چپتر 3469: تکنیک مانای رتبه خدای اولیه
0Seven Melody با عجله به شی فنگ و اوربت نگاه کرد و پرسید: «خب؟ یاد گرفتنش تموم شد؟ فضای منطقه آزمون محدوده و خیلی زود آدمای بیشتری وارد میشن! اگه مجبور بشیم توی یه فضای کوچیک در برابر حملات آزمون مقاومت کنیم، کارمون سختتر میشه، پس باید بجنبیم!»
با وجود اصرار Seven Melody، شی فنگ عجله نکرد و تماماً در اطلاعاتِ لوح سنگی غرق شد.
هر چه نباشد، صحبت از لوح خدای اولیهبیرون در میان بود و در قلمرو خدای بزرگِ کنونی،میگذاشت تنها تعداد بسیار کمی از این لوحها یافت میشد!
پیش از تهاجم نژاد مقدس، کسانی که لوح خدای اولیه را به دست میآوردند،کسانی فریب ظاهر ساده آن را میخوردند. در نگاه اول، این لوحها چیزی جز دستنوشتههاییبیشمار به نظر نمیرسیدند که خدایان باستانیِ بیشمار، سرسری از خود به جا گذاشته بودند.
اما مدتی پس از آغاز تهاجمنتیجه نژاد مقدس، بازیکنان رفتهرفته به ویژگیهایبیشماری منحصربهفرد لوحهای خدای اولیه پی بردند.
به طور معمول، لوح سنگیِ بهجامانده از یک خدای باستانی، تنها یکمطمئن روش تفسیر مانا در خود داشت. یا دقیقتر، این لوحهای خدای باستانی میتوانستندگوناگون تنها با یک روش تفسیر شوند و فقط یک نتیجه به همراه داشتند.
اما لوحهای خدای اولیه از این نظر تفاوت داشتند کهتوانست میشد آنها را با روشهای بیشماری تفسیر کرد و هرچرا روش متفاوتی که به کار میرفت، نتیجه متفاوتی به دست میداد.
پس از تنها یک نگاه گذرا به لوحی که Seven Melody بیرون آورده بود، شی فنگ توانست بیش از ده روش برای تفسیر آن تشخیص دهد که بیش از ده روش مختلف برای مقاومت در برابر مانا در اختیارش میگذاشت.
این شرایط به شی فنگ فهماند که چرا Seven Melody تا این حد مطمئن بود لوح سنگیاش روشی برای مقاومت در برابر مانا دارد که همه میتوانند آن را به کار بگیرند.
البته، روشهای متعدد مقاومت در برابر مانا که در لوح خدای اولیهمطمئن ثبت شده بود، تنها یکی از جنبههای گوناگون آن به شمار میرفت.جنبههای آنچه لوح خدای اولیه را واقعاً شگفتانگیز میساخت، تکنیکهای مانای درون آن بود.
هر لوح خدای اولیه، میراث تکنیک مانایی در خود پنهان داشت. اما اینکه بازیکنان میتوانستند این میراثمیگذاشت را به دست آورند یا نه، تماماً به این بستگی داشت که آیا میتوانستند روش تفسیر مانای متناسبشمار با آن را بیابند و آیا استعداد و تواناییهای لازم برای یادگیری تکنیک مانا را داشتند یا خیر.
انتقال تکنیکهای مانای رتبه خدای اولیه در طول عصر اسطورهای متوقف شده بود. اگرچه قدیسهای نسلهای آینده بعداً تکنیکهای مانایمیخوردند رتبه قدیس را توسعه دادند، اما آنها صرفاً تقلیدهای خامی از تکنیکهای مانای رتبه خدای اولیه به شمار میرفتند. آنهالوحهای حتی ۱۰٪ قدرت یا کارایی آن تکنیکها را نداشتند. به همین دلیل بود که خدایان اولیه تا این حد قدرتمند بودند.
در طول زندگی قبلی، شی فنگ بسیار تلاش کرده بود فرصتهایی برای یادگیری یککار تکنیک مانای رتبه خدای اولیه پیدا کند، اما هرگز نتوانست به چنین چیزی دستمیگذاشت یابد، حتی زمانی که پیشنهاد داد آن را با یک ست تجهیزات افسانهای معاوضه کند.
اما اکنون، Seven Melody بدون هیچ تردیدی این فرصت را در اختیار او قرار داده بود. حتی اگر نمیدانست چه چیزی در دست دارد، باز هم این اتفاق غیرقابلباور بود.
اگر اجازه میدادکار این فرصت از دستشلوحی برود، قطعاً پشیمان میشد.
«هنوز کارتونتنها تموم نشده؟!بسیار دو دقیقه گذشت!»
وقتی Seven Melody دید شی فنگ و اوربت هنوز درگیر یادگیری از لوح هستند، رفتهرفته مضطرب شد. پیش از این، وقتی او و Aqua Rose لوح را بررسی کردند، کارشان بیشتر از سی ثانیه طول نکشید. در ضمن، به محض اتمام بررسی لوح، روش مقاومت مانایی که از آن صحبت میکرد به طور خودکار پدیدار شد و در ذهنشان نقش بست.
اما اکنون، شی فنگ و اوربت حتی پس از دو دقیقه هنوزمطمئن بررسی لوح را تمام نکرده بودند. با این مقدار زمان، حتی یک خوکگوناگون هم تا الان باید یادگیری روش مقاومت در برابر مانا را تمام میکرد.
شی فنگ با دستپاچگی توضیحمیداد داد: «فقط یه کم دیگه.توانست فهمیدن بعضی جاهاش برام سخته.»
این اولین باری بود که یک لوح خدای اولیه را تفسیر میکرد. همچنین هرگز یاد نگرفته بود چگونه باید اینمیخوردند کار را انجام دهد، زیرا تنها قدرتهایی که لوحهای خدای اولیه را در اختیار داشتند، از روشهای درستِ این کارلوحهای آگاه بودند. با وجود این، هیچیک از این قدرتها روشها یا لوحهای خدای اولیه خود را با دیگران به اشتراک نمیگذاشتند.
حتی اگر این قدرتها روشهای خود را بهداشتند اشتراک میگذاشتند، احتمالاً فایدهای نداشت. هر چه نباشد، روشهایگذرا درستِ تفسیر برای هر لوح خدای اولیه متفاوت بود.
در همین حین، در دو دقیقهای که صرف مطالعهی لوح خدای اولیه Seven Melody کرد، بیش از صد روش تفسیر را امتحان کرده و بیش از صد پاسخ به دست آورده بود. اما هیچیک از این پاسخها به یک تکنیک مانا ختم نشد.
در همین حال، تقریباً پنج دقیقه پس از آنکه شی فنگ مطالعهی لوح خدای اولیه را آغاز کرد، گروه بزرگی از بازیکنان در پایین پلکانهمه ظاهر شدند. با یک نگاه، بهراحتی میشد گفت که بیش از هزار بازیکن در آنجا حضور داشتند. پس از اینکه این بازیکنان با هیجان فضای داخلیمتناسب مناره طلایی را بررسی کردند، بیدرنگ از پلهها بالا رفتند و هیچکدام حتی زحمت نگاه کردن به گروه چهار نفرهی شی فنگ را به خود ندادند.
Seven Melody با دیدن این صحنه احساس کرد سرش در حال انفجار است و نتوانست جلوی خود را بگیرد؛ رو به Aqua Rose کرد و زمزمهوار پرسید: «آکوا، این دو نفر واقعاً متخصصن؟ چرا حس میکنم فقط دو تا احمقن؟»
Aqua Rose در حالی که با همان احساس گیجی به شی فنگ و اوربث که تماماً روی لوح سنگی در دست Seven Melody تمرکز کرده بودند نگاه میکرد، سرش را تکان داد و گفت: «نمیدونم. محتوای لوح خیلی سادهست. منطقاً فقط چند ثانیه وقت میخوان تا همهچیز رو یاد بگیرن.»
پس از آن، زمان همچنان سپری میشد و در میان گفتگوی آرام Aqua Rose و Seven Melody، اوربث ناگهان نفس عمیقی کشید و لبخند زد.
اوربث در حالی که کاملاً به خود افتخار میکرد، به Seven Melody خبر داد: «یادش گرفتم!»
با شنیدن گزارش اوربث، Seven Melody نمیدانست در پاسخ چه بگوید.
آیا بایددقیقتر او راشوند تحسین میکرد؟
ده دقیقه!
اوربث ده دقیقه زمان صرف کرده بود تا کاری را انجام دهد که او در کمتر از سی ثانیه به پایان رسانده بود، با این حال الف خونی مانند کودکی رفتار میکرد که در یک امتحان نمره کامل گرفته است. برای لحظهای، Seven Melody با خود فکر کرد که نکند لوح اشتباهی را بیرون آورده باشد...
در این زمان، اوربث متوجه شداین که شی فنگ همچنان به لوحنژاد خیره مانده و بدنش بیحرکت است.
وقتی Aqua Rose دید که اوربث با کنجکاوی به شی فنگ نگاه میکند، توضیح داد: «به نظر میرسه اونم درست مثل تو روی یه چیزی گیر کرده.»
اوربث برای نشان دادن درک خود سر تکانمیگذاشت داد و گفت: «خب، واقعاً سخته. اگه پایهامهمه قوی نبود، احتمالاً خیلی بیشتر از اینا گیر میکردم.»
«...» Seven Melody با دیدن ابراز درک اوربث، حتی بیشتر از قبل زبانش بند آمد.
آیا برای استفاده از روشکمی تفسیر مانا روی یک لوحپیش سنگی، اصلاً نیازی به پایه بود؟
مگر این کاری نبودشوند که هر بازیکنی با قابلیتتفاوت دستکاری مانا میتوانست انجام دهد؟
در همین حین، پس از نیم ساعت، ناگهان فریادی از سر شادی در پایین سطح زیرین مناره طلایی به گوش رسید. با شنیدن این صدا، Seven Melody و Aqua Rose نفس راحتی کشیدند.
چرا که این فریادمیرفت شادی از کسی جزبیرون شی فنگ به گوش نمیرسید.
«بالاخره... سرانجام... بالاخره یادش گرفتم!»
در این لحظه، شادیِ روی چهره شی فنگ حتی برایآنها یک فرد عادی نیز آشکار بود. هیجان او حتی میتوانستآورده به کسانی که به چهرهاش نگاه میکردند نیز سرایت کند.
با این حال، Seven Melody و Aqua Rose با دیدن رفتار شی فنگ، تنها توانستند چشمانشان را در حدقه بچرخانند.
سی دقیقه. در آن نیم ساعتی که منتظر ماندند تا یادگیری روش مقاومت مانای شی فنگ تمام شود، شاهد ورود بیشمطمئن از دههزار بازیکن به مناره طلایی و بالا رفتن آنها از پلههای سطح پایین بودند. با اضافه شدن این تعداد رقیب،درون رسیدن به اولین گروه از متخصصانی که اتحاد تاجران اسکارلت به داخل مناره طلایی فرستاده بود، برای آنها حتی دشوارتر میشد.
شی فنگ با دیدن نگاه بیحوصلهی Seven Melody و Aqua Rose، لبخند معذبی زد و گفت: «بریم. نگران نباشین. قول میدم تو کمترین زمان ممکن بهشون میرسیم.»
مطالعهی لوح خدای اولیه آسان نبود. او پیش از آنکه بالاخرهروشهای روشی را پیدا کند که به تکنیک مانای ثبتشده روی لوح ختمبرای شود، بیش از هزار روش تفسیر مانا را به کار گرفته بود.
خوشبختانه، تکنیک مانای ثبتشده روی لوح، از قضامیگذاشت برای او فوقالعاده مفید بود. چرا که این تکنیکمیتوانند مانا، یک تکنیک شمشیرزنی مخصوص شمشیرزنان به شمار میرفت.
تکنیک مانایمتفاوتی رده خدایمیرفت اولیه، ماه تاریک!
این یک تکنیک مانای شناختهشده دراین قلمرو خدای بزرگ بود و همچنین تکنیکمقدس نمادین راکشاسای غرق در خون محسوب میشد!
چیزی که شی فنگ را حتینتیجه بیشتر به هیجان آورد، هویت خالقبیشماری این تکنیک مانای رده خدای اولیه بود.
الهه فضا!
با وجود اینکه الهه فضا یک خدای اولیه نبود، اما توانسته بود یک تکنیک مانایمختلف رده خدای اولیه خلق کند. برای بازیکنانی که خدای اولیه نبودند، ماه تاریک بیشک درثبت میان تمامی تکنیکهای مانای رده خدای اولیهی موجود، آسانترین تکنیک برای یادگیری به شمار میرفت!