---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3464: Meeting Aqua Rose Again • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 3464: Meeting Aqua Rose Again

0

با شنیدن حرف‌های شی‌کمک​ فنگ، آربث کمی اخم‌می‌بردند​ کرد و پرسید: «چه شرطی؟»

او احساس‌جابه‌جایی​ می‌کرد که شی‌میان​ فنگ زیاده‌روی می‌کند.

سهمیه ورود به طبقه فوقانی مناره طلایی به‌شدت کمیاب و ارزشمند بود.‌زود​ از این گذشته، طبق بررسی‌های او، اگر بازیکنان به اندازه کافی قوی‌نکته‌ای​ بودند، این شانس را داشتند که یک آرتیفکت الهیِ شکسته به دست آورند.

در همین حال، آرتیفکت الهیِ شکسته چیزی بود که می‌توانست به بازیکنان رده ۵ قدرت‌نمی‌خوام​ مبارزه در برابر بازیکنان رده ۶ را ببخشد. بنابراین، صرفاً فرصتِ به دست آوردن یک‌اما​ آرتیفکت الهیِ شکسته، به‌راحتی ارزش بسیار بیشتری نسبت به یک سهمیه ورود به قلمرو ابدی داشت.

شی فنگ متوجه چهره‌ی ناراضی آربث شد. خنده‌ای سر داد و گفت:‌نکته‌ای​ «سوءتفاهم نشه معاون گیلد آربث. من هزینه بیشتری نمی‌خوام. فقط ازت می‌خوام‌متخصصی​ درباره روش دقیقی که باهاش وارد قلمرو ابدی شدی، هیچی به کسی نگی.»

فرصت ورود به طبقه فوقانی مناره طلایی وسوسه‌انگیز بود، اما گواهینامه کارگاه پرتگاه آیتم معمولی‌بازگشته​ و پیش‌پاافتاده‌ای نبود که ارزش افشا شدن برای چنین فرصتی را داشته باشد. قابلیت این‌حیاتی​ آیتم برای جابه‌جایی چندین نفر در میان قلمروها با هزینه‌ای نسبتاً مقرون‌به‌صرفه، ارزش ویژه‌ای داشت.

اکنون که او به دنیای باستانی مینیاتوری بازگشته بود، دیر‌بازگشته​ یا زود دیگران متوجه ماجرا می‌شدند. و اگر به آربث‌می‌بردند​ کمک می‌کرد، دیگران حتی زودتر به این موضوع پی می‌بردند.

با وجود این، چگونگی سفر او‌ناراضی​ در میان قلمروها نکته‌ای حیاتی بود‌معاون​ که می‌خواست آن را مخفی نگه دارد.

در حال حاضر افراد زیادی در تلاش بودند تا وارد قلمرو ابدی شوند. وقتی حتی متخصصی مانند آربث حاضر بود برای‌تلاش​ ورود به قلمرو ابدی چنین پیشنهاد پرسودی ارائه دهد، ناگفته پیداست که سایر متخصصان نیز در وضعیت مشابهی قرار داشتند. در این‌پیش​ صورت، او در آینده فرصت‌های تجاری فراوانی در پیش داشت و ناشناخته ماندن روش‌هایش، برتری بزرگ‌تری در طول مذاکرات به او می‌بخشید.

آربث که متوجه منظور او شده بود، اطمینان داد: «از این بابت خیالت راحت باشه لیدر‌دیر​ گیلد شعلۀ سیاه. می‌تونم یه قرارداد قلمرو خدا امضا کنم و بهت قول بدم. اگه بقیه پرسیدن‌نگه​ چطوری وارد قلمرو ابدی شدم، می‌گم تصادفی وارد یه گذرگاه فضا-زمان شدم و سر از اونجا درآوردم.»

شی فنگ دستش را تکان داد و گفت: «نیازی‌مینیاتوری​ به این کار نیست. اگه در این مورد پرسیدن، می‌تونی‌موضوع​ حقیقت رو بهشون بگی و بگی که من کمکت کردم.»

آربث با تعجب به‌متوجه​ شی فنگ نگاه کرد‌داد​ و پرسید: «حقیقت رو بگم؟»

توانایی ورود به قلمرو ابدی از دنیای بیرون، قابلیتی تکان‌دهنده بود.‌سفر​ اگر قدرت‌های مختلفِ اوج و شبه‌اوج از این موضوع باخبر می‌شدند،‌شوند​ به هر قیمتی برای به دست آوردن این توانایی تلاش می‌کردند.

عبارت «به هر قیمتی» در اینجا لزوماً به این معنا نبود که‌دنیای​ آن‌ها حاضرند هر هزینه‌ای را برای آن بپردازند. بلکه احتمال زیادی وجود داشت‌می‌بردند​ که مستقیماً از شی فنگ بخواهند روش کار را به آن‌ها تحویل دهد.

اما از آنجا که شی فنگ جرئت کرده بود چنین حرفی بزند، نشان می‌داد که او اطمینان دارد می‌تواند در برابر قدرت‌های‌چگونگی​ مختلف اوج بایستد. با این حال، اینکه دقیقاً چه چیزی این اعتمادبه‌نفس را به او می‌داد، همچنان نامشخص بود. از این گذشته،‌سایر​ داشتن تنها یک الهه جنگ رده ۶ به‌هیچ‌وجه کافی نبود تا قدرت‌های مختلف اوج او را به‌عنوان یک هم‌تراز به رسمیت بشناسند.

پس از آن، شی فنگ یک قرارداد قلمرو خدا با آربث امضا کرد. در این قرارداد ذکر شده بود که شی فنگ به آربث برای ورود به‌نگی​ قلمرو ابدی کمک خواهد کرد. در ازای آن، آربث نباید روش دقیقی را که برای ورود به قلمرو ابدی استفاده کرده بود به دیگران می‌گفت و همچنین،‌ویژه‌ای​ مگر در صورتی که خود شی فنگ درخواست تأخیر می‌کرد، او موظف بود یک هفته پس از ورودشان به قلمرو ابدی، شی فنگ را به مناره طلایی ببرد.

...

سه روز بعد...

پس از ساماندهی دفاعیات شهر دریای پژمرده، برپایی یک آرایه جادویی دفاعی استاد تمامِ‌ماجرا​ جدید و اطمینان از بازگشایی موفقیت‌آمیز شهر، شی فنگ از تله‌پورت درهم‌شکننده جهانِ گواهینامه‌نگه​ کارگاه پرتگاه استفاده کرد تا یک دروازه درهم‌شکننده جهان به‌سوی قلمرو ابدی باز کند.

این بار، او سو چیانلیو، وو شیائوشیاو، Midsummer، Rampant Blade، جون لوئوشا، Wordless Ember، Sleeping Quicksand، Hidden Soul، لیو ووشنگ، Galaxy Past، Crimson Heart، Sound Reaver و آربث را با خود همراه کرد. با اضافه شدن Desolate Fury، Cross، لروجا، Ink Qilin، River Light و Blaze Eye، تمام بیست ظرفیت تله‌پورت درهم‌شکننده جهان پر شد.

با بازگشت به شهر کریستالی رازها در قلمرو ابدی، Ink Qilin و دیگران مشتاقانه وارد کاخ کریستالی زیرزمینی شدند. اما از آنجا که شی فنگ باید همراه با آربث به مناره طلایی می‌رفت، تنها توانست از Gentle Snow بخواهد تا سو چیانلیو و بقیه را برای کاوش در کاخ کریستالی زیرزمینی همراه با گروه Scarecrow Fox رهبری کند.

Ink Qilin هیچ مخالفتی با تشکیل گروه با اعضای بال صفر و آسورا نداشت. از این گذشته، انجام این کار برای Scarecrow Fox بسیار سودمند بود.

اول اینکه، سو چیانلیو و بقیه همگی به گنجینه‌های مخفی مجهز بودند که به آن‌ها اجازه می‌داد خروجی آسیب بسیار بیشتری نسبت به سایر بازیکنان رده ۵ داشته باشند. دوم اینکه، Desolate Fury، Cross و لروجا استاد طلایی بودند و گروهی که از کمک سه استاد طلایی بهره می‌برد، می‌توانست حتی بسیار بهتر از گروه‌های قدرت‌های مختلف شبه‌اوج عمل کند.

در حالی که Gentle Snow و دیگران به سمت کاخ کریستال زیرزمینی به راه افتادند، شی فنگ و اوربث به منطقه‌ای متروکه در شهر کریستال رفتند و با استفاده از کلید اورلیا، به مناره طلایی منتقل شدند.

...

مناره طلایی:

پس از محو شدن آرایه درخشان تله‌پورت، مناره‌ای باشکوه به ارتفاع ده کیلومتر‌دیگران​ در برابر چشمان شی فنگ پدیدار شد. مناره باستانی بود و هیبت الهیمی‌خواست​ قدرتمندی از خود ساطع می‌کرد که مانع نزدیک شدن بازیکنان زیر رده ۵ می‌شد.

هرچند بازیکنان رده ۵ می‌توانستند به مناره نزدیک شوند، اما وقتی در احاطه هیبت‌هزینهالهی آن قرار می‌گرفتند، حرکاتشان خشک می‌شد. تنها متخصصانی با ویژگی‌های پایه‌ای که به‌فرصت​ استاندارد رده ۶ رسیده بود، می‌توانستند از تأثیر این هیبت الهی در امان بمانند.

واقعاً جمعیت زیادی اینجاست. شی فنگ‌زودتر​ با دیدن تجمع عظیم بازیکنان در بیرون‌حیاتی​ مناره طلایی، نتوانست جلوی حیرتش را بگیرد.

با یک نگاه گذرا، به‌خوبی مشخص بود که بیش از ۱۰,۰۰۰ بازیکن در بیرون‌مینیاتوری​ مناره طلایی جمع شده‌اند. ناگفته نماند که این‌ها تنها بازیکنانی بودند که هنوز وارد‌سفر​ مناره نشده بودند. خدا می‌دانست چه تعداد بازیکن دیگر در داخل مناره حضور دارند!

در طول چندین باری که در زندگی قبلی‌اش از مناره‌بازگشته​ طلایی دیدن کرده بود، هرگز با چنین جمعیت عظیمی که‌می‌بردند​ برای به چالش کشیدن مناره آمده باشند، روبه‌رو نشده بود.

اوربث نیز از این وضعیت شگفت‌زده بود. او انتظار نداشت این همه بازیکن را‌هزینه​ در حال به چالش کشیدن مناره طلایی ببیند و حس می‌کرد فریب خورده است.‌فرصت​ از این گذشته، کلیدهای مناره طلایی آن‌قدرها هم که شایعات می‌گفتند کمیاب و ارزشمند نبود.

پیش از آنکه شی فنگ و اوربث بتوانند از‌وجود​ این بهت و حیرت خارج شوند، مرد جوانی که یک‌افراد​ برزرکر سطح ۱۵۸ رده ۵ بود، به آن‌ها نزدیک شد.

جوان برزرکر نگاهی به شی فنگ و اوربث‌نسبتاً​ انداخت و پرسید: «شما دو تا می‌خواید واسه‌دیر​ ورود به مناره طلایی بیاید تو گروه ما؟»

شی فنگ پرسید: «مگه‌مقرون‌به‌صرفه​ واسه ورود به مناره‌باستانی​ طلایی لازمه گروه تشکیل بدیم؟»

شی فنگ با نگاه به جوان برزرکر‌خنده‌ای​ که استاندارد مبارزه‌اش در حد استاندارد طبقه‌هزینه​ پنجم بود، نتوانست سردرگمی‌اش را پنهان کند.

مناره طلایی یک سیاه‌چال نبود. بلکه مکانی بود‌می‌بردند​ که به تمام واردشوندگان، یک آزمون استاندارد ارائه‌نگه​ می‌داد. هیچ نیازی نبود که بازیکنان گروه تشکیل دهند.

جوان برزرکر با لبخندی تلخ گفت: «اون تو نیازی نیست، ولی اگه بخواید وارد مناره طلایی بشید، قضیه فرق می‌کنه.» سپس با کلافگی‌زودتر​ به ورودی مناره طلایی اشاره کرد و ادامه داد: «اون آدما رو می‌بینید؟ همه‌شون متخصصای شبه‌ابرقدرت‌های مختلفن. شما تازه رسیدید، واسه همین شاید‌دهد​ ندونید، ولی این شبه‌ابرقدرت‌ها ورودی رو بستن و اعلام کردن تا وقتی اعضای خودشون از اون تو بیرون نیومدن، هیچ‌کس حق ورود نداره.»

«اگه بخواید زوری برید داخل، باید قدرت و صلاحیت کافی داشته باشید. مثلاً اگه عضو یکی از این‌زودتر​ شبه‌ابرقدرت‌ها باشید و گروهتون به اندازه کافی متخصص طبقه پنجم داشته باشه، می‌ذارن رد بشید؛ چون می‌دونن درگیری باهاتون‌مانند​ ارزشش رو نداره. اگه این دو تا شرط رو نداشته باشید و بخواید زوری وارد بشید، همون‌جا درجا می‌کشنتون.»

با شنیدن توضیحات جوان برزرکر، شی فنگ نگاهی‌داد​ به آن صد و اندی بازیکنی انداخت که‌فقط​ راه ورودی مناره طلایی را سد کرده بودند.

تمام این متخصصان در حد استاندارد طبقه پنجم بودند و نشان‌های انجمنی که‌حیاتی​ بر سینه داشتند، از هفت نوع مختلف بود. در میان آن‌ها، مواردی که شی‌پرسودی​ فنگ با آن‌ها آشنایی داشت، نشان‌های انجمن «اتحادیه تاجران سرخ» و «زنبور شعله‌ور» بود.

شی فنگ همچنین نشان انجمن «دودمان ستاره»‌هزینه‌ای​ را که یکی از نُه شبه‌ابرقدرت بزرگ‌مینیاتوری​ در قلمرو خدای بزرگ بود، تشخیص داد.

وقتی جوان برزرکر دید شی فنگ کمی بهت‌زده به نظر می‌رسد، توضیح داد: «احتمالاً می‌تونی حدس بزنی اون پیرمردی که‌می‌بردند​ اون جلو وایساده کیه، نه؟ اون خدای جنگ تبر اهریمنی، یکی از بزرگان دودمان ستاره‌ست. اون نه‌تنها یه قدیس کهنه‌کاره،‌ارائه​ بلکه یه استاد طلایی هم هست. بهتره اصلا سعی نکنی تحریکش کنی. تا الان بیشتر از هزار تا متخصص رو کشته.»

با وجود این، چیزی که جوان برزرکر نمی‌دانست این بود که‌نشه​ شی فنگ به خاطر تبر اهریمنی مبهوت نشده بود، بلکه دلیل حیرتش‌وارد​ زنی بود که در فاصله‌ای نه‌چندان دور از تبر اهریمنی ایستاده بود.

زنِ موردبحث، ردایی به رنگ بنفش تیره بر‌می‌بردند​ تن داشت. او همچون یک پری، زیبارویی خیره‌کننده بود‌دارد​ و هر حرکتش جذابیتی اغواکننده از خود ساطع می‌کرد.

در همین حال، این زن کسی نبود جز Aqua Rose، یکی از معاونان انجمن زیرو وینگ در زندگی قبلی شی فنگ!

...

یادداشت مترجم:

[۱] [خدای جنگ تبر اهریمنی: این یک لقب است که بر اساس حرکت ویژه او، یعنی تبر‌دارد​ اهریمنی ساخته شده است. از آنجا که نام کاربری اصلی او را نمی‌دانم و تکرار مداوم «خدای‌نیز​ جنگ تبر اهریمنی» طولانی می‌شود، در فصل‌های بعدی او را با نام «تبر اهریمنی» خطاب خواهم کرد.]

ناولها | novelha.net