چپتر 3307: متخصص شبهطبقه پنجم
0«یک مأموریت خطقانون داستانی اصلیِ افسانهایداشت برای قلمرو خدای اعظم؟»
با دیدن اعلان سیستمی که تازه دریافت کرده بودند،میشید همه اعضای زیرو وینگ ناخودآگاه آب دهانشان را قورت دادند.جهت آنها نمیدانستند در این وضعیت باید بخندند یا گریه کنند.
طبق اطلاعاتی که جمعآوری کرده بودند، مأموریتهای افسانهای در قلمرو خدای اعظم فوقالعاده کمیاب بود. بیشتر متخصصان رده ۶ در طول کل دوران حضورشان درجدیدی قلمرو خدا، تنها با یک یا دو مأموریت افسانهای روبهرو میشدند. در مورد مأموریتهای خط داستانی اصلیِ افسانهای مرتبط با قلمرو خدای اعظم، کمیابی آنهاایستاده حتی بیشتر هم بود و بیشتر بازیکنان قلمرو خدای اعظم تمام دوران حضورشان در قلمرو خدا را بدون دیدن حتی یکی از آنها سپری میکردند.
در این میان، تا زمانی که بازیکنان میتوانستند چنین مأموریت خط داستانی اصلیِ افسانهای را تکمیل کنند، اثرات ناشی از آنمقابل میتوانست کل قلمرو خدای اعظم را تحت تأثیر قرار دهد. پاداشهایی که بازیکنان میتوانستند از تکمیل چنین مأموریتی دریافت کنند نیزکنه فراتر از حد تصورشان بود. هرچند در مقابل، در صورت شکست در چنین مأموریتی، مجازات آن به شکل غیرقابل باوری سنگین بود.
از میان تمام حاضران، شی فنگ تنها کسی بود که از اعلان مأموریت جا نخورد. او پس از نگاه به اعلان، در چت گروهی گفت: «هرشنیدن کی میخواد برای تبدیل شدن به قدیس تهی تلاش کنه، میتونه مأموریت رو قبول کنه. سیستم مأموریت اصلی رو تا وقتی که به قدیس تهی تبدیل نشید،دیگران بهتون نمیده. پس اگه توی تغییر کلاس شکست بخورید، تنها مجازاتی که میشید اینه که دیگه نمیتونید در آینده برای تبدیل شدن به قدیس تهی تلاش کنید.»
کلاس قدیس تهی با کلاس قدیس قانون شمشیرِ او تفاوت داشت، از این جهت که منحصربهفرد نبود. هیچ محدودیتی برای تعدادنبود بازیکنانی که میتوانستند به قدیس تهی تبدیل شوند، وجود نداشت. با وجود این، هر بازیکن تنها یک فرصت برای تلاش جهتکشیدند تغییر کلاس به قدیس تهی داشت. در صورت شکست، دیگر نمیتوانستند برای تغییر کلاس تلاش کنند، حتی اگر حساب کاربری جدیدی میساختند.
با شنیدن توضیحات شی فنگ، اعضای زیرو وینگ نفس راحتی کشیدند. امامحدودیتی در عین حال، همه از توضیحات شی فنگ شگفتزده شدند. این موضوعکاربری مخصوصاً برای لورا کرایدر و دیگر اعضای تیم ماجراجوی کورسو صدق میکرد.
جزئیات تبدیل شدن به یک قدیس تهی، رازی بود که تنها کسانی که در اوجپاداشهایی قلمرو خدای اعظم ایستاده بودند از آن خبر داشتند. بنابراین لورا و دیگران در تعجب بودندکسی که شی فنگ، کسی که ظاهراً فاقد پیشینهای قدرتمند بود، چگونه از این راز خبر داشت.
در نتیجه، همه به جز شی فنگ و لورا تصمیمهیچ گرفتند مأموریت را بپذیرند. سپس، پس از اینکه همه تصمیمنمیتوانستند خود را گرفتند، ناگهان شبح بزرگی جلوی شهرک ظاهر شد.
این شبح غولی ۱۰۰ متری بود که به نظر میرسید کسی بخشی از آسمان پرستاره را بریده و بهجهت شکل یک انسان درآورده است. به محض ظهور شبح، تمام حاضران توانستند حس کنند که هیبت الهی قدرتمندی آنهاشنیدن را در بر گرفت. این هیبت الهی چنان قدرتمند بود که حتی شی فنگ و لورا نیز کاملاً بیحرکت شدند.
…
شبح تهی (؟ ؟ ؟) (خدا، قدیس تهی)
سطح: ؟ ؟ ؟
HP: ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
…
چه همزاد قدرتمندی!
باید در نظر داشت که لورا در حال حاضر یک قدیس شمشیر رده ۵ تمامعیار بود، در حالی که شی فنگ هرچند هنوز بهجدیدی رده ۵ نرسیده بود، اما آنقدر قدرت داشت که با بازیکنان رده ۵ برابری کند. در وضعیت فعلیشان، حتی خدایان رده ۶ نیز نمیتوانستند تنهاایستاده با استفاده از هیبت الهی آنها را بیحرکت کنند. با وجود این، اکنون هر دوی آنها توسط هیبت الهی یک همزاد ساده بیحرکت شده بودند.
شبح تهی با سردی غرید: «انسانها! بهتونبخورید هشدار داده بودم! حالا که برای ورودکنید اصرار دارید، آماده باشید تا عواقبش رو بپذیرید!»
به محض اینکه صحبتهای شبح تهی تمام شد، با دستش حرکت چنگ زدنیتعداد انجام داد و در دم باعث شد همه به جز شی فنگ ومیساختند لورا در هوا ناپدید شوند. سپس، شبح تهی رفتهرفته محو و ناپدید شد.
با دیدن این صحنه، شی فنگ و لورا وحشت نکردند. آنها همچنین تصمیم نگرفتند مکان فعلی خود را ترک کنند ومقابل ترجیح دادند بیرون از شهرک منتظر بازگشت دیگران بمانند. گذشته از این، خطرات در سراسر جزیره پراکنده بود و زنده ماندن درمیتونه برابر هیولاهای افسانهای رده ۵ و سطح بالای ۱۵۰ که جزیره را اشغال کرده بودند، برای بیشتر بازیکنان رده ۴ دشوار بود.
همانطور که شی فنگ به شهرکِ پیچیده در زنجیرهای تهی نگاه میکرد،تعداد در دل دعا کرد: «امیدوارم یکی بتونه موفق بشه. اگه کسی بتونهجدیدی به یک قدیس تهی تبدیل بشه، برد بزرگی برای زیرو وینگ خواهد بود.»
قدیسان تهی در هنگام مبارزه در فضای تهی، در میان افراد همرده خود به شکستناپذیری معروف بودند. آنها حتی میتوانستند از ردهها فراتر بروند. بنابراین،بازیکنانی حتی در رده ۵، یک قدیس تهی میتوانست نیرویی مهیب باشد. اگر زیرو وینگ میتوانست یک قدیس تهی در کنار خود داشته باشد، صلاحیت مبارزه برایکرایدر به دست آوردن جایگاهی در مناطق تهی بین قلمروها را پیدا میکرد. آن مناطق مکانهایی بودند که عمدتاً قدرتهای سلطهگر رده بالا در آن فعالیت میکردند.
...
زمان به سرعت سپری شد و دوتکمیل ساعت در یک چشمبههمزدن گذشت. در این هنگام،پاداشهایی گروه بزرگی از بازیکنان به نزدیکی جزیره رسیدند.
در میان این گروه از بازیکنان، گروه پنج نفره دیرا و نوابغی مانند ترخت و Saint Nine حضور داشتند. با وجود این، در کمال تعجب، دیرا کسی نبود که در جلوی این گروه چند ده نفره ایستاده باشد. در عوض، زنی موکوتاه بود که زرهی نقرهای به تن داشت و تاجی با ظاهری مقدس بر سر گذاشته بود.
با دقت بیشتر، میشد متوجه شد که دو متخصص رده ۵ دیگر کنار این زن موکوتاه ایستادهاند. از میان این دو متخصص رده ۵، یکی زن الف میانسالی بودبازیکن که عصایی در دست داشت؛ عصایی که به نظر میرسید با صاعقه احاطه شده است. دیگری مردی میانسال و شش متری با بدنی عضلانی و پوستی برنزه بود. هررازی دو متخصص رده ۵ و زن موکوتاه در سطح ۱۴۰ بودند و هر سه تجهیزاتی به تن داشتند که میتوانست چشمان تمام بازیکنان دنیای مینیاتوری باستانی را کاملاً خیره کند.
هر سه بازیکن ستهای تجهیزات افسانهایِ شکسته به تن داشتند؛ ست زن موکوتاه هشتتکهای و ست دو نفر دیگر ششتکهای بود.نمیتوانستند با وجود این، دو نفری که ستهای ششتکهای داشتند، هر کدام به یک قطعه تجهیزات افسانهای مجهز بودند. در همین حال، هالهایکورسو که این سه بازیکن ساطع میکردند چنان قدرتمند بود که بازیکنان عادی رده ۴ برای نفس کشیدن در حضورشان دچار مشکل میشدند.
زن الف میانسال نگاهی گذرا به جزیره انداخت و گفت: «اینجا میتونه زمین تمرین فوقالعادهای باشه. حیف که من و Saint Arm قبلاً به رده ۵ صعود کردیم.» سپس رو به Meteor و Star Snail کرد و ادامه داد: «اما شما دو تا حسابی شانس آوردید.»
جوان موقرمز که Meteor نام داشت، رام و مطیع گفت: «ما رو دست ننداز خواهر Storm. من و Star Snail خیلی به شما و داداش Saint Arm ارادت داریم. شما دو تا فقط نیم قدم تا رسیدن به استاندارد طبقه پنجم فاصله دارید، در حالی که من و Star Snail هنوز خیلی مونده تا حتی به استاندارد شبهطبقه پنجم برسیم...»
وقتی ترخت و دیگر نوابغ دیدند که زن الف میانسال چگونه با Meteor و Star Snail مثل افراد زیردستش رفتار میکند و پاسخهای مطیعانه آن دو را شنیدند، از شدت شوک دهانشان باز ماند.
Meteor و Star Snail هر دو در میان ۱۰ نفر برتر لیست خدایان دنیای مینیاتوری باستانی قرار داشتند. آنها همچنین در سنین جوانی به نوابغ داخلی ابرشرکت پایمون تبدیل شده بودند. با دستاوردهای فعلیشان، تبدیل شدنشان به اعضای هسته مرکزی ابرشرکت پایمون تنها مسئله زمان بود.
به خاطر جایگاهشان، Meteor و Star Snail حتی نیازی نداشتند در برخورد با چهار جنگجوی وحش محترمانه رفتار کنند. با وجود این، در مقابل زن الف و مرد برنزه، رفتارشان تفاوتی با بچهگربههایی مطیع نداشت...
با این حال، وقتی Meteor و Star Snail واکنش ترخت و دیگر نوابغ را دیدند، در پاسخ صرفاً چشمانشان را چرخاندند.
همانطور که به ترخت و بقیه نگاه میکرد، Meteor در دل پوزخند زد: احمقهای نادان!
چه زن الف میانسال و چه مرد غولپیکر میانسال، هر دو ازمحدودیتی نوابغ هسته مرکزی بودند که توسط ابرشرکت پایمون پرورش یافته بودند. از نظرجدیدی استانداردهای مبارزه، هر دوی آنها از قبل به استاندارد شبهطبقه پنجم رسیده بودند.
اگرچه آنها در رقابت برای جایگاه ده نابغه بزرگ پایمون با شکست مواجه شده و مجبور به صعود به رده ۵ شدهصورت بودند، اما تا زمانی که به رده ۶ میرسیدند، فوراً به مقام بزرگان در ابرشرکت پایمون ارتقا مییافتند. در آن زمان، درقبول زنجیره فرماندهی ابرشرکت تنها یک رتبه پایینتر از سه حاکم قرار میگرفتند و جایگاهشان بسیار بالاتر از موجوداتی مانند چهار جنگجوی وحش میشد.
در همین حال، وقتی زن الف میانسال دو چهره شنلپوش را دید که بیرون شهرک دوردست ایستاده بودند، به Platinum Behemoth نگاه کرد و پرسید: «اون دو تا عضو زیرو وینگ هستن؟»
Platinum Behemoth با عجله سر تکان داد: «بله!»
به غیر از گروه آنها، تنها بازیکنانیداشت که در حال حاضر امکان داشت دربازیکنانی این جزیره شناور باشند، اعضای زیرو وینگ بودند.
پس از شنیدن پاسخ Platinum Behemoth، زن الف بیدرنگ عصایش را تاب داد.
«محو بشید، مزاحمها!»
یادداشت مترجم
یادداشت مترجم: تغییری در چپتر ۳۸۱ ایجاد شد: ده نمونه اصلی (Ten Core Paragons) به ده نمونه برتر (Ten Great Paragons) تغییر یافت.