چپتر 3327: آسورا
0«کسی میتونهباد بگه الاناومن چی شد؟»
«چرا معاون فرماندهباختش چیلین گذاشت شیزمین فنگ بره پشت سرش؟»
«یعنی معاونمیکردند فرمانده چیلیننتیجه از قصد باخت؟»
زمانی که جمعیت حاضر سقوط بدن پنج مترینمیشه چن چیلین را به چشم دیدند، پس ازبرگشت سکوتی کوتاه، موجی از سردرگمی وجودشان را فرا گرفت.
چن چیلین یک معاون فرمانده معمولی در لژیون استارواکنش لیک نبود. در حال حاضر، قدرت او در تمامکرد لژیون تنها یک پله پایینتر از رد فراست قرار داشت.
با این حال،باختش چنین متخصصی مغلوبزمین یک تازهوارد شده بود؟
هرچه فکر میکردند، باز هم به این نتیجه میرسیدندباید که چن چیلین از قصد باخته است. وگرنه چرااسکارز باید مثل یک تکه چوب خشک سر جایش میخکوب میشد؟
تاوزند اسکارز با دیدن پایان نبرد، مات و مبهوت ماند و گفت:نیست «چن چیلین عقلش رو از دست داده؟ اون معاون فرمانده لژیون استاراولین لیکه. آبروی کل لژیونه. اصلا میفهمه باختن به یه تازهوارد یعنی چی؟»
معاونین فرمانده لژیون استار لیک از نظر قدرت درست در جایگاهی پایینترتفاوت از فرمانده قرار داشتند. اگر یکی از آنها از یک تازهوارد شکست میخورد،درک نه تنها اعتبار خودش، بلکه آبروی کل لژیون را نیز به باد میداد.
دث اومن با چهرهای درهمکشیده گفت: «باختش... حتمی بود.» واکنش اونمیشه به شکست چن چیلین از زمین تا آسمان با تاوزند اسکارزمعنای تفاوت داشت. «اون یارو... شی فنگ رو دیگه نمیشه آدم حساب کرد.»
«باخت چن چیلین حتمی بود؟ شی فنگ آدم نیست؟»باید تاوزند اسکارز با تعجب و گیجی به سمت دث اومندیدن برگشت؛ ذهنش از درک معنای پشت حرفهای او عاجز بود.
تاوزند اسکارز به قدرت شی فنگ اذعان داشت. ازآدم همان اولین برخوردش با چن چیلین، میتوانست تشخیص دهددرک که او بدون شک به استاندارد متخصصان لقبدار رسیده است.
با این حال، متخصصان لقبدار در لژیون استارحتمی لیک کم نبودند. یا اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، کدامحساب یک از اعضای گروههای نبرد تکخال متخصص لقبدار نبودند؟
اما اینکه بگوییم یک متخصص لقبدار میتواند چن چیلینیارو را تا حدی در هم بکوبد که او حتیسمت فرصت واکنش پیدا نکند، اغراقی بیش از حد بود.
دث اومن گفت: «اگه بخوایم استانداردهای مبارزه رو مقایسه کنیم، اون دو تا واقعاً در یه سطحن.»تاوزند سپس مکثی کرد تا نفس عمیقی بکشد. با رگههایی از ترس در چشمانش، به قامت شی فنگمیفهمه خیره شد و ادامه داد: «اما تمرکز شی فنگ... از همین الان به استاندارد رده ۶ رسیده.»
بازیکنانی که هرگز به رده ۶ نرسیده بودند، متوجه نمیشدند که چرا چن چیلین ازسمت شی فنگ شکست خورده است. اما داستان برای دث اومن کاملاً فرق میکرد؛ کسی که درمتخصصان گذشته یک متخصص رده ۶ بود و از تواناییهای یک بازیکن رده ۶ کاملاً خبر داشت.
تمرکزش به رده ۶ رسیده؟
تاوزند اسکارز با شنیدن حرفهای دث اومن نفسش در سینه حبس شد و با چهرهای ناباورانه به سمت شی فنگذهنش برگشت. هرچند خودش هرگز به رده ۶ نرسیده بود، اما با بسیاری از متخصصان رده ۶ گل هفت گناه مبارزهبگوییم کرده بود، به همین دلیل به خوبی میدانست وقتی تمرکز یک بازیکن به استاندارد رده ۶ برسد، چقدر میتواند وحشتناک باشد.
هر بازیکنی که تمرکز رده ۶ نداشت، به شدت در برابر نفوذ ذهنی بازیکنی با تمرکزمیشد رده ۶ آسیبپذیر میشد. با تمرکز رده ۶، یک نفر میتوانست حتی جزئیات ظریف وضعیت ذهنیلژیونه شخص دیگر را درک کند، جزئیاتی که حتی خود آن شخص هم از وجودشان بیخبر بود.
در یک نبرد تنبهتن، تا زمانی که شکاف عمیقی در ویژگیهایکرد اصلی یا استانداردهای مبارزه وجود نداشت، بازیکنی با تمرکز رده ۶اذعان میتوانست بازیکن فاقد تمرکز رده ۶ را زیر پا له کند.
اما چطور ممکن بوداومن یک بازیکن رده ۴،حتمی تمرکز رده ۶ داشته باشد؟
...
در این لحظه، دث اومن تنها کسی نبود که متوجه استاندارد تمرکز شی فنگ شده بود. هر متخصصی کهدیدن یا در رده ۶ قرار داشت یا در گذشته به رده ۶ رسیده بود، اکنون با چشمانی گردشده بهدرست شی فنگ خیره مانده بود. برخی گیج شده بودند، برخی ترسیده بودند و برخی دیگر با خوشحالی غافلگیر شده بودند.
در همین حال، پس از آنکه مارکلس بلید از طریق همکاران معاون فرماندهاش متوجه قضیه شد، باذهنش تردید به زنی که با آسودگی پشت سرش نشسته بود نگاه کرد و پرسید: «فرمانده، شما از قبلبخواهیم میدونستید تمرکزش به رده ۶ رسیده؟ به خاطر همین با خیال راحت گذاشتید با چن چیلین مبارزه کنه؟»
مارکلس بلید میدانست که رد فراست حساب ویژهایحتمی روی شی فنگ باز کرده است. وگرنه اصلاًآدم زحمت به خاطر سپردن اسمش را به خودش نمیداد.
با این حال، هر چقدر هم که رد فراست به شی فنگ باور داشت، فرستادن یک تازهوارد به مصاف چن کیلیندرک اوج دیوانگی بود. مگر اینکه رد فراست اصلاً نمیخواست شی فنگ وارد لژیون شود که قطعاً اینطور نبود. پس تنها یک احتمالگروههای باقی میماند؛ رد فراست کاملاً مطمئن بود که شی فنگ حتی در برابر چن کیلین هم گلیمش را از آب بیرون میکشد.
رد فراست سرش را تکان داد و گفت: «نه بابا، از کجا باید میدونستم؟» سپس با تهمایهای از ذوق به شی فنگ نگاه کرد، لبهایش راعقلش لیسید و ادامه داد: «اولش پیش خودم گفتم قراره بدجوری به دست چن کیلین نقرهداغ بشه. حتی اگه ده تا حرکت هم دووم نمیآورد تعجب نمیکردم.اومن ولی اصلاً فکرش رو نمیکردم همچین سورپرایز خفنی واسم رو کنه. تمرکز رده ۶! با همین میتونم دهن اون پیرمردهای خرفت شهر نور یشم رو ببندم!»
حرفهای رد فراست، مارکلس بلید را لال کرد.نمیشه «نمیدونستی؟ با این حال بازم گذاشتی چن کیلینبرگشت باهاش بجنگه؟ اگه شی فنگ حذف بشه چی؟»
رد فراست با بیخیالی خندید و گفت: «حذف؟ عمراً بذارمزمین حذف بشه. اگه تو آزمون گند بزنه، از حق ویژهتعجب فرماندهیم استفاده میکنم تا بفرستمش تو یه گروه نبرد تکخال.»
مارکلس بلید با شنیدن این حرف نتوانست جلوی خودش رادیگه بگیرد و پرسید: «حق ویژهات؟ تو هر ده سال فقطذهنش یه سهمیه داری. حیف نیست واسه شی فنگ حرومش کنی؟»
فرماندهی لژیون استار لیک امتیازات بیشماری به همراه داشت ومثل مهمترینِ آنها، حق ویژه برای وارد کردن بیقید و شرطپایان یک فردِ زیر ۵۰ سال به یک گروه نبرد تکخال بود.
در حالت عادی، از این حق ویژه به عنوان برگ برندهای برای قاپیدن نوابغ بیبدیل از شهرهایذهنش دیگر استفاده میشد. و از آنجایی که این امتیاز در حق نوابغ و استعدادهای بیشمار خود شهرنبودند به شدت ناعادلانه بود، فرمانده لژیون استار لیک در هر دهه تنها به یک سهمیه محدود شده بود.
رد فراست با قاطعیتاومن گفت: «نه، ارزش همینحتمی یه سهمیه رو داره!»
مارکلس بلید با شنیدن جواب ردزمین فراست، با گیجی برگشت و بهآدم شی فنگ نگاه کرد: «ارزشش رو داره؟»
اگر رد فراست این تصمیم را پس از فهمیدن اینکه شی فنگ دارای تمرکز رده ۶ است میگرفت، شاید منطقی به نظر میرسید،مبهوت اما قبل از آن؟ مارکلس بلید هر چه با خودش دودوتا چهارتا میکرد، چنین تصمیمی کاملاً غیرمنطقی بود. هر چه نباشد، تصور قبلی آنهاخودش از شی فنگ این بود که او فقط یک متخصص لقبدار است و لژیون استار لیک تا دلتان بخواهد از این متخصصهای لقبدار داشت.
رد فراست با دیدن چهرهی گیج مارکلسدیگه بلید، تکخندهای کرد و پرسید: «چیزی درگیجی مورد فهرستهای هفت رنگِ اتحاد هفت رنگ میدونی؟»
مارکلس بلید با لحن عجیبی جواب داد: «کیه کهواکنش فهرستهای هفت رنگ رو نشناسه؟ تمام بازیکنهای قلمرو خدای بزرگنیست پیگیرشون هستن. ولی اینا چه ربطی به شی فنگ داره؟»
فهرستهای هفت رنگِ اتحاد هفت رنگ در سرتاسر قلمرو خدای بزرگ شناختهشده بودند. این فهرستها شامل سه بخش بودند: فهرستذهنش افتخار درخشان، فهرست افتخار مقدس و فهرست افتخار الهی. این سه فهرست به ترتیب به بازیکنان رده ۴، رده ۵ وکدام رده ۶ اختصاص داشتند و هر کدام نام ۱۰۰۰ متخصص برتر از قلمرو خدای بزرگ را در خود جای داده بودند.
هر بازیکنی که میتوانست به یکی از این سه فهرست راه پیدا کند،خشک چه فهرست افتخار درخشان برای رده ۴ها و چه فهرست افتخار الهی برایعقلش رده ۶ها، فردی بود که در بالاترین قلهی قلمرو خدای بزرگ ایستاده بود.
دلیل اینکه حتی ابرشرکتها هم برای رد فراست احترام قائل بودند،کرد این بود که او در گذشته نامش در فهرست افتخار الهی ثبتهمان شده بود. در دوران اوجش، شهرت او در قلمرو استارلایت بیرقیب بود.
هر چه نباشد، در تمام تاریخ قلمرو استارلایت،حتمی کمتر از ده بازیکن از این قلمرو توانستهآدم بودند به فهرستهای هفت رنگ راه پیدا کنند.
دقیقاً. حتی اگر آمار هر سهزمین فهرست را با هم جمع میکردند،آدم باز هم تعدادشان به ده نفر نمیرسید.
رد فراست نیشخندی زد و گفت: «معلومه که ربط داره! توی آخرین فهرست افتخار درخشانی که اتحاد هفتاسکارز رنگ به صورت داخلی منتشر کرده، یه تغییری به وجود اومده. نفر ۹۶۳ام به رتبه ۹۶۴ام سقوط کردهمعاونین و کسی که الان تو جایگاه ۹۶۳ام نشسته، رهبر انجمن بال صفر، امپراتور شمشیر آسورا، شعلۀ سیاه است!»