---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3161: قدرتمندترین آسورا؟ • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 3161: قدرتمندترین آسورا؟

0

رشته‌کوه مرزی، طبقه‌موضوع​ دوم زیرزمین، بیرون‌کرده​ از میدان مجسمه الهی:

گروهی هزار نفره داشت از پله‌های امتداد مجسمه الهی بالا می‌رفت تا‌کنند​ به میدانی که روی سر مجسمه قرار داشت، برسد. سپس در فاصله‌درباره​ ۲۰۰۰ یاردیِ میدان، گروه سدی جادویی ایجاد کردند تا استراحتی کوتاه داشته باشند.

تاو یووی همان‌طور که با نگاهی حسرت‌بار به میدان دوردست چشم دوخته بود، پرسید: «چرا این‌قدر موجودات تهی دور مجسمه الهیموضوع​ می‌چرخن؟ چرا اعضای آسورا این‌قدر استقامت دارن؟ تعداد بازیکنای ما خیلی از اونا بیشتره، پس منطقاً باید بتونیم بیشتر از اونا‌امااستقامتمون رو حفظ کنیم. با این حال، خیلی راحت ما رو جا گذاشتن. احتمالاً تا الان دیگه به بالاترین قسمت میدان رسیدن.»

بر اساس اطلاعاتی که «گل هفت گناه» به‌تازگی به اشتراک گذاشته بود، قدرت‌های مختلف از هر دو قلمرو خدا در بالاترین بخش میدان جمع شده‌جلوگیری​ بودند تا مأموریت یک شخص مهم را به انجام برسانند. در میان آن‌ها، قدرت‌های مختلفی از چند اتحاد بزرگ نیز حضور داشتند. در همین حال،‌تحقیر​ اگر این قدرت‌ها می‌توانستند مأموریت این شخص مهم را تکمیل کنند، مسیر بسیار هموارتری برای تثبیت جایگاه خود در قلمرو خدای اعظم پیش رو داشتند.

با وجود این، آن چند اتحاد بزرگ درباره این موضوع کاملاً سکوت کرده بودند تا از ورود دیگران و سهم‌خواهی آن‌ها جلوگیری کنند.‌بستند​ وقتی «حاکمان جهان» و «آب سیاه» از این مأموریت باخبر شدند، دیگر کار از کار گذشته بود. با اینکه آن‌ها تمام تلاششان را به‌یکی​ کار بستند تا خود را به میدان روی سر مجسمه الهی برسانند، اما باز هم نتوانستند به‌موقع برای شرکت در مأموریت به آنجا برسند.

وقتی Death Omen از «گل هفت گناه» حرف‌های تاو یووی را شنید، چشمانش را چرخاند و با تحقیر گفت: «دخترجون، واقعاً فکر می‌کنی تیم آسورا صلاحیت شرکت تو این مأموریت رو داره؟ حتماً تو راه بازیکنای اون یکی قلمرو خدا رو دیدی که از کنارشون رد شدیم. سطح کلی بازیکنای اونا خیلی از ما بالاتره. یه گروه هشت نفره از متخصصای رتبه خدا شاید این‌طرف قدرتمند به حساب بیاد، اما بین ابرقدرت‌های اون‌طرف فقط یکی از ده‌ها تیمه. تیم آسورا بدون معرفی‌نامه حتی صلاحیت شرکت تو مأموریت رو هم پیدا نمی‌کنه.»

مأموریت این شخص مهم شاید شامل حال تمامی قدرت‌های هر دو‌هموارتری​ قلمرو خدا می‌شد، اما اختیار تأیید صلاحیت قدرت‌ها برای شرکت در‌کاملاً​ این مأموریت، در دستان دو قدرت سلطه‌گرِ قلمرو خدای ستاره متروک بود.

به عبارت دیگر، بدون موافقت این‌مسیر​ دو قدرت سلطه‌گر، هیچ‌کس حتی صلاحیت‌خود​ حضور در این مأموریت را پیدا نمی‌کرد.

آن چند اتحاد بزرگ تنها به این دلیل توانستند صلاحیت شرکت در مأموریت را کسب کنند که‌دیگر​ خیلی زود با انجمن «اژدهای درخشان»، یکی از دو قدرت سلطه‌گر ستاره متروک، ارتباط برقرار کرده بودند. در‌تحقیر​ این میان، «گل هفت گناه» حتی چیزی در اختیار داشت که توجه «اژدهای درخشان» را جلب کرده بود.

با شنیدن حرف‌های Death Omen، Thousand Swords و جینگ یانگ سکوت کردند، چرا که می‌دانستند گفته‌های این زن به احتمال زیاد حقیقت دارد. آن‌ها نیز دیگر امیدی به شرکت در این مأموریت نداشتند. تنها دلیلی که تا الان به دنبال کردن گروه هزار نفره‌ی اتحادهای بزرگ ادامه می‌دادند، این بود که شاید بتوانند با برخی از قدرت‌های قلمرو خدای ستاره متروک آشنا شوند.

برخلاف ابرقدرت‌های معمولی، «حاکمان جهان» و «آب سیاه» می‌دانستند که از پیش ارتباطی میان دنیای آن‌ها و دنیای اعظم شکل گرفته است. آن‌ها همچنین می‌دانستند که دنیایشان‌سهم‌خواهی​ در نهایت با دنیای اعظم ادغام خواهد شد و همه افراد روی زمین ناگزیر باید در دنیای اعظم زندگی کنند. اگر «حاکمان جهان» و «آب سیاه» می‌توانستند سطح‌دخترجون​ مشخصی از شراکت را با ابرقدرت‌های قلمرو خدای ستاره متروک ایجاد کنند، این موضوع هم در قلمرو خدا و هم در دنیای واقعی کمک عظیمی به آن‌ها می‌کرد.

هر چه باشد، دنیای واقعیِ قلمرو خدای ستاره متروک مدت‌ها پیش به دنیای اعظم متصل شده‌وجود​ بود. تا الان، بازیکنان ستاره متروک پایه‌های خود را در دنیای اعظم محکم کرده بودند. این‌دیگر​ موضوع در تضاد آشکار با بازیکنان دنیای آن‌ها بود که تقریباً هیچ‌چیز در دنیای اعظم نداشتند.

پس از این گفتگوی کوتاه، Death Omen و دیگران به صعود خود ادامه دادند و به‌سرعت به میدانِ روی سر مجسمه الهی رسیدند.

به‌محض اینکه رسیدند، با صحنه فرار دیوانه‌وارِ چند هزار بازیکن از آن میدان وسیع مواجه شدند. Death Omen حتی در میان این بازیکنانِ فراری، چهره‌ای آشنا به چشمش خورد.

با دیدن Gluttony که داشت از میدان فرار می‌کرد، Death Omen گیج شد و پرسید: «چه خبره؟»

Gluttony وظیفه داشت متخصصان «گل هفت گناه» را برای شرکت در مأموریتِ میدان مجسمه الهی رهبری کند. با این حال، اکنون Gluttony همراه با تیمش در حال فرار از میدان بود...

گذشته از این، Death Omen علاوه بر Gluttony، متوجه حضور متخصصان رده خدای بسیاری در میان جمعیتِ در حال فرار شد؛ تعدادی که به‌راحتی از مرز صد نفر عبور می‌کرد...

به غیر از Death Omen، چیانگ تیانهه، Thousand Swords و سایرین نیز از دیدن این صحنه غرق در حیرت بودند. با وجود اینکه از مدت‌ها پیش می‌دانستند «قلمرو خدای ستاره متروک» بسیار قدرتمندتر از قلمرو خدای خودشان است، اما هرگز تصور نمی‌کردند اختلاف قدرت تا این حد فاحش باشد. در این مکان، متخصصان رده خدا مانند نقل و نبات ریخته بودند و در هر گروه دست‌کم دو یا سه نفر از آن‌ها به چشم می‌خورد. شرایط حاکم بر قلمرو خدای ستاره متروک، زمین تا آسمان با قلمرو خدای آن‌ها تفاوت داشت.

با دیدن گروه Death Omen در ورودی راه‌پله، Gluttony فریاد زد: «سریع بکشید عقب! دیگه جای موندن نیست!»

با وجود این، هشدار Gluttony واکنش خاصی از سوی Death Omen و سایرین در پی نداشت؛ چرا که تمام حواسشان مجذوب اسکلت غول‌پیکری شده بود که در مرکز میدان قرار داشت.

پادشاه دنیای زیرین، دیاکلو!

آن‌ها حتی از فاصله هزار یاردی هم می‌توانستند هیبت پادشاه‌می‌توانستند​ دنیای زیرین را به‌وضوح احساس کنند. مضاف بر آن، دیاکلو‌خدای​ همچنان شعله‌های «آتش روح» خود را به کار گرفته بود.

اما در مقایسه با پادشاه دنیای زیرین که می‌توانست روح بازیکنان را در یک چشم‌به‌هم‌زدن نابود کند، آنچه Death Omen و سایرین را بیشتر در بهت فرو برد، مردی بود که با یک شمشیر عظیم‌الجثه سد راه حمله دیاکلو شده بود.

همان‌طور که با ناباوری به شی فنگ خیره شده بود، چشمان Death Omen از تعجب گرد شد: «چطور تونست همچین کاری کنه؟!»

در رده ۳، حتی یک متخصص رده خدا در برابر یک هیولای رده ۵ تفاوتی با مورچه‌ای نداشت که در‌اینکه​ دم له می‌شد. حتی اگر هیولای رده ۵ موردبحث تحت سرکوب هم قرار داشت، باز هم توفیری در نتیجه نمی‌کرد. محال‌تیم​ بود یک بازیکن رده ۳ بتواند به‌تنهایی حمله یک هیولای رده ۵ را دفع کند و جان سالم به در ببرد.

با وجود این، شی فنگ واقعاً چنین شاهکاری را رقم زده بود. برای لحظه‌ای، Death Omen حتی به شک افتاد که آیا شی فنگ همچنان یک بازیکن رده ۳ است یا اینکه پیش از این در خفا مأموریت ارتقا به رده ۴ خود را به پایان رسانده است.

در این میان، Thousand Swords و جینگ یانگ نیز با دهان‌هایی باز از حیرت، به این صحنه چشم دوخته بودند.

پس از مشاهده نمایش خیره‌کننده پیشینِ Shimmering Sword، گمان می‌کردند او بدون شک قوی‌ترین بازیکن «اتحاد مزدوران آسورا» است. هرچه نباشد، آن زن به‌تنهایی قدرت رویارویی با یک ابرقدرتِ کامل را در اختیار داشت.

اما حالا شی فنگ حمله یک‌کرده​ پادشاه دنیای زیرین رده ۵ را‌حاکمان​ دفع کرده بود... واقعاً چه خبر بود؟

فلاندرز نیز که در مرکز میدان ایستاده بود، با دیدن قدرت خارق‌العاده شی فنگ، حسی آمیخته از تعجب‌جایگاه​ و آسودگی را تجربه کرد. چرا که اگر روح فری از بین می‌رفت، کارِ «اتحاد برج» تمام بود.‌سیاه​ در حقیقت، تمام کسانی که در این عملیات شرکت کرده بودند نیز به‌احتمال‌زیاد به سرنوشتی شوم دچار می‌شدند.

در حالی که سکوت بر داخل و خارج میدان‌مسیر​ حاکم شده بود، شی فنگ ناگهان نگاهش را به فریِ‌وجود​ خسته‌وکوفته دوخت و پرسید: «بانو فری، مایلید یه معامله بکنیم؟»

به‌محض اینکه حرف شی فنگ تمام شد، فلاندرز چیزی نمانده بود از شدت درماندگی چشمانش را‌وجود​ در کاسه بچرخاند. برایش غیرقابل‌باور بود که شی فنگ در چنین مهلکه‌ای، به‌جای اینکه به فکر‌دیگر​ راهی برای فرار و نجات جانشان از این میدان باشد، به دنبال معامله با فری است.

فری یک شاهزاده‌خانم نازپرورده نبود. اگرچه از قدرت نمایشیِ‌سهم‌خواهی​ شی فنگ جا خورده بود، اما خیلی زود خونسردی‌اش‌کار​ را به دست آورد و پرسید: «معامله؟ چه جور معامله‌ای؟»

شی فنگ بدون هیچ‌گونه تعارفی پاسخ داد: «اگه‌اگر​ بتونیم دیاکلو رو شکست بدیم، نصف غنائم پادشاه‌برای​ دنیای زیرین و حق انتخابِ اولین آیتم رو می‌خوام.»

با خودش چه فکری کرده؟! ماریا که در کنار فری ایستاده بود، با‌تثبیت​ چشمانی ازحلقه‌درآمده به شی فنگ خیره شد. او با خود فکر کرد شی‌دیگران​ فنگ حتماً عقلش را از دست داده که می‌خواهد با فری چانه بزند.

اگر چهارمین شاهزادهِ «شرکت کهکشان» خشمگین می‌شد،‌بسیار​ می‌توانست مردم هر دو دنیای آن‌ها را برای‌پیش​ همیشه محو کند، چه رسد به «اتحاد برج».

با وجود این، شی فنگ یقین داشت که فری مصمم به کشتن دیاکلو است و اگر این فرصت را از‌اینکه​ دست می‌داد، دیگر شانس دومی در کار نبود. مضاف بر آن، با توجه به اینکه اکنون بیشتر گروه‌های حاضر در‌می‌کنی​ میدان تنها به فکر فرار و نجات جانشان بودند، فری باید به‌خوبی می‌دانست که این یورش محکوم به شکست است.

بنابراین، این بهترین فرصت برای شی‌داشتند​ فنگ بود تا بخشی از غنائم‌کنند​ پادشاه دنیای زیرین را به چنگ آورد.

هیولاهای رده ۵ در قلمرو خدا‌می‌توانستند​ بسیار کمیاب بودند. این موضوع حتی در‌تثبیت​ مورد «قلمرو خدای بزرگ» نیز صدق می‌کرد.

با وجود این، تمام هیولاهای رده ۵ که در «قلمرو خدای بزرگ» یا دنیاهای‌اعظم​ ویژه‌ای که چندین قلمرو خدا را به یکدیگر متصل می‌کردند — مانند «دنیای مینیاتوری باستانی»‌سیاه​ — یافت می‌شدند، شانس بسیار بالایی برای دراپ کردنِ یک «فرمان ارتقای انجمن فرامرزی» داشتند.

این آیتمی بود که می‌توانست مستقیماً یک «انجمن فرامرزی پایه» را به یک «انجمن فرامرزی برنزی» ارتقا دهد‌کار​ و امتیازاتی را به انجمن ببخشد که یک انجمن پایه تنها می‌توانست خوابشان را ببیند. جایگاه یک «انجمن‌گفت​ فرامرزی برنزی» برای اینکه انجمن‌ها بتوانند جای پای خود را در «دنیای بزرگ» محکم کنند نیز حیاتی بود.

اکنون که زمان بازگشایی «گذرگاه جهانی» به‌سرعت نزدیک می‌شد، اگر این‌تکمیل​ فرصت را از دست می‌داد، برای به دست آوردن «فرمان ارتقای‌پیش​ انجمن فرامرزی» باید تا زمان ورودش به «قلمرو خدای بزرگ» صبر می‌کرد.

ناولها | novelha.net

یادداشت مترجم

یادداشت مترجم: در چپتر ۲۳۰ اصلاحیه‌ای انجام شد. (متن اصلی: قدرت‌های متعددی در میدان محل قرارگیری مجسمه الهی جمع شده بودند. / نسخه اصلاح‌شده: قدرت‌های متعددی در میدانی که روی سر مجسمه الهی قرار داشت، جمع شده بودند.)