---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 1208: پناهگاه تاریک • ⏱ 7 دقیقه

چپتر 1208: پناهگاه تاریک

0

در جزیره مه‌آلود شیطان، Brute Spear به اعضای «گل هفت گناه» دستور داد تا ستون‌های سنگی و خونین را مخفیانه جابه‌جا کنند. این ستون‌های سنگیِ شکسته، هیبت الهی خفیفی از خود ساطع می‌کردند و علاوه بر مانای انباشته در اطراف خود، تمام مانای محیط را نیز جذب کرده و تراکم مانا را به شدت افزایش می‌دادند.

طول ستون‌های کوچک‌تر تقریباً به سه متر می‌رسید؛ به طوری که یک برزرکر‌قابلیت​ به زحمت می‌توانست یکی از آن‌ها را حمل کند. ستون‌های بزرگ‌تر هفت تا‌خودشان​ هشت متر ارتفاع داشتند و جابه‌جایی هر کدام نیازمند همکاری چند بازیکن بود.

این ستون‌های خونین،‌بیشتری​ سرتاسر محراب شیطان‌کافی​ را پوشانده بودند.

Brute Spear دستور داد: «بجنبید! باید قبل از اینکه بقیه ابرقدرت‌ها اینجا رو پیدا کنن، اینا رو جابه‌جا کنیم!»

اگر شی فنگ آنجا‌وجود​ حضور داشت، در دم‌بلکه​ این ستون‌های خونین را می‌شناخت.

در گذشته، از این ستون‌ها‌یارای​ برای ایجاد آرایه جادویی محافظِ‌ویژگی​ شهرِ «گل هفت گناه» استفاده می‌شد.

این آرایه جادویی‌بیشتری​ به نام «پناهگاه‌کافی​ تاریک» شهرت داشت.

تحت پوشش پناهگاه تاریک، تراکم مانا در منطقه احاطه‌شده به حدی می‌رسید که حتی برج‌نسخه‌های​ چهار عنصر نیز یارای رقابت با آن را نداشت. با وجود این، افزایش تراکم مانا‌چنین​ بزرگ‌ترین ویژگی پناهگاه تاریک نبود، بلکه قابلیت آن در کمک به پیشرفت بازیکنان اهمیت بیشتری داشت.

بازیکنان با پرداخت کریستال‌های جادویی کافی، می‌توانستند در هسته پناهگاه تاریک با نسخه‌های کپی‌شده از خودشان که توسط سیستم ساخته‌نسخه‌های​ می‌شد، مبارزه کنند. افزون بر این، همزادهای آن‌ها قادر بودند مهارت‌ها را با نرخ تکمیل ۱۰۰٪ اجرا کنند. مبارزه با‌ببرند​ چنین حریفانی به بازیکنان کمک می‌کرد تا به نقاط ضعف خود پی ببرند و در مدت کوتاهی به سرعت پیشرفت کنند.

به لطف همین آرایه جادویی،‌یارای​ متخصصان بی‌شماری در تلاش بودند‌ویژگی​ تا به «گل هفت گناه» بپیوندند.

تنها مشکل این بود که آرایه جادوییِ کشف‌شده توسط Brute Spear و همراهانش آسیب دیده بود و امکان استفاده فوری از آن وجود نداشت. با این حال، صرفاً با کنار هم قرار دادن این ستون‌های خونین در یک مکان، می‌توانستند تراکم مانای آن منطقه را افزایش دهند.

همان‌طور که Brute Spear و سایرین در حال جابه‌جایی ستون‌های سنگی بودند، اعضای «گل هفت گناه» اعلانی از طرف سیستم دریافت کردند.

SYSTEM

سیستم: خدای شیطان پایمون فرمان بازپس‌گیری گوی روح را صادر کرده است. هر کسی که حامل گوی روح را به قتل برساند، پاداش نفیسی از خدای شیطان پایمون دریافت خواهد کرد. برای پذیرش این مأموریت باید ۵۰۰ کریستال جادویی بپردازید. آیا مایل به پذیرش این مأموریت هستید؟ این مأموریت به صورت بلندمدت معتبر است. در هر زمان قابل پذیرش بوده و محدودیت زمانی ندارد.

گوی روح؟ با شنیدن این اعلان سیستم، Brute Spear در بهت فرو رفت. این همون آیتمی نیست که Frost Eye ازم گرفت؟

خدای شیطان پایمون، گوی روح را به عنوان یک گنجینه به او اهدا کرده بود. Brute Spear هرگز تصور نمی‌کرد که این گنجینه تا این حد ارزشمند باشد.

Brute Spear ناگهان از تصمیمش برای شرط‌بندی روی گوی، به شدت پشیمان شد.

«رئیس Brute، مگه گوی روح دست Frost Eye نیست؟»

«خیلی جالب شد. پاداش خدای شیطان حتماً چیز خفنیه. کلی از بازیکنا این مأموریت رو قبول می‌کنن. Frost Eye حسابی تو دردسر افتاده.»

«مگه الکیه؟ داریم درباره Frost Eye حرف می‌زنیم. کشتن اون فقط تو حرف آسونه.»

«رئیس Brute، مأموریت رو قبول کنیم؟»

«ما می‌دونیم که گوی روح دست Frost Eyeئه. نسبت به بقیه گروه‌ها یه قدم جلوتریم.»

«آره همینه. حتی اگه ما نتونیم بگیریمش، بچه‌های گناه خشم و‌خودشان​ گناه طمع حتماً براش دندون تیز می‌کنن. به هر حال، چند‌۱۰۰٪​ نفری بینشون هستن که چیزی نمونده به شیطان بارون تبدیل بشن.»

...

«پاداش نفیسِ» خدای شیطان، اعضای «گل هفت گناه» را به شدت وسوسه کرده بود. ممکن بود با تکمیل این‌هسته​ مأموریت، به مقام اشرافی دست یابند. حتی در غیر این صورت نیز، مقدار قابل توجهی شهرت به دست می‌آوردند‌نقاط​ که مسیر رسیدن به رتبه بارون را برایشان هموارتر می‌کرد. این برای بازیکنان شیطانی، فرصتی بسیار کمیاب محسوب می‌شد.

Brute Spear پس از کمی تأمل گفت: «فعلاً مأموریت رو قبول نکنید. اول باید به آبجی بزرگه خبر بدیم. می‌ذاریم اون تصمیم بگیره که چی کار کنیم.»

بقیه به‌اهمیت​ نشانه تأیید‌پرداخت​ سر تکان دادند.

هم‌زمان، نیروهای تاریکِ‌بلکه​ گوناگون در قلمرو خدا‌بازیکنان​ دست به کار شدند.

«یه پاداش‌رقابت​ درست‌وحسابی از‌وجود​ طرف خدای شیطانی؟»

«کدوم بدبختی جرئت کرده خدای‌یارای​ شیطانی رو عصبانی کنه؟ به هر‌نبود​ حال، واسه ما که خبر خوبیه.»

انجمن‌های تاریک و بازیکنان‌پرداخت​ تاریک مستقل، همگی بی‌درنگ مأموریت‌نسخه‌های​ خدای شیطانی پایمون را پذیرفتند.

بازیکنان تاریک در مقایسه با بازیکنان عادی، به مأموریت‌های کمتری دسترسی داشتند. در نتیجه، بالا‌نسخه‌های​ بردن شهرت در میان نیروهای تاریک برای آن‌ها به‌شدت دشوار بود. با تکمیل این مأموریت،‌چنین​ احتمالاً امتیاز شهرت هنگفتی نصیبشان می‌شد؛ پاداش احتمالی خدای شیطانی که دیگر جای خود داشت.

...

در سویی دیگر،‌چهار​ شی فنگ به کتابخانه‌نداشت​ شهر رودخانه سفید رسید.

نسبت به بازدیدهای پیشین او، بازیکنان بیشتری در ساختمان ازدحام کرده بودند. بسیاری از بازیکنان کلاس جادویی در تالار اصلی داشتند طلسم‌هایشان را تمرین می‌کردند و برخی حتی برای بهبود دقت طلسم‌هایشان، سرگرم یادگیری از مربیان NPC بودند.

برخلاف کلاس‌های فیزیکی، بازیکنان کلاس جادویی برای هدف گرفتن هیولاها با طلسم‌هایشان به تمرین قابل‌توجهی نیاز داشتند. این موضوع، به‌ویژه‌ساخته​ پس از تکامل‌های پیاپی قلمرو خدا، بیش از پیش صدق می‌کرد. بازیکنانی که به‌تازگی وارد قلمرو خدا شده بودند، حتی‌همین​ برای مبارزه با هیولاهای معمولی نیز با چالش‌های سختی روبه‌رو می‌شدند. از این رو، برای پیشرفت باید بسیار بیشتر تمرین می‌کردند.

هرچند شهرک‌های تازه‌کاران مربیان مبارزه NPC مختص به خود را داشتند، اما اصول مبارزه‌ای که این NPCها آموزش می‌دادند، تنها به درد تازه‌واردها می‌خورد. اگر کسی می‌خواست قدرتمندتر شود، باید به شهر می‌رفت. بازیکنان کلاس فیزیکی می‌توانستند مربیانشان را در معبد خدای جنگ بیابند. در مورد بازیکنان کلاس جادویی نیز، مربیان مبارزه در کتابخانه شهر مستقر بودند.

این مکان‌ها برای بازیکنان عادی، در دسترس‌ترین فضاها برای ورود و تمرین به شمار می‌رفت. گذشته از این،‌بیشتری​ ورود به مکان‌هایی نظیر کولوسئوم الهی نیازمند پرداخت کریستال‌های جادویی بود؛ هزینه‌ای که بازیکنان عادی از پس پرداخت‌تکمیل​ آن برنمی‌آمدند. این شرایط به‌خصوص برای بازیکنانی که تازه به قلمرو خدا قدم گذاشته بودند، بیشتر به چشم می‌خورد.

از همین رو، بازیکنان‌پرداخت​ عادی اغلب به معبد خدای‌نسخه‌های​ جنگ و کتابخانه سر می‌زدند.

اگر بازیکنان می‌خواستند زیر نظر یک مربی ارشد آموزش ببینند، باید ساعتی ۱ سکه نقره می‌پرداختند، در حالی که هزینه یک مربی تازه‌کار تنها ۳۰ سکه‌نرخ​ مس در ساعت بود. حتی بازیکنان عادی نیز از پس این هزینه برمی‌آمدند. به همین دلیل، بیشتر بازیکنان عادی شب‌ها برای تمرین به اینجا می‌آمدند و‌امکان​ روزها را در دشت‌ها به نبرد می‌گذراندند. با این روش، سرعت پیشرفتشان بسیار بیشتر از زمانی بود که تمام روز را صرفاً به کشتن هیولاها اختصاص می‌دادند.

اما شرایط اعضای زیرو وینگ بسیار بهتر بود. از آنجا که زیرو وینگ اکنون یک اقامتگاه انجمن ۳-ستاره داشت، از اتاق تمرین‌خودشان​ اختصاصی خود بهره می‌برد. این اتاق تمرین نه‌تنها نحوه استفاده از مهارت‌ها و طلسم‌ها را به بازیکنان می‌آموخت، بلکه تکنیک‌های پایه نبرد را‌همین​ نیز به آن‌ها آموزش می‌داد. امکاناتی که نه کتابخانه و نه معبد خدای جنگ، هیچ‌کدام قادر به ارائه آن در این سطح نبودند.

پس از ورود‌چهار​ به کتابخانه، شی فنگ‌نداشت​ راهی بالاترین طبقه شد.

نگهبان‌ها باز هم قوی‌تر شده‌اند؟ با دیدن‌می‌توانستند​ دو شوالیه سیاه‌پوش که از ورودی تالار‌ساخته​ ستاره-ماه نگهبانی می‌دادند، شی فنگ کمی غافلگیر شد.

هر بار که به‌قابلیت​ تالار ستاره-ماه می‌آمد، شوالیه‌ها‌اهمیت​ از دفعه پیش قوی‌تر بودند.

در ابتدا، نگهبانان تنها شوالیه‌های رده ۳ سطح ۱۸۰ بودند. اما اکنون، به شوالیه‌های رده ۳ سطح ۲۱۰ تبدیل شده بودند. حتی NPCهای رده ۴ سطح ۱۸۰ نیز در رویارویی با این شوالیه‌ها به دردسر می‌افتادند. گذشته از این، هرچه سطح بالاتر می‌رفت، ویژگی‌های دریافتی در هر ارتقای سطح نیز بیشتر می‌شد. اختلاف ۳۰ سطح در چنین سطوح بالایی، اصلاً مسئله پیش‌پاافتاده‌ای نبود.

این دو شوالیه رده ۳ سد راه شی فنگ برای ورود به‌بلکه​ تالار ستاره-ماه نشدند. بلکه وقتی شی فنگ به فاصله ۱۰ یاردی رسید،‌نسخه‌های​ درها را باز کردند؛ گویی از پیش به آن‌ها دستور داده شده بود.

بر روی تختی در مرکز تالار، زنی موطلایی‌هسته​ و قدیس‌مانند نشسته بود. با دیدن شی فنگ، گوشه‌همزادهای​ لبان این زنِ قدیس‌مانند کمی به بالا خم شد.

«انگار تو این مدتی‌قابلیت​ که نبودی، گنج‌ها و‌اهمیت​ سکه‌های خیلی بیشتری جمع کردی.»

ناولها | novelha.net