---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3256: شعلۀ سیاه! • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 3256: شعلۀ سیاه!

0

انجمن قلمرو‌جوانِ​ خدا، لابی‌دنیای​ آسانسور طبقه اول:

مردی در اوایل سی‌سالگی‌بسیار​ از لابی آسانسور بیرون آمد‌میان​ و وارد لابی اصلی شد.

مرد گرمکن ورزشی ساده‌ای‌دنیای​ پوشیده بود که ظاهری‌سردرگم​ کاملاً معمولی به او می‌بخشید.

با وجود این، به‌رغم ظاهر ساده و بی‌تکلف مرد، چه وارثان جوان شرکت‌ها و چه کارکنان حاضر‌میان​ در انجمن قلمرو خدا، همگی ناخودآگاه با نگاهی آمیخته به حسرت و غبطه به او خیره شده‌ملموس‌تر​ بودند. حتی برخی از افراد قدرتمند پیش‌قدم شده بودند تا راه را برای این مرد ساده‌‌پوش باز کنند.

«اون یارو دیگه کیه؟ مگه فقط یه استاد قدرت ذهنی‌مکانی​ دو ستاره نیست؟ پس چرا اون استاد بزرگ‌های قدرت ذهنی یک‌اختلاف​ ستاره دارن براش راه باز می‌کنن؟ نکنه وارث یه ابرشرکت باشه؟»

«امکان نداره، نه؟ چرا وارث‌گسترده‌تر​ یه ابرشرکت باید بیاد به یه‌جایگاه​ جای درب‌وداغونی مثل شهر دریاچه ستاره؟»

«آره واقعاً. شنیدم بعضی از این اربابای جوون حتی‌بزرگ​ محیط شهرهای درجه دو رو هم نمی‌تونن تحمل کنن.‌خود​ عمراً پاشون رو تو یه شهر درجه سه بذارن.»

همان‌طور که به آن مردِ ساده‌پوشِ گرمکن‌به‌تن‌مکانی​ نگاه می‌کردند، دختران و پسران جوانِ اهل دنیای‌خود​ درخشش آبی ناخودآگاه گیج و سردرگم شده بودند.

دنیای بزرگ مکانی بود که در‌آبی​ آن اصطلاح «قانون جنگل» ابعاد بسیار‌قانون​ گسترده‌تر و بی‌رحمانه‌تری به خود می‌گرفت.

در این میان، اختلاف جایگاه میان استادان قدرت ذهنی و استادان بزرگ قدرت ذهنی در‌اگر​ دنیای بزرگ، بسیار چشمگیر و عظیم بود. اگر یک استاد قدرت ذهنی جرئت می‌کرد بدون دلیلی‌مختصِ​ موجه، یک استاد بزرگ قدرت ذهنی را تحریک کند، مقامات شهر بی‌درنگ او را تبعید می‌کردند.

این اختلاف جایگاه، در انجمن قلمرو خدا حتی ملموس‌تر هم بود. در وهله اول، ورود به برخی از بخش‌های ساختمان انجمن قلمرو‌جایگاه​ خدا مختصِ استادان بزرگ قدرت ذهنی بود. از سوی دیگر، استادان بزرگ قدرت ذهنی برای استفاده از اقامتگاه‌ها، اتاق‌های تمرین و منابع‌دیگر​ قابل معاوضه انجمن نیز حق تقدم داشتند. این حق تقدم در استفاده از اقامتگاه‌ها، تفاوتی به‌شدت آشکار و برجسته به شمار می‌رفت.

در حالت عادی، افرادی که دوره تازه‌واردی خود را در انجمن قلمرو خدا به پایان رسانده بودند، به دنبال اجاره اتاق در طبقات پایین ساختمان انجمن بودند، چرا که این اتاق‌ها ارزان‌ترین گزینه‌های موجود محسوب‌وهله​ می‌شدند. با وجود این، به دلیل امتیاز ویژه‌ای که به استادان بزرگ قدرت ذهنی داده شده بود، تمام اتاق‌های طبقات پایین توسط استادان بزرگ مختلف تصاحب می‌شد. در نتیجه، هر کسی که به دنبال اجاره‌اتاق‌ها​ این اتاق‌های ارزان‌قیمت بود، باید این کار را از طریق همان استادان بزرگ قدرت ذهنی انجام می‌داد. در غیر این صورت، مجبور بودند مکانی را برای اجاره در خارج از انجمن قلمرو خدا پیدا کنند.

با وجود اینکه اجاره‌بهای درخواستیِ استادان بزرگ قدرت ذهنی سه برابر گران‌تر از نرخ خود انجمن بود و حتی‌می‌گرفت​ از میانگین هزینه اجاره یک خانه در شهر نیز فراتر می‌رفت، اما همچنان استادان قدرت ذهنی بسیاری در تلاش‌وهله​ برای اجاره این اتاق‌ها بودند. دلیل این موضوع، مأموریت‌های مشارکت شهری بود که انجمن قلمرو خدا هر روز منتشر می‌کرد.

در شهرهای مختلف دنیای بزرگ، هر کسی که به سطح استاد بزرگ قدرت ذهنی نرسیده بود، برای کسب امتیازات مشارکت شهر‌تحریک​ با دشواری روبه‌رو می‌شد. در همین حال، اگر شخصی در پایان هر ماه موفق به جمع‌آوری مقدار کافی از امتیازات مشارکت‌تقدم​ نمی‌شد، فارغ از اینکه استاد قدرت ذهنی باشد یا یک استاد بزرگ، از شهری که در آن اقامت داشت اخراج می‌گشت.

انجمن قلمرو خدا برای کمک به کسانی که استاد بزرگ نبودند، مأموریت‌هایی را برای اعضای عادی خود منتشر می‌کرد تا‌میان​ به آن‌ها اجازه دهد به‌سرعت امتیازات مشارکت جمع‌آوری کنند. با وجود این، از آنجا که هر روز تنها تعداد محدودی‌بخش‌های​ مأموریت منتشر می‌شد، کسانی که در ساختمان انجمن قلمرو خدا زندگی می‌کردند، نسبت به افراد خارج از انجمن برتری داشتند.

به همین دلیل، به جز استادان قدرت ذهنی که پشتوانه‌های‌جنگل​ قدرتمندی داشتند، سایر استادان قدرت ذهنی ساکن در شهرهای مختلف، ناخودآگاه‌چشمگیر​ در حضور استادان بزرگ قدرت ذهنی با احترام کامل رفتار می‌کردند.

در حالی که جوانان دنیای درخشش آبی احساس سردرگمی می‌کردند، پیرمردی که نشان یک استاد بزرگ یک ستاره را بر سینه داشت‌جایگاه​ و مسئولیت هدایت جوانان را بر عهده گرفته بود، به سمت آن‌ها چرخید. سپس با صدایی آرام به آن‌ها هشدار داد: «جوون‌ها،‌دیگر​ خوب گوش کنید. علاوه بر شرکت‌ها و خانواده‌های قدرتمند شهر، اون مرد یکی از کسانیه که تحت هیچ شرایطی نباید باهاش دربیفتید.»

دختری زیبا با چهره‌ای پرانرژی‌گسترده‌تر​ با کنجکاوی پرسید: «نمی‌شه سر به‌جایگاه​ سرش گذاشت؟ یعنی پشتوانه قدرتمندی داره؟»

پیرمرد پاسخ داد: «هم آره، هم نه.» سپس نگاهش را به مرد بی‌ادعا برگرداند و‌بسیار​ ادامه داد: «اون الان تو انتخاب لژیون شهر نفر اوله، اما این دستاورد به‌تنهایی کافی‌دلیلی​ نیست که استادان اعظم بهش احترام بذارن. اون استادان اعظم ازش می‌ترسن چون یکی پشتشه.»

دختر پرانرژی که گیج‌تر‌گیج​ شده بود، پرسید: «کسی‌اصطلاح​ پشتشه؟ اون آدم خیلی خفنه؟»

پیرمرد در حالی که اثری از اشتیاق در چشمانش نمایان شده بود، گفت: «اون شخص در حال حاضر الگوی اولِ شناخته‌شده‌ی پادشاهی رودخانه باستانی، شعله سیاه، امپراتور شمشیر آسوراست!» پیرمرد ادامه داد: «اون همچنین متخصص ترسناکیه که Markless Blade، یکی از معاونان فرماندهِ لژیون دریاچه ستاره رو شکست داده!»

«الگوی اولِ پادشاهی رودخانه باستانی؟!» با شنیدن این‌می‌گرفت​ حرف، هنگامی که دختر پرانرژی به مرد بی‌ادعا‌جرئت​ چشم دوخت، رگه‌ای از شیفتگی در نگاهش پدیدار شد.

اگر بازیکنی می‌توانست به عنوان الگوی اول یک پادشاهی شناخته شود، به این معنا بود که او قوی‌ترین فرد در‌میان​ میان تمام متخصصان رده ۴ در آن پادشاهی است. در حالت عادی، چنین الگوهای رده ۴ هدف استخدام لژیون‌های شهری‌بخش‌های​ مختلف در دنیای بزرگ بودند. چرا که متخصصانی در این سطح می‌توانستند نقش حیاتی در رقابت‌های شهری رده ۴ ایفا کنند.

برخی لژیون‌های شهری حتی تا آنجا پیش می‌رفتند که برای استخدام این الگوها، جایگاه معاون فرمانده را پیشنهاد می‌دادند.‌جایگاه​ نه تنها رهبری یک گروه نبرد زبده به این الگوها سپرده می‌شد، بلکه فرماندهی تمام گروه‌های نبرد رده ۴ در‌مختصِ​ لژیون را نیز به دست می‌آوردند. آن‌ها در اصل به معاون فرمانده اول برای گروه‌های نبرد رده ۴ تبدیل می‌شدند.

اگر مرد بی‌ادعا از حمایت چنین متخصصی‌گیج​ برخوردار بود، منطقی به نظر می‌رسید که اعضای‌بسیار​ رده‌بالای شهر دریاچه ستاره به او احترام بگذارند.

لحظه‌ای بعد، مرد بی‌ادعا جلوی Hidden Soul و Gentle Snow ایستاد.

«لیدر گیلد؟»

در این لحظه، Hidden Soul و Gentle Snow با نگاه به مرد بی‌ادعای پیش رویشان، نتوانستند جلوی حیرت خود را بگیرند. با وجود اینکه می‌دانستند شی فنگ با توجه به قدرتش می‌تواند دستاوردهای شگفت‌انگیزی در دنیای بزرگ کسب کند، فکر نمی‌کردند موفقیت‌هایش تا این حد خیره‌کننده باشد.

نه تنها استادان اعظم قدرت ذهنی، بلکه حتی‌سردرگم​ اربابان جوانِ شرکت‌های مختلف و ساکنان درخشش آبی‌گسترده‌تر​ نیز از او می‌ترسیدند. این موضوع تماماً غیرقابل‌باور بود.

این صحنه حتی Thousand Scars و Death Omen را نیز مات و مبهوت کرد.

شعله سیاه؟

الگوی اولِ پادشاهی رودخانه باستانی؟

Thousand Scars و Death Omen از معنای پشت عنوانِ الگوی اول یک پادشاهی بی‌خبر نبودند. برعکس، آن‌ها به خوبی می‌دانستند که این عنوان نمایانگر چیست.

اگر شعله سیاه واقعاً به الگوی اول پادشاهی رودخانه باستانی تبدیل شده بود، لژیون‌عظیم​ دریاچه ستاره قطعاً برای استخدام او تلاش می‌کرد. در این صورت، هیچ‌کس در شهر دریاچه‌بخش‌های​ ستاره جرئت نمی‌کرد به راحتی شی فنگ و سایر اعضای زیرو وینگ را آزرده کند.

شی فنگ در حالی که به Hidden Soul و Gentle Snow نگاه می‌کرد، لبخندی زد و گفت: «ببخشید که منتظر موندید. به محض اینکه آزمونتون تموم بشه، می‌برمتون تا یه دوری بزنیم. مطمئنم شما دو تا می‌تونید خیلی زود به شرکت‌کننده‌های رسمی لژیون دریاچه ستاره تبدیل بشید.»

به محض اینکه صحبت‌های شی‌سردرگم​ فنگ به پایان رسید، جمعیت‌جنگل​ اطراف فوراً در شوک فرو رفتند.

«اون دو تا‌اهل​ زیبارو هم عضو‌آبی​ زیرو وینگ هستن؟»

«لعنتی! یعنی زیرو وینگ برنامه‌گسترده‌تر​ داره تو شهر دریاچه ستاره گسترش‌جایگاه​ پیدا کنه؟ این یه خبر بزرگه!»

«با این رفتار دوستانه‌ای که شی‌آبی​ فنگ باهاشون داره، اون دو تا‌قانون​ حتماً جایگاه بالایی تو زیرو وینگ دارن.»

«نه، نه، نه. نمی‌بینید شی فنگ چقدر با احترام رفتار می‌کنه؟ حدس من اینه که‌خود​ اون دو تا زیبارو ارتباط نزدیکی با شعله سیاه دارن، شاید حتی نزدیک‌تر از شی‌کند​ فنگ. وگرنه چرا باید شی فنگ، سرپرست لیدر گیلدِ زیرو وینگ، شخصاً بیاد به استقبالشون؟»

با دیدن تعامل دوستانه میان شی فنگ، Hidden Soul و Gentle Snow، افراد حاضر در لابی شروع به زدن انواع و اقسام حدس‌های عجیب و غریب کردند. همه آن‌ها احساس کردند که این دو زن هویت‌های خارق‌العاده‌ای دارند و به فکر دوستی با آن‌ها افتادند.

در حالی که همه در مورد Hidden Soul و Gentle Snow بحث می‌کردند، یک دختر پرانرژی و یک مرد جوان بی‌تفاوت از گروه جوانان درخشش آبی به آن دو زن نزدیک شدند و پیش‌قدم گشتند تا جای خود را در صف به آن‌ها بدهند. با دیدن این صحنه، بسیاری از جوانان نتوانستند خود را به خاطر واکنش کندشان سرزنش نکنند و از اینکه چنین فرصت خوبی برای دوستی با Hidden Soul و Gentle Snow را از دست داده بودند، حسرت خوردند.

در همین حین، Death Omen که با فاصله‌ای در صف پشت گروه دنیای درخشش آبی ایستاده بود، در حالی که عبور Hidden Soul و Gentle Snow را از کنار خود تماشا می‌کرد، رنگ از رخسارش پریده بود...

ناولها | novelha.net

یادداشت مترجم

یادداشت مترجم: در چپتر ۳۲۹ تغییری به شرح زیر اعمال شد: