---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3285: دشمنی با یک حاکم؟ • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 3285: دشمنی با یک حاکم؟

0

رستوران تندر،‌تجهیزات​ اتاق ویژه‌اختیار​ در بالاترین طبقه:

به محض اینکه صحبت شی فنگ تمام شد، سکوت‌قدرتمندی​ کل اتاق را فرا گرفت. هم‌زمان، لرزه بر اندام چند‌میان​ ده مهمانی که در اتاق مشغول صرف غذا بودند، افتاد.

او چطور جرئت می‌کرد؟

Thousand Scars که زره چرمی نقره‌ای-خاکستری به تن داشت نیز از پاسخ شی فنگ به شدت غافلگیر شد. حتی برای لحظه‌ای شک کرد که شاید شی فنگ هویت دیرا را نمی‌شناسد. در غیر این صورت، محال بود جرئت کند پیشنهاد دیرا را بدون درنگ و به این شکل گستاخانه رد کند.

با وجود اینکه مجموعه پایمون به قدرتمندی مجموعه کهکشان نبود، اما همچنان یک‌وحشت​ مجموعه تمام‌عیار در جهان بزرگ به شمار می‌رفت. در این میان، دیرا جوان‌ترین‌کرده‌اند​ و محبوب‌ترین پسرِ قدیس مهر الهی، یکی از سه حاکم مجموعه پایمون بود.

به خاطر هویت دیرا، بسیاری از جانشینان مجموعه پایمون به دنبال دوستی با او بودند تا حمایت قدیس مهر الهیجوان‌ترین​ را به دست آورند. گذشته از این‌ها، قدیس مهر الهی نه تنها یکی از سه حاکم پایمون بود، بلکه کنترل‌کنترل​ بسیاری از شهرهای این مجموعه را در دست داشت و رقیبی سرسخت برای جایگاه متخصص شماره یک مجموعه به شمار می‌رفت.

علاوه بر این، قدیس مهر‌قدرتمندیالهی، لژیون مهر الهی را‌تمام‌عیار​ نیز تحت فرمان خود داشت.

لژیون مهر الهی منحصراً از متخصصان رده ۶ تشکیل شده بود و تعداد آن‌ها به رقم خیره‌کننده ۵۰۰ نفر می‌رسید. تعداد متخصصان‌دلیل​ رده ۶ این لژیون به تنهایی، با اختلاف زیادی از داشته‌های قدرت‌های برتر فراتر می‌رفت. علاوه بر این، هر یک از این‌قدری​ متخصصان رده ۶، دو یا سه قطعه تجهیزات افسانه‌ای در اختیار داشتند و حتی برخی از آن‌ها به سلاح‌های افسانه‌ای مجهز بودند.

با این حال در خارج از مجموعه پایمون، دیرا موجودی بود که همه از او‌ثابت​ وحشت داشتند. دلیلش این بود که قدیس مهر الهی ثابت کرده بود حاضر است یک‌راه​ قدرت برترِ رده‌بالا را تنها به این دلیل که با پسر کوچکش بدرفتاری کرده‌اند، نابود کند.

جنگی که قدیس مهر الهی در آن زمان به راه انداخت، کل قلمرو نور ستاره را لرزاند و ترس را به‌محبوب‌ترین​ جان قدرت‌های برترِ رده‌بالای مختلف انداخت. پس از آن ماجرا، همه فهمیدند که قدیس مهر الهی تا چه حد به پسر کوچکش‌سرسخت​ علاقه دارد. این علاقه به قدری بود که حتی جانشینان مجموعه پایمون نیز نمی‌توانستند جلوی حسادت خود را نسبت به دیرا بگیرند.

دقیقاً به همین دلیل بود که لیدرهای‌نبود​ گیلد در قدرت‌های برترِ رده‌بالا، هر زمان که‌میان​ با دیرا روبه‌رو می‌شدند، دچار دردسر بزرگی می‌شدند.

اگرچه قدرتی که قدیس مهر الهی نابود کرد تنها یک قدرت برترِ رده‌بالای تازه‌تأسیس بود که هیچ مجموعه‌ای از‌قدرت​ آن حمایت نمی‌کرد، اما نابودی کامل آن همچنان باید کار بسیار دشواری می‌بود. با وجود این، قدیس مهر الهیرده‌بالای​ و لژیون مهر الهی‌اش این شاهکار را به انجام رسانده بودند، که همین برای نمایش قدرت عظیم لژیون کفایت می‌کرد.

در این میان، شی فنگ با رد کردنِ بی‌مقدمه و بی‌ادبانه دعوت‌همه​ دیرا در مقابل همه، عملاً او را در ملأ عام تحقیر کرده‌کوچکش​ بود. حتی رئیس شرکت خدای سبز نیز جرئت انجام چنین کاری را نداشت...

قاتل مرد جوانی که خون خالص الفی داشت، با نگاهی علاقه‌مند به‌اما​ شی فنگ خیره شد و گفت: «انگار حتی زنده از این اتاق‌مهر​ بیرون نمیره. خدا می‌دونه چقدر می‌تونه جلوی چهار جنگجوی درنده دووم بیاره؟»

Meteor کنار قاتل الف نشسته بود. وقتی امپراتور شمشیر زرشکی حرف‌های قاتل الف را شنید، برگشت و به چهار زن و مرد میانسالی که پشت سر دیرا ایستاده بودند نگاه کرد و گفت: «چه چرت و پرتی میگی ترکت؟ چهار جنگجوی درنده محافظایی هستن که قدیس مهر الهی برای محافظت از دیرا فرستاده. با اینکه الان ست‌های تجهیزات افسانه‌ای ناقص همیشگی‌شون رو ندارن، ولی شک دارم من و تو حتی اگه به رده ۵ هم ارتقا پیدا کنیم بتونیم حریفشون بشیم. چه برسه به شعلۀ سیاه که هنوز تو رده ۴ گیر کرده.»

ترکت، الف اصیل‌زاده، سرش را تکان داد و گفت: «شعلۀ سیاه هنوز خیلی خامه. شاید از لروجا و Cross جلو زده باشه، ولی یه نابغه تهش فقط همون یه نابغه‌ست. جلوی آدمایی مثل دیرا، حتی اولین پاراگونِ نبرد پاراگون صد ملت هم پشیزی نمی‌ارزه، چه برسه به اولین پاراگونِ یه پادشاهیِ فکستنی.»

اولین پاراگون پادشاهی رودخانه باستانی؟

شکست‌ناپذیر در میان رده ۴ها؟

شاید این القاب برای ترساندن قدرت‌های برتر مختلف کافی بود، اما برای‌بزرگ​ دیرا هیچ ارزشی نداشت. دیرا در قله قلمرو خدای بزرگ ایستاده بود. برای‌بسیاری​ او، نوابغ و پاراگون‌هایی مثل شی فنگ چیزی جز یک منظره عادی نبودند.

بنابراین، اگر شی فنگ از اطاعت‌برخی​ سر باز می‌زد، دیرا می‌توانست به‌همه​ سادگی او را در هم بشکند.

اغراق نبود اگر بگوییم نابغه‌ای چون شی فنگ، هیچ صلاحیتی برای فخرفروشی‌همه​ در برابر دیرا نداشت. تنها به دلیل علاقه دیرا به جمع‌آوری نوابغ‌کوچکش​ بود که او برای جذب شی فنگ به خود زحمت داده بود.

از آنجا که شی فنگ دعوت دیرا را قاطعانه رد کرده‌نبود​ بود، عملاً او را به دشمن خود بدل ساخت. اکنون، حتی‌پسرِ​ شرکت خدای سبز نیز نمی‌توانست او را از این مخمصه نجات دهد.

به محض اینکه حرف ترکت به پایان رسید، Platinum Behemoth، رهبر چهار جنگجوی درنده، با تبر جنگی خود به سوی شی فنگ یورش برد. در واکنش به این حمله، شی فنگ نیز با ضربه‌ای از پشت دست، شمشیرش را به پیشواز تبر برزرکر فرستاد.

گرومب!

با برخورد دو سلاح، دود بلافاصله فضای اتاق را فرا گرفت. خوشبختانه، قدرت آرایه‌های جادوییِ دفاعیِ‌کرده​ اتاق از پیش تا آخرین حد ممکن افزایش یافته بود. از این رو، با وجود اینکه‌قلمرو​ قدرت امواجِ حاصل از این برخورد به استاندارد رده ۵ می‌رسید، کوچک‌ترین آسیبی به اتاق وارد نشد.

هیچ‌یک از حاضران از استحکام اتاق شگفت‌زده نشد. تمام سازه‌های دژ تندر‌اما​ خارق‌العاده بود. حتی بازیکنان رده ۵ نیز نمی‌توانستند رؤیای آسیب رساندن به‌مهر​ این دژ را در سر بپرورانند، چه رسد به بازیکنان رده ۴.

با وجود این، پس از‌قدرتمندی​ فرونشستنِ گردوغبار، تماشاگران با دیدن صحنه‌جهان​ پیش رو غرق در حیرت شدند.

برخلاف انتظار همگان، شی فنگ با تبر Platinum Behemoth کشته یا مجروح نشد. در عوض، او از حمله برزرکر کاملاً جانِ سالم به در برده بود. فراتر از آن، شی فنگ تبر Platinum Behemoth را در هوا متوقف کرده بود؛ این سلاح عظیم در فاصله نیم‌متری او قفل شده بود و نمی‌توانست حتی یک سانتی‌متر جلوتر برود. با یک نگاه ساده می‌شد فهمید که ویژگی قدرت شی فنگ، برتر از Platinum Behemoth است.

«مثل اینکه‌تجهیزات​ قدرتش بازم‌اختیار​ بیشتر شده...»

Meteor که مانند شی فنگ یک شمشیرزن بود، با دیدن ایستادگی او در برابر Platinum Behemoth غرق در شگفتی شد. در مقایسه با زمان ملاقاتشان در سرزمین اژدهایان باستانی، قدرت فعلی شی فنگ به طرز چشمگیری افزایش یافته بود. در حقیقت، ویژگی قدرت شی فنگ به استاندارد برزرکرهای رده ۵ رسیده بود. در غیر این صورت، محال بود Platinum Behemoth در نبردِ قدرت مغلوبِ شی فنگ شود.

ترکت درحالی‌که جرقه‌ای از اشتیاقِ نبرد در‌نبود​ چشمانش پدیدار شده بود، گفت: «پس یه‌کم زور‌میان​ تو بازوهاش هست. بی‌دلیل نیست که این‌قدر مغروره.»

کلاس شمشیرزن به داشتن قدرتِ بالا معروف نبود، بلکه کلاسی با تعادلِ بی‌نظیر میان ویژگی‌های‌ثابتچابکی و قدرت به شمار می‌رفت. اگر یک شمشیرزن می‌توانست در ویژگی قدرت با یک‌راه​ برزرکر هم‌رده برابری کند، قدرت مبارزه‌ای که به نمایش می‌گذاشت، بسیار هولناک‌تر از یک برزرکر بود.

درحالی‌که همگان در شوک‌اختیار​ فرو رفته بودند، دیرا‌مجهز​ ناگهان شروع به دست‌زدن کرد.

دیرا درحالی‌که دوباره مشغول غذاخوردن می‌شد، گفت: «بدک نبود! بدک نبود! کمتر پیش میاد شمشیرزنی پیدا بشه که بتونه تو یه رده با زورِ Platinum برابری کنه. بهت یه شانس دیگه میدم. بیا تو لژیون گارد سایه من، مقام معاونت تیم رو بهت میدم. حتی از گستاخیِ دفعه قبلت هم می‌گذرم!»

با وجود این، شی فنگ حتی پس از شنیدن سخنان دیرا کاملاً بی‌تفاوت ماند. درست در لحظه‌ای که Platinum Behemoth می‌خواست دوباره به شی فنگ پرخاش کند، شی فنگ ناگهان با [زمستان شب ابدی] ضربه مستقیمی به سوی برزرکر روانه کرد.

پس از آنکه شی فنگ [سوگند باستانی] را به دست آورد و ۱۰ درصد‌دلیلش​ از ویژگی‌های پایه اژدهای شبح‌وار شعله‌یخی جهش‌یافته را از آنِ خود کرد، ویژگی‌های قدرت‌جنگی​ و چابکی‌اش از استاندارد برزرکرها و قاتلان معمولیِ رده ۵ بسیار فراتر رفته بود.

هنگامی که Platinum Behemoth ضربه شی فنگ را با تبرش دفع کرد، حس کرد کامیونی به او برخورد کرده است و بدنش برخلاف میل او به عقب رانده شد. سپس، پیش از آنکه بتواند گارد دفاعی مناسبی بگیرد، [زمستان شب ابدی] ناگهان از تبر او جدا شد و برشی افقی بر بدنش انداخت.

[شب تابناک]!

نوار HP در Platinum Behemoth در یک چشم‌به‌هم‌زدن صفر شد؛ HP او چنان با سرعت تخلیه شد که پیش از تاریک‌شدنِ دیدش و سقوطِ بدنش بر زمین، حتی کشیشِ زنی که پشت‌سرش ایستاده بود نیز نتوانست او را درمان کند...

در دم، سکوت‌افسانه‌ای​ و بُهت فضای‌برخی​ اتاق را فرا گرفت.

شی فنگ با لحنی سرد‌داشتند​ گفت: «من، شعلۀ سیاه، برای‌خارج​ کارام نیازی به بخشش تو ندارم!»

ناولها | novelha.net

یادداشت مترجم

یادداشت مترجم: