چپتر 1654: شگفتی تمام جبههها
0با سقوط Falling Fire، سکوت بر میدان نبرد بال صفر و دفن بهشت حاکم شد.
«فرمانده؟»
«فرمانده واقعاً مرد؟»
«یعنی اونا همسرکوب یه متخصص کلاسداشتند جادویی رده ۲ دارن؟»
اعضای آب سیاه با دهان باز به Aqua Rose که مسبب مرگ Falling Fire بود، خیره شدند.
Falling Fire هم یکی از معدود بازیکنان رده ۲ و هم از متخصصان ردهبالای آب سیاه بود. در حالت عادی، وقتی با این عنصرافزار مبارزه تمرینی میکردند، او آنها را در دم میکشت. با وجود این، همین الان با چشمان خود دیدند که این مرد تنها با یک ضربه جان باخت. از هر زاویهای که به این وضعیت نگاه میکردند، کاملاً غیرقابل باور بود.
سرکوب ردهای که بازیکنان رده ۲ روی بازیکنان رده ۱ داشتند، بسیار بیشتر از سرکوب بازیکنان رده ۱ بر رده ۰ بود. علاوه بر این، Falling Fire به عنوان یک عنصرافزار، چند مهارت غیرفعال داشت که مقاومتهای جادوییاش را افزایش میداد و او را در برابر طلسمها بسیار سرسختتر میساخت.
با این حال، Aqua Rose تنها با یک طلسم، Falling Fire را نابود کرده بود. برای توضیح این نتیجه تنها دو احتمال وجود داشت. نخست اینکه Aqua Rose از یک مهارت جنون و به دنبال آن از یک نفرین رده ۱ استفاده کرده باشد. احتمال دیگر این بود که Aqua Rose نیز یک بازیکن رده ۲ باشد.
وقتی بازیکنان یک مهارت جنون را فعال میکردند، نوعی جلوه ویژه در بدنشان تغییر ایجاد میکرد. البته تمامجنونی مهارتهای جنون نشانههای قابلمشاهدهای به همراه نداشتند. با وجود این، هنگام فعالسازی یک مهارت جنون، شدت هاله بازیکنگرفتن به طرز چشمگیری افزایش مییافت و به دیگران اطلاع میداد که بازیکن چنین مهارتی را به کار گرفته است.
اما Aqua Rose هیچیک از این نشانهها را بروز نداد، بنابراین مشخص بود که مهارت جنونی را فعال نکرده است. همچنین محال بود که آنها متوجه تغییرات ناشی از آن نشوند. همه آنها به عنوان متخصص، حواس تیزی داشتند و فعالسازی یک مهارت جنون، به روشن کردن چراغی در یک اتاق تاریک شباهت داشت.
با در نظر گرفتن این احتمال که بال صفرعلاوه نیز از یک کلاس جادویی رده ۲ برخوردار است،میداد اعضای آب سیاه نتوانستند جلوی لرزش خود را بگیرند.
تانکهای اصلی رده ۲ تنها هنگام مهار هیولاها قدرتمند بودند؛ قدرت آسیبرسانی آنها چنگی به دل نمیزد. با وجود این، ماجرا برای کلاسهای جادویی ردهنابود ۲ متفاوت بود. کلاسهای جادویی حتی در رده ۱ نیز از قدرت آسیبرسانی فوقالعاده بالایی برخوردار بودند و نسبت به سایر کلاسها مهارتهای محیطی بیشتریتمام داشتند. پس از ارتقا به رده ۲، حملات کلاسهای جادویی حتی قویتر هم میشد. اغراق نبود اگر کلاسهای جادویی رده ۲ را برجکهای دفاعی متحرک بنامیم.
در مقایسه صرفِ قابلیتهای مبارزه،اطلاع کلاسهای جادویی رده ۲ با اختلافاما از هر کلاس دیگری قویتر بودند.
در حالی که همه با شوک ناشی از مرگ Falling Fire دستوپنجه نرم میکردند، Aqua Rose از فرصت استفاده کرد و طلسم رده ۲ حریم آب را اجرا کرد.
با مرکزیت این بانوی نفرینگر، یک دامنه آبی پدیدار شد که شعاعی ۷۰ یاردی را پوشش میداد. هر یک از اعضای دفن بهشت و آب سیاهکرده که در حریم آب گرفتار شده بودند، خیلی زود متوجه افت سریع ویژگیهای پایهشان شدند. در یک چشمبههمزدن، ویژگیهای پایهشان به ۷۰ درصدِ مقادیر اولیهاش سقوطنشانههای کرد. در پی آن، دوازده مار آبی هشت متری از این استخر آب بیرون آمدند و غرشهای خشمگینانهای سر دادند که در سراسر برج طنینانداز شد.
هر مار آبی از قدرتی برخوردار بود که میتوانست با یک گرند لرد همسطح خود رقابت کند. تحت کنترل Aqua Rose، مارهای آبی به سمت بازیکنان دفن بهشت و آب سیاه هجوم بردند.
حریم آب شبیه به مهارتهای محیطی معمولی نبود و در دسته مهارتهای دامنه قرار میگرفت. هنگام استفاده از آن برای حمله، تا زمانی که Aqua Rose طلسم را به درستی کنترل میکرد، برخلاف طلسمهای محیطی معمول، هیچ آسیبی به متحدانش نمیرسید.
متخصصان رده ۱ برای مقابله با حملات یک گرند لرد کار بسیار دشواری پیش رو داشتند. تنها تانکهای اصلی رده ۱ همسطح میتوانستند چنین حملاتی را بدون دریافت آسیب زیاد سد کنند. با وجود این، برخلاف گرند لردهای معمولی که الگوهای حمله یکنواختی داشتند، مارهای آبی به دلیل کنترل شدن توسط Aqua Rose انعطافپذیر بودند. هر تانک اصلی که در دفع حملات مارها ناکام میماند، در دم بیش از ۲۰,۰۰۰ HP از دست میداد. از آنجا که تانکهای اصلی دفن بهشت و آب سیاه ۳۰ درصد از ویژگیهای پایهشان را از دست داده بودند، مارهای آبی برای از پای درآوردن یک تانک اصلی سطح ۵۰، تنها به دو ضربه نیاز داشتند.
در همان زمان کوتاهی که از اجرای حریم آب توسط Aqua Rose میگذشت، او چهار تانک اصلی سطح ۵۰ را کشته بود. شفابخشان خط عقب حتی فرصتی برای درمان متحدانشان پیدا نکرده بودند...
«هیولا! اون یه هیولاست!»
متخصصان دفن بهشت ودیگران آب سیاه با وحشت مطلقگرفته به بانوی نفرینگر خیره شدند.
«عقبنشینی کنید!»
«فرار کنید! یه هیولا اینجاست!»
با تسلط یافتن تیم نور جادویی و گروههای فاتح زیرو وینگ و در پیداشت آن قتلعام ناگهانی آکوا رز، اعضای گیلدهای دفن بهشت و آب سیاه به وحشت افتادند.نتیجه آنها به جای عقبنشینیِ آرام و سازمانیافته، روی برگرداندند و بزدلانه پا به فرار گذاشتند.
در صورت مرگ، نه تنها یک سطح تنزل مییافتند، بلکه قطعهای از تجهیزاتشان را نیز از دست میدادند. برای بازیکنان متخصصیمحال چون آنها، این خسارت بهشدت دردناک بود. از این رو، حالا که میدانستند حریف زیرو وینگ نمیشوند، دلیلی نداشت تا همچنانتانکهای خود را به کام مرگ بفرستند. افزون بر این، فرماندهانشان، لی جینگیانگ و آتش ریزان، پیش از این کشته شده بودند.
شمشیر سایه و دیگر بازیکنان رده ۲ زیرو وینگ، در حالی که فرار اعضای دفن بهشت و آبچنین سیاه را تماشا میکردند، با کلافگی آهی کشیدند و پرسیدند: «آبجی آکوا، نمیشد یه کم دست نگهداری؟ ماناشی هنوز زورکی چند تا دشمن کشتیم، ولی تو همهشون رو فراری دادی. حالا چطوری درآمد اضافه کاسب بشیم؟»
آنها پیشتر از ترسردهای فراری دادن طعمههایشان، بابیشتر تمام قوا حمله نکرده بودند.
در واقع، طولانی کردن این نبرد نیازمند خویشتنداری زیادی بود؛ با این حال، پیشداشت از آنکه بتوانند از مزایای این درگیری بهرهمند شوند و همه را از پای درآورند،نتیجه طعمهها از ترس جانشان گریخته بودند. این موضوع باعث کلافگی شمشیر سایه و بقیه شد.
آکوا رز با نگاهی شرمگین بهچنین همراهانش، پاسخ داد: «تقصیر من بود.هیچیک دفعه بعد بیشتر حواسمو جمع میکنم.»
او انتظار نداشت بازیکنان دفن بهشت و آب سیاه تا این حد بزدل باشند. تا آن لحظه، نبرد میان گیلدهایشانکار تقریباً برابر پیش رفته بود. در حقیقت، اگر دفن بهشت و آب سیاه به مبارزه ادامه میدادند، زیرو وینگ نیزتیزی به راحتی قسر در نمیرفت. با وجود این، اعضای آن دو گیلد به جای ایستادگی، روی برگردانده و گریخته بودند.
شی فنگ دستور داد: «اینطوری هم بد نیست.بیشتر فقط تا جایی که میتونید ازشون بکشید، اماجادوییاش حواستون باشه نزدیک تیم و توی منطقه تلهپورت بمونید.»
او از واکنش دشمنانشان چندان غافلگیر نشده بود. هرچندعلاوه متخصصان دفن بهشت و آب سیاه افراد ضعیفی نبودند،میداد اما ضربات روانیِ پیاپی، آنها را دستخوش وحشت کرده بود.
خوشبختانه، واکنش این دو گیلد به نفع زیرو وینگگرفته تمام شد. دستکم حالا زیرو وینگ میتوانست سهمیههای ورودجنونی بیشتری را برای ویرانههای الهی اولیه به دست آورد.
شمشیر سایه، Blackie، Violet Cloud، Rampant Blade، Alluring Summer و دیگر بازیکنان رده ۲ زیرو وینگ، با تمام قوا وارد میدان نبرد شدند.
با تکیه بر قدرت درهمشکننده کلاسهای رده ۲، شمشیر سایه و بقیه همچون شیرانی که به گله گوسفندان یورش میبرند، به صفوف دفن بهشت و آب سیاه هجوم بردند. بازیکنان کلاسهای جادوییِ گیلد نظیر Blackie، Violet Cloud و Alluring Summer، مانند برجکهای دفاعیِ انساننما بر میدان نبرد تسلط یافتند. در غیاب هرگونه مانعی بر سر راهشان، هر یک از آنها با هر حمله بیش از دوازده بازیکن را از پای درمیآوردند.
این صحنه، سایر اعضایردهای زیرو وینگ را بهبیشتر مبارزهای پرشورتر ترغیب کرد.
تا زمانی که اعضای دفن بهشت و آب سیاه از منطقه تلهپورت خارج شوند،بروز مسیرشان با اجساد و تجهیزاتِ رهاشده فرش شده بود. از زمان آغاز درگیری، این دوروشن گیلد نزدیک به ۲۰۰۰ متخصصِ خود را از دست داده بودند. این نتیجه، تکاندهنده بود.
اگر این تلفات تنها به بازیکنان معمولی یا نخبه محدود میشد، خسارت وارده تا این حد دردناکاطلاع نبود؛ اما کسانی که اعضای زیرو وینگ از پای درآورده بودند، همگی متخصص به شمار میرفتند. تعداد متخصصانیتغییرات که این دو گیلد از دست داده بودند، با کل متخصصان یک گیلد درجه یکِ معمولی برابری میکرد.
«محشره! پسباور قدرت زیروردهای وینگ اینه؟»
«مگه نمیگفتن زیروسرکوب وینگ حریف دفن بهشتبسیار و آب سیاه نمیشه؟»
«دفن بهشت بدجوری بدشانسی آورده. نه تنها ممکنه شهرگرفته صخره باستانی رو از دست بده، بلکه ورود بهجنونی ویرانههای الهی اولیه هم براش یه چالش بزرگ میشه.»
قدرتهای بزرگِ حاضر، نبرد میان زیرو وینگ و دفن بهشت را به دقت زیر نظر داشتند و ابرقدرتها نیز از این قاعده مستثنی نبودند. با وجود این، هیچیک از آنها حتی تصور چنین نتیجهای را هم نمیکرد. حتی Purple Jade که حساب ویژهای روی زیرو وینگ باز کرده بود، گمان میکرد این گیلد در بهترین حالت، نبرد را با نتیجه مساوی به پایان میرساند.
اما در کمال ناباوری، زیرو وینگ با کمترین تلفاتِ ممکن،عنوان اعضای دفن بهشت و آب سیاه را از منطقه تلهپورتطلسمها بیرون رانده بود. این اتفاق کاملاً فراتر از انتظارات او بود.
از سوی دیگر، گیلدها و تیمهای ماجراجویی که قصد داشتند ازچند محدوده نزدیک به زیرو وینگ وارد منطقه تلهپورت شوند، با دیدنمیساخت دلاوریهای این گیلد در میدان نبرد، از ترس پا پس کشیدند.
یک جنگجوی سپردار سطح ۵۰ با زرهیمهارتی سیاه، نتوانست جلوی خودش را بگیرد وبروز از فرماندهاش پرسید: «فرمانده، هنوزم قراره بریم تو؟»
«بریم تو؟ مگه از جونتنشانههای سیر شدی؟ عقبنشینی میکنیم! ازفعالسازی یه طرف دیگه میریم تو!»