسی به آن غیرممکن بود، چرا که درون قفسی قفل شده قرار داشت. براینیاز باز کردن قفس به کلید نیاز داشتند و کاملاً روشن بود که این کلید، تنها با شکست دادن باسِ پیش رویشان به دست میآید.
با وجود این، با نگاه به قهرمان ترولِ بیحرکت، اعضایکسوف عمارت اژدها-ققنوس و روح تسلیمناپذیر آب دهانشان را به وضوحجهنمی قورت دادند و بار دیگر ترس در چشمانشان حلقه زد.
با وجود رسیدن به رده ۲، همچنان ترسی غریزی از هیولاهای اسطورهای درخواهان وجودشان رخنه کرده بود. رویاروییهای پیشینِ آنها با چنین موجوداتی، تجربهای به شدتکاملاً تلخ و تکاندهنده بود. هیولاهایی در این رتبه، عملاً شکستناپذیر به نظر میرسیدند.
افزون بر این، به عنوان یکی از باسهای سیاهچالِ حالت جهنمی، تمامی ویژگیهای قهرمان ترول، بهویژه HP آن، به طرز چشمگیری تقویت شده بود. در مقایسه با حالت سخت، قهرمان ترول در حالت جهنمی باید دستکم ۴۰ درصد HP بیشتری میداشت. این امر، فشار وارده بر گروه را به میزان قابلتوجهی افزایش میداد.
با وجود این، برخلاف واکنشهای اعضای عمارت اژدها-ققنوس و روحکسوف تسلیمناپذیر، اعضای زیرو وینگ در برابر قهرمان ترول نسبتاً آسودهخاطرجهنمی به نظر میرسیدند. آرامش همیشگی در چهرهی آنها موج میزد.
Unyielding Heart از دیدن چنین خونسردی و بیتفاوتیِ عجیبی در میان اعضای زیرو وینگ شگفتزده شد.
تمامی اعضای حاضر از روح تسلیمناپذیر، تجربهی نبردهای سخت و طاقتفرسای بیشماری را در کارنامهی خودچرا داشتند؛ اما با وجود این کولهبار از تجربه، باز هم در تقابل با قهرمان ترول نمیتوانستندرویشان بر اضطراب خود غلبه کنند. با این حال، اعضای زیرو وینگ در کمال آرامش به سر میبردند.
یعنی فکر میکنن میتونن قهرمان ترول رو شکست بدن؟ با بررسیِ گذرا و لحظهایِ اعضای زیرو وینگ، Unyielding Heart دریافت که آنها نهتنها هیچ اضطرابی ندارند، بلکه درست مانند شکارچیانی که طعمهی خود را زیر نظر گرفته باشند، به باس چشم دوختهاند.
Phoenix Rain پرسید: «لیدر گیلد شعلۀ سیاه، برنامهمون برای زدن این باس چیه؟ اول مهارتها و سبک مبارزهاش رو محک بزنیم؟»
در حالت عادی، هنگام رویارویی با باسی که توانایی نابودی کل گروه راگذشته تنها با یک حمله داشت، بازیکنان ابتدا گروه کوچکی را برای ارزیابیِ سبکهمه مبارزه و مهارتهای باس میفرستادند تا پایهای مستحکم برای حملهی اصلی بنا کنند.
شی فنگ سرش را تکان داد و گفت: «بهتره این کار رو نکنیم. این یه باس اسطورهایه. اگه تعدادمون کم باشه، عملاً هیچی دستگیرمون نمیشه و فقط EXP هدر میدیم. مستقیم میریم برای حملهی اصلی.»
سپس فرمان داد: «Cola، Turtledove، شما دو تا به نوبت باس رو تانک میکنید! بقیهی تانکهای اصلی، آماده باشید تا هر لحظه جاشون رو پر کنید! مهاجمان نزدیکزن، همون عقب بمونید و فعلاً کار رو به مهاجمان دورزن بسپارید! فقط وقتی اوضاع کاملاً امن شد میتونید وارد درگیری بشید!»
«این دیگه...» با شنیدن این دستورات، Phoenix Rain کاملاً جا خورد. دستورات او بیش از حد سرسری و بیمقدمه به نظر میرسید؛ گویی پیش از آغاز نبرد، تسلیم شکست شده بود.
Unyielding Heart نیز با نگاهی سرشار از گیجی به شی فنگ خیره شد. او نمیتوانست تشخیص دهد که آیا شی فنگ یک متخصص است یا یک احمقِ تمامعیار.
دستورات شی فنگ در آغاز این عملیات بسیار دقیق و کارآمد بود، اما اکنون این مرد در حال صادر کردن فرمانهایی چنین سطحی وکلید عجولانه بود. اگرچه آغاز حمله بدون ارزیابیِ اولیه، جان اعضای گیلدشان را حفظ میکرد و مانع از مرگومیرهای بیهودهای میشد که میتوانست مشارکت آنهاچشمانشان را به خطر بیندازد، اما فرستادن کورکورانهی گروه به دلِ نبرد، اقدامی بهشدت بیپروا بود که میتوانست نتیجهی کاملاً معکوسی به همراه داشته باشد.
با وجود این، چیزی که Phoenix Rain و Unyielding Heart نمیدانستند این بود که شی فنگ از پیش با مهارتها و روش مبارزه قهرمان ترول آشنایی داشت.
قهرمان ترول جنگجویی تمامعیار بود. از هیچ طلسمی استفاده نمیکرد، اما از قدرت ترسناک و حرکاتچنین چابکی برخوردار بود. مهمتر از همه، مهارت منفعل [بازسازی خودکار] را در اختیار داشت. به لطفجلب همین مهارت بود که قهرمان ترول، لقب دروازهبان نامیرای تخت کسوف را از آن خود کرده بود.
[بازسازی خودکار] به قهرمان ترول اجازه میداد تا به سرعت از جراحات سنگین بهبود یابد. این مهارت تضمین میکرد که قدرت مبارزه باس افت نکند. افزون بر این، برخلاف باسهای معمولی که در حین نبرد هر پنج ثانیه ۱٪ از HP خود را بازیابی میکردند، قهرمان ترول هر پنج ثانیه ۲٪ از HP خود را بازسازی میکرد. هرچه نبرد بیشتر طول میکشید، قدرت باس نیز افزایش مییافت. خوشبختانه، باس میتوانست تنها هر پنج دقیقه یک بار از این افزایش قدرت استفاده کند، اما این توانایی هیچ سقف و محدودیتی نداشت...
به دلیل همین مهارتتوجه منفعل، پیشروی تیمهای بیشماری درنبرد تخت کسوف متوقف شده بود.
هیچ باس دیگری در تخت کسوف، قدرت خام یک تیم را به اندازه قهرمان ترول به چالش نمیکشید. هنگام مبارزه با این باس، تکنیک اهمیت چندانی نداشت. بازیکنان صرفاً باید با تمام توان حمله میکردند و دست به دعا برمیداشتند تا DPS کافی داشته باشند.
بدون اینکه منتظر نظرات Unyielding Heart و Phoenix Rain بمانند، Cola و Turtledove به جلو یورش بردند. با دیدن این صحنه، تانکهای اصلیِ عمارت اژدها-ققنوس و روح تسلیمناپذیر نگاهی مردد بین خود رد و بدل کردند و سپس از سر ناچاری به دنبال دو تانک اصلی زیرو وینگ راه افتادند.
وقتی فاصله Cola و Turtledove با قهرمان ترول به کمتر از ۱۰۰ یارد رسید، باس ناگهان چشمانش را باز کرد. با افتادن نگاه باس روی دو تانک اصلی، پوزخندی زد و غرید: «مبارزای احمق! فکر کردین میتونین قویترین جنگجوی ارتش لرد آرماس رو شکست بدین؟»
سپس قهرمان ترول تبرهایش را به سمت Cola و Turtledove پرتاب کرد.
ویش! ویش!
دو تبر چهار متری از دستان قهرمان ترول رها شدند و در حالی که به سمت Cola و Turtledove میرفتند، به تیغههایی چرخان بدل گشتند. تبرها با شکافتن هوا، ردِ سیاهِ طولانی و تاریکی از خود بر جای گذاشتند...
Unyielding Heart با وحشت فریاد زد: «جاخالی بدین!»
حملاتی که چنین شکافهای فضایی ایجاد میکردند، حتی برای هیولاهای اسطورهایِ همسطح نیز تهدیدی مرگبار به شمار میرفتند. اگر این حملات به بازیکنان فعلی برخورد میکرد، حتی تانکهای اصلی قدرتمندی مانند Cola و Turtledove نیز در دم جان میدادند.
با وجود این، درست پیش از آنکه تبرها به آنها برسند، Turtledove خودش را جلوی Cola کشید. او با فعال کردن [قدرت تاریکی] هالهای سیاه از خود ساطع کرد و ویژگیهایش به طرز چشمگیری افزایش یافت.
در پی آن، شمشیرشمیشکستند را به سمت دو تبرتخت در حال پرواز تاب داد.
رونهای الهیِ نقرهای روی شمشیر بلند Turtledove درخشیدند و تیغه شمشیر با ایجاد قوسی خیرهکننده، به دو تبر عظیمالجثه برخورد کرد.
بوم! بوم!
با وقوع دو انفجار، تبرها به زمین افتادند. Turtledove نیز مجبور شد برای حفظ تعادلش سه قدم عقب بنشیند. همزمان، دو آسیبِ بیش از ۲۰,۰۰۰- بالای سرش پدیدار گشت. اما برای Turtledove که پس از فعالسازی [قدرت تاریکی] دارای ۱۴۰,۰۰۰ HP بود، این مقدار آسیب کاملاً قابل تحمل بود.
در همین حین، شفابخشان خط عقب که از پیش برای این لحظه آماده بودند، چندین طلسم شفابخش اجرا کردند و در دم HP او را به حالت کامل بازگرداندند.
«این... این... چه خبره؟میشکستند تنهایی هر دو تاگروهی حمله رو دفع کرد؟»
«دارم درست میبینم؟! چطور اونهمه حملهها رو به این راحتی متوقفجلب کرد؟! اون واقعاً یه هیولای اسطورهایه؟»
«ندیدی مهارتنمیدانستند جنونش رومشخص فعال کرد؟»
«حتی اگه اینطور باشه، بازم نباید بتونه جلویگروهی یه هیولای اسطورهای دووم بیاره! تازه باس از مهارتندیده هم استفاده کرد! اون حملهها قطعاً تقویت شده بودن!»
اعضای عمارت اژدها-ققنوس و روح تسلیمناپذیر، با دهانانی باز به Turtledove خیره مانده بودند که دوباره یورش خود را به سمت باس از سر گرفته بود.
وقتی قهرمان ترول نیز متقابلاً به سمت او یورش برد، Turtledove لبخند درخشانی زد.
«بیا جلو!»
وقتی فاصله دو طرف به کمتر از ۳۰ یارد رسید، Turtledove مهارت اضافیِ [تاج فولادین]، یعنی [برخورد فولادین] را فعال کرد. ناگهان سرعتش دو برابر شد. او سپرش را بالا آورد و به سایهای محو بدل گشت. لحظهای بعد جلوی قهرمان ترول ظاهر شد و سپرش را محکم به باس کوبید.
در دم، قهرمان ترولمیشکستند بیش از ۲۰ یاردگروهی به عقب پرتاب شد...