چپتر 3211: این زیرو وینگ است؟
0دختری سطح ۱۲۵ با موهای کوتاه و مردمکهای طلایی که زره مقدس نقرهایسنگی پوشیده بود، با نگاهی علاقهمند زمزمه کرد: «امپراتور شمشیر آسورا توی لیست خدایان؟نیز اسم خیلی دهنپرکنیه. میخوام بدونم اگه باهاش بجنگیم، میتونیم پیشرفتی بکنیم یا نه؟»
مرد جوان مو زرشکی با لحنی نامطمئن گفت: «باید بشه. دفعه قبل که با Holy Nine، نفر سوم لیست جنگیدم، خیلی چیزا دستگیرم شد. از اونجایی که شعلۀ سیاه رتبه چهارمه، نباید خیلی از Holy Nine ضعیفتر باشه.»
دختر مو کوتاه با مردمکهای طلایی، سپر گرد وحمل تبر تیزی را که روی پشتش حمل میکرد در دستنگاهش گرفت و با هیجان پرسید: «همین الان بریم تو کارش؟»
مرد جوان مو زرشکی نگاهش را از شی فنگ گرفت و دوباره بههفت معبد پیش رویش دوخت و گفت: «نه، امروز نه. مأموریت تو اولویته. تازه، قبلحتی از اینکه صلاحیت مبارزه با منو پیدا کنه، اول باید از این سد بگذره!»
دختر مو کوتاه سر تکان دادگناه و سپر و سلاحش را سردرهای جایشان برگرداند: «فکر کنم حق با توئه.»
مرد جوان مو زرشکی رو به Death Omen کرد و گفت: «این در مورد تو هم صدق میکنه، Omen. تا قبل از اینکه مأموریت تموم بشه، به هیچکدوم از اعضای گروه اجازه نمیدم کار دیگهای بکنن!» سپس لبخند زد و ادامه داد: «اما نگران نباش. وقتی مأموریت تموم شد، یه کاری میکنم زیرو وینگ دست از سر گل هفت گناه برداره.»
Death Omen چیزی نگفت و تنها در سکوت به درهای سنگی معبد که آرامآرام باز میشد، چشم دوخت. با وجود این، حتی ذرهای به حرفهای مرد جوان مو زرشکی شک نداشت.
چه مرد جوان مو زرشکی و چه دختر مو کوتاه با مردمکهای طلایی، هر دو هیولاهایی تمامعیار بودند. آن دو نیز مانند Thousand Scars، نوابغی بودند که در داخل کنسرسیوم پایمون پرورش یافته بودند. تنها تفاوت این بود که آنها چند سال زودتر از Thousand Scars به کنسرسیوم پایمون پیوسته بودند. به همین دلیل، آنقدر قدرت داشتند که حتی در برابر Holy Nine، بازیکن رتبه سوم لیست متخصصان قلمرو خدا، مقاومت کنند.
تا زمانی که این دو جوانگناه اراده میکردند، زیرو وینگ چارهای جزدرهای تسلیم شدن در برابر خواستههایشان نداشت.
علاوه بر این، همانطور که مرد جوان مو زرشکیگناه گفته بود، هنوز معلوم نبود که شعلۀ سیاه و گروهشمیشد بتوانند از نبرد پیش رو جان سالم به در ببرند.
…
در حالی که عرق سرد از پیشانی Colorful Lunarite میچکید، به مرد جوان مو زرشکی و دختر مو کوتاه نگاه کرد و گفت: «لیدر گیلد شعلۀ سیاه، تا حواسشون به ما نیست بیا سریع عقبنشینی کنیم. کنسرسیوم پایمون هر سال یه سری نابغه رو تو سیستم خودش پرورش میده و حتی ضعیفترینِ این متخصصها هم یه متخصص لقبداره. سه سال پیش، حتی دو تا هیولای کوچیک بین این نوابغ پیدا شدن. اونا امپراتور شمشیر زرشکی، Meteor و سپر الهی، Star Snail هستن.
«هر دوشون قبلاً با Holy Nine، نفر سوم لیست خدایان جنگیدن. با اینکه Holy Nine نباخت، اما برنده هم نشد. اگه به خاطر کنسرسیوم پایمون نبود، احتمالاً این دو تا تا الان وارد پنج نفر اول لیست خدایان شده بودن. تازه، هر دوشون دیوونهی مبارزهان. اگه کارمون به درگیری بکشه، به احتمال زیاد ما ضرر میکنیم...»
از آنجایی که شی فنگ نیز یکی از پنج متخصص برتر در لیست متخصصان ردهخدایی بود، Colorful Lunarite فکر نمیکرد او به Meteor و Star Snail ببازد. با وجود این، اگر کار به مبارزه میکشید، شی فنگ در بهترین حالت میتوانست تنها جلوی یکی از آن دو را بگیرد.
شی فنگ به حفاظ جادویی سهگانهای کهروی ناگهان اطرافشان شکل گرفته بود نگاه کردپرسید و گفت: «میترسم این دیگه دست ما نباشه.»
حفاظ جادویی شعاعی به وسعت چندصد یارد را باکاری مرکزیت معبد پوشش میداد و به هیچ وجه چیزیتنها نبود که بازیکنان رده ۴ بتوانند آن را بشکنند.
همزمان با شکلگیری حفاظ سهگانه، درهای معبد نیز کاملاًنگفت باز شد. بیدرنگ پس از آن، هالهای از درونوجود معبد فوران کرد که لرزه بر اندام همه انداخت.
لحظهای بعد، موجودی انساننما و تکشاخ با یک جفت بالِ سیاهِ قیرگون، آرامآرام از معبد بیرونسنگی آمد. این انساننمای بالدار پنج متر قد داشت و عصایی سلطنتی در دست راستش گرفته بود.داخل با خیره شدن این موجود، تمام حاضران سرمایی را احساس کردند که روی ستون فقراتشان میخزید.
Colorful Lunarite با دیدن انساننمای بالدار نفسش در سینه حبس شد و گفت: «یه پادشاه شیاطین؟!»
یک پادشاه شیاطین!
پادشاه شیاطین کلاس رده ۵ برای شیاطین بود. یک پادشاه شیاطین یک موجود زنده تمامعیار رده ۵ بهوجود شمار میرفت و مطلقاً موجودی نبود که بازیکنان فعلی در دنیای باستانی مینیاتوری بتوانند او را تحریک کنند.چند این موضوع بهویژه زمانی که این پادشاه شیاطین در یک سیاهچال منطقهای حالت خدا حضور داشت، بیشتر صدق میکرد.
در سیاهچالهای منطقهای با حالت خدا، هیولاهاوینگ مشمول محدودیتهای سیستم نمیشدند. از این رو، میتوانستنددرهای ۱۰۰ درصد از قدرتشان را به نمایش بگذارند.
علاوه بر این، پادشاه شیاطین که تازه از معبد بیرون آمده بود، یک پادشاهپرسید شیاطین معمولی نبود، بلکه فرمانروای شیاطین به شمار میرفت که در صدر نژاد شیاطیناولویته قرار داشت. او موجودی بود که میتوانست با والکریهای ششبالِ همسطح خود رقابت کند.
لحظهای بعد،سپس اعلان سیستم بهاما گوش همه رسید.
سیستم: تبریک! شما رویداد افسانهای پرنسس اژدها را فعال کردهاید. پاداشها نامشخص است.
با دیدن اعلان سیستم،گرد شی فنگ مات وپشتش مبهوت ماند: «پرنسس اژدها؟»
در این مقطع زمانی، نام پرنسس اژدها به احتمال زیاد برای بیشتروینگ بازیکنان قلمرو خدا ناآشنا بود. با این حال، در زندگی قبلی او،میشد پرنسس اژدها موجودی بود که همه در قلمرو خدای بزرگتر او را میشناختند.
در دورانی که خدایان باستانی از قلمرو خدای بزرگتر ناپدید شده بودند، پرنسسسنگی اژدها به عنوان موجودی همتراز با خدایان باستانی شناخته میشد. در عین حال،نیز او حاکم پناهگاه اژدهای باستانی، یکی از دوازده پناهگاه قلمرو خدای بزرگتر نیز بود.
باید دانست که قلمرو خدای بزرگتر مکانی پهناور بود که قلمروهای خدای بیشماری را بهدرهای هم متصل میکرد. با این حال، تنها دوازده منطقه در قلب قلمرو خدای بزرگتر وجودمانند داشت که به عنوان دوازده پناهگاه شناخته میشدند. دوازده پناهگاه همچنین خاستگاه قلمرو خدای بزرگتر بودند.
اگر نیرویی میخواست به قدرت برتر در قلمرو خدا تبدیل شود، آسانترین و در عین حال دشوارترین راه برای اینفنگ کار، تصرف یکی از دوازده پناهگاه بود. در تاریخ طولانی قلمرو خدای بزرگتر، اگرچه تنها سه نیرو با انحصار یکیداد از دوازده پناهگاه به اوج رسیده بودند، اما این سه، قویترین قدرتهای برتر در قلمرو خدای بزرگتر نیز به شمار میرفتند.
اما اکنون، به شی فنگ گفته میشد که حاکم پناهگاهمیکنم اژدهای باستانی در زندگی قبلیاش، در دنیای باستانی مینیاتوری مهردرهای و موم شده است. این موضوع به سادگی غیرقابل باور بود.
پیش از آنکه شی فنگ بتواند از شگفتی خود خارج شود، Meteor ناگهان فریاد زد:
«همه برای نبرد آماده بشید!»
به محض اینکه صحبتهای Meteor به پایان رسید، فیرنزه، فرمانروای شیاطین، عصای دستش را بالا برد و صدها آرایه احضار در آسمان ایجاد کرد. سپس، شیاطین بزرگ رده ۴ و سطح ۱۳۰ یکی پس از دیگری از این آرایههای احضار ظاهر شدند و تعدادشان به سرعت به چهار رقم رسید.
پس از تکمیل احضار، فیرنزه به شی فنگوقتی و دیگران پوزخند زد و فرمان داد: «پیشچیزی برین خادمان من! روح این برگزیدگان آسمون رو ببلعید!»
بیدرنگ، ارتش شیاطین بزرگ از آسمانگناه فرود آمدند و هیچ فرصتی برای آمادهسنگی شدن به شی فنگ و دیگران ندادند.
«رده ۴ها راه روکاری باز کنید! بقیه رویهفت پشتیبانی و دفاع تمرکز کنید!»
حتی در مواجهه با ارتش شیاطین بزرگ، Meteor وحشت نکرد. در عوض، او با خونسردی به گروهش فرمان میداد.
ارتشی متشکل از بیش از هزار شیطان بزرگ سطح ۱۳۰ ممکن بود برای یک گروه ردهچیزی ۳ حریفان ترسناکی باشند، اما گروه آنها ده بازیکن رده ۴ داشت. آنها برای مقابله باتمامعیار شیاطین بزرگ بیش از حد نیاز قوی بودند. تنها مشکلی که باید نگرانش میبودند، مصرف استقامت بود.
با دیدن ارتش شیاطین بزرگ که از آسمان فرود میآمدند، Star Snail با ناامیدی آهی کشید و گفت: «انگار این دفعه هیچ امیدی برای زیرو وینگ نیست...»
در مورد Death Omen، او صرفاً در دلش خندهای سرد سر داد.
حتی چند متخصص رده ۴ که با هم همکاری میکردند، برای مقابلهگرفت همزمان با این تعداد شیطان بزرگ رده ۴ کار سختی پیش رو داشتند،دوخت چه برسد به گروه زیرو وینگ که تنها یک بازیکن رده ۴ داشت.
«محافظ هگزاگرام!»
همراه با صدایی آرام، چهار نوسان قدرتمند مانا ناگهان در سراسر میدان نبرد پخش شد و شعاع ۵۰۰ یاردی را پوشش داد. این نوسانات قدرتمند مانا،نیز مانای ۲۲ بازیکن رده ۳ در گروه شی فنگ را به شدت بهبود بخشید. اکنون، وقتی پای مانا به میان میآمد، سو کیانلیو و دیگران هیچاراده تفاوتی با بازیکنان رده ۴ نداشتند. با احتساب شی فنگ، اغراق نبود اگر گفته میشد گروه شی فنگ اکنون از ۲۳ بازیکن رده ۴ تشکیل شده بود!
...
یادداشت مترجم:
انگار نویسنده هنوزلبخند پارامترهای محافظ هگزاگرامنگران رو کاملاً فراموش نکرده؟
باز هم برای یادآوری:
محافظ هگزاگرام: یک آرایه جادویی ایجاد میکند که مانای حداکثر شش نفر راتنها در شعاع ۱۰۰۰ یاردی به شدت تقویت میکند. این تقویت تا استاندارد ردههیولاهایی ۴ عمل میکند. نگهداری آرایه جادویی هر دقیقه ۱۰۰۰ کریستال جادویی هزینه دارد.