چپتر 3079: قدرت دنیای بیرونی؟
0سرزمین مخفی سقوطبیش اژدها، سرزمین مهرمیخورد و موم شده:
سرزمین مهر و موم شده شبیه بهچرا هزارتوی زیرزمینی عظیمی بود و ورودی اینبرج هزارتو با درهای سنگی باشکوهی مسدود شده بود.
در حال حاضر، دو دوجین بازیکن در مقابل این درها جمع شده بودند و هر یک از آنها هالهای از خود ساطعنارضایتی میکرد که حتی متخصصان قلمرو پالایش را به لرزه درمیآورد. دلیلش این بود که حتی ضعیفترینِ آنها نیز متخصصی در قلمرو تهیبرداره بود. اگر این دو دوجین بازیکن به عنوان یک گروه عمل میکردند، حتی ابرقدرتهای مختلف قلمرو خدا نیز باید از آنها برحذر میبودند.
اکنون، این دو دوجین بازیکن به دو تیم مجزا تقسیم شده بودند. از میان این دو تیم، تیمیعضلانی که بیش از همه به چشم میخورد، تیمی بود که در مقابل گروه کاخ صد گل ایستاده بود.بشه تمام بازیکنان این تیم به سطح ۱۱۰ رسیده بودند که حداکثر محدودیت سطح در سرزمین مخفی سقوط اژدها بود.
با وجود این، آنچه درچشم مورد این بازیکنان شوکهکننده بود،بازیکنان سطحشان نبود؛ بلکه استاندارد تجهیزاتشان بود.
اگر کسی با استفاده از مهارت شناسایی پیشرفته آنها را بررسی میکرد، متوجه میشد که نیمی از اینکلید افراد به یک یا دو آیتم افسانهای ناقص مجهز بودند. برخی از آنها حتی سلاحهای افسانهای ناقص درخیلی دست داشتند. در مورد بقیه، حتی ضعیفترینشان سلاح جادویی در دست داشت که با سلاحهای افسانهای ناقص رقابت میکرد.
در مقابل، حتی قویترین بازیکن تیم کاخرقابت صد گل تنها در سطح ۱۰۵ قرارحماسی داشت و تماماً به تجهیزات حماسی مجهز بود.
مرد میانسالِ قدکوتاه و عضلانی که ریش بلندی داشت، همانطور که با نارضایتی به تیم کاخ صد گل نگاهریش میکرد، گفت: «لیدر گیلد پیش خودش چه فکری کرده؟ چرا قبول کرد با یه گیلد به این کوچیکی شریکبرج بشه؟ اتحاد برج ما حتی بدون نیمه دیگه کلید هم میتونه مهر و موم رو برداره. فقط مسئله زمانه.»
زن نیمهاژدهایی که دم بزرگی داشت، آهی کشید و گفت: «چارهای نیست. شاید بتونیم خودمون مهر و موم رو بشکنیم، اما برامون خیلی گرون تموم میشه. همین الانش همپیشرفته مجبور شدیم واسه برگشتن به سطح ۱۱۰ و رده ۳، یه سری منابع از گیلدهای دیگه قرض بگیریم. اگه بخوایم آدمای بیشتری رو بفرستیم اینجا، خطر لو رفتن قلمروقدکوتاه پرتگاه لایهبندی شده به بقیه قدرتها وجود داره. واسه همین، بهترین کار الان شراکت با کاخ صد گله. با اینکه یه کم ضعیفن، ولی کم و بیش به درد میخورن.»
مرد الفی در حالی که به اعضای زیبای کاخ صد گل نگاه میکرد، گفت: «شنیدم یهنیمه دنیای باستانی مینیاتوری توی قلمرو خدای اونا ظاهر شده و اون دنیا مجبورشون میکنه پیشرفتشون روخودمون از سطح ۱۰۰ از نو شروع کنن. این توضیح میده که چرا سطح و تجهیزاتشون اینقدر پایینه.»
سپس لبخندی زد و ادامه داد: «خندهداره که فکر میکنن خیلی خوبتماماً تونستن هویتشون رو مخفی کنن. حدس میزنم قلمرو خدای اونا تازه همینگفت اواخر ظاهر شده باشه. باورم نمیشه حتی یه گونه نیمهانسان هم بینشون نیست.»
بسیاری از بازیکنان در قلمرو خدا به دنبال تبدیلتنها شدن به نژاد نیمهانسان بودند. دلیلش این بود کهعضلانی نیمهانسانها استعداد و قدرت مبارزهای فراتر از انسانها داشتند.
تنها مشکل بازی به عنوان یک نیمهانسان، دشواری بیشترتمام در ارتقا به ردههای بالاتر بود. با وجود این، درشوکهکننده رده یکسان، قدرت خام نیمهانسانها بسیار بیشتر از انسانها بود.
در یک قلمرو خدای معمولی، حداقل یکسوم جمعیتقبول بازیکنان به عنوان نیمهانسان بازی میکردند. حتی در برخیدیگه از قلمروهای خدای قویتر، دوسوم بازیکنان نژاد نیمهانسان داشتند.
با این حال، از میان دوازده عضوی که کاختنها صد گل به اینجا فرستاده بود، حتی یک نفرعضلانی هم نیمهانسان نبود. این وضعیت بسیار عجیبی به شمار میرفت.
تنها توضیح برای این وضعیت این بود که کاخ صد گل از قلمرو خدایی آمدهمرد بود که به تازگی ظاهر شده است. علاوه بر این، قلمرو خدایی بود که هنوزکرده با قلمرو خدای بزرگ ارتباطی برقرار نکرده بود. از این رو، میراثهای نیمهانسان بسیار کمی داشت.
مرد کوتوله میانسال گفت: «مگه کاملاً واضح نیست؟ فقط با نگاه کردن به استانداردهای مبارزهشون و نحوهآنچه استفادهشون از قدرت، میتونی بفهمی که قلمرو خدای اونا تازه همین اواخر باز شده. این آدمای اولیهافراد حتی نمیدونن که ما فقط با دیدن استانداردهای مبارزهشون میتونیم قدرت قلمرو خدای اونا رو تشخیص بدیم.»
زن نیمهاژدها گفت: «دقیقاً. خندهدارترش اینه که پیش خودشون فکر میکنن میتونن بعداًاتحاد توی سرزمین مهرومومشده خوب عمل کنن. روحشونم خبر نداره که حتی اگه سطح تجهیزاتمونکشید رو در حد اونا پایین بیاریم، بازم نمیتونن نصف ما هم مشارکت داشته باشن.»
تفاوت نژادی تنها یکسلاح اختلاف کوچک در میانقویترین جهانهای مختلف قلمرو خدا بود.
آنچه واقعاً قلمروهای خدای مختلف را از هم متمایز میکرد، توانایی آنها در بهرهگیری از قدرتشانمیانسالِ بود. در این میان، وقتی پای این جنبه به میان میآمد، اعضای قصر صد گل تفاوتیقبول با غارنشینان نداشتند. آنها اصلاً نمیدانستند چگونه از قدرت خامی که به دست آورده بودند استفاده کنند.
این وضعیت شبیه به آن بود که شخصیایستاده کوهی از گنجینه داشته باشد، اما نداند چگونهوجود از این گنجینهها برای ثروتمند کردن خود بهره ببرد.
...
همانطور که Crimson Heart، معاون اول گیلد قصر صد گل، با نگاهی درمانده به اعضای اتحاد برج چشم دوخته بود، گفت: «این دفعه بدجوری محاسباتمون اشتباه از آب دراومد. حتی با کمک شعلۀ سیاه هم بعید میدونم بتونیم توی سرزمین مهرومومشده عملکرد خوبی داشته باشیم.»
پیش از این، Crimson Heart کموبیش انتظار داشت که اتحاد برج گیلد قدرتمندی باشد. با وجود این، پس از دیدن متخصصانی که اتحاد برج فرستاده بود، متوجه شد که قدرت بازیکنان جهان خارج را به شدت دستکم گرفته است.
با وجود اینکه متخصصان هر دو طرف استانداردهای مبارزه مشابهی داشتند، Crimson Heart میتوانست تفاوت فاحش کیفیت را در میانشان تشخیص دهد. این موضوع به ویژه در مورد شش بازیکنی که نماینده اتحاد برج در یورش پیش رو بودند، صدق میکرد. علاوه بر اینکه هر شش نفر متخصصان قلمرو دامنه بودند، Crimson Heart گمان میکرد که آنها متخصصان رده ۶ در سطح خدا نیز هستند.
دلیل این گمانش آن بود که او تنها زمانی چنین احساس درماندگی را تجربه کردهبدون بود که در برابر یک متخصص رده ۶ در سطح خدا ایستاده بود. در همینشاید حال، هر شش متخصص قلمرو دامنه در اتحاد برج چنین حسی را به او منتقل میکردند...
اگر به قلمرو خدای خودشان بستگی داشت، تنها پنج سوپر گیلد بزرگ جرئت میکردندحماسی شش متخصص در سطح خدا را به یک سرزمین مخفی با محدودیت سطح ۱۱۰ بفرستند.فکری علاوه بر این، برای تشکیل چنین گروهی، هر پنج گیلد باید با یکدیگر همکاری میکردند.
Cleansed Rue نیز در تأیید حرفهای Crimson Heart سر تکان داد.
اگرچه دو تیم آنها هنوز با هم درگیر نشده بودند، اما شمّی که او در طول سالها مبارزه به دست آورده بود، میگفتاستاندارد که هر شش نماینده اتحاد برج هیولا هستند. حتی اگر لیدر گیلدشان هم همراهشان میآمد، بعید بود بتوانند با عملکرد تیم اتحاد برج درداشت سرزمین مهرومومشده برابری کنند. اگر سیستم خدای اصلی تلاشهایشان را حتی شایسته ۳۰ درصد از مشارکتهای یورش میدانست، باید خود را خوششانس تلقی میکردند.
در حالی که اعضای قصر صدکرده گل احساس درماندگی میکردند، دو چهره دراتحاد منطقه تلهپورت در همان نزدیکی ظاهر شدند.
مرد کوتولهی میانسال، چکش افسانهای ناقص خود را از روی زمین برداشت و پرسید: «بالاخره همهمیانسالِ اعضاشون اومدن؟» سپس، با نگاهی دقیقتر به دو تازهوارد، چهرهاش از تعجب غرق شد و گفت: «یکیشونکرد سطحش نسبتاً بالاست، اما اون یکی که سطح ۱۰۳ هست دیگه چه صیغهایه؟ اومده فقط سیاهیلشکر باشه؟»
هیولاهای داخل سرزمین مهرومومشده حدود سطح ۱۱۰ بودند، بنابراین بازیکنان برایقرار مبارزه مؤثر با آنها باید حداقل در سطح ۱۰۵ میبودند. ازنارضایتی این رو، حضور یک بازیکن سطح ۱۰۳ در اینجا هیچ منطقی نداشت.
باید در نظر داشت که اگر فاصله سطوح بیش از پنج سطح میشد، درجه سختیمحدودیت هیولاها یک رتبه افزایش مییافت. به جای استخدام یک متخصص سطح ۱۰۳ با استانداردهای مبارزهبررسی برتر، بسیار بهتر بود که یک بازیکن سطح ۱۰۵ با استانداردهای مبارزه کمی پایینتر استخدام شود.
هرچه باشد، نبرد با هیولاها با مبارزه علیهقبول بازیکنان دیگر تفاوت داشت. اگرچه استانداردهای مبارزه اهمیتنیمه داشت، اما میزان خروجی آسیب نیز بسیار حیاتی بود.
در این لحظه، اعضای اتحاد برج تنها کسانی نبودندتنها که از این وضعیت تعجب کرده بودند. اعضای قصر صدریش گل نیز به همان اندازه مات و مبهوت مانده بودند.
«الهه برف؟»
«مگه اون خیلیبیش وقت پیش ازمیخورد قلمرو خدا غیبش نزد؟»
...
یادداشت مترجم:
امروز فقط یک چپتر داریم. من تواناییام درلیدر به تعویق انداختن کارها رو به شدت دستکم گرفتهکوچیکی بودم. قسم میخورم فردا چپتر جاافتاده رو جبران کنم.