چپتر 348: ربودن غذا از دهان ببر
0قدرت ویرانگر [شکافندههیجان آسمان] فراتر ازوجودشان حد تصور همگان بود.
تمام خیابان نابود شده بودوجودشان و جز وایسمن و قاتلاسپرها مکانیکی، چیزی باقی نمانده بود.
این تنها یک طلسم بود،رده اما قدرتی داشت که میتوانستقوی آسمان و زمین را ویران کند.
بسیاری از بازیکنان حاضر حتیاشتباه به شک افتادند که آیا هنوزبشیم درون یک بازی هستند یا خیر.
هوای سنگین، باد سوزناک، بوی تندوجودشان خون، لرزش زمین و دردی کهانسانی احساس میکردند، همگی یادآور موقعیتشان بود.
ناگهان همه دریافتند که قلمرو خدا بادنیای بازیهای واقعیت مجازی که در گذشته انجامآزادانه داده بودند، تفاوت زمین تا آسمان دارد.
از نظر آنها، بازی واقعیت مجازی صرفاً مجموعهای از اعداد و دادهها بود. حتیچشم اگر در بازی قدرتمند میشدند، نهایت کار این بود که آسیب بیشتری وارد کنند. عجیبآزادانه نبود که بازیکنی میلیونی یا دهها میلیونی آسیب بزند. هرچه باشد، فقط مشتی داده بود.
مهم نبود قلمرو خدا چقدر واقعی باشد،کلاس در نهایت باز هم تنها یک بازی واقعیتهوا مجازی بود. هیچ چیز در بازی واقعی نبود.
در این عصر و زمانه، اینوجودشان باور در ذهن بازیکنان ریشه دواندهانسانی بود و هرگز از آن دست نمیکشیدند.
اما ناگهانهیجان متوجه شدنداشتیاق که اشتباه میکردند.
«چقدر قویه!»
«قدرت یهنمیکشیدند کلاس ردهشدند ۴ اینه؟»
«اگه ما همهیجان کلاس رده ۴وجودشان بشیم، انقدر قوی میشیم؟»
همه به وایسمن که هنوز در هوادنیای معلق بود چشم دوختند. در آن لحظه،آزادانه هیجان، ترس و اشتیاق وجودشان را پر کرد.
در دنیای واقعی خبری از ابرقهرمانها یا اسپرها نبود. هیچ انسانی قادر به پروازچشم آزادانه در آسمان نبود. با این حال، در این دنیای بینهایت واقعی به نامپرواز قلمرو خدا، چنین شاهکارهایی دستیافتنی بود. گویی همه پا به دنیای معجزات گذاشته بودند.
با توجه به وضعیت فعلی، مردم دیگر به قلمرو خدا بهبشیم چشم یک بازی معمولی نگاه نمیکردند. در عوض، قلمرو خدا دنیاییاشتیاق بود که میتوانستند زندگی دوم خود را در آن آغاز کنند!
«وایسمن رو دستکم گرفته بودم... فکرش رو نمیکردم بتونه جادوی رده ۴ رو بهپرواز این راحتی اجرا کنه.» شی فنگ با تکیه بر سرعت حیرتانگیزش توانسته بود ازمردم دامنه اثرگذاری [شکافنده آسمان] وایسمن بگریزد، بنابراین از موج انفجار حاصل آسیبی ندیده بود.
معمولاً طلسمهای ردهبالا نیازمند زمان اجرای طولانی بودند. در این مدت، دیگران میتوانستند به راحتی اجراکنندهبینهایت را متوقف کرده و آسیب قابلتوجهی وارد کنند. معمولاً در نبرد با حریفی همرده، به ندرتعوض فرصت اجرای طلسمهای ردهبالا پیش میآمد. در عوض، از طلسمهای ردهپایین با زمان اجرای کوتاهتر استفاده میشد.
اجرای یک طلسم رده ۴ در بحبوحه نبرد، آنانقدر هم در برابر حریفی همسطح، کاری بود که وایسمنترس انجام داده بود و بسیار دشوار به نظر میرسید.
با این حال، حتی در برابر جهشیافتهای چون قاتل مکانیکی،اگه وایسمن توانسته بود طلسم مخرب رده ۴ را بیدردسر اجراهیجان کند. مشخص بود که وایسمن تا چه حد قدرتمند است.
در حالی که تمرکز شی فنگ رویکرد وایسمن بود، قاتل مکانیکی از گودالی کهپرواز [شکافنده آسمان] ایجاد کرده بود، بیرون پرید.
شی فنگ با دیدن قاتل زخمیکرد کمی تعجب کرد: «چی؟ بعد ازقادر خوردن طلسم رده ۴ هنوز زندهست؟»
اثرات جادوی سطح بالا تنها به کاهش HP محدود نمیشد، بلکه میتوانست به وضعیت فیزیکی دشمن نیز آسیب برساند.
در نبردها، HP صرفاً یک معیار بود. در موارد خاص، حتی وقتی بازیکنان تنها ۱ HP داشتند، قدرت مبارزهشان ذرهای تحت تأثیر قرار نمیگرفت و همچنان میتوانستند ۱۰۰٪ توان رزمی خود را به نمایش بگذارند. اما گاهی با وجود از دست دادن بخش ناچیزی از HP، قدرت مبارزه به شدت افت میکرد و تنها ۱۰٪ توانشان باقی میماند.
دلیل قدرتمندی مهارتهای ردهبالا این بود کهکرد علاوه بر آسیب وحشتناک، میتوانستند قدرت رزمی دشمنآزادانه را نیز به شدت تحت تأثیر قرار دهند.
در این لحظه، اگرچه قاتل مکانیکی با بدنی پر از زخم و جراحت و HP کمتر از ۵۰٪ وضعیت وخیمی داشت، اما آن طلسم آسیب چندانی به قدرت رزمیاش وارد نکرده بود.
«چه فیزیک رشکبرانگیزی.»
شی فنگ در زندگی گذشتهاش پادشاهقویه شمشیر رده ۳ بود، بنابراین میدانست فیزیکقوی قوی چقدر برای یک بازیکن حیاتی است.
گرچه قاتل مکانیکی اکنون کمتر از ۵۰٪ HP داشت، اما همین مقدار باقیمانده تفاوت چندانی با HP وایسمن نداشت. با توجه به اینکه قدرت رزمیاش دستنخورده باقی مانده بود، قاتل مکانیکی همچنان میتوانست وایسمن را به چالش بکشد.
با این حال، اقدام بعدی قاتل مکانیکی تمام تصوراتابرقهرمانها شی فنگ را به هم ریخت. پس از پرواز بهشاهکارهایی آسمان، به جای حمله به وایسمن، پا به فرار گذاشت.
این صحنهاشتباه تمام بازیکنان حاضررده را میخکوب کرد.
هیچکس تصور نمیکرد اسلیر مکانیکی پس از آنکهرده فهمید حریف وایسمن نمیشود، پا به فرار بگذارد. هوشچشم اسلیر مکانیکی بسیار فراتر از هر هیولای معمولی بود.
با این حال، بخت با اسلیر مکانیکی یار نبود؛ وایسمن قصد نداشت اجازه دهد او قسر در برود. وایسمن با استفاده از حرکت آنی، به کناروضعیت اسلیر مکانیکی تلهپورت کرد و بیدرنگ انفجار برفی را به کار برد. بارانی از تیرهای یخی بر پیکر اسلیر مکانیکی فرود آمد. در یک چشم برسرعت هم زدن، هیولا به مجسمهای یخی بدل گشت. سپس پیکر یخزدهاش به زمین سقوط کرد و بر اثر شدت برخورد، حفرهای عظیم در زمین دهان باز کرد.
متعاقب آن، وایسمن عصایش را تکان داد. ناگهان، چندین آرایه جادویی به رنگ آبیِ اقیانوسی پیرامون بدنش پدیدار شد. اژدهایاندستیافتنی آبی از دل این آرایهها بیرون جهیدند و به سوی آن موجود جهشیافته یورش بردند. این اژدهایان دور اسلیر پیچیدند،گرفته دندانهای وحشی خود را در گوشتش فرو کردند و اسلیر مکانیکی را درون گوی بزرگی از آب به بند کشیدند.
این طلسم رده ۲،کلاس بند آب بود. هنگام استفاده،انقدر حرکات هدف را محدود میکرد.
اسلیر مکانیکی که اکنون قادر به حرکت نبود، بلافاصله طوفان شمشیر را فعال کرد. این مهارت نهچشم تنها سرعت حرکتش را افزایش میداد، بلکه او را در برابر تمام افکتهای کنترل جادویی مصون میساخت.بینهایت اسلیر مکانیکی پس از رهایی از بند آبِ وایسمن، چرخان به سمت آن جادوگر بزرگ هجوم برد.
وایسمن با واکنشی سریع، شروع به خواندن ورد طلسم دیگری کرد؛ دستش پیش از آن سه خط ازنام رونها را ترسیم کرده بود. لحظهای بعد، یک سپر یخی ظاهر شد و بدنش را پوشاند. سپر یخیزندگی میتوانست مقدار عظیمی آسیب را جذب کند و همزمان، دشمنانی را که موفق به ضربه زدن میشدند، کُند میکرد.
حتی پس از اینکه شمشیر بزرگِ اسلیر مکانیکی به مدت سه ثانیه کامل و پیاپی به سپرنام یخی وایسمن کوبیده شد، سپر یکپارچه باقی ماند. با این حال، در آن لحظه خراشهای متعددی رویمیتوانستند سپر پدیدار شده بود و از ظواهر امر پیدا بود که لایه یخ دوام چندانی نخواهد آورد.
درست در همان لحظه، وایسمنرده طلسم رده ۳، نیزه خاکیقوی را نیز آماده کرده بود.
ناگهان، نیزههایی به رنگ قهوهای-زرد از دل خاک بیرون زدند و اسلیر مکانیکیِ چرخان را بمباران کردند.چشم این نیزهها نه تنها آسیب سنگینی وارد آوردند، بلکه اسلیر مکانیکی را وادار به عقبنشینی مداوم کردند.بینهایت پس از برخورد مجموعاً ۲۱ نیزه خاکی، اسلیر مکانیکی بیش از ۳۰ یارد به عقب رانده شد.
اسلیر مکانیکی در اوج خشم،اشتیاق شمشیر بزرگ و دندانهدارش راابرقهرمانها به سوی وایسمن پرتاب کرد.
وایسمن بدون کوچکترین آشفتگی، از حرکت آنی برای جاخالی دادناسپرها از این حمله ساده استفاده کرد و بلافاصله پس ازدستیافتنی آن، اسلیر مکانیکی را با دهها مارِ صاعقه به رگبار بست.
در حالی که وایسمن و اسلیراینه مکانیکی در نبرد بودند، شی فنگهوا بیسروصدا خود را به آنها نزدیکتر کرد.
با رسیدن نبرد به ایناشتباه نقطه، شی فنگ میتوانست تشخیص دهدبشیم که اسلیر مکانیکی حریف وایسمن نیست.
اگرچه اسلیر مکانیکی ضعیف نبود، اما موجودات جهشیافته برای رشد به زمان نیاز داشتند. در اصل، فاصله بین اسلیر مکانیکیشاهکارهایی و وایسمن نباید تا این حد زیاد میبود. اما اسلیر مکانیکی علاوه بر کمبود شدید در تنوع مهارتها، در جاخالیدستکم دادن حملات و کنترل بدن خود نیز بیتجربه بود که منجر به چنین شکاف عمیقی میان او و حریفش شده بود.
با قدرت مبارزه فعلی اسلیر مکانیکی، او مشکلی در مقابله با NPCهای رده ۳ رتبه بالا نداشت.
اگر زمان بیشتری برای رشد به او داده میشد، شاید حتیمیشیم وایسمن هم حریف این اسلیر نمیشد. هرچه باشد، یک جهشیافته که ازخبری هیولایی با رتبه هایلرد تغییر شکل داده است، پتانسیل فوقالعاده ترسناکی دارد.
در همین حال،متوجه اگر چنین جهشیافتهقویه قدرتمندی کشته میشد...
چه بحث تجربه درترس میان بود و چهدنیای لوت، پاداشها خیرهکننده میبود.
اکنون که همه شاهد قدرت اسلیر مکانیکی و وایسمن بودند، هیچکس آنقدر احمق نبود که حین رویارویینام این دو ابرقدرت نزدیک شود، مگر اینکه آرزوی مرگ داشته باشد. بنابراین، بازیکنان حاضر از فاصلهای دور نظارهگرزندگی نبرد بودند. لحظهای که وایسمن کار اسلیر مکانیکی را تمام میکرد، آنها برای تصاحب لوتِ جهشیافته هجوم میآوردند.
از این رو،قویه شی فنگ قصداینه داشت پیشدستی کند.
اگر صبر میکرد تا نبرد تمام شود و سپس حرکتش را انجام دهد،قوی در برابر دهها هزار بازیکن شانسی نداشت. بهعلاوه، شی فنگ تنها به لوتخبری اسلیر مکانیکی چشم ندوخته بود؛ او خواهانِ تجربهای بود که اسلیر مکانیکی فراهم میکرد.
هم حلقه هفت رنگ واشتیاق هم مهارت انفجار شعله برایابرقهرمانها شی فنگ کاربرد حیاتی داشتند.
با این حال، اگر میخواست آنهاکرد را ارتقا دهد و قدرتشان راقادر بیفزاید، به مقدار زیادی تجربه نیاز داشت.
اگر میتوانست ضربه آخر را به اسلیراگه مکانیکی بزند، ۶۰ درصد از تجربه آنچشم را نصیب خود میکرد. این رقم ناچیزی نبود.