---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 602: محدودیت زمانی • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 602: محدودیت زمانی

0

در قلمرو خدا، فرشتگان سقوط‌کرده جزء موجودات برتر به شمار‌می‌رسید​ می‌رفتند و از بدو تولد بسیار قدرتمندتر از موجودات معمولی بودند.‌نشان​ همه می‌دانستند که آن‌ها در برابر موجودات معمولیِ هم‌رده‌ی خود شکست‌ناپذیرند.

هنگام رویارویی با یک فرشته سقوط‌کرده‌ی رده ۵،‌چنگ​ حتی یک متخصص رده ۵ مجهز به مهارت‌مقاومت​ تابوی رده ۵ نیز تنها می‌توانست فرار کند.

شی فنگ با‌خودت​ خود اندیشید: «این‌مولوخ​ دفعه دیگه کارم تمومه.»

با نگاه به فرشته سقوط‌کرده‌ای که‌بزرگِ​ در آسمان معلق بود، تنها لبخند‌مقاومت​ تلخی بر لبان شی فنگ نقش بست.

شاید می‌توانست از چنگ شیطان بزرگِ رده ۴ بگریزد، اما در برابر فرشته سقوط‌کرده‌ی رده‌پیدا​ ۵، هیچ امیدی برای مقاومت نداشت. در دامنه‌ای که موجودی رده ۵ خلق کرده بود،‌دست​ حتی جابه‌جایی فضایی در حلقه هفت رنگ نیز بی‌فایده می‌نمود، مهارت‌های دیگرش که جای خود داشت.

از نظر رقابت در سرعت نیز، وقتی‌شاید​ حتی حریف شیطان بزرگ رده ۴ نمی‌شد، چگونه‌برای​ می‌توانست بر فرشته سقوط‌کرده‌ی رده ۵ غلبه کند؟

در برابر فرشته سقوط‌کرده‌ی رده‌دادی​ ۵، حتی شیطان بزرگ رده ۴،‌به‌تازگی​ کنتل، همچون ذره‌ی غباری ناچیز بود.

فرشته سقوط‌کرده با چهره‌ای شیطنت‌آمیز گفت: «انسان، مثل اینکه خیلی‌امیدی​ دل‌وجرئت داری. با اینکه فقط یه شمشیرزن رده ۱ هستی، واقعاً‌هفت​ به خودت جرئت دادی حلقه مولوخ رو از چنگ کنتل دربیاری.»

او شبیه کودکی به نظر‌دادی​ می‌رسید که به‌تازگی اسباب‌بازی جدیدی‌می‌رسید​ برای بازی پیدا کرده باشد.

پیش از آنکه شی فنگ بتواند واکنشی نشان دهد، فرشته سقوط‌کرده از آسمان ناپدید‌امیدی​ شد. تا شی فنگ به خود بیاید و بفهمد چه رخ داده، فرشته سقوط‌کرده‌ی جذاب‌مهارت‌های​ پیش رویش ایستاده بود و دست سفید و بی‌نقصش، قلب شی فنگ را دریده بود.

در دم، HP شی فنگ که بیش از ۱۰,۰۰۰ بود، صفر شد.

شی فنگ در حالی که بهت‌زده به HP خود که به‌سرعت تخلیه می‌شد خیره مانده بود، با خود اندیشید: «قدرت یه فرشته سقوط‌کرده رده ۵ این‌طوریه؟»

از نظر سرعت و قدرت، فرشته سقوط‌کرده به‌مراتب از تمام بازیکنان رده ۵ که شی فنگ تا آن زمان با آن‌ها روبه‌رو شده بود، قدرتمندتر‌بفهمد​ بود. با وجود این، استانداردهای مبارزاتی فرشته سقوط‌کرده با اختلاف، ترسناک‌ترین بخش ماجرا به شمار می‌رفت. حرکاتش کاملاً بی‌نقص بود. در حملاتش حتی کوچک‌ترین حرکت‌زمان​ اضافی به چشم نمی‌خورد. جای تعجب نداشت که در گذشته، هرگاه صحبت از فرشتگان سقوط‌کرده به میان می‌آمد، رنگ از رخسار بسیاری از متخصصان می‌پرید.

اگرچه شی فنگ پیش از این به قلمرو جریان آب، یعنی دومین مرحله از قلمرو‌برای​ پالایش دست یافته بود، اما همچنان تا رسیدن به کنترل فیزیکی بی‌نقص فاصله زیادی داشت.‌دیگرش​ تنها در صورت دستیابی به یک دامنه[1] می‌توانست برای رسیدن به چنین کمالی تلاش کند.

اما به‌راستی چند بازیکن‌جرئت​ در قلمرو خدا می‌توانستند‌شبیه​ به دامنه دست یابند؟

در آن لحظه، شی فنگ احساس می‌کرد بسیار خوش‌شانس بوده است، چرا که فرشته سقوط‌کرده برای کشتن او از هیچ حرکت ویژه‌ای استفاده نکرده بود. بلکه تنها‌جای​ با یک حمله معمولی جان او را گرفته بود. با این شرایط، در بدترین حالت تنها یک سطح و مقداری تبحر از دست می‌داد. افزون بر این،‌هستی​ بازیکنان با کشته شدن به دست هیولاها، به‌جز چند آیتمی که به‌طور معمول پس از مرگ از دست می‌رفت، هیچ‌یک از تجهیزات اصلی خود را از دست نمی‌دادند.

شی فنگ پس از زنده شدن چشمانش را‌شبیه​ باز کرد و با دیدن اینکه همچنان در‌باشد​ لانه تاریک است، با تعجب گفت: «اینجا چه خبره؟»

با وجود این، در فاصله‌ی بسیار دورتری نسبت به کوه‌بزرگِ​ سر به فلک کشیده زنده شده بود. اگر می‌خواست خود‌خلق​ را به کوه برساند، باید بیش از نیم ساعت می‌دوید.

در حالت عادی، وقتی بازیکنی در نقشه‌ای ویژه کشته می‌شد، در شهر زنده می‌شد.‌بازی​ از آنجا که به دست فرشته سقوط‌کرده‌ی رده ۵ کشته شده بود، منطق حکم می‌کرد‌ایستاده​ که در یک شهر زنده شود، اما اکنون در میان دشت‌ها به زندگی بازگشته بود.

شی فنگ بی‌درنگ پنل ویژگی‌ها‌شیطان​ را باز کرد تا ویژگی‌ها‌امیدی​ و محتویات کیفش را بررسی کند.

«خوبه. فقط یه‌خودت​ سطح و یکم‌مولوخ​ تبحر از دست دادم.»

شی فنگ نفس راحتی کشید. برای‌بست​ شی فنگ تفاوت چندانی نداشت که‌اما​ در سطح ۳۳ باشد یا ۳۲.

«آخه اینجا چه خبره؟»

شی فنگ با نگاهی به اطراف، ناگهان متوجه جاده‌ای طلایی‌رنگ شد که‌مقاومت​ در میان دشت‌های بی‌کران کشیده شده بود. هیولاهای بی‌شماری نیز در امتداد‌می‌نمود​ این جاده، به سمت کوه سر به فلک کشیده در حرکت بودند.

سطح این هیولاها تفاوت چشمگیری با یکدیگر داشت؛ پایین‌ترین آن‌ها در سطح ۱۰‌جدیدی​ و بالاترینشان در سطحی بیش از ۱۰۰ قرار داشتند. شی فنگ تنها با یک‌جذاب​ نگاه دریافت که ده‌ها هزار هیولا در امتداد این جاده طلایی در حال حرکت‌اند.

افزون بر این، هیولاها از نژادهای بسیار متنوعی تشکیل شده بودند و اکثریت آن‌ها هیچ ارتباطی با نیروهای تاریکی نداشتند. شی فنگ حتی چند NPC انسانی نیز در میان آن‌ها به چشم دید. این NPCها نیز به نیروهای تاریکی تعلق نداشتند و بیشتر شبیه به ماجراجویان بودند. درست مانند هیولاها، سطح این NPCها نیز از سطح ۱۰ تا بالای سطح ۱۰۰ متغیر بود.

شی فنگ با حیرت با خود فکر کرد: چرا این‌همه NPC انسانی اینجا حضور دارند؟ با وجود این، حیرتش مانع از آن نشد که بی‌سروصدا به مسیر طلایی نزدیک شود.

شی فنگ برای احتیاط، [شبح‌شیطان​ قاتل] را فعال کرد و‌امیدی​ همزادش را جلوتر از خود فرستاد.

اما در کمال تعجب، حتی پس از آنکه این هیولاها و NPCها متوجه همزاد شی فنگ شدند، هیچ نشانه‌ای از خصومت نشان ندادند. با قدم گذاشتن همزاد در مسیر طلایی، شی فنگ اعلان سیستمی دریافت کرد مبنی بر اینکه در این منطقه نمی‌تواند به کسی حمله کند.

خطری در کار نبود.

با دیدن این وضعیت، خیال شی فنگ راحت‌شبیه​ شد. سپس او نیز در امتداد مسیر طلایی به‌پیش​ سمت کوه سر به فلک کشیده به راه افتاد.

او با هزاران زحمت خود را به منطقه مرکزی‌هیچ​ لانه تاریک رسانده بود. با احتمالی بیش از ۸۰‌جابه‌جایی​ درصد، [کتاب مقدس تاریکی] جایی در همان کوه قرار داشت.

شی فنگ پیش از‌جرئت​ این مأموریت‌های حماسی متعددی‌شبیه​ را به پایان رسانده بود.

فرشته سقوط‌کرده رده ۵ تنها با یک حمله معمولی او را کشته بود. این ثابت می‌کرد‌مقاومت​ که او هنوز در مأموریت شکست نخورده است. احتمال داشت این مجازات تنها به این دلیل‌داشت​ گریبانش را گرفته باشد که از روشی نادرست برای ورود به لانه تاریک استفاده کرده بود.

در غیر‌واقعاً​ این صورت، کارش‌دادی​ واقعاً تمام بود.

اگر یک فرشته سقوط‌کرده رده ۵ از [کتاب مقدس تاریکی] محافظت می‌کرد، تکمیل این مأموریت حماسی غیرممکن می‌شد؛ مگر آنکه شی فنگ یک بازیکن رده ۶ در سطح خدا می‌بود. علاوه بر این، همین واقعیت که Fantasy Extinguisher در گذشته موفق به تکمیل این مأموریت شده بود، ثابت می‌کرد که قطعاً راه دیگری برای بالا رفتن از کوه و سرقت [کتاب مقدس تاریکی] وجود دارد.

با رسیدن به کوهپایه، شی فنگ متوجه شد که مسیر طلایی به محرابی عظیم ختم می‌شود. بر فراز محراب،‌بتواند​ هیولاهای بی‌شماری وحشیانه می‌جنگیدند و یکدیگر را تکه‌تکه می‌کردند. گهگاه، پیروزمندان با کلیدی طلایی در دست، از دل این‌حالی​ نبردهای بی‌وقفه بیرون می‌آمدند. سپس این پیروزمندان از کوه بالا می‌رفتند و به همان نقطه ورود اولیه شی فنگ می‌رسیدند.

پس همان‌طور که حدس می‌زدم، روش ورودم اشتباه بود. پس از مدتی‌اما​ زیر نظر گرفتن شرایط، شی فنگ هیچ هیولای رده‌بالایی را ندید که از‌هفت​ کوه محافظت کند. همچنین هیچ فرشته سقوط‌کرده رده ۵ در آسمان گشت نمی‌زد.

شی فنگ خیلی زود خود را به‌دربیاری​ محراب رساند. به محض اینکه قدم بر آن‌پیدا​ گذاشت، صدای اعلان سیستم در گوشش طنین‌انداز شد.

SYSTEM

سیستم: تمام دشمنان پیش روی خود را شکست دهید تا اجازه ورود به قله جهان به شما داده شود.

سیستم: شما به ازای کشتن هر هیولای معمولی ۱ دقیقه، هر هیولای نخبه ۱۰ دقیقه، نخبه ویژه ۳۰ دقیقه، سردسته ۱۰۰ دقیقه و لرد ۵۰۰ دقیقه زمان به دست خواهید آورد.

سیستم: شما می‌توانید ۱۰ هیولا را به عنوان حریف خود انتخاب کنید. در صورت شکست در نابودی تمام حریفان، خواهید مرد.

سیستم: شما ۱۹ دقیقه برای تصمیم‌گیری فرصت دارید. عدم انتخاب در این زمان به منزله انصراف خودکار خواهد بود. در صورت انصراف، خواهید مرد.

که این‌طور. پس برای ورود به قله جهان محدودیت وجود دارد. ظاهراً باید حریفانم را با دقت انتخاب کنم. شی‌واکنشی​ فنگ بالاخره از سازوکار این مکان سر درآورد. اما اگر فقط ده هیولای معمولی را بکشم، ده دقیقه زمان برای‌به‌سرعت​ گشت‌وگذار در کل قله جهان کافی نخواهد بود. به احتمال زیاد پس از طی مسافتی کوتاه، زمانم به پایان می‌رسد.

از هر زاویه‌ای که به قضیه‌بست​ نگاه می‌کرد، پیدا کردن آیتمی مانند‌اما​ [کتاب مقدس تاریکی] کار آسانی نبود.

حتی ممکن بود این آیتم در بالاترین نقطه کوه باشد. او حتی اگر ده ساعت هم برای طی مسیر وقت‌واکنشی​ می‌گذاشت، به نوک کوه نمی‌رسید. با وجود این، اگر هیولاهایی را انتخاب می‌کرد که بیش از حد قدرتمند بودند، در موضع‌تخلیه​ ضعف قرار می‌گرفت. اگر از بدشانسی نمی‌توانست حریفان انتخابی‌اش را از پای درآورد، واقعاً سند مرگ خود را امضا کرده بود.

ارزش یک لرد معادل ۵۰ نخبه ویژه یا ۵ سردسته بود. با وجود اینکه لرد بیشترین‌خلق​ زمان ممکن را در اختیارش می‌گذاشت، اما از پای درآوردنش از تمامی هیولاها سخت‌تر بود. علاوه بر‌حریف​ این، اگر مجبور می‌شد هم‌زمان با بیش از یک لرد روبه‌رو شود، سختی چالش چندین برابر می‌شد.

با این حال، اگر هیولاهای رده‌بالا را‌دربیاری​ به چالش نمی‌کشید، زمان کافی برای کاوش‌بازی​ در قله جهان را به دست نمی‌آورد.

شی فنگ که روی محراب‌نقش​ عظیم ایستاده بود، مدت زیادی‌بزرگِ​ را در افکارش غرق شد.

SYSTEM

سیستم: شما ۱ دقیقه برای فکر کردن فرصت دارید. لطفاً هر چه سریع‌تر تصمیم خود را بگیرید.

یادداشت مترجم:

[۱] دامنه: این مفهوم کمی با دامنه‌ای که در فصل ۵۹۹ به آن اشاره شد تفاوت دارد. دامنه‌ای که‌بفهمد​ شی فنگ در این فصل از آن صحبت می‌کند به هنرهای رزمی مربوط است، در حالی که دامنه‌ای که وایسمن‌قدرت​ در آرک قاتل مکانیکی در فصل ۵۹۹ استفاده کرد (قلمرو جادویی) یک مکانیک درون‌بازی (چیزی شبیه به یک مهارت) است.

ناولها | novelha.net