---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3557: خزانه پادشاه • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 3557: خزانه پادشاه

0

با مرگ ملکه گورگون، خزانه شهر بی‌نام‌بود​ کاملاً بی‌دفاع ماند و شی فنگ و‌روز​ همراهانش توانستند آزادانه به آن قدم بگذارند.

«این واقعاً خزانه یه شهره؟»

با عبور از دروازه ورودی، تراکم بالای انرژی ابدی و کوهی از گنجینه‌های درون خزانه، همه را در جا میخکوب کرد. حتی Azure Shadow و سایر اعضای گروه نبرد نگهبان شب نیز با وجود تجربه فراوانشان در قلمرو خدای بزرگ، از این صحنه شگفت‌زده شدند.

تسخیر شهرهای مملو از هیولا توسط بازیکنان، اتفاقی رایج در قلمرو خدای بزرگ بود. حتی اغراق نبود اگر گفته‌هزار​ می‌شد این اتفاق هر روز رخ می‌داد. از سوی دیگر، با تسخیر هر شهر، بازیکنان طبیعتاً به خزانه آن نیز‌دیدن​ دست می‌یافتند. به همین دلیل، اطلاعات مربوط به خزانه‌ شهرها به راحتی در دسترس بود؛ به‌ویژه در میان قدرت‌های مختلف.

در حالت عادی، بازیکنان انتظار داشتند در خزانه شهر با حجم زیادی از ارز، سلاح، تجهیزات و‌دیگر​ مواد کمیاب روبه‌رو شوند. به طور میانگین، آیتم‌های یافت‌شده در یک خزانه برای تأمین نیازهای ده‌هزار بازیکن کفایت‌انتظار​ می‌کرد. به همین خاطر، بسیاری از قدرت‌های قلمرو خدا با اشتیاق به دنبال حمله به شهرهای هیولاها بودند.

با وجود این، خزانه شهر بی‌نام تمام تصورات Azure Shadow و دیگران را درباره خزانه‌های شهری در هم شکست.

یک خزانه شهری معمولی تنها به اندازه یک‌زمین​ زمین فوتبال وسعت داشت، اما خزانه شهر بی‌نام‌نفری​ با یک استادیوم ورزشی صد هزار نفری برابری می‌کرد.

افزون بر این، برخلاف مواد ذخیره‌شده در خزانه‌های عادی که عمدتاً در رتبه حماسیوسعت​ بودند، گنجینه‌های شهر بی‌نام بیشتر در رتبه افسانه‌ای قرار داشتند و حتی برخی از‌بیشتر​ آن‌ها در سطح آرتیفکت الهی پست بودند. ارزش آن‌ها به راحتی ده‌برابر بیشتر بود.

شی فنگ با دیدن چهره‌های مات و مبهوت هم‌تیمی‌هایش‌نبود​ دستور داد: «همین‌طوری اونجا خشک نشید. باید قبل از‌طبیعتاً​ رسیدن بازیکنای نژاد مقدس، این گنج‌ها رو از اینجا ببریم.»

نبرد آن‌ها با ملکه گورگون سروصدای عظیمی به پا کرده بود. هرچند این درگیری چندان طول نکشید، اما بازیکنان‌هزار​ نژاد مقدس در سطح شهر قطعا تا الان متوجه آن شده بودند. شاید بازیکنان نژاد مقدس در حین نبرد از‌دیدن​ بررسی اوضاع زیرزمین واهمه داشتند، اما با پایان یافتن درگیری و فروکش کردن سروصداها، دیگر جای ترسی برایشان باقی نمی‌ماند.

توقف ناگهانی چنین هیاهویی تنها دو دلیل می‌توانست‌زمین​ داشته باشد: یا گروه مهاجم به ملکه گورگون تارومار‌برابری​ شده بود، یا خود ملکه از پای درآمده بود.

صرف نظر از واقعیت ماجرا، بازیکنان نژاد مقدس برای بررسی اوضاع پیشاهنگانی اعزام‌فوتبال​ می‌کردند. گذشته از این، کشته شدن ملکه گورگون به معنای دسترسی آزادانه به ثروتی‌حماسی​ غیرقابل‌تصور بود. محال بود قدرت‌های مختلف نژاد مقدس چنین فرصتی را از دست بدهند.

در حال حاضر، به دلیل نبرد با ملکه گورگون، قدرت مبارزه کلی گروهشان به پایین‌ترین حد خود رسیده بود. در مورد‌همین​ شی فنگ، او حتی برای حرکت دادن عادی بدنش نیز باید تمام توانش را به کار می‌گرفت. مبارزه در چنین وضعیتی برای‌کمیاب​ او غیرممکن بود. بنابراین، تنها چاره‌شان این بود که پیش از سر رسیدن بازیکنان نژاد مقدس، خزانه شهر بی‌نام را خالی کنند.

با شنیدن دستور شی فنگ، همه به خود آمدند‌معمولی​ و با عجله شروع به انتقال آیتم‌های خزانه به‌ورزشی​ فضای کیفشان کردند؛ هیچ‌کس جرئت نداشت حتی لحظه‌ای تعلل کند.

...

در سطح شهر بی‌نام...

«سروصدای زیرزمین قطع شد؟»

«اون هیاهو کار خود ملکه‌درباره​ گورگونه. حالا که همه‌جا آروم‌تنها​ شده، یعنی مبارزه تموم شده.»

«سریع به اونایی که‌شکست​ نزدیک ورودی زیرزمینن بگید برن‌فوتبال​ میدون زیرزمینی رو چک کنن.»

درست همان‌طور که شی فنگ حدس زده بود، بازیکنان نژاد مقدس در سطح شهر متوجه‌داشت​ اتفاقات زیرزمین شده بودند. به محض پایان یافتن هیاهو، قدرت‌های مختلف نژاد مقدس که در‌قرار​ حال کاوش در منطقه مرکزی شهر بی‌نام بودند، بی‌درنگ پیشاهنگانی را برای بررسی میدان زیرزمینی فرستادند.

...

شهر بی‌نام، عمارت ارباب شهر:

لشکری متشکل از ده‌ها هزار متخصص نژاد مقدس، با برنامه‌ای دقیق در حال نابود کردن باس‌های منطقه‌ای در‌افزون​ عمارت ارباب شهر بودند. مدت کوتاهی پس از اعزام پیشاهنگان توسط قدرت‌های مختلف نژاد مقدس، زن جوانی که فرماندهی‌مات​ لشکر را بر عهده داشت از خط مقدم عقب‌نشینی کرد و به مرد جوانی در پشت جبهه نزدیک شد.

Extreme Feather با احترام از مرد جوان پیش رویش پرسید: «لرد Royal Thunder، به نظر می‌رسه نبرد زیرزمین تموم شده. قدرت‌های دیگه پیشاهنگاشون رو برای بررسی فرستادن. اجازه می‌دید ما هم کسی رو بفرستیم؟»

Extreme Feather در حال حاضر با زمانی که شی فنگ آخرین بار او را در میدان زیرزمینی دیده بود، تفاوت چشمگیری داشت. رتبه حیات او اکنون با خدایان برابری می‌کرد و کاملاً از سطح یک بازیکن عادی نژاد مقدس فراتر رفته بود.

Royal Thunder با چهره‌ای متفکر گفت: «اون ملکه گورگون حریف ساده‌ای نیست. حتی اون وجود هم واسه مقابله باهاش به کمی آمادگی نیاز داره.» سپس چشمانش را ریز کرد و ادامه داد: «هرچند احتمالش کمه، اما نمی‌تونیم خزانه‌ای رو که اون ملکه گورگون ازش محافظت می‌کنه از دست بدیم. همین الان به لژیون‌های سوم و چهارم بگو سریع برن اونجا.»

Extreme Feather بی‌درنگ سر تکان داد و گفت: «متوجه شدم!» سپس برای اجرای فرمان Royal Thunder به راه افتاد.

...

میدان زیرزمینی، خزانه شهر بی‌نام:

در حالی که بسیاری از بازیکنان نژاد مقدس با شتاب به سوی خزانه پیش می‌رفتند، Gentle Snow و دیگران دیوانه‌وار در حال جمع‌آوری تمام گنجینه‌هایی بودند که به دستشان می‌رسید. آن‌ها حتی آرزو می‌کردند که ای کاش چند جفت دست اضافه داشتند.

با وجود این، حتی پس از چند دقیقه غارتِ بی‌وقفه توسط Gentle Snow و دیگران، تعداد آیتم‌های درون خزانه به سختی کاهش یافته بود. با دیدن این صحنه، Gentle Snow و دیگران نمی‌دانستند باید خوشحال باشند یا غمگین.

Gentle Snow همان‌طور که مشغول غارت بود، با عجله به شی فنگ گفت: «لیدر گیلد، شش تا کیف حماسی من همین الانش هم تقریباً پر شدن. اما فکر نمی‌کنم تا الان حتی ۲۰ درصد خزانه رو هم خالی کرده باشیم...»

Azure Shadow با کلافگی گفت: «مال منم تقریباً پر شده، استاد شعلۀ سیاه.»

بدون شک این کلافه‌کننده‌ترین وضعیتی بود که او از زمان شروع بازی در قلمرو‌وسعت​ خدا با آن مواجه می‌شد. در گذشته، او همیشه احساس می‌کرد که هیولاهای قلمرو خدا‌افسانه‌ای​ گنجینه‌های بسیار کمی به جا می‌گذارند و هرگز نمی‌توانند کیف‌های حماسیِ آماده‌شده‌اش را پر کنند.

اما اکنون، آن‌قدر گنجینه پیش رویش قرار‌اندازه​ داشت که حتی نمی‌توانست همه چیز را‌ورزشی​ در شش کیف حماسی خود جا دهد...

شی فنگ با دیدن چهره‌ی مضطرب Gentle Snow و Azure Shadow تک‌خنده‌ای کرد و گفت: «فقط هر چی می‌تونید بردارید. از اولش هم قرار نبود با این تعدادِ کم بتونیم کل خزانه رو خالی کنیم. مهم اینه که مهم‌ترین آیتم‌ها رو برداریم.»

تعداد آیتم‌های درون خزانه به قدری زیاد بود که برای تخلیه کامل آن در یک نوبت،‌سوی​ به فضای کیفِ دست‌کم چندصد بازیکن نیاز بود. بنابراین، برای گروهِ کمی بیش از ۳۰ نفره‌ی‌مختلف​ آن‌ها، برداشتنِ همه چیز هرگز امکان‌پذیر نبود. تنها کاری که می‌توانستند بکنند، برداشتن ارزشمندترین آیتم‌ها بود.

به همین دلیل بود که شی فنگ پیش‌تر به Gentle Snow و دیگران گفته بود تا آیتم‌هایی را که انرژی ابدیِ متراکمی از خود ساطع می‌کنند، در اولویت قرار دهند. بسیاری از این آیتم‌ها، مواد اولیه‌ای در رتبه آرتیفکت الهیِ پست بودند؛ مانند آب حیات الهی و جوهره روح. ارزش این مواد بسیار بیشتر از مواد معمولی در رتبه افسانه‌ای بود.

شی فنگ نیز به نوبه خود، جمع‌آوری گنجینه‌های مستقر در مرکز خزانه را در اولویت قرار داد. این‌افزون​ آیتم‌های مرکزی بسیار گران‌بها‌تر از موادی بودند که در سراسر خزانه پراکنده شده بودند. برای نمونه می‌توان به‌چهره‌های​ گنجینه‌های مخفی، تکنیک‌های تصفیه مانا و مقادیر انبوهی از کریستال‌های هفت رنگ و کریستال‌های خدای ابدی اشاره کرد.

علاوه بر این، گنجینه‌های مخفی و تکنیک‌های تصفیه مانای ذخیره‌شده در این خزانه، فوق‌العاده بودند. در مورد گنجینه‌های مخفی، تمامی آن‌ها به صورت ست و‌عمدتاً​ در رتبه مبارزه یا بالاتر بودند. او حتی چندین ست گنجینه مخفی خارق‌العاده به چشم دید. در بازار کنونی، ارزش این ست‌های گنجینه مخفی خارق‌العاده به‌قبل​ راحتی از یک آرتیفکت الهیِ شکسته فراتر می‌رفت. اگر یک متخصص لقب‌دار این ست را تجهیز می‌کرد، می‌توانست بی‌درنگ در مبارزه با استادان طلایی برابری کند.

خوشبختانه، شی فنگ با داشتن کیف فضاییِ افسانه‌ای ناقص خود، هیچ مشکلی در جمع‌آوری تمام غنائم‌سوی​ مرکز خزانه نداشت. در همین حین، بر اساس تخمین‌های حدودی‌اش، باید حدود بیست ست گنجینه مخفی‌مختلف​ خارق‌العاده جمع‌آوری کرده باشد. این مقداری بود که می‌توانست قدرت‌های مختلف قلمرو ابدی را به وحشت بیندازد.

وقتی Azure Shadow با استفاده از مهارت رده ۶ خود، چشم آسمان، حضور بازیکنان نژاد مقدس را حس کرد، با عجله گزارش داد: «استاد شعلۀ سیاه، حس می‌کنم بازیکنان زیادی از نژاد مقدس دارن بهمون نزدیک می‌شن. حدود بیست ثانیه دیگه می‌رسن به خزانه. بیشتر از هزار نفرن و تعدادشون هم داره تندتند میره بالا.»

شی فنگ طومار تله‌پورت تصادفی رده ۴ را بیرون آورد‌وسعت​ و گفت: «پس دیگه وقت رفتنه. همه با یه طومار‌ذخیره‌شده​ تله‌پورت تصادفی از اینجا برید و واسه استراحت لاگ‌آوت کنید.»

با شنیدن این حرف، همه ناگزیر با حسرت به گنجینه‌های باقی‌مانده نگاه کردند.‌فوتبال​ با وجود این، آن‌ها می‌دانستند که قدرت لازم برای دفاع از خزانه را‌رتبه​ ندارند، بنابراین به سرعت طومارهای تله‌پورت تصادفی رده ۴ خود را فعال کردند.

در همین حین، کمتر از ده ثانیه پس از رفتن شی‌گفته​ فنگ و دیگران، گروه بزرگی از بازیکنان نژاد مقدس به میدان‌دلیل​ زیرزمینی رسیدند و با دیدن جسد ملکه گورگون، مات و مبهوت ماندند.

...

یادداشت مترجم:

[۱] خزانه پادشاه:

نمی‌دانم چرا‌تمام​ عنوان این چپتر‌درباره​ «خزانه پادشاه» است.

ناولها | novelha.net