---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3729: رعب‌آور • ⏱ 7 دقیقه

چپتر 3729: رعب‌آور

0

هم‌زمان با شروع مسابقه میان گروه دوشیزه ستاره و‌الهی​ گروه شاهزاده‌خانم خاکی، اعضای ۱۴ گروه باقی‌مانده دیگر در‌بازیکنان​ بیرون از میدان مبارزه با دقت به تماشا ایستادند.

گارودا درحالی‌که به رویارویی رین و الیز در میدان مبارزه نگاه می‌کرد، نگاهی به اعضای گروهش انداخت و گفت:‌مجهزن​ «بالاخره داره شروع می‌شه. رین یکی از معدود افراد نسل جوون کریستالی‌هاست که داره از اون مرحله عبور می‌کنه.‌وجود​ روش‌های حمله‌اش مدام عوض می‌شن و غیرقابل پیش‌بینی‌ان. اون یکی از معدود متخصصاییه که می‌تونه منو تحت فشار بذاره.

«الیز هم استعداد فوق‌العاده‌ای داره. وقتی اون قدرتی که قبلاً نشون داد رو دیدم، حتی منم یه‌لحظه​ لحظه لرزه به تنم افتاد. تقابل این دو تا رو می‌شه نبرد اوج نسل جوونِ سه نژادمون‌داشته​ دونست. اگه همه‌تون قصد دارید پیشرفت بیشتری داشته باشید، پیشنهاد می‌کنم این مبارزه رو با دقت تماشا کنید.»

Extreme Feather درحالی‌که به الیز که کتابی سیاه در دست داشت نگاه می‌کرد، با کنجکاوی پرسید: «ارباب گارودا، اون زن انسان واقعاً اون‌قدر قوی هست که بتونه با رین بجنگه؟ رین متخصصی نزدیک به استاندارد طبقه ششمه، اما الیز... هر طور که بهش نگاه می‌کنم، تازه باید وارد قلمرو بی‌فکری شده باشه. توی وضعیتی که هر دوشون به دو تا آرتیفکت الهی مجهزن، نمی‌فهمم الیز چطور می‌تونه برای رین تهدید حساب بشه.»

اکثر بازیکنان نژاد مقدس که در قاره غربی فعالیت می‌کردند، هرگز نام الیز، دوشیزه ستاره را نشنیده بودند. با‌نژاد​ وجود این، بسیاری رین، شاهزاده‌خانم خاکی را می‌شناختند. دلیلش این بود که رین یکی از معدود متخصصانی بود که‌نیز​ به استاندارد شبه‌طبقه-ششم رسیده بود و حتی در میان نژاد مقدس نیز موجودی در نقطه اوج به شمار می‌رفت.

اگر نژاد مقدس گارودا را نداشت، نابغه‌ای بی‌همتا‌باید​ که تنها هر چند قرن یک بار ظهور‌دوشون​ می‌کرد، رین قطعاً قهرمان آخرین مسابقات قهرمانی قاره‌ای می‌شد.

در مقابل، الیز نه تنها از نژاد انسان بود، ضعیف‌ترین نژاد در میان سه نژاد فعال در قلمرو ابدی، بلکه استاندارد مبارزه‌اش نیز از رین پایین‌تر بود. در شرایطی که هر دو طرف ویژگی‌های پایه تقریباً برابری داشتند، تصور اینکه الیز چگونه می‌تواند رین را شکست دهد، برای Extreme Feather دشوار بود.

باید دانست که تفاوت‌های چشمگیری میان یک متخصص تازه‌کار در قلمرو بی‌فکری و یک متخصص شبه‌طبقه-ششم به چشم می‌خورد. هرچند هر دو می‌توانستند بدنشان را‌نام​ تماماً بر اساس غریزه حرکت دهند، اما یک متخصص شبه‌طبقه-ششم از پیش تمرکز خود را تا استاندارد اوج رده ۶ ارتقا داده بود. چنین متخصصی‌ظهور​ همچنین با تکیه بر تمرکز خود، مجموعه‌ای کامل از تکنیک‌های مبارزه طلایی را خلق کرده بود و دیگر هیچ نقصی در حمله، دفاع و حرکاتش نداشت.

در همین حال، بازیکنان هنگام استفاده از تکنیک‌های مبارزه‌ای که خودشان خلق کرده بودند،‌تهدید​ پایه‌ای بسیار قوی‌تر نسبت به تکنیک‌های آموخته‌شده از دیگران داشتند. آن‌ها همچنین می‌توانستند تکنیک‌های ابداعی‌وجود​ خود را بی‌نقص اجرا کنند و به اثراتی بسیار قوی‌تر از تکنیک‌های دیگران دست یابند.

گارودا با خنده‌ای کوتاه گفت: «وقتی الیز رو توی مبارزه ببینی‌بی‌فکری​ خودت می‌فهمی. تکنیک‌های مبارزه‌ای که یاد گرفته اصلاً معمولی نیستن.» با‌برای​ وجود این، او زحمت ارائه توضیحات بیشتری را به خود نداد.

با شنیدن این حرف، Extreme Feather نگاهش را روی رین و الیز متمرکز کرد.

در همین حال، علاوه بر اعضای گروه گارودا، شی فنگ‌نمی‌فهمم​ و دیگران نیز به همان اندازه در این فکر بودند‌قاره​ که مبارزه میان رین و الیز چگونه پیش خواهد رفت.

...

مسابقه میان گروه دوشیزه ستاره و گروه شاهزاده‌خانم خاکی در میان یک جنگل بارانی استوایی با سایبانی به ارتفاع بیش‌نمی‌فهمم​ از صد متر برگزار شد. قطرات باران به درشتی توپ پینگ‌پنگ نیز بی‌وقفه از آسمان می‌بارید و با کاهش دید‌می‌شناختند​ در جنگل، حتی مانع از آن می‌شد که بازیکنان رده ۶ بتوانند بیشتر از ده متر پیش روی خود را ببینند.

با شروع مسابقه، اعضای گروه‌فشار​ دوشیزه ستاره و گروه شاهزاده‌خانم‌قدرتی​ خاکی در سراسر نقشه پراکنده شدند.

در ابتدا، تمام کسانی که مسابقه را تماشا می‌کردند گمان می‌بردند که مدتی طول‌حساب​ می‌کشد تا درگیری میان دو گروه آغاز شود. اما برخلاف انتظار همه، مدت کوتاهی‌وجود​ پس از آغاز مسابقه، دو بازیکن با یکدیگر روبه‌رو شدند و در برابر هم ایستادند.

یکی از آن‌ها رین بود، یک کریستالی شش متری‌الهی​ که عصایی در دست داشت و دیگری الیز، انسانی‌بازیکنان​ ریزنقش که کتابی سیاه را در دست گرفته بود.

رین گفت: «دوشیزه ستاره، حیف شد که دفعه قبل نتونستم باهات‌بی‌فکری​ بجنگم. حالا بالاخره به آرزوم می‌رسم.» سپس با کنجکاوی به کتابی‌برای​ که در دستان الیز بود نگاه کرد و پرسید: «نمی‌خوای بازش کنی؟»

کتاب سیاهی که الیز در دست داشت، در مسابقات قهرمانی قبلی بسیار معروف بود. هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دانست کیفیت کتاب سیاه چیست،‌تقابل​ اما تا زمانی که باز بود، می‌توانست به الیز در خواندن اوراد جادویی‌اش کمک کند و حتی نرخ تکمیل مهارت او‌داشت​ را افزایش دهد. از این رو، وقتی الیز نبردی را جدی می‌گرفت، همیشه در وهله اول کتاب سیاهش را باز می‌کرد.

با وجود این، دوشیزه ستاره‌وضعیتی​ در کمال تعجب تصمیم گرفته‌نمی‌فهمم​ بود کتاب سیاهش را باز نکند.

الیز در حالی که با حریف‌وضعیتی​ غول‌پیکرش روبه‌رو می‌شد، با آرامش گفت: «هر‌برای​ وقت لازم باشه بازش می‌کنم. حمله کن.»

گرومب... گرومب... گرومب...

رین با پذیرش دعوت الیز، بی‌درنگ نبرد را آغاز کرد. عصایی که در دست داشت فوراً از دستش جدا شد و در هوا به چرخش‌جوونِ​ درآمد. هم‌زمان، زمین در شعاع ده‌هزار یاردی مانند چین‌های یک خمیر به بالا کشیده شد، در حالی که تپه‌ها و کوه‌ها به بازوهایی خاکی تبدیل‌هست​ شدند که به سمت الیز چنگ می‌انداختند. از دور به نظر می‌رسید که الیز با خود زمین دشمن شده است و تماشای این منظره، وحشتناک بود.

در این لحظه، تماشاگران‌توی​ کاملاً فهمیدند چرا رین به‌مجهزن​ عنوان شاهدخت خاکی شناخته می‌شد.

«این قدرت شاهدخت خاکی است؟» با تماشای نمایش رین، چهره Verdant Rainbow در هم رفت.

هر آنچه در میدان دید قرار داشت، عملاً به دشمن الیز تبدیل شده بود. علاوه بر این، ده‌ها دستِ‌مجهزن​ شکل‌گرفته از تپه‌ها و کوه‌ها، قدرتی معادل خدایان باستانی سطح ۲۰۰ داشتند و هر یک تکنیک‌هایی شبیه به تکنیک‌های‌وجود​ رزمی طلایی اجرا می‌کردند. گویی ده‌ها خدای باستانی داشتند هم‌زمان تکنیک‌های رزمی طلایی را علیه الیز به کار می‌گرفتند...

قدرت!

تکنیک!

شاهدخت خاکی در هر دو جنبه به نهایت کمال رسیده بود و Verdant Rainbow حتی نمی‌توانست شکست دادن او را تصور کند.

با وجود این، برخلاف Verdant Rainbow، الیز حتی پس از دیدن حرکت ویژه شاهدخت خاکی، آرامش خود را حفظ کرد. او همچنین در مواجهه با ده‌ها دست خاکی که او را به له‌شدن تهدید می‌کردند، زحمت باز کردن کتاب سیاهش را به خود نداد. در عوض، صرفاً انگشتش را به سمت رین نشانه رفت.

ناگهان، آسمانِ بالای سر رین در هم شکست و شهاب‌سنگی به وسعت ده‌هزار متر از‌حتی​ دل خلأ پدیدار شد. فرود شهاب‌سنگ به سرعت آذرخش بود و کاملاً مشخص بود که‌قصد​ پیش از آنکه دست‌های خاکی بتوانند الیز را له کنند، به رین برخورد خواهد کرد.

این صحنه رین را غافلگیر کرد. او با‌الهی​ وحشت زمین‌های اطرافش را دستکاری کرد و امواجی از‌بازیکنان​ خاک را فراخواند تا جلوی سقوط شهاب‌سنگ را بگیرد.

بوووم!

صدای انفجار مهیبی در سراسر میدان نبرد طنین‌انداز شد و ابر قارچی‌شکلی تا ارتفاع ده‌ها هزار متر به آسمان رفت. سپس،‌چطور​ موج شوک ویرانگری به سرعت به دنبال آن آمد، سراسر نقشه را درنوردید و هر آنچه در مسیرش بود را به ویرانه‌متخصصانی​ تبدیل کرد. همچنین گودال عظیمی به عمق ده‌هزار متر که بیش از نیمی از میدان نبرد را در بر می‌گرفت، شکل گرفت.

سکوت!

در این لحظه، سکوت بر کوره باستانیان حاکم‌الهی​ شد، در حالی که همه سعی می‌کردند آنچه‌اکثر​ را که به چشم دیده بودند هضم کنند.

شاهدخت خاکی نابود شده بود...

رین که به عنوان قوی‌ترین نماینده کریستالی‌ها‌تازه​ در مسابقات قهرمانی قاره‌ای شناخته می‌شد، نتوانست‌توی​ حتی یک حرکت در برابر الیز دوام بیاورد...

در این میان، الیز حتی پس از حذف موفقیت‌آمیز رین، هیچ احساس خاصی از‌دیدم​ خود نشان نداد. او به سادگی پرواز کرد تا سایر اعضای گروه شاهدخت خاکی‌اگه​ را از دور خارج کند، گویی صرفاً کار پیش‌پاافتاده‌ای را به انجام رسانده بود.

یادداشت مترجم:

[۱] الگوی بی‌همتا (peerless paragon):

به نظر می‌رسد «الگوی بی‌همتا» روش دیگری برای اشاره به «برگزیدگان» است. گمان‌برای​ می‌کنم این عبارت می‌تواند شامل بازیکنان مستقل نیز بشود، چرا که تا زمانی‌نام​ که آن‌ها عضو یک تیم ماجراجو نباشند، کسی نیست که آن‌ها را «برگزیند».

ناولها | novelha.net