چپتر 2857: شعلۀ سیاه؟
0وقتی بروت شی فنگکرد را دید، مبهوت شددیگران و پرسید: «تو شعلۀ سیاهی؟»
نیمهقدم رده ۵!
در عصر حاضر که ابرقدرتهای مختلف به ندرت بازیکن رده ۴ تحت فرمان خود داشتند، وجودی در نیمهقدم رده ۵ عملاً شکستناپذیر محسوب میشد. در واقع، یافتن موجودی در این سطح حتی در میان بازیکنان و NPCهای دنیای بیرونی نیز دشوار بود.
شی فنگ سربمون تکان داد وقلمرو گفت: «درسته. خودمم.»
بروت با لبخندی چاپلوسانه گفت: «پس لیدر گیلد شعلۀ سیاه شمایید. اتفاقات قبلی فقط یه سوءتفاهم بود.گویی ما اصلاً قصد نداریم دژ نور ستاره رو منزوی کنیم. لیدر گیلد شعلۀ سیاه، حالا که تمایلیاطراف به همکاری با ما ندارید، اتحاد خون هم اصراری نمیکنه. اگه فرمایش دیگهای نیست، ما دیگه مرخص میشیم.»
به محض اینکه صحبتهای بروت تمام شد، برگشت تاقلمرو به همراه اعضای اتحاد خون، دژ نور ستاره راغرق ترک کند. او اصلاً قصد نداشت حتی ثانیهای بیشتر بماند.
شی فنگ با شنیدن حرفهای بروت خندید و گفت: «سوءتفاهم؟ لیدر گیلد بروت، تو بیشتر از دوازده تا NPC رده ۴ ورداشتی و این همه راه کوبیدی اومدی اینجا تا اعلام کنی میخوای دژ نور ستاره رو منزوی کنی، اون وقت به من میگی این یه سوءتفاهمه؟ حالا که تا اینجا اومدی، پس همینجا بمون!»
شی فنگ پس از بیان این حرف، [قلمرو مانا]ی خود را به کار گرفت و شعاعی ۴۰۰۰ یاردی را در مانای مایع غرق کرد. با فعال شدن [قلمرو مانا]ی شی فنگ، بدن بروت و دیگران خشک شد. چنان احساس سنگینی غیرقابل توصیفی به آنها دست داد که گویی در باتلاقی فرو رفتهاند. NPCهای رده ۴ با سطح ۱۶۰ و بالاتر، به زحمت توانستند با فعالسازی [قلمرو مانا]ی خود با این سرکوب مقابله کنند. با وجود این، هیچیک از آنها قادر به دستکاری مانای محیط اطراف نبودند.
با اقدام شی فنگ، فیتالیا غرق در حیرت شد. او هرگز فکر نمیکرد که شی فنگ بیمقدمه دست به چنین کاری بزند. هر چه بود، اتحاد خون بیش از دوازده NPC رده ۴ به همراه داشت. گرچه این NPCها در نبردی تنبهتن حریف شی فنگ نمیشدند، اما در صورت همکاری با یکدیگر، حتی توانایی مقابله با موجودی رده ۵ را نیز داشتند.
NPC سالخوردهی رده ۴ که رهبری سایرین را بر عهده داشت، با چهرهای به شدت درهمرفته به شی فنگ خیره شد و فریاد زد: «اوضاع خرابه! این [خلقت جهان]ه!»
رسیدن شی فنگ به استاندارد نیمهقدم رده ۵ به خودی خود وحشتناک بود. ترکیب این موضوع باآنها کنترل مانای او در سطح [خلقت جهان]، نشان میداد که او از همین حالا توانایی مبارزه با موجوداتمحیط رده ۵ را دارد. در برابر چنین متخصصی، حتی گروهی از افراد رده ۴ نیز پشیزی ارزش نداشتند.
برتری چشمگیر افراد رده ۴ نسبت به رده ۳، در توانایی آنها برای تقویت مهارتهایشان با استفاده از مانای محیط نهفته بود.چنان با وجود این، کسانی که به استاندارد [خلقت جهان] دست مییافتند، میتوانستند با استفاده از [قلمرو مانا]ی خود یک [دنیای مینیاتوری] خلقدستکاری کنند؛ در این حالت، تمام مانای درون قلمرو بر اساس قوانینی عمل میکرد که به نفع کاربر و به ضرر نیروهای دشمن بود.
مگر در صورتی که شخص نیز به استاندارد [خلقت جهان] رسیده باشد، در غیر این صورت دستکاری مانایباتلاقی محیط هنگام قرار گرفتن در یک [قلمرو مانا]ی سطح [خلقت جهان] غیرممکن بود. در چنین شرایطی، فرد برای مبارزهفیتالیا تنها میتوانست به مانای درون بدن خود تکیه کند و عملاً تمام مزایای رده ۴ را از دست میداد.
[خلقت جهان] دستاوردی بود که شی فنگ پس از رسیدن [تمرکز]ش به استاندارد رده ۵ کسب کرد. اگر دقیقترکرد بگوییم، با رسیدن [تمرکز] او به استاندارد رده ۵، ابتدا به سطح [استاد بزرگ جادو] دست یافت و سپسزحمت [قلمرو مانا]ی او به طور خودکار به یک [دنیای مینیاتوری] تبدیل شد. او حتی نیازی به تغییر آگاهانهی آن نداشت.
بروت بایاردی وحشت فریادمایع زد: «فرار کنید!»
شی فنگ [شمشیر پرتگاه] را از غلاف بیرونکار کشید و [بند تاریکی] را فعال کرد وکرد پوزخند زد: «فرار؟ با این سطح از توانایی؟»
پس از ارتقا به رده ۴، برد مهارت [بند تاریکی] به طرز چشمگیری افزایش یافته بود. لحظهای بعد، زنجیرهایی قیرگونرفتهاند در شعاع ۵۰۰ یاردی از دل خلأ بیرون جهیدند و در دم حرکات اعضای اتحاد خون را محدود کردند. اینفکر زنجیرها نه تنها مانع از استفادهی مهارتها و طلسمها میشدند، بلکه قدرت تحرک اهدافشان را نیز به شدت کاهش میدادند.
شی فنگ پیش روی اعضایهمینجا اتحاد خون ظاهر شد ومانا [نور دو جهان] را تاب داد.
[مهارت میراث]یاردی رده ۴،مایع [تیغه بیشکل]!
[تناسخ شمشیر]! سیزده پرتو شمشیر با چنان سرعتی بهگرفت سوی سینه بروت و دیگران شلیک شد که تقریباًشدن هیچیک از آنها نتوانستند به موقع واکنشی نشان دهند.
در میان بازیکنان اتحاد خون، تنها بروت که از مرز ۱۰۰ درصدی [بدن مانا]ی خود عبور کرده بود، توانست به موقع یک طلسم دفاعیتوانستند رده ۴ را فعال کند. با وجود این، حصار رده ۴ احضار شده توسط او نیز پس از دریافت حملهی شی فنگ در هم شکست.نبردی سایر بازیکنان رده ۴ نیز نتوانستند از این حمله جان سالم به در ببرند. حتی یک [جنگجوی سپردار] رده ۴ نیز در دم کشته شد.
وضعیت NPCهای رده ۴ کمی بهتر از بازیکنان بود. آنها به لطف برتری چشمگیرشان در سطح و تجهیزات، توانستند به موقع یک مهارت یا طلسم دفاعی رده ۴ را فعال کرده و حملات را دفع کنند. با وجود این، با مصرف یکی از مهارتهای نجاتبخششان، این NPCها دیگر قادر نبودند در مدت زمانی کوتاه دوباره از آن مهارتها و طلسمها استفاده کنند.
اما شی فنگ به هیچ وجه قصد نداشت به اعضای اتحاد خونچنان فرصت نفس کشیدن بدهد. او پس از اتمام حملهی اول، بیدرنگ [قلمروبالاتر شمشیر] را فعال کرد و بار دیگر [تناسخ شمشیر] را به کار گرفت.
با هدایت شی فنگ، هفت شمشیر جادویی قدرتی در سطح استاندارد رده ۵ از خود به نمایش گذاشتند. بروت و NPCهای رده ۴ که در تنگنا گرفتار شده بودند، چارهای جز همکاری با یکدیگر برای مقابله با حملات شی فنگ نداشتند. با وجود اینکه آنها با تمام توان میجنگیدند، همچنان مجبور شدند مهارتهای نجاتبخش خود را یکی پس از دیگری به کار بگیرند.
برای مدتی، انفجارها و شکافهای فضایی، ورودی دژ نور ستاره را به آشوب کشید. پس از گذشت حدود ۳۰ ثانیه از این هیاهو، بروت و NPCهای رده ۴ اتحاد خون همگی کاملاً به خاکستر تبدیل شده و پودر شدند.
«همینطوری مردن؟»
«پس قدرت شعلۀ سیاه اینه؟»
«فوقالعادهست! مگههمینجا الان عملاً یهحرف رده ۵ نیست؟!»
با دیدن نابودی کامل افراد اتحاد خون،بدن دهان تماشاچیان از شدت شوک باز ماند؛ آنهاآنها تا مدتها قادر به هضم این اتفاق نبودند.
هر چه باشد، بروت متخصص قلمرو دامنه بود. اگر با بیش از دوازده NPC رده ۴ همکاری میکرد، احتمالاً میتوانستند حتی هیولاهای افسانهای رده ۵ را از پای درآورند. با وجود این، این افراد قدرتمند در برابر شی فنگ مانند کودک بودند. در طول مبارزه، آنها میتوانستند تنها از خود دفاع کنند؛ هیچ مجالی برای ضدحمله یا حتی درمان خود نداشتند. هر کسی که حتی برای یک لحظه در دفاع خود غفلت میکرد، در دم کشته میشد.
در این لحظه، جمعیت تماشاچی کهکرد جای خود داشت، حتی فیتالیا نیزچنان از این وضعیت مبهوت شده بود.
او هرگز فکر نمیکرد که قدرت مبارزه یک شخص پس از رسیدن به استانداردهایمایع نیمهقدم رده ۵ و خلقت جهان بتواند به چنین اوج ترسناکی برسد. با چنیندست قدرت مبارزهای، شی فنگ احتمالاً میتوانست در برابر یک موجودیت واقعی رده ۵ بایستد.
در همین حین، پس ازفعال کشتن اعضای اتحاد خون، شی فنگاحساس بیدرنگ آیتمهای افتادهشان را جمعآوری کرد.
همزمان، از کیفیت عالی آیتمهای دراپشده شگفتزده شد. تنها تعداد سلاحها وگرفت تجهیزات حماسی که به دست آورده بود، به بیش از ده عدد میرسید.چنان علاوه بر این، هر یک از آنها تا سطح ۱۵۰ قابل استفاده بود.
پس از جمعآوری غنائم، شی فنگ به سمت گروه فیتالیا رفت و با قدردانی گفت: «از اینکه تو این مدت برای حل مشکلات دژ نور ستارگان کمک کردید، ممنونم. اگه شما دژ رو سر پامحیط نگه نمیداشتید، احتمالاً خیلی وقت پیش اوضاعش به هم میریخت.» از تحرکات اتحاد خون، میتوانست بفهمد که بسیاری از قدرتهای قاره غربی از پیش چشم به دژ نور ستارگان دوختهاند. تهدید اژدهای الهی دیگر برای تضمینجهان توسعه دژ نور ستارگان کافی نبود. هر چه باشد، تا زمانی که این قدرتها دژ نور ستارگان را منزوی میکردند و مانع بازدید سایر بازیکنان از آن میشدند، میتوانستند به راحتی توسعه دژ را متوقف کنند.
فیتالیا گفت: «اغراق میکنید لیدر گیلد شعلۀ سیاه. با این حال، شما ضربه سنگینی به اتحاد خون زدید؛ بعیده که این اتحاد کوتاه بیاد.» سپس افزود: «ما از قبل تحقیقات کاملی در مورد اتحاد خون انجام دادیم. این اتحاد از بیش از ده ابرقدرت و تعداد زیادی از نیروهای قدرتمند NPC تشکیل شده. حتی بعضی از این نیروهای NPC رو NPCهای رده ۵ رهبری میکنن. به همین دلیله که حتی مهاجمان جهان بیرونی هم به زور میتونن اتحاد خون رو سرکوب کنن و نمیتونن کاملاً شکستش بدن.»
با قدرت شی فنگ، در افتادن با ابرقدرتها مشکلی نبود. با وجود این، ماجرا برای نیروهای NPC متفاوت بود. اکنون که سیستم دیگر محدودیتی برای NPCها قائل نبود، تا زمانی که منافع کافی وجود داشت، آنها با کمال میل علیه بازیکنان دست به کار میشدند.
اگر یک NPC رده ۵ به دژ نور ستارگان حمله میکرد، حتی اگر دژ میتوانست پابرجا بماند، همچنان کابوسی برای آن رقم میخورد.
شی فنگ با خونسردی خندید وکرد گفت: «آروم باشید. حتی اگه یه ردهاحساس ۵ هم بیاد، هیچ کاری نمیتونه بکنه.»
اگر پیش از شرکت درحرف آزمون بود، قطعاً برای درگیریشعاعی با اتحاد خون تردید میکرد.
اما اکنون توانایی مقابله با موجودیتهای رده ۵ را داشت. ناگفته نماندسنگینی که دژ نور ستارگان حتی آئوربک را برای محافظت داشت. اژدهای الهیتوانستند نقرهای میتوانست حتی موجودیتهای رده ۵ معمولی و همسطح خود را سرکوب کند.
چشمان فیتالیا از شدت شوک گرد شد وحرف پرسید: «هیچ کاری نمیتونه بکنه؟» ناخودآگاه نسبت بهمانای منبع این اعتمادبهنفس شی فنگ کنجکاو شده بود.
در عصر کنونی که خدایان خود را پنهان کرده بودند، موجودیتهای رده ۵ قویترین مبارزانغیرقابل در قلمرو خدا محسوب میشدند. این موضوع برای جهان بیرونی نیز صدق میکرد. هر فردکنند رده ۵ موجودیتی استراتژیک بود که میتوانست به تنهایی امنیت یک منطقه را تضمین کند.
از این رو، برایش غیرقابلتصور بود که شی فنگ از همین حالا توانایی رویارویی با موجودیتهای رده ۵ را داشته باشد. ناگفته نماند که صحبت از NPCهای رده ۵ بود، نه بازیکنان رده ۵.
شی فنگ به جای توضیح درباره اعتمادبهنفس خود، لیستی بیرون آورد و بهغیرقابل فیتالیا داد: «فرمانده فیتالیا، میتونم زحمت تهیه این مواد رو به شما بدم؟سرکوب حاضرم با استفاده از کریستالهای جادویی، اونا رو به دو برابر قیمت بازار بخرم.»
فیتالیا پس از نگاهی به مواد داخل لیست متوجهقلمرو شد که اگرچه این اقلام کمیاب و ارزشمند بودند، اماکرد جمعآوری آنها با تواناییهای قبیله الهی نباید مشکلی داشته باشد.
فیتالیا با نگاهی عجیب به شی فنگ پرسید: «این نباید مشکلی باشه، اما چرا میخواید این موادآنها رو با این قیمت بالا بخرید؟ با تواناییهای زیرو وینگ، خودتون باید بتونید این مواد رو جمعآوریدستکاری کنید. نیازی نیست دو برابر براشون پول بدید، چه برسه به اینکه با کریستالهای جادویی پرداخت کنید.»
به جز سنگ جادویی الفی، تهیه سایر مواد داخل لیست برای یک ابرقدرت نسبتاً آسانغرق بود. کافی بود شی فنگ به قاره شرقی برگردد تا بتواند در هر زمانی اینباتلاقی مواد را از طریق زیرو وینگ جمعآوری کند. هیچ نیازی به پرداخت چنین قیمت گزافی نبود.
شی فنگ بدون اینکه زحمتی برای پنهان کردن انگیزههایش به خود بدهد، با آرامش توضیح داد: «چارهای ندارم.باتلاقی برای اتصال دو قاره به شدت به این مواد نیاز دارم. اگه فقط به ذخایر مواد دژ نور ستارگانفیتالیا تکیه کنم، به اندازه کافی گیرم نمیاد، بنابراین مجبورم از گیلد شما بخوام که اونا رو برام تهیه کنه.»
اکنون که میتوانست در هر زمانی اژدهای الهی راقلمرو به کمک خود احضار کند، قادر به انجام کارهایغرق بسیاری بود که پیش از این جرئت انجامشان را نداشت.
با شنیدن حرفهای شی فنگ، فیتالیاکرد برای لحظهای به گوشهای خود شک کرداحساس و گفت: «اتصال دو قاره؟ چطور ممکنه؟!»
دو قاره اصلی قلمرو خدا به طرز باورنکردنی از یکدیگر دور بودند. به همین دلیل بود که ابرقدرتهای مختلف بهدیگران شدت بر سر آرایههای تلهپورت بینقارهای با یکدیگر رقابت میکردند. با وجود این، این آرایههای تلهپورت محدودیتهای بسیاری به همراهکنند داشتند. اگر شی فنگ واقعاً راهی برای سفر آزادانه افراد بین دو قاره داشت، این کار به سادگی شگفتانگیز میشد!
اما در پاسخ به تردیدفعال فیتالیا، شی فنگ صرفاً لبخندیچنان زد و توضیح بیشتری نداد.
خودِ گذشتهاش قطعاً از انجام چنین کار بزرگی عاجز بود. باکار این حال، اکنون که یک استاد بزرگ جادو بود، با ترکیببدن برج احضار دژ نور ستارگان، چنین دستاوردی چندان هم دشوار نبود.