چپتر 2235: راز فروشگاه
0با دیدن کلمات «فروشگاه سرگردان»، هیجان و شوک وجودشانس شی فنگ را فرا گرفت. هرگز در خواب هم نمیدیدبودجه که آنقدر خوششانس باشد که چنین فرصت طلایی نصیبش شود.
شی فنگ رو به NPC الفِ زنی که کنارش بود کرد و پرسید: «میشه این فروشگاه سرگردان رو بخرم؟»
بیشتر بازیکنان فروشگاه سرگردان را نمیشناختند. حتی ابرقدرتهای فعلیعلاوه نیز احتمالاً از ماهیت آن بیخبر بودند. با وجودناپدید این، تمام قدرتها فروشگاه سرگردان را با نام دیگرش میشناختند.
بازار سیاه!
بازار سیاه در بخش تاریک قلمرو خدا قرار داشت، اما نفوذ آن در بسیاری از مناطق بیطرف بازی به چشم میخورد و همیشه اقلام متنوعی برای فروش در آن یافت میشد. هیچیک از خانههای حراج NPC حتی نمیتوانست رؤیای رقابت با آیتمهای بازار سیاه را در سر بپروراند. معجونهای قدرتمند و تکنیکهای مبارزه اغلب در دسترس بودند و اگر کسی واقعاً خوششانس بود، حتی ممکن بود یک مرکب پرنده یا آیتم افسانهای ناقص پیدا کند. میتوان گفت که بازار سیاه بهشت ثروتمندان بود.
طبیعتاً خرید فروشگاه سرگردان آسان نبود. این فروشگاه بهطور تصادفی در شهرهای بیطرف NPC مختلف ظاهر میشد. علاوه بر این، تنها برای مدت زمان مشخصی در یک شهر باقی میماند و سپس ناپدید میشد. خرید آن نیازمند شانس فوقالعادهای بود.
اکنون، فروشگاه سرگردان در شهر قلب اژدها قرارظاهر داشت و قیمت آن تنها ۹۰۰۰ طلای باستانیمیماند بود، که اتفاقاً با بودجه شی فنگ همخوانی داشت.
NPC الف توضیح داد: «البته که میتونی. اما بعد از خرید حق نداری کاربری این فروشگاه رو تغییر بدی. ضمناً باید هر ده روز یک بار ۳۰۰۰ طلای باستانی بابت هزینه مدیریت بپردازی. اگه نتونی پول رو جور کنی، فروشگاه رو پس میگیریم.»
چه ظالمانه! جای تعجب نیست که هیچکدامناپدید از قدرتهای اینجا فروشگاه سرگردان را نخریدهاند.قیمت با شنیدن قیمت فروشگاه، شی فنگ حیرتزده شد.
نگهداری یک فروشگاه ۱ ستاره در منطقه بیرونی شهر قلب اژدها تنها ۱۰۰۰ طلای باستانی در ماه هزینه داشت. حتی هزینه نگهداری فروشگاههای ۱آیتمهای ستاره در منطقه داخلی شهر نیز تنها ۱۵۰۰ تا ۱۸۰۰ طلا در ماه بود. از سوی دیگر، فروشگاه سرگردان با وجود قرار داشتن در منطقهآسان بیرونی شهر، هر ده روز ۳۰۰۰ طلای باستانی هزینه نگهداری داشت. به عبارت دیگر، نگهداری این فروشگاه در هر ماه نیازمند ۹۰۰۰ طلای باستانی بود.
نه هزار سکه طلای باستانی!
حتی قدرتهای درجه یکی که مدتی در شهر قلب اژدهاتنها فعالیت کرده بودند، تنها حدود ۹۰۰۰ طلای باستانی در ماهشانس درآمد داشتند. تنها ابرقدرتها از پس چنین هزینه مدیریت بالایی برمیآمدند.
البته هیچ ابرقدرتی حاضر نبودمیماند چنین پولی را برای یکفوقالعادهای فروشگاه ۱ ستاره خرج کند.
حتی فروشگاه سرگردان ۱ ستاره نیز چیز باارزشی برای فروش نداشت. این فروشگاه بیشتر لباسها و مواد غذایی معمولی میفروخت. در بهترین حالت، میشد گیاهان و سنگهای معدنی معمولی از آن خرید. داشتنکسی فروشگاه سرگردان ۱ ستاره هیچ سودی نداشت. در واقع، سود آن حتی از یک خواربارفروشی معمولی هم کمتر بود. بازیکنان میتوانستند محصولات ساختهشده خود را به یک خواربارفروشی معمولی بفروشند، اما نمیتوانستند این کارشانس را در فروشگاه سرگردان انجام دهند. سرمایهگذاری در این فروشگاه تفاوتی با ریختن پول در چاه ویل نداشت. تنها یک دیوانه حاضر بود برای چنین فروشگاه بیارزشی ماهانه ۹۰۰۰ طلای باستانی هزینه مدیریت بپردازد.
مدیر NPC برای تأیید پرسید: «مطمئنی میخوای فروشگاه سرگردان رو بخری، لرد وارث برنزی؟»
شی فنگ سرنبود تکان داد وشهرهای گفت: «درسته؛ میخوام بخرمش.»
فروشگاه سرگردان کسبوکاری رو به مرگ بود، اما این موضوع تنهااکنون تا زمانی صحت داشت که به وضعیت ۲ ستاره ارتقا مییافت. باداد رسیدن فروشگاه سرگردان به وضعیت ۲ ستاره، هدف واقعی آن آشکار میشد.
در سطح ۲ ستاره،نفوذ فروشگاه سرگردان دو قابلیتبازی الهی به دست میآورد.
اول اینکه، میتوانست آیتمهای کمیابی را خریداری کند که معمولاً درمدت بازار یافت نمیشدند؛ مانند طرحهای آرایه جادویی که پادشاهیها و امپراتوریهااکنون آنها را اسرار ملی میدانستند، و کتابهای مهارت رده ۳ و بالاتر.
کلاسهای رده ۳ در سرتاسر قاره اصلی قلمرو خدا، نیرویی میانی محسوب میشدند. NPCهای رده ۳ حتی میتوانستند به عنوان فرماندار برخی شهرهای NPC خدمت کنند. از این رو، پادشاهیها و امپراتوریهای مختلف معمولاً آیتمهای مربوط به کلاسهای رده ۳ و بالاتر را به شدت کنترل میکردند. به همین دلیل بود که بازیکنان برای انجام مأموریت ارتقای به رتبه ۳ خود، به جای پادشاهی یا امپراتوری، باید به نقشههای بیطرف میرفتند.
قابلیت دوم، دروازه تلهپورت بازار سیاه بود. این قابلیت به بازیکنان اجازه میداد تا به مرکز بازار سیاه تلهپورت کنند. با وجود این،داد ظرفیتهای ورود به شدت محدود بود. نه تنها تعداد ظرفیتهای ورود اندک بود، بلکه هر ظرفیت نیز تنها برای تعداد دفعات مشخصی قابل استفادهجای بود. این ظرفیتهای ورود، کالای واقعی فروشگاه سرگردان بودند. طبیعتاً هرکسی که مالک فروشگاه سرگردان بود، در صف اول خرید این ظرفیتها قرار میگرفت.
در گذشته بسیاری از قدرتها از قابلیتهای فروشگاه سرگردان ۲ ستاره بیخبر بودند و چنین فرصت نادری را از دست داده بودند. افراد بسیار کمی آنقدر خوششانس بودند که بتوانند یک فروشگاه سرگردان برای خود بخرند. تنها تعداد مشخصی از فروشگاههای سرگردان در هر شهر بیطرف NPC ظاهر میشد. در یک شهر NPC بزرگمقیاس مانند شهر قلب اژدها، حداکثر ۱۵ فروشگاه سرگردان پدیدار میگشت. پس از رسیدن به این حداکثر ظرفیت، شهر قلب اژدها فروشگاه سرگردان دیگری به دست نمیآورد، مگر اینکه یکی از فروشگاههای موجود پس گرفته میشد.
با تأیید تمایل شی فنگ برای خرید این فروشگاه سرگردان، مدیر NPC به مراحل خرید رسیدگی کرد.
در کمتر از پنج دقیقه، ۹۰۰۰ طلای باستانی از کیفتنها شی فنگ ناپدید شد. در ازای آن، او سند فروشگاهشانس سرگردان و تمام اطلاعات مربوط به آن را به دست آورد.
با بررسی جزئیاتشهر فروشگاه، سردرد بهسپس سراغ شی فنگ آمد.
شی فنگ به شرط ارتقای فروشگاه سرگردان اخم کرد. بیدلیل نبودهمیشه که ارتقای فروشگاههای سرگردان به سطح ۲-ستاره برای آن قدرتها تارؤیای این حد طول کشیده بود. این شرط ارتقا واقعاً دردسرساز است...
برای ارتقای یک فروشگاه NPC معمولی، تنها به سطح خاصی از محبوبیت و حجم معاملات نیاز بود. با وجود این، ماجرای فروشگاه سرگردان کاملاً متفاوت بود.
شاید به این دلیل بود که فروشگاه کالای زیادی برای فروش نداشت،زمان اما برای رسیدن به سطح ۲-ستاره واقعاً به یک فرمان ارتقای فروشگاهاژدها برنزی نیاز داشت. بدون این فرمان، برای همیشه یک فروشگاه ۱-ستاره باقی میماند...
به دست آوردن فرمان ارتقای فروشگاه برنزی که مخصوص فروشگاههای NPC بود، بسیار دشوارتر از فرمانهای ارتقای فروشگاههای بازیکنان بود. معمولاً این فرمانهای ارتقا تنها در سیاهچالهای تیمی بزرگمقیاس سطح ۱۰۰ به بالا دراپ میشدند و ارزش هر یک از آنها دهها هزار طلا بود. به هر حال، ارتقای یک فروشگاه NPC مزایای فراوانی به همراه داشت.
متأسفانه، فکر کردن به یورش به سیاهچالهای تیمی سطح ۱۰۰ با بازیکنان فعلی، شبیهبرای به یک شوخی بود. اگر تیمی از متخصصان سطح ۹۰ تلاش میکردند به یکتکنیکهای سیاهچال سطح ۱۰۰ یورش ببرند، حتی برای شکست دادن مابهای سیاهچال نیز به دردسر میافتادند.
سیاهچالهای سطح ۱۰۰ به بالا مختص بازیکنان رده ۳ و بالاتر بود. بازیکنان ردهشهر ۲ کاری جز تماشا کردن یا مردن از دستشان برنمیآمد. به همین دلیل بودباستانی که موجودات رده ۳ به عنوان نیرویی میانی در قلمرو خدا در نظر گرفته میشدند.
شی فنگ با خود فکرتصادفی کرد: به نظر میرسه مجبورمتنها یه ورلد باس رو بکشم.
تا جایی که به خاطر میآورد،سپس تنها راه دیگر برای به دست آوردناژدها فرمان ارتقای برنزی، کشتن ورلد باسها بود.
اگرچه یورش به ورلد باسها چالشبرانگیز بود، اما او باید فروشگاه سرگردان را در سریعترینفروش زمان ممکن به سطح ۲-ستاره ارتقا میداد. او هیچ راه دیگری برای به دست آوردن مقداردسترس زیادی طلای باستانی نداشت و زیرو وینگ نیز هنوز هیچ عضوی در شهر قلب اژدها نداشت.
با در نظر گرفتن گزینههایش، شیشهرهای فنگ طومار بازگشتی بیرون آورد وزمان به شهر رودخانه سفید تلهپورت کرد.
ورلد باسها به شدت کمیاب و بینهایت قدرتمند بودند. حتی زیرو وینگ نیز تنها به یورش بهسپس ورلد باسهای سطح ۷۰ محدود میشد و همان هم با کمی ریسک همراه بود. هرچه سطح یک ورلدالبته باس بالاتر بود، شکست دادن آن نیز دشوارتر میشد. نرخ رشد ورلد باسها بسیار فراتر از بازیکنان بود.
متأسفانه، اگر شانس بالایی برای تضمین یک فرمان ارتقای فروشگاه برنزی میخواست، بایداژدها به پادشاه یخبندان که یک ورلد باس سطح ۹۰ بود، یورش میبرد. اوبعد در گذشته شنیده بود که این باس یک فرمان ارتقای فروشگاه برنزی دراپ میکند.
با وجود این، شی فنگ تصمیم گرفتبیطرف پیش از تلاش برای چنین یورش چالشبرانگیزی،برای قدرت کایت و آنا را افزایش دهد.
او در صحرای بیانتها روحهای فراوانی از ژنرالهای اسکلتی جذب کرده بود. اگرچه ژنرالهایشهر اسکلتی تنها گرند لرد بودند، اما هیولاهایی با سطح ۱۰۰ به بالا محسوب میشدندباستانی و مینی-باس به حساب میآمدند. جمعآوری عصاره روح هنگام کشتن آنها چندان دشوار نبود.
شی فنگ درنبود مجموع ۸ قطره عصارهمختلف روح جمعآوری کرده بود.
در ابتدا، قصد داشت آنها را برای Fire Dance و دیگران نگه دارد. اگر از تقویت روح روی قویترین بازیکنانش استفاده میکرد، شاید آنها میتوانستند به قلمرو عروج یا قلمرو تهی راه یابند. اما با در نظر گرفتن مخمصهی فعلیاش، شی فنگ تصمیم گرفت ابتدا این مهارت را روی محافظان شخصیاش به کار گیرد.
با رسیدن به شرکت تجاریبسیاری نور شمع، شی فنگ دومیخورد محافظ شخصیاش را احضار کرد.
کایت از قبل به سطح ۹۵ رسیده بود، در حالی که آنا سطحمشخصی ۹۶ را رد کرده بود. سرعت لولآپ آنها به معنای واقعی کلمه ترسناک بود.طلای در مقایسه، بیشتر محافظان شخصی نقره مهتابِ رایج تنها به سطح ۹۰ رسیده بودند.
محافظان شخصی هنگام کشتن هیولاهای سطح بالاتر EXP اضافهای دریافت نمیکردند. آنها تنها با تکمیل مأموریتها میتوانستند لولآپ کنند.
پس از احضار دو محافظ شخصیاش،سپس شی فنگ از قطعه ادبیات خدای باستاناژدها استفاده کرد تا آنا را اسکن کند.
شی فنگ با دیدن اینکه برای استفاده از تقویت روح رویهمیشه آنا به ۱۵ قطره عصاره روح نیاز دارد، در دل ناسزارؤیای گفت: تعداد عصاره روح مورد نیاز یه کم زیادی بالا نیست؟
به دست آوردن عصاره روح آسان نبود و او میتوانست تنها هر شش ساعت یک بار از جذبناپدید روح استفاده کند. تنها دلیلی که تا به حال این تعداد قطره جمعآوری کرده بود، مبارزه با گرند لردهایبعد سطح ۱۰۰ بود. او شک داشت که حتی گرند لردهای زیر سطح ۱۰۰ نیز به او عصاره روحی بدهند.
سپس شیآسان فنگ کایتبهطور را اسکن کرد.
وقتی شی فنگ دید که برای استفاده از تقویت روح روی کایت تنها بهقیمت ۵ قطره عصاره روح نیاز دارد، نفس راحتی کشید. خوشبختانه، کایت تنها یک محافظکاربری شخصی طلای سیاه بود، در حالی که آنا یک محافظ شخصی حماسی به شمار میرفت.
شی فنگ گفت: «حالا که اینطوره، پس اول توچشم رو تقویت میکنم.» او با استفاده از قدرت نهفتههیچیک در قطعه ادبیات خدای باستان، شروع به خواندن وردی کرد.