---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2197: بی‌پروا • ⏱ 7 دقیقه

چپتر 2197: بی‌پروا

0

به محض شکل‌گیری آرایه جادویی سرخ‌رنگ پیرامون معبد تندر، گروه Samsara ۲۰ درصد از ویژگی‌های پایه‌شان را از دست دادند.

وقتی Samsara آرایه جادویی سرخ‌رنگی را دید که بر فراز معبد تندر پدیدار شده بود، چهره‌اش بیش از پیش در هم رفت و با خود گفت: «مهر جادوی خون!»

مهر جادوی خون یک ابزار جادویی نبود، بلکه طلسمی ویژه بود‌داشتند​ که بازیکنان می‌توانستند آن را بیاموزند. گل هفت گناه کتاب مهارت‌نباید​ آن را در یک ویرانه باستانی شیطانی به دست آورده بود.

برخلاف طلسم‌های معمولی که بازیکنان می‌توانستند یاد بگیرند، مهر جادوی خون هیچ پیش‌نیازی برای رده‌قدرت​ نداشت. برای اجرای آن به حداقل شش بازیکن نیاز بود و در لحظه اجرای طلسم،‌دام​ آن‌ها با قربانی کردن خود برای خدای شیاطین، آرایه جادویی مهر و موم را ایجاد می‌کردند.

قدرت آرایه مهر و موم به تعداد قربانیان بستگی داشت. هرچه بازیکنان بیشتری‌نباید​ خود را فدا می‌کردند، آرایه جادویی قوی‌تر می‌شد. با حداقل شش بازیکن، آرایه‌اوضاع​ جادویی به قدری قدرتمند می‌شد که می‌توانست یک گرند لرد را به دام بیندازد.

از آنجا که گروه گل هفت گناه بیش از‌بازیکن​ ۲۰ بازیکن را برای اجرای این طلسم قربانی کرده‌موم​ بود، حتی یک هیولای اسطوره‌ای هم نمی‌توانست از آن بگریزد.

Happy Art گفت: «رئیس، چرا باید ازشون بترسیم؟ شاید تعدادشون از ما بیشتر باشه، اما ما هم دست‌وپابسته نیستیم!»

تک‌تک اعضای گروهشان حتی از متخصصان اوج قلمرو خدا نیز قوی‌تر بودند. حتی ابرقدرت‌های مختلف نیز از آن‌ها هراس داشتند.‌هرچه​ اکنون، بدون قاتلان قربانی‌شده، گروه دشمن تنها کمی بیشتر از ۳۰ بازیکن داشت. حتی تحت سرکوب آرایه جادویی و در‌رئیس​ رویارویی با متخصصان گل هفت گناه، گروهشان نباید برای از پای درآوردن این افراد مشکلی می‌داشت. نیازی به فرار نبود.

Frozen Gem در حالی که به دشمنانشان خیره شده بود، توضیح داد: «Art، اوضاع به این سادگی که فکر می‌کنی نیست. این آدما کادر اصلی گل هفت گناه هستن. حتی ضعیف‌ترینشون هم می‌تونه با متخصصان اوج رقابت کنه. تازه، رئیسشون Supreme Skyئه، یکی از هفت فرمانده گل!»

اگر با گروه متخصصانِ یک ابرقدرت دیگر روبه‌رو می‌شدند، حتی یک گروه‌طلسم​ ۱۰۰ نفره، او هیچ اهمیتی به حریف نمی‌داد، اما این افراد آدم‌های‌بستگی​ معمولی و ناشناخته‌ای نبودند. تک‌تک آن‌ها به اندازه خود او قدرتمند بودند.

لرزه‌ای بر اندام Happy Art افتاد و چهره‌اش دگرگون شد: «یکی از فرماندهان گل هفت گناه؟»

او بازیکن جاهلی نبود. در واقع، بسیار بیشتر از متخصصان‌خدای​ اوج ابرقدرت‌ها به اطلاعات دسترسی داشت. هر چه نباشد، یکی از‌بیشتری​ برترین نوابغی بود که سوپر گیلدِ سیزده تاج‌وتخت پرورش داده بود.

سیزده تاج‌وتخت حتی از گرگ‌های جنگ‌قربانی‌شده​ نیز قوی‌تر بود و اطلاعات بسیار بیشتری‌نباید​ نسبت به اکثر ابرقدرت‌ها در اختیار داشت.

با وجود این، گل هفت گناه یک سازمان قاتلانِ ماورایی به شمار می‌رفت. متخصصان بی‌شماری برای این سازمان‌موم​ کار می‌کردند و ساختار درونی آن یک راز بود. حتی تا به امروز، سوپر گیلدهای مختلف اطلاعات بسیار‌دام​ کمی درباره گل هفت گناه داشتند. آن‌ها حتی نمی‌دانستند چه تعداد نیروی اصلی برای این سازمان کار می‌کنند.

اطلاعات درباره هفت فرمانده گل هفت گناه که بیشترین قدرت را در سازمان در دست داشتند، بسیار ناچیز بود. اکثر بازیکنان تنها هویت سه فرمانده را می‌شناختند که همگی قدرتی درک‌ناپذیر داشتند. حتی هیولاهای پیر سوپر گیلدهای مختلف نیز از آن‌ها می‌ترسیدند. با قدرت فعلی Happy Art، اگر می‌توانست دو یا سه حرکت در برابر یکی از این فرماندهان دوام بیاورد، بسیار خوش‌شانس بود.

Happy Art هرگز تصور نمی‌کرد که Supreme Sky یکی از این هفت فرمانده باشد...

Supreme Sky پرسید: «Samsara، قبلاً هم بهت گفتم که نمی‌تونی از دستم در بری. حالا چی، خودت با زبون خوش کلید رو می‌دی، یا باید به زور ازت بگیرمش؟»

یک برزرکر مرد سطح ۷۴ در کنار Supreme Sky، در حالی که حریصانه لبانش را می‌لیسید و به گروه Samsara نگاه می‌کرد، گفت: «داداش Sky، چه فایده‌ای داره وقتتو با اینا تلف کنی؟ بیا فقط بکشیمشون و هر چی دارن رو برداریم.»

برزرکر زرهی از استخوان سفید‌خدا​ پوشیده بود و دو شمشیر‌هراس​ بزرگِ آبیِ تیره بر پشت داشت.

عنصرافزار زن سطح ۷۴ که عصایی آبی-یخی در دست داشت، بی‌تفاوت‌شیاطین​ نظر داد: «دقیقاً. اونا فقط یه مشت احمق بی‌کله‌ان. حالا که‌فدا​ به اموال گل هفت گناه چشم دوختن، باید بهشون یه درسی بدیم.»

با صحبت کردن این دو بازیکن، فشاری‌دشمن​ که سامسارا و گروهش احساس می‌کردند دوبرابر شد‌درآوردن​ و چهره‌هایشان بیش از پیش در هم رفت.

هر دو بازیکن‌پیش‌نیازی​ از اعضای کادر ارشد‌اجرای​ گل هفت گناه بودند.

نام مرد Sand Bones بود که استعدادی شگرف و قدرتی عظیم داشت. او اخیراً به‌تنهایی یکی از مقامات رده‌بالای یک سوپر گیلد را که به‌شدت محافظت می‌شد، همراه با دو متخصص قلمرو دامنه از پای درآورده بود.

زن Diverging Phoenix نام داشت. با وجود این‌که به‌ندرت وارد عمل می‌شد، پیش‌تر گروهی ۱۰۰ نفره از یک ابرقدرت را تماماً از پای درآورده بود. افزون بر این، رهبر آن گروه یک متخصص قلمرو دامنه بود. اگرچه ابرقدرت مذکور برای انتقام خون اعضایش، چندین گروه ۱۰۰۰ نفره را برای شکار این زن اعزام کرد، اما جز خسارت چیزی نصیبش نشد و هرگز کاری از پیش نبرد. در نهایت، آن ابرقدرت ناچار شد از تعقیب او دست بکشد.

هر دو بازیکن وقتی به‌تنهایی عمل‌قربانی‌شده​ می‌کردند مرگبار بودند، اما با همکاری‌رویارویی​ یکدیگر، به کابوسی تمام‌عیار تبدیل می‌شدند.

سامسارا گفت: «کلید مخفی خدای تندر رو بهت می‌دم، اما باید قول بدی بذاری این افراد برن. اونا هیچ ربطی به این قضیه ندارن.» همان‌طور که به بیش از ۳۰ متخصص پشت سر Supreme Sky خیره شده بود، می‌دانست که امروز راه فراری از دست آن‌ها ندارد. او به شانسشان برای ایستادگی و مبارزه با گروه Supreme Sky نیز خوش‌بین نبود.

افزون بر این، در صورت مرگ او، ۲۰ تا ۳۰ درصد احتمال داشت کلید مخفی‌قربانی‌شده​ خدای تندر دراپ شود و با توانایی‌هایی که گل هفت گناه داشت، آن‌ها احتمالاً می‌توانستند‌حالی​ این احتمال را افزایش دهند. او باید به‌جای به خطر انداختن همه‌چیز، جلوی ضرر را می‌گرفت.

Burning Sea نگاهی مضطرب به سامسارا انداخت و پرسید: «رئیس؟»

Burning Sea می‌دانست که سامسارا چقدر زمان و منابع برای به‌دست آوردن کلید مخفی خدای تندر صرف کرده است؛ کلیدی که پتانسیل آن را داشت تا آن‌ها را به میراث خدای باستان و گنجینه‌ها برساند. با وجود این، سامسارا حاضر بود تمام آن را به شخص دیگری واگذار کند.

Supreme Sky در حالی که به Burning Sea و دیگران نگاه می‌کرد، موافقت کرد و لحن صدایش به‌وضوح نشان می‌داد که هیچ جای مذاکره‌ای وجود ندارد: «حالا که حاضری کلید رو تحویل بدی، می‌تونم کاری باهاشون نداشته باشم، اما اول هر کدومشون باید دو تا آیتم حماسی بهم بدن.»

با شنیدن این‌اوج​ حرف، سامسارا و‌نیز​ هم‌تیمی‌هایش اخم کردند.

حتی ابرقدرت‌های مختلف نیز برای آیتم‌های حماسی ارزش‌قربانی​ قائل بودند و تحویل دادن دو آیتم از‌تعداد​ این دست، به معنای نصف شدن قدرت مبارزه‌شان بود.

Happy Art با عصبانیت اعتراض کرد: «این دزدی تو روز روشنه Supreme Sun! حتی اگه بمیریم هم نهایتاً یه تجهیزات حماسی از دست می‌دیم! اگه همچین بهای سنگینی می‌خوای، همون بهتر که بجنگیم! تو هم به این راحتی قسر در نمی‌ری! من یکی از اعضای هسته داخلی تخت سیزدهم هستم و گیلد بی‌خیال این قضیه نمی‌شه!»

اگرچه گل هفت گناه برتری عددی داشت، اما او و هم‌تیمی‌هایش نیز ضعیف نبودند. اگر قرار بود فارغ از هر انتخابی چنین آسیب‌قربانیان​ شدیدی ببینند، بهتر بود حداقل چند نفر از این بازیکنان را با خود به گور ببرند. افزون بر این، در صورت مرگ، هر‌رئیس​ کدام تنها یک تکه تجهیزات حماسی از دست می‌دادند. حتی اگر شانس می‌آوردند، ممکن بود فقط یک تکه تجهیزات طلای سیاه از دست بدهند.

به‌محض این‌که صحبت‌های Happy Art تمام شد، Endless Scars و دیگران که با گل هفت گناه آشنایی داشتند، در دل سر تکان دادند و اخم کردند.

در نهایت، Happy Art هنوز خیلی جوان بود. او همیشه تحت حمایت سوپر گیلد خود قرار داشت و به همین دلیل از قدرت واقعی گل هفت گناه بی‌خبر بود. درحالی‌که درون این مهر و موم گرفتار شده بودند، اعضای گل هفت گناه احتمالاً راهی برای زنده کردن آن‌ها داشتند. اگر واقعاً با این بازیکنان می‌جنگیدند، احتمالاً حداقل دو بار می‌مردند. علاوه‌بر این، هر بار مرگ جریمه‌ای بسیار سنگین‌تر از حالت عادی در پی داشت.

Supreme Sky با تمسخر به Happy Art خندید و گفت: «که این‌طور؟ پس چرا اراده‌ت رو امتحان نکنیم؟!»

ناولها | novelha.net