---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 1871: کابوس در میدان نبرد • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 1871: کابوس در میدان نبرد

0

با تبخیر ناگهانی بیش از ۶۰۰ متخصص PvP، بازیکنان تاریک که به سمت گروه زیرو وینگ یورش می‌بردند، در جا میخکوب شدند و به گودال‌های خالی گدازه در پیش رویشان خیره ماندند.

«گندش بزنن! اونا دیگه چین؟!»

پس از تلف شدنِ‌تیررسِ​ نیمی از متحدانشان، وحشت به‌لبخند​ جان سایر بازیکنان تاریک افتاد.

پیش از این نیز عملکرد سلاح‌های جنگی‌دفاعی​ را دیده بودند، اما سرعت و قدرت تانک‌های‌نزدیک​ جهنمی فراتر از درکشان از چنین تجهیزاتی بود.

متخصصان رده ۲ در این میدان نبرد، به‌ویژه‌تماشای​ کلاس‌های سرعتی، شانس بالایی داشتند تا حملات برجک‌های دفاعی‌دیده‌بانی​ را از فاصله بیش از ۵۰۰ یاردی جاخالی دهند.

با وجود این، با اینکه نزدیک به ۸۰۰ یارد با شکارشان فاصله داشتند، پیش از آنکه حتی متوجهِ حمله شوند، گلوله‌های نورِ تانک‌های‌حکم​ جهنمی بر سرشان بارید. قدرت حملات توپ‌های جهنمی به معنای واقعی کلمه وحشتناک بود و به‌راحتی با طلسم‌های تخریبی و وسیع رده ۳ برابری‌باشیم​ می‌کرد. حتی یک تانک اصلی رده ۲ نیز برای جان سالم به در بردن از چنین حمله‌ای، ناچار بود مهارت نجات‌بخشی را فعال کند.

بازیکنان تاریک احساس‌می‌کردند​ می‌کردند در تیررسِ شش‌قرار​ برج جادو قرار گرفته‌اند...

لبخند روی لبِ بازیکنان تاریکی که ترجیح داده بودند برای‌یاردی​ تماشای نبرد در برج جادوگر تاریک بمانند، خشکید. اکنون با تماشای‌متوجهِ​ آن شش تانک جهنمی، در نگاهشان تنها وحشت به چشم می‌خورد.

Veiled Spirit که در برج دیده‌بانی ایستاده بود، با دیدن این صحنه بی‌اختیار اخم کرد.

سرعت و قدرت حملات تانک‌های جهنمی رعب‌آور بود؛ بازیکنان‌تنها​ متخصص در برابر این ماشین‌های غول‌پیکر حکم مورچه را‌کرد​ داشتند. این سلاح‌های جنگی در اصل برج‌های جادوی متحرک بودند.

«زیرو وینگ‌احساس​ چطور همچین سلاح‌های‌برج​ جنگی خفنی داره؟»

«کارمون ساختست. ما که‌داشتند​ سلاح جنگی نداریم! چطوری باید‌۵۰۰​ از پسِ اون جونورا بربیایم؟»

«ترس نداره که! شاید ما سلاح جنگی نداشته باشیم، اما برج جادوگر تاریک که داره. تازه، شهرک یه آرایه جادویی دفاعی هم داره. اگه سلاح‌های جنگی زیرو وینگ به شهرک نزدیک بشن، NPCهای شهرک با برجک‌های دفاعی به توپ می‌بندنشون. گذشته از این، با اون قدرتی که حملاتشون داشت، این سلاح‌ها قطعا کول‌داون طولانی دارن. همین که بچه‌هامون بهشون برسن، نه تنها اعضای زیرو وینگ رو نفله می‌کنیم، بلکه خودِ این سلاح‌ها رو هم می‌کنیم سیبل تمرینی‌مون.»

هرچند قدرت توپ‌های تانک‌های جهنمی بسیاری را در شوک فرو برده‌می‌خورد​ بود، اما برخی از متخصصانِ باتجربه‌تر خونسردی خود را حفظ کرده و‌حکم​ با تحلیل نقاط ضعف این ماشین‌ها، نقشه‌ای برای مقابله با آن‌ها کشیدند.

طولی نکشید که سایر بازیکنان تاریک نیز متوجه نقاط ضعف‌روی​ تانک‌های جهنمی شدند. آن‌ها به جای عقب‌نشینی، یورش خود را‌نگاهشان​ از سر گرفتند تا خود را به تانک‌های جهنمی برسانند.

با وجود اینکه خودشان هرگز از سلاح‌های جنگی استفاده نکرده بودند، اما می‌دانستند که تمامی این تجهیزات یک‌شکارشان​ نقص مشترک دارند؛ در فواصل نزدیک آسیب‌پذیر بودند. درست مانند بالیستاهای مینیاتوری که شهر صخره باستانی را بمباران‌وسیع​ می‌کردند، به محض نزدیک شدن بازیکنان دشمن، این سلاح‌ها فارغ از میزان قدرت تخریبشان، با چند حمله نابود می‌شدند.

بیش از ۱۰۰۰ بازیکن تاریکِ باقی‌مانده، دیوانه‌وار به‌تماشای​ سمت تانک‌های جهنمی هجوم بردند تا پیش از‌می‌خورد​ پایان زمان بازیابی‌شان، این سلاح‌های جنگی را نابود کنند.

«رئیس، دوباره دارن‌تماشای​ حمله می‌کنن. خط‌خشکید​ دفاعی تشکیل بدیم؟»

اعضای نخبه زیرو وینگ با دیدن نزدیک‌تر شدن بازیکنان تاریک، دوباره بی‌قرار شدند.‌ترجیح​ قدرت تانک‌های جهنمی امید پیروزی را در دلشان زنده کرده بود و تا زمانی‌صحنه​ که از این سلاح‌های عظیم محافظت می‌کردند، می‌توانستند این بازیکنان تاریک را شکست دهند.

اما با اینکه بازیکنان تاریک فاصله را به ۲۰۰ یارد رسانده بودند، شی‌وجود​ فنگ هنوز فرمان دفاع از سلاح‌های جنگی را صادر نکرده بود. اگر اجازه می‌دادند‌بارید​ این بازیکنان تاریک در نبرد تن‌به‌تن با تانک‌های جهنمی درگیر شوند، کارشان تمام بود.

شی فنگ دستش را تکان داد‌ترجیح​ و با اشاره به همراهانش برای‌اکنون​ حفظ موقعیت، گفت: «نه. بذارید بیان.»

اعضای نخبه زیرو وینگ به پیروی از دستور‌نگاهشان​ لیدر گیلد خود، چاره‌ای جز حفظ موقعیت نداشتند‌بی‌اختیار​ و تنها نزدیک شدن بازیکنان تاریک را تماشا کردند.

۲۰۰ یارد...

۱۵۰ یارد...

۱۰۰ یارد...

«داداشا، چیزی نمونده برسیم به سلاح‌های جنگی! نابودشون‌نگاهشان​ کنیم، پیروزی مال ماست! دوربردها، به محض اینکه رسیدید‌اخم​ تو تیررس، با هر چی دارید بهشون حمله کنید!»

با رسیدن فاصله‌شان با تانک‌های‌برج​ جهنمی به ۵۰ یارد، بازیکنان‌روی​ تاریک نمی‌توانستند جلوی هیجانشان را بگیرند.

در همین موقع، شی فنگ شمشیر بلندش را در هوا بالا برد.‌دهند​ سپس آن را به سمت بازیکنان تاریک که نزدیک می‌شدند نشانه رفت‌گلوله‌های​ و فریاد زد: «همه تانک‌های جهنمی، حرکت کنید! نذارید هیچ‌کدومشون زنده بمونن!»

مهندسان که برای وارد شدن به میدان نبرد لحظه‌شماری می‌کردند، مشتاقانه پدال گاز تانک‌ها را فشردند. موتورها بار دیگر غرش‌کنان به کار افتادند و شش تانک جهنمی با شتاب به جلو راندند و با آرایش V شکل به سمت بازیکنان تاریک یورش بردند.

«می‌خوان چیکار کنن؟»

با دیدن تاختن تانک‌های‌تیررسِ​ جهنمی به سمتشان، بازیکنان تاریکِ‌لبخند​ در حال پیشروی مبهوت شدند.

با وجود این، پیش از آنکه بازیکنان تاریک بتوانند واکنشی نشان‌جاخالی​ دهند، هر تانک جهنمی ۱۴ نیزه شعله‌ور شلیک کرد. در همین‌حمله​ حال، هر نیزه شعله‌ور قدرتی معادل اوج رده ۲ در خود داشت.

در مجموع ۸۴ نیزه شعله‌ور هم‌زمان به سوی بازیکنان تاریک پرواز‌خشکید​ کردند؛ گویی ۸۴ بالیستای مینیاتوری شلیک خود را در یک لحظه انجام‌کرد​ داده بودند، اما برخلاف تیرهای انفجاری بالیستاها، نیزه‌های شعله‌ور حملات منطقه‌ای نبودند.

ویژ... ویژ... ویژ...

با برخورد نیزه‌های شعله‌ور، نوری در میان ارتش بازیکنان تاریک درخشید. بسیاری از‌ترجیح​ بازیکنان مبارزه نزدیک که در خط مقدم یورش بودند و نتوانستند به‌موقع از‌دیدن​ خود دفاع کنند، به رگه‌های نور تبدیل گشته و در دم ناپدید شدند.

هرچند برخی از بازیکنان مهارت‌های نجات‌بخش خود را فعال کرده یا به‌موقع حملات را جاخالی داده و از اولین رگبار جان‌متوجهِ​ سالم به در برده بودند، اما نیزه‌های شعله‌ور جان بیش از ۵۰ بازیکن تاریک را گرفته بود. با وجود این، بازیکنان‌سالم​ مبارزه نزدیکِ بازمانده با دیدن این موج از حملات، بار دیگر متوقف شدند و از نزدیک شدن به تانک‌های جهنمی وحشت داشتند.

برخی از بازیکنان مبارزه نزدیک‌تاریکی​ که از بهت خارج شده بودند،‌خشکید​ فریاد زدند: «دوربردها، زودتر حمله کنید!»

سپس بازیکنان دوربرد تاریک طلسم‌ها و تیرهای‌اکنون​ خود را روانه کردند و تانک‌های جهنمیِ‌دیدن​ در حال نزدیک شدن را هدف گرفتند.

درست زمانی که طلسم‌ها و تیرها می‌رفتند تا به تانک‌های جهنمی برخورد کنند، شش سلاح‌تماشای​ جنگی سپرهای جادویی خود را فعال ساختند. حصاری جادویی که قادر به جذب تا ۳,۰۰۰,۰۰۰‌کرد​ آسیب بود و از قابلیت‌های دفاعی رده ۳ بهره می‌برد، هر تانک جهنمی را احاطه کرد.

تانک‌های جهنمی بدون اینکه کوچک‌ترین آسیبی‌برجک‌های​ متحمل شوند، باران طلسم‌ها و تیرها‌دهند​ را شکافتند و به پیشروی ادامه دادند.

«چطور ممکنه؟»

دیدن تانک‌های جهنمی سالم، بازیکنان تاریک را‌اکنون​ مبهوت کرد. آن‌ها هرگز فکر نمی‌کردند که این‌صحنه​ سلاح‌های جنگی آرایه‌های جادویی دفاعی نیز داشته باشند.

در حالی که بازیکنان تاریک در تلاش برای یافتن راهی جهت مقابله با سلاح‌های دشمن‌تماشای​ بودند، تانک‌های جهنمی به بازیکنان مبارزه نزدیک که رهبری ارتش را بر عهده داشتند، رسیدند. تانک‌های‌رعب‌آور​ جهنمی بدون ذره‌ای کاهش سرعت، بازیکنان تاریکِ سر راهشان را زیر گرفتند و در هم کوبیدند.

تانک‌های اصلی رده ۲ در خط مقدم بلافاصله بیش از ۲۰ یارد به عقب پرتاب شدند و HP آن‌ها تقریباً نصف شد. از بخت بدشان، بازیکنان مبارزه نزدیک رده ۱ در دم جان باختند.

شش تانک جهنمی همچون گله‌ای از گاوهای خشمگین به جلو یورش بردند.‌اکنون​ آن‌ها در حین عبور پرسرعت خود، نه‌تنها جمعیت بازیکنان تاریک را از‌رعب‌آور​ هم پاشیدند، بلکه بیش از صد بازیکن را نیز به کام مرگ فرستادند...

«فرار کنید! زود‌تماشای​ فرار کنید! نذارید این‌اکنون​ چیزا بهتون نزدیک بشن!»

بازیکنان تاریکِ درگیر در نبرد، پس از تماشای قتل‌عام‌لبخند​ متحدانشان توسط تانک‌های جهنمی، متوجه یک چیز شدند؛ این‌خشکید​ اصلاً یک نبرد نبود، بلکه یک قتل‌عام یک‌طرفه بود.

شی فنگ در حالی که به بازیکنان تاریکِ در‌۵۰۰​ حال فرار نگاه می‌کرد، سرش را تکان داد و‌شکارشان​ با خنده‌ای کوتاه گفت: «دیگه واسه فرار خیلی دیره.»

تانک‌ها در مقایسه با قابلیت‌های تهاجمی دوربردشان، در نبردهای نزدیک بیشترین درخشش را داشتند. یک تانک‌می‌خورد​ متوسط حتی از یک برزرکر رده ۳ نیز قدرت بیشتری داشت و حتی یک قاتل رده‌جادوی​ ۳ هم نمی‌توانست از آن پیشی بگیرد. این ماشین حقیقتاً سلاحی برای کشتار در میدان نبرد بود.

تنها پس از لحظه‌ای کوتاه، تانک‌های جهنمی تمامیِ بیش از‌چشم​ ۲۰۰۰ بازیکن تاریکِ حاضر در نبرد را از پای درآوردند.‌برابر​ اکنون، سلاح‌ها و تجهیزات بی‌صاحب در سراسر میدان پراکنده شده بود.

ناولها | novelha.net