چپتر 1889: تغییر در مسیر
0با شنیدن پیشنهاد Bright Dawn، اعضای گیلد روح تسلیمناپذیر از تعجب نفسها را در سینه حبس کردند. آنها سرانجام متوجه شدند چرا معاون گیلدی مثل Bright Dawn جرئت کرده بود به روح تسلیمناپذیر خیانت کند.
محدودیتهای سفت و سختی هر یک از مقامات ارشد را به گیلدشان پایبند میکرد. اگر یکی از مقامات ارشد میخواست از گیلد کنارهگیری کند و حساب کاربریاش را نگه دارد، تنها دو راه پیش رو داشت. راه اول، اخراج خودکار از گیلد بود، در حالی که در گزینه دوم، مقام ارشد باید غرامت سنگینی برای نقض قرارداد میپرداخت. برای معاون گیلدی که بیش از یک دهه را در روح تسلیمناپذیر گذرانده بود، غرامت درخواستی اصلاً ناچیز نبود. عجیب نبود اگر Bright Dawn پس از پرداخت این غرامت، کاملاً ورشکست میشد.
با وجود این، شرکت استارلاین نهتنها پرداخت غرامت را تقبل کرده بود، بلکه حتی حقوق بالایی نیز به Bright Dawn پیشنهاد داده بود. با در نظر گرفتن پتانسیل بیحد و مرز گیلد استارلینک به لطف پشتیبانی شرکت استارلاین، کاملاً طبیعی بود که این گیلد توانسته باشد Bright Dawn را به سمت خود بکشاند.
Bright Dawn به Unyielding Heart که دیگر طراوت جوانیاش را از دست داده بود، لبخندی زد و گفت: «البته، مطمئنم این چیزا اصلاً براتون جالب نیست. پس بذارید چیزی رو بهتون بگم که قطعاً نظرتون رو جلب میکنه. یه ستاره فانتزی! روح تسلیمناپذیر تو خوابشم نمیتونه همچین چیزی گیر بیاره. چرا یکم به این پیشنهاد فکر نمیکنی؟»
با شنیدن پیشنهاد Bright Dawn، چشمان همه برق زد.
ستارههای فانتزی سنگ معدن خاصی بودند که بشریت در عصر بینستارهای کشف کرده بود و تنها یک کاربرد داشت. با به همراه داشتن آنها، این ستارهها جوانی انسان را بازیابی کرده و برای مدتی طولانیبینستارهای حفظ میکردند. اگرچه ستارههای فانتزی نمیتوانستند طول عمر فرد را افزایش دهند، اما اگر شخصی در حین استفاده از این ستاره، محصولات شرکت خدای سبز را مصرف میکرد، میتوانست حتی بدون تمرینات فیزیکی، طراوت جوانیاشحدوداً را برای یک یا دو دهه دیگر تمدید کند. به عبارت دیگر، یک فرد میانسالِ حدوداً چهلساله که آمادگی جسمانیاش را حفظ نکرده بود، با کمک ستاره فانتزی میتوانست شبیه یک جوان بیستساله به نظر برسد.
ستاره فانتزی برای گیمرهای حرفهای که برای امرار معاش به جوانی خود وابسته بودند، گنجینهای بیبدیل محسوب میشد. هرچند وضعیت فیزیکی فرد در دنیای واقعی تأثیری بر عملکرد بدن مجازیاش درجوانی قلمرو خدا نداشت، اما عملکرد ذهنی او کاملاً تأثیرگذار بود. افرادی که از دوران اوج خود عبور کرده بودند، معمولاً واکنشهای کندتری نسبت به افراد جوانتر داشتند. حتی اگر شخصی برای حفظجسمانیاش فرم فیزیکیاش سرسختانه تمرین میکرد، باز هم افزایش سن کم و بیش بر ذهنش تأثیر میگذاشت. ناگفته نماند که بهبود استقامت ذهنی پس از عبور از دوران اوج، چالشی بسیار دشوار بود.
با وجود این، ستاره فانتزی تنها جوانی فرد را برنمیگرداند؛خوابشم بلکه میتوانست عملکرد ذهنی او را نیز حفظ کرده وبرق به انسانها اجازه دهد در بالاترین سطح خود عمل کنند.
از این رو، ستارههای فانتزی فوقالعاده ارزشمند بودند. حتی ثروتمندترین افراد نیز به سادگی ازمیکنه پس هزینه خرید آنها برنمیآمدند. علاوه بر این، ستارههای فانتزی بهشدت کمیاب بودند. برای خریدسنگ یکی از آنها، فرد هم به پول و هم به جایگاه اجتماعی مناسب نیاز داشت.
در این میان، شرکت استارلاین از قضا یکی از معدود تأمینکنندگان ستاره فانتزی در جهان بود و این یعنی Bright Dawn به احتمال زیاد حقیقت را میگفت.
یک ستاره فانتزی؟ جای تعجب نداشت که او به گیلد قدیمیاش خیانت کرده بود. با شنیدن نام ستاره فانتزی، شی فنگ درک کرد چرا Bright Dawn خائن شده بود. Bright Dawn در حال حاضر به نظر میرسید در دهه چهل زندگیاش باشد و معاونان گیلد در گیلدهای سوپر-درجه-یک هیچ نیازی به پول نداشتند. با وجود این، همه تشنه جوانی بودند. Bright Dawn با به دست آوردن یک ستاره فانتزی، میتوانست به دوران اوج خود بازگردد. او با تکیه بر تجربه و تکنیکهای مبارزاتی فراوانش و جوانیِ بازیافتهاش، میتوانست خود را بیش از پیش ارتقا دهد.
مو لینگشا با شنیدن پیشنهاد ارائهشده به Bright Dawn، با نگرانی به Unyielding Heart نگاه کرد. Unyielding Heart نهتنها یکی از سه ستون اصلی گیلد روح تسلیمناپذیر بود، بلکه سمت معاون اول گیلد را نیز بر عهده داشت. اگر گیلد استارلینک او را جذب میکرد، ضربهای ویرانگر به روح تسلیمناپذیر وارد میشد.
Unyielding Heart غرید: «پس تو برادرای همرزمت رو به خاطر یه ستاره فانتزی احمقانه فروختی؟! کور بودم که تو رو رفیق خودم میدونستم! از این به بعد دیگه هیچ کاری باهات ندارم!»
سپس به لو شینگلو که همچنان لبخند بر لب داشت چشمغرهقطعاً رفت و گفت: «حالا میبینی! دیر یا زود، روح تسلیمناپذیر شما روفکر از امپراتوری شب تاریک بیرون میندازه و شکوه سابقش رو پس میگیره!»
سخنان Unyielding Heart روحیه مبارزه را به اعضای ناامید گیلد بازگرداند. آنها معاون اول گیلد خود را تشویق کردند و Bright Dawn را به سخره گرفتند.
Bright Dawn نتوانست جلوی خندهاش را بگیرد و Unyielding Heart و دیگر اعضای روح تسلیمناپذیر را مسخره کرد: «شکوه گذشتهتون رو پس بگیرید؟ و روح تسلیمناپذیر دقیقاً چطوری میخواد این کار رو بکنه؟ میخواد به پیرمردی مثل تو تکیه کنه، Heart؟ یا به اون خانم مویِ بیخبر از همهجا؟
یا قراره بهمطمئنم زیرو وینگ، اونجالب شریک رقتانگیزتون تکیه کنید؟
چشماتون رو باز کنید و خوب ببینید! کار روح تسلیمناپذیر تمومه! تنها چیزی که سر پاشفانتزی نگه داشته، یه مشت پیرمردِ بهدردنخوره! ما همین الانم بیشتر از ۵۰ متخصص جمع کردیم که میتوننبشریت آرایههای جادویی متوسط رو دستکاری کنن! روح تسلیمناپذیر باید بیخیال پرورش حتی یه دونه خنیاگر دورهگرد بشه!
نه، اگه بخوام دقیقترمیکنه بگم، شما حتی پاتوننمیتونه هم به دریای درختان نمیرسه!»
پس از گفتن این حرف، Bright Dawn دست بالا برد. در پاسخ، برخی از اعضای استارلینک در میدان شب بنفش دست به کار شدند و هر کدام یک گوی کریستالی نقرهای در دست داشتند.
با پایان یافتن وردخوانیِ اعضای استارلینک، آرایههای جادویی نقرهای پیش رویشانبگم پدیدار شد و نوری درخشان از خود ساطع کرد. سپس حصاری عظیم،یکم اعضای روح تسلیمناپذیر و امپراتور سرخ را در میدان در بر گرفت.
Bright Dawn همانطور که به Unyielding Heart میخندید، گفت: «توی این حصار خوش بگذرونید. این حصار هر چیزی رو که داخلشه، توی یه بُعد دیگه ایزوله میکنه. با اینکه این حصار نیاز داره ۲۸۸ بازیکن سطح ۵۰ به بالا، پنج سطح خودشون رو برای همیشه فدا کنن، اما تکتک شما رو هشت ساعت اینجا نگه میداره. با این اوصاف، ما دیگه رفع زحمت میکنیم.»
سپس کلیدی از کیفش بیرونستاره آورد و دروازه تلهپورت بهگیر سمت دریای درختان را باز کرد.
اعضای روح تسلیمناپذیر و امپراتور سرخ تنها میتوانستند تماشا کنند که اعضای استارلینک وارد دروازه تلهپورت شدند و از میدان ناپدید گشتند. مهم نبود چقدر به حصار جادویی حمله میکردند، نمیتوانستند کوچکترین آسیبی به آن وارد کنند. بدتر از آن، سربازان NPC اطراف نیز حصار جادویی را نادیده میگرفتند.
Unyielding Heart با شمشیر بزرگش به حصار جادویی وهمانگیز حمله کرد و غرید: «لعنتی! کی فکرشو میکرد همچین تلهای چیده باشن!»
با این حال، احساس میکرد به چیزی جزچیزی هوا ضربه نمیزند. هنگامی که شمشیر بزرگش از میانخوابشم حصار عبور کرد، هیچ واکنشی از آن دیده نشد.
در حال حاضر، آرایه جادویی در مرکز میدان شب بنفشِ شهر شب تاریک، تنها مسیر بههمه سوی دریای درختان بود. متأسفانه، از آنجا که اکنون در این حصار جادویی گرفتار شده بودند،انسان حتی اگر کلید ورود به دریای درختان را هم داشتند، نمیتوانستند دروازه تلهپورت را باز کنند.
اگر واقعاً هشت ساعت در این حصار گیر میافتادند، روح تسلیمناپذیر از استارلینک عقب میافتاد.یکم به احتمال زیاد تا زمانی که آنها آزاد میشدند، بازیکنان استارلینک دستکم یکسوم از مأموریتهای تغییرهمراه کلاس خود را به پایان رسانده بودند. در این صورت، چطور قرار بود به آنها برسند؟
در همین حین، مو لینگشا که آشکارا خشمگین بود، به حصار پیش رویش چشم غره رفت. روح تسلیمناپذیر برای به دست آوردنبیاره اولین پاکسازیِ یک دانجن تیمی بزرگمقیاس سطح ۵۰ در امپراتوری شب تاریک، زحمات زیادی کشیده بود تا گیلد بتواند نفسی تازه کند.بازیابی با وجود این، اگر استارلینک تمام ۲۰ جایگاه اولیه خنیاگر دورهگرد را به انحصار خود درمیآورد، روح تسلیمناپذیر با عواقب غیرقابلتصوری روبهرو میشد.
پس از دو دقیقه حمله بیوقفه، اعضای روح تسلیمناپذیر از تلاش دست کشیدند. آنها چارهای نداشتند جز اینکه منتظرهمچین بمانند تا حصار محو شود. اما شی فنگ قدمبهقدم به حصار نزدیک شد و حالت بیتفاوت چهرهاش به گونهایهمراه بود که گویی داشت از منظره میدان شب بنفش لذت میبرد. همزمان، طومار جادویی را از کیفش بیرون کشید.
«ها؟ میخواد چهجلب کار کنه؟ اونم میخوادخوابشم حصار رو امتحان کنه؟»
«بیفایدهست. هم متخصصهای گیلد ما و هم بچههای امپراتور سرخخوابشم هر کاری که به ذهنمون میرسید رو امتحان کردن. یهبرق نفر از زیرو وینگ آخه چه کاری از دستش برمیاد؟»
حاضران در میدان، از جمله اعضای روح تسلیمناپذیر و مو لینگشا، با سردرگمی نزدیکجلب شدن شی فنگ به حصار را تماشا کردند. آنها پیش از این یک طومار جادوییستارههای گرانبهای رده ۴ را برای حمله به حصار مصرف کرده بودند، اما هیچ دستاوردی نداشتند.
حتی اگر شی فنگبراتون هم همین کار راچیزی میکرد، چیزی تغییر نمییافت.
وقتی شی فنگ به مقابلستاره حصار رسید، طومار احضار محافظگیر را در دستانش فعال کرد.
بیدرنگ، زیبارویی مو طلاییقطعاً با جامههایی مقدس درستاره کنار شی فنگ پدیدار شد.
شی فنگ دستورمطمئنم داد: «این آرایهجالب جادویی رو نابود کن!»