---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3061: سرزمین مقدسی که از همه فراتر است! • ⏱ 7 دقیقه

چپتر 3061: سرزمین مقدسی که از همه فراتر است!

0

با شنیدن تأیید شی فنگ، لیو ووشنگ و Blue Sheath مبهوت ماندند.

چطور ممکن بود شهر گیلدی تا این حد به رشته‌کوه مرزی نزدیک باشد؟! چنین چیزی نباید امکان‌پذیر می‌بود! همان‌طور که Blue Sheath به شهر ستاره پرتگاه چشم دوخته بود، نمی‌توانست این واقعیت را بپذیرد.

در قاره اصلی، وجود شهرک‌ها و شهرهای گیلد از مدت‌ها‌پایگاه‌های​ پیش به امری عادی و رایج تبدیل شده بود. حتی‌قرار​ چندین شهر مقدس گیلد نیز در آنجا به چشم می‌خورد.

با وجود این، دنیای باستانی مینیاتوری به تازگی پدیدار شده بود. در حالی که قدرت‌های مختلف با چنگ و دندان می‌جنگیدند تا‌بالاتر​ امتیاز کنترل موقت پایگاه‌های مانا را به دست آورند، زیرو وینگ از پیش صاحب یک شهر گیلد شده بود. افزون بر این، این‌بسیاری​ شهر گیلد درست در مجاورت رشته‌کوه مرزی قرار داشت؛ همان منطقه بی‌طرفی که همه در تلاش بودند جای پایی در آن محکم کنند...

Blue Sheath با فکر کردن به برتریِ زیرو وینگ نسبت به سایر قدرت‌ها، مو بر تنش سیخ شد.

لیو ووشنگ در حالی که به شهر ستاره پرتگاه‌مانا​ نگاه می‌کرد، رو به شی فنگ کرد و پرسید:‌قرار​ «آقا شعلۀ سیاه، دلیل این‌همه اعتماد به نفستون همینه؟»

زیرو وینگ با در اختیار داشتن شهر اولیه ستاره پرتگاه، برتری قاطع و کوبنده‌ای نسبت به‌صاحب​ سایر قدرت‌های قلمرو خدا به دست می‌آورد. طبیعتاً انجمن ماه مرموز به عنوان شریک زیرو وینگ‌فکر​ نیز برای ورود به این منطقه بی‌طرف، دستِ بالاتر را نسبت به سایر قدرت‌ها پیدا می‌کرد.

در این میان، ماه مرموز با تکیه بر این مزیت می‌توانست وابستگی خود به قاره اصلی را تماماً کنار بگذارد. تا زمانی که ماه مرموز می‌توانست جای پای استواری در‌تماماً​ منطقه بی‌طرفِ دنیای باستانی مینیاتوری محکم کند، سودهای بسیار کلان‌تری نسبت به گذشته به جیب می‌زد. در واقع، بسیاری از ابرقدرت‌ها در آینده با تمام قوا تلاش می‌کردند تا با ماه‌می‌افتاد​ مرموز وارد شراکت شوند. در آن زمان، انجمن حاکمان جهان حتی برای تحت فشار قرار دادن ماه مرموز نیز به دردسر می‌افتاد، چه رسد به اینکه بخواهد با زیرو وینگ دربیفتد.

با شنیدن سؤال لیو ووشنگ، شی فنگ سرش را تکان داد و خندید: «این شهر؟ این‌مجاورت​ شهر دلیل اطمینانم نیست. تازه، قبلاً هم گفتم که تا وقتی گناه ساحره با زیرو وینگ‌نسبت​ شریک بمونه، به متخصص‌های رده ۵ شما شانس خیلی بیشتری برای رسیدن به رده ۶ می‌دم.»

Blue Sheath که نسبت به حرف‌های شی فنگ دچار تردید شده بود، پرسید: «یعنی این تمام چیزی نیست که می‌خواید به ما نشون بدید؟»

اگر خبرِ پیدایش یک شهر گیلد در مجاورت رشته‌کوه مرزی پخش می‌شد، بی‌شک‌آورند​ زلزله‌ای در سراسر قلمرو خدا به پا می‌کرد. در مقایسه با چنین خبری، ادعای‌بودند​ شی فنگ مبنی بر «شانس بیشتر» برای رسیدن به رده ۶، کاملاً رنگ می‌باخت.

همه می‌دانستند فرصت‌هایی که می‌توانست شانس یک بازیکن رده ۵ را برای رسیدن به رده ۶ افزایش دهد، در بهترین حالت یک‌بالاتر​ میراث خدا یا چیزی در همان سطح بود. با وجود این، حتی میراث خدا نیز تنها می‌توانست نرخ موفقیت ارتقای بازیکن رده‌واقع​ ۵ را ۱۰ درصد افزایش دهد؛ در حالی که سایر فرصت‌های تصادفی حتی قادر به ارائه همین افزایش ۱۰ درصدی هم نبودند.

به اعتقاد Blue Sheath، فرصت نابی که شی فنگ به آن اشاره می‌کرد، به احتمال زیاد همان حمله‌ای بود که برای نابودی متخصصان انجمن سایه در جنگل ماه نو به کار گرفته بود. هرچه باشد، طبق گفته‌های لیو ووشنگ، آن حمله حاصل یک تکنیک مانای سطح قدیس بود.

طبیعتاً تکنیک مانایی در این سطح می‌توانست کمک شایانی به بازیکنان برای رسیدن‌وینگ​ به رده ۶ بکند. افزون بر این، میزان این کمک بسیار چشمگیر بود. دست‌کم،‌پایی​ تأثیر آن بسیار بهتر از یک راهنمایی میراث رده ۶ معمولی به حساب می‌آمد.

با این حال، حتی یک تکنیک‌می‌جنگیدند​ مانای سطح قدیس نیز در برابر‌دست​ یک میراث خدای واقعی، کاملاً رنگ می‌باخت.

شی فنگ پاسخ‌اختیار​ داد: «وقتی بریم‌برتری​ داخل خودتون می‌فهمید.»

شی فنگ زحمت توضیح دادن به‌موقت​ خود نداد و در عوض، سوار‌وینگ​ بر گرگ تندر وارد شهر شد.

در این زمان، به لطف استخدام نگهبانان NPC متعدد، امنیت شهر ستاره پرتگاه به طرز چشمگیری بهبود یافته بود. در نتیجه، تعداد NPCهای بازدیدکننده از شهر نیز به شدت افزایش یافته بود. هنگامی که گروه شی فنگ در خیابان اصلی قدم می‌زدند، کاروان‌های تجاری را می‌دیدند که در سراسر خیابان مستقر شده و مشغول فروش کالاهای خود بودند.

در این میان، کمیت و کیفیت آیتم‌های این تاجران NPC، بسیار فراتر از تاجرانِ حاضر در شهرهای NPC بود. حتی برخی از تاجران NPC مشغول فروش سلاح‌ها و تجهیزات حماسی، طومارهای جادویی رده ۳ و کتاب‌های مهارت و طلسم رده ۳ بودند؛ اقلامی که معمولاً در شهرهای NPC به فروش نمی‌رسید.

با وجود این، آنچه لیو ووشنگ و Blue Sheath را بیش از تاجران NPC شگفت‌زده کرد، تراکم مانا و نرخ خالص‌سازی در شهر ستاره پرتگاه بود. هر دوی این عوامل ارتباط مستقیمی با سرعت ارتقای سطح بازیکنان داشتند. از طرفی، با توجه به محیط برتر مانا و نرخ خالص‌سازی شهر ستاره پرتگاه، بازیکنانی که این شهر را پایگاه خود قرار می‌دادند، هنگام ورود به منطقه بی‌طرف در رشته‌کوه مرزی از برتری چشمگیری برخوردار می‌شدند.

گذشته از این، بازیکنان باید پیش از رسیدن به رده ۴، بدن مانای خود‌افزون​ را به طور کامل آزاد می‌کردند. در چنین شرایطی، مکانی با تراکم مانای بالا‌کنند​ برای بازیکنانی که در پی آزادسازی پتانسیل بدن مانای خود بودند، بسیار سودمند بود.

پس از رسیدن به مقابل برج باستانی در‌پایگاه‌های​ مرکز شهر، شی فنگ از روی گرگ تندر پایین‌مجاورت​ پرید و با نگاه به دو مسافرش گفت: «رسیدیم.»

«یک برج باستانی؟» با تماشای‌دندان​ برج باشکوهِ پیش رو، لیو ووشنگ‌مانا​ نتوانست جلوی سردرگمی خود را بگیرد.

تمدن‌های باستانی بی‌شک سازه‌های قدرتمند بسیاری در اختیار داشتند که می‌توانست به پیشرفت بازیکنان کمک کند. با وجود این، کمکِ این سازه‌ها تنها محدود به بازیکنانِ زیر رده‌وابستگی​ ۵ بود. پس از رسیدن به رده ۵، کمکی که بازیکنان می‌توانستند از میراث یک تمدن باستانی دریافت کنند، بسیار ناچیز می‌شد. اگر بازیکنان رده ۵ خواهان پیشرفت‌جهان​ بیشتری بودند، برای درک مسیر پیش رو تنها می‌توانستند به خودشان تکیه کنند. گذشته از این، موجودات رده ۶ حتی در میان تمدن‌های باستانی نیز به شدت کمیاب بودند.

شی فنگ با دیدن چهره‌ی سردرگم لیو ووشنگ توضیح داد: «توی این برج اتاق‌های خاصی هست که‌قرار​ به بازیکنا کمک می‌کنه اصول عملکرد انواع مختلف مانا رو خیلی راحت‌تر درک کنن. البته شک دارم‌قدرت‌ها​ حتی اگه بگم هم حرفم رو باور کنید، پس بهتره خودتون برید داخل و تجربه‌اش کنید، آقای لیو.»

پس از گفتن این حرف، شی فنگ، لیو ووشنگ و Blue Sheath را به داخل برج باستانی برد. سپس، او را راهی یکی از اتاق‌ها کرد تا دنیای مینیاتوریِ درون آن را شخصاً تجربه کند.

یک ساعت بعد، لیو ووشنگ با چهره‌ای که نشان از بی‌میلی به دل کندن داشت، از اتاق خارج شد. اشتیاق او برای ماندن در اتاق به قدری واضح بود که حتی Blue Sheath نیز متوجه آن شد.

Blue Sheath با کنجکاوی پرسید: «بزرگ اعظم، داخل اون اتاق واقعاً انقدر فوق‌العاده‌ست؟»

در آن مقطع، Blue Sheath هنوز هیچ درکی از اصول عملکرد مانا پیدا نکرده بود؛ چرا که او تنها در سطح استاندارد یک بازیکن رده ۴ قرار داشت. در این شرایط، آنچه برای او بیشترین اهمیت را داشت، یادگیری اصول عملکرد مانا نبود، بلکه بهبود کنترل دقیقش بر مانا در اولویت قرار داشت. در غیر این صورت، او حتی قادر نبود به درک اولیه‌ای از این اصول دست یابد.

لیو ووشنگ سرش را تکان داد و گفت: «فوق‌العاده؟» سپس با چشمانی لبریز از هیجان و جنون ادامه داد: «دیگه‌همان​ بحثِ فوق‌العاده بودن یا نبودنش نیست. این مکان همین الانم تمام سرزمین‌های مقدس موجود رو پشت سر گذاشته! اگه بتونم برای‌پرسید​ مدت طولانی توی همچین اتاقی بمونم، مطمئنم شانسم برای رسیدن به رده ۶ در آینده، از مرز ۶۰ درصد عبور می‌کنه!»

شی فنگ از چنین ارزیابیِ بالایی توسط لیو ووشنگ، غافلگیر نشد. با نگاه‌آورند​ به لیو ووشنگ، شی فنگ لبخند زد و پرسید: «آقای لیو، میشه بدونم‌تلاش​ آیا الان انجمن گناه ساحره تمایلی به همکاری با زیرو وینگ داره یا نه؟»

ناولها | novelha.net