چپتر 1655: ده سال زود است
0پس از پیروزی زیرو وینگ بر گیلد تدفین بهشت،رویشان ابرقدرتهای حاضر در منطقه تلهپورت چارهای نداشتند جز اینکهدنیای دیدگاه خود را نسبت به زیرو وینگ بازنگری کنند.
مرد میانسالی که زرهی سیاه بر تن داشت، با نگاهی کنجکاو به اعضای زیرو وینگ خیره شد و زمزمه کرد: «معلوم شدویژگیهای زیرو وینگ واقعاً کاربلده. بیدلیل نبود که جرئت کردن اخطار گیلد ما رو نادیده بگیرن. بد نیست به شراکت باهاشون برای حملهحقیقت به ویرانههای الهی نخستین فکر کنیم.» او شمشیر بزرگی در دست داشت که رونهای حکشده بر آن، هالهای مورمورکننده از خود ساطع میکرد.
ویرانههای الهی نخستین بیشباهت به یک سیاهچال نبود. برای پیشروی در این ویرانه، بازیکنانکسی به سطح خاصی از قدرت نیاز داشتند؛ خواه در ویژگیهای پایه و خواه درلیدر استانداردهای مبارزه. هرچه بیشتر در عمق ویرانه فرو میرفتند، سختی آن نیز افزایش مییافت.
پس از رسیدن به طبقه چهارم زیرزمینِ ویرانههای الهی نخستین، بازیکنان با پیشنیازهای فوقالعاده سختگیرانهای روبهرو میشدند. در حقیقت، عبورحتی از طبقه چهارم به پنجم، جایی که دروازه شهر نخستین در آن قرار داشت، چنان دشوار بود که دیگر یکایستاده گروه تکگیلدی از پسِ آن برنمیآمد. آنها تنها با همکاری یکدیگر شانس بیشتری برای رسیدن به طبقه پنجم زیرزمین داشتند.
حرفهای مردبیشتری میانسال، بازیکنان اطرافمیانسال را شگفتزده کرد.
مرد میانسال پیش رویشان کسی نبود جز Broken City، یکی از مقامات عالیرتبه گیلد بازگشت پادشاه. او چند سال پیش در دنیای بازیهای مجازی بسیار مشهور بود. حتی لیدر گیلد بازگشت پادشاه نیز باید با Broken City با احترام رفتار میکرد.
Broken City به ندرت بازیکنان یا قدرتها را تحسین میکرد. آخرین بازیکنی که او لب به تحسینش گشوده بود، اکنون لیدر گیلد بازگشت پادشاه بود.
از این رو، برای اعضای گیلد بازگشت پادشاه واقعاً جای تعجب داشت که Broken City اینگونه زیرو وینگ را تحسین کند.
جوان خوشقیافهای که کنار Broken City ایستاده بود، پوزخندی زد و گفت: «عمو Broken، زیادی گندهشون نمیکنی؟ اونا فقط تازهبهدورانرسیدههایی مثل تدفین بهشت و آب سیاه رو پس زدن. برای زیرو وینگ ده سال زوده که بخواد کنار ما کار کنه.» این جوان زرهی فولادی به رنگ خاکستری تیره بر تن داشت و در دست راستش تبری یکدستی با رونهای زیبای حکاکیشده و در دست چپش سپری برجیشکل از جنس فلس نگه داشته بود.
Praying Lotus که ردای مقدس و سفیدی بر تن داشت، سرش را تکان داد و گفت: «Ocean، عمو Broken حتماً برای حرفش دلیلی داره. با اینکه ویژگیهای پایه همه اعضای گروه زیرو وینگ هیولاوار نیست، اما قدرت کلی گروهشون چشمگیره. بعد از ورود به ویرانههای الهی نخستین، زیرو وینگ میتونه شریک خوبی برامون باشه.» او چندان با نظر Wild Ocean موافق نبود.
اگرچه Wild Ocean به تازگی ترفیع گرفته و به یکی از داوران گیلد بازگشت پادشاه تبدیل شده بود و جزو معدود بازیکنان رده ۲ گیلد به شمار میرفت، اما طرز فکر سطحی و کوتهبینانهای داشت. Praying Lotus نیز مانند Broken City احساس میکرد نباید قدرت زیرو وینگ را دستکم بگیرند.
در طول نبرد، او اصلاً ندیده بود که شی فنگ وارد عملپادشاه شود. این موضوع ثابت میکرد که زیرو وینگ همچنان قدرت اصلی خود راندرت پنهان کرده و اصلاً آنقدرها که همه فکر میکردند، ساده و دستوپابسته نبود.
Wild Ocean ادامه داد: «زیرو وینگ فقط تو PvP خوبه. ما تو ویرانههای الهی نخستین قراره با تعداد بینهایتی از هیولاها و تلههای مختلف روبهرو بشیم. فقط پاکسازی طبقه سوم خودش یه دردسر بزرگه، چه برسه به رسیدن به طبقه پنجم.»
«غیر از ما ابرقدرتها، هیچ گروهی نتونسته طبقه سوم ویرانه رو پاکسازی کنه.این خودتم خوب میدونی که برای رد کردن طبقه سوم نمیشه فقط به ویژگیهای قدرتمندبیشتر تکیه کرد. بذار اول برسن به طبقه چهارم، بعد در مورد همکاری حرف میزنیم.»
Wild Ocean با بیاعتنایی خُرناسی کشید؛ او معتقد بود دیدگاه Broken City و Praying Lotus نسبت به زیرو وینگ بیش از حد خوشبینانه است.
Wild Ocean تنها کسی نبود که چنین نظری داشت. دیگر متخصصان گیلد بازگشت پادشاه نیز با افکار او موافق بودند. اگر آنها با زیرو وینگ شریک میشدند، مجبور بودند نیمی از ظرفیت ورودشان به طبقه پنجم را با آنها تقسیم کنند.
زیرو وینگ چه نوع گیلدی بود؟ و بازگشت پادشاهرویشان چه جایگاهی داشت؟ آیا زیرو وینگ اصلاً لیاقت ایندنیای را داشت که نیمی از ظرفیت آنها را تصاحب کند؟
با گذشت زمان، درگیری در منطقه تلهپورت شدت گرفت. قدرتهای بیشتری نیزپیشروی به این نبرد میپیوستند. حالا حتی قدرتهای مختلفی که پیشتر برای درگیر شدنمبارزه با زیرو وینگ تردید داشتند، تصمیم گرفته بودند شانس خود را امتحان کنند.
نبرد بر سر ظرفیتهای ورود بیش از نیمحرفهای ساعت به طول انجامید. این بار، شدت درگیری بیسابقهعالیرتبه بود. اجساد بازیکنان سراسر منطقه تلهپورت را پوشانده بود.
در نهایت، ابرقدرتهای مختلف همچنان بیشتر ظرفیتهای ورود را ازعالیرتبه آن خود کردند، در حالی که اتحاد گیلدهای درجه یک ولیدر اتحاد برترین گروههای ماجراجو تنها بخش کوچکی را به دست آوردند.
در میان قدرتهای مختلفی که دراطراف این درگیری شرکت کرده بودند، عملکردمقامات زیرو وینگ از همه خارقالعادهتر بود.
با وجود اینکه زیرو وینگ نبرد را با کمتر از ۲۰۰۰ عضو آغاز کرده بود، درسطح پایان درگیری همچنان بیش از ۱۲۰۰ عضو در داخل منطقه تلهپورت داشت. این گیلد تقریباً یکدهمنیز ظرفیتهای ورود موجود را به دست آورده بود که تنها اندکی کمتر از ابرقدرتهای مختلف بود.
در میان ابرقدرتهای مختلف، عمارت مخفی بهترین عملکرد را از خود نشان داد و دقیقاً ۲۰۰۰ جایگاه را از آنچند خود کرد. هرچند عمارت مخفی توانایی کسب جایگاههای بسیار بیشتری را داشت، اما برای جلوگیری از جلب توجه، عمداً دست نگهتعجب داشته بود. سایر ابرقدرتها هر کدام حدود ۱۵۰۰ جایگاه به دست آوردند که تنها کمی بیشتر از سهم زیرو وینگ بود.
به همین دلیل بود کهپیش عملکرد زیرو وینگ همه راعالیرتبه در بهت و حیرت فرو برد.
ابرقدرتهای مختلف نبرد را با حداقل ۶۰۰۰ عضو آغاز کرده بودند،یکی با این وجود زیرو وینگ با کمتر از ۲۰۰۰ نیرو، به نتیجهایحتی تقریباً مشابه دست یافته بود. چنین کارنامه نبردی، تا حدودی رعبآور بود.
«لعنتی! پیش خودم گفتم حالا که دفن بهشت ومیکرد آب سیاه از دور خارج شدن، جاهای بیشتری گیرمونقدرت میاد. پس چرا سهممون از رِیدهای قبلی هم کمتر شد؟!»
«دقیقاً! اگه میدونستم قراره همچینشانس اتفاقی بیفته، ترجیح میدادم همون دفنشگفتزده بهشت یا آب سیاه برنده بشن.»
مقامات ارشد انجمنهای درجه یک و تیمهایکسی ماجراجوی مختلف، با نگاه به اعضای زیروسال وینگ، از شدت خشم و حسادت نوچنوچ کردند.
بر همگان روشن بود که ورود با بازیکنان بیشتر، برتری چشمگیری برای تیمها در داخل ویرانه به همراهدنیای خواهد داشت. اکنون که زیرو وینگ میتوانست بیش از ۱۲۰۰ عضو را روانه ویرانه کند، این احتمال وجودجای داشت که این انجمن تمام مسیر را تا طبقه پنجم طی کرده و به شهر افسانهای اولیه قدم بگذارد.
در حالی که همگان از قدرتهالهای زیرو وینگ در شوک فرو رفتهپیشروی بودند، شی فنگ در پوست خود نمیگنجید.
زیرو وینگ در جریان نبرد بر سر جایگاههای ورودی، بیش از ۵۰۰۰ قطعه از بهترین تجهیزاتمقامات فعلی بازی را به غنیمت گرفته بود. هرچند بخش عمدهی آنها تجهیزات طلای آبدیده سطح ۴۵ بود،قدرتها اما همچنان ارزش بالایی داشتند. در مقایسه با این غنایم، تلفات زیرو وینگ عملاً به چشم نمیآمد.
در این نبرد، زیرو وینگ کمی بیش از ۶۰۰ نفر تلفات داد که بیشتر آنها شاگردان دوجوی ببر سفید بودند.حتی این شاگردان تنها به تجهیزات استاندارد نخبه سطح ۵۰ مجهز بودند. از طرفی، آنها موفق شده بودند بخشی از سلاحها وپوزخندی تجهیزات از دسترفتهشان را نیز پس بگیرند. از این رو، زیرو وینگ در این نبرد سود کلانی به جیب زده بود.
با رسیدن تعداد بازیکنان حاضر در منطقه تلهپورت به کمتر از ۱۵۰۰۰ نفر، هالهای از نور آبی فضا رابازیهای در بر گرفت. لحظهای بعد، بازیکنانِ درون منطقه ناپدید شدند و تنها قطعه زمینی خالی از آنها بر جایاینگونه ماند. اعضای قدرتهای بزرگ که در داخل برج باقی مانده بودند، بیدرنگ اخبار مربوط به نتیجه نبرد را مخابره کردند.
به یاری آرایه تلهپورت، اعضای بازمانده زیرو وینگ در یک چشم بر هم زدن به درهای تاریک منتقل شدند. سه ماه نقرهای وپایه درخشان بر پهنه آسمان میدرخشید. میدان دید در داخل دره به شدت محدود بود. آنها در بهترین حالت تنها تا شعاع ۲۰۰ یاردیِ خودجایی را میدیدند و قادر به حس کردن حضور هیچ موجود دیگری نبودند؛ موضوعی که حس عمیقی از ترس و ناامنی را در دلشان میکاشت.
Aqua Rose در حالی که با کنجکاوی محیط اطراف را برانداز میکرد، زمزمه کرد: «پس طبقه اول ویرانه الهی اولیه این شکلیه؟» او با تکیه بر فیزیک بدنیاش به عنوان یک بازیکن رده ۲، خیلی زود متوجه خطرات پنهانِ پیرامونشان شد.
گروهی از اسکلتهای نامرده در لبههای بالایی دره کمین کرده بودند و کمانهای صلیبی سنگینیدنیای در دست داشتند که قدرت تیرهایشان با مهارتهای رده ۲ برابری میکرد. کاملاً پیداست کهتحسینش این اسکلتها از قبل روی تیم آنها قفل کرده و هر لحظه آماده شلیک بودند.
علاوه بر اسکلتهای کماندار، چشمان Aqua Rose به انبوهی از ارواح افتاد که در مسیر پیش رو، مدام ظاهر و ناپدید میشدند. این ارواح در کف دره پرسه میزدند و حتی ضعیفترینِ آنها یک سردسته سطح ۵۰ بود؛ در حالی که قدرتمندترینشان در سطح ۵۵ و رتبه لرد اعظم قرار داشتند. اگر بازیکنان به طور تصادفی این هیولاها را تحریک میکردند، پیامدهای آن غیرقابلتصور میبود.
تیمهای وابسته به ابرقدرتها چنان با سرعت در مسیری از پیشتعیینشده پیشروی میکردند که گویی ازسطح مدتها قبل با زیر و بم این طبقه آشنایی داشتند. آنها در حین پیشروی، با مهارتینیز مثالزدنی ارواحِ سر راهشان را پس میزدند و همزمان تیرهای سنگین کمانهای صلیبی را جاخالی میدادند.
اما در نقطه مقابل، پیشرویِ اتحادِ تیمهای ماجراجویحرفهای برتر، خیلی زود توسط ارواح قدرتمند متوقف شد وعالیرتبه اعضایشان آماج تیرهای کمانداران از بالای دره قرار گرفتند.
«لعنتی! آخه چرا اینقدر سخته؟»
مقامات ارشد تیمهای ماجراجو با دیدن درجه سختی طبقه اول، دریکی هم رفتند. آنها کاملاً سردرگم و مستأصل شده بودند. اعضای ابرقدرتهامشهور نیز با مشاهده این صحنه، از روی تأسف سری تکان دادند.
ویرانه الهی اولیه مکانی بهشدت مرگبار بود، با این وجود تیمهایسیاهچال ماجراجو تصور میکردند که ورود به این ویرانه، دشوارترین بخش ماجراست.ویژگیهای درگیری بر سر منطقه تلهپورت، تنها پیشدرآمدی بر جهنمِ پیش رو بود.
پیش از آنکه اتحاد تیمهای ماجراجو بتوانند چارهای بیندیشند،میانسال متوجه شدند که اعضای زیرو وینگ با گامهایی استواربازگشت در حال حرکت به سمت دروازه ورودیِ طبقه بعدی هستند.
مقامات ارشد تیمهای ماجراجو با دهانهای بازکسی به پیشروی بیباکانه زیرو وینگ خیره شدند ودنیای گفتند: «مگه پاک عقلشون رو از دست دادن؟»