چپتر 2569: تجمعی بیفایده؟
0جنگل چشمهحتماً سرد، شهرابرقدرتهان جنگل سنگی:
با پخش شدن خبر بازگشایی دروازه تلهپورت دنیای تاریک در سرتاسر جنگل چشمه سرد، تنش درآنها شهر جنگل سنگی بالا گرفت و بسیاری از بازیکنان مقیم، تصمیم به ترک شهر و پیشرفتحاضر در مکانی دیگر گرفتند. این اتفاق، سکوت را بر شهری که روزگاری پرهیاهو بود، حاکم کرد.
اکنون در خیابان اصلی شهر جنگل سنگی که پیشتر شلوغ بود، کمتر از نیمی از بازیکنان اولیه به چشم میخوردند. علاوهحضورشان بر این، تنها به خاطر هتل تازهتأسیس آزادی بود که این تعداد بازیکن تصمیم گرفتند در شهر بمانند. با وجود این،یوان بیشتر این بازیکنان در واقع متخصصانی بودند که به قدرتهای بزرگ مختلف تعلق داشتند. تعداد بسیار کمی از آنها بازیکن مستقل بودند.
در این هنگام، گروهی از بازیکنان شنلپوش وارد لابیسهامدارای طبقه اول هتل آزادی شدند و حضورشان بحثهای پرسرممکنه و صدایی را میان سایر بازیکنان حاضر به راه انداخت.
دلیل این واکنش شدید، متخصصان عمارت مخفی بودند که این گروهِ تقریباً صداون نفره از بازیکنان شنلپوش را راهنمایی میکردند. در رأس متخصصان عمارت مخفی، یوانکامل تیهشینِ نامآشنا و یک نیمهالف مرد که به نظر چهلساله میرسید، ایستاده بودند.
«عجب چیزی! اونا کین؟وجود واقعاً یکی از بزرگانبودند عمارت مخفی داره راهنماییشون میکنه!»
«اونا حتماً از کلهگندههای ابرقدرتهان. یادمه که عمارت مخفی یکی از سهامدارای شهر جنگلگروهی سنگیه. حالا که بازیکنای دنیای تاریک وارد جنگل چشمه سرد شدن، آینده شهر جنگلراه سنگی خیلی تاریکه. اون شنلپوشا ممکنه نیروهای کمکی باشن که عمارت مخفی استخدام کرده.»
«نیروی کمکی؟ آوردن نیروی کمکی چه فایدهای داره؟ داریم درباره یه دنیای کامل حرفخیلی میزنیم. این چیزی نیست که یه ابرقدرت به تنهایی بتونه جلوش وایسه. حتی اگهدرباره چند تا ابرقدرت هم با هم متحد بشن، نمیتونن جلوی تهاجم دنیای تاریک رو بگیرن.»
همانطور که متخصصان قدرتهای بزرگِ حاضرسهامدارای در لابی درباره هویت متخصصان شنلپوشتاریکه بحث میکردند، از شدت کنجکاوی بیقرار بودند.
در این روزها، شهر جنگل سنگی به سرزمین مقدسی برای بازیکنانی که خواهان پیشرفت بودند، تبدیل شده بود. گذشته از این، شهر نه تنها از تراکم مانای فوقالعاده بالایی برخوردار بود، بلکه هتل آزادی را نیز در خود جای میداد؛ مکانی که سرعت انباشت اثر مثبت EXP دوبرابر را برای بازیکنان به شدت افزایش میداد. حتی شایعه شده بود که اتاقهای طبقه بالای هتل آزادی میتوانند روند پاکسازی انرژی بیگانه از بدن را تسریع کرده و بازدهی تمرین تکنیکهای رزمی را بالا ببرند.
در عصر کنونی که تکنیکهای رزمی در قلمرو خدا رواج بیشتری یافته بود، امکانات هتل آزادیوارد وسوسهای مقاومتناپذیر برای بازیکنان متخصص به شمار میرفت. اگر قدرتی میتوانست با استفاده از امکانات هتلشدید آزادی، متخصصان خود را در درازمدت پرورش دهد، سرعت پیشرفت آن قدرت به سطحی غیرقابل تصور میرسید.
از آنجا که عمارت مخفی یکی ازابرقدرتهان سهامداران شهر جنگل سنگی بود، این انجمنخیلی طبیعتاً بدون مبارزه از شهر دست نمیکشید.
تنها مسئله این بود که اکنون با باز شدنبازیکنای دروازه تلهپورت دنیای تاریک، برای متخصصان قدرتهای بزرگ غیرقابل تصوراستخدام بود که قدرتی بتواند جلوی بازیکنان دنیای تاریک را بگیرد.
یوان تیهشین رو به بازیکنان شنلپوشِ پشتمتخصصانی سرش کرد و گفت: «لطفاً یه لحظه صبرکمی کنید. میرم یه اتاق پذیرش پیشرفته اجاره کنم.»
او به سمت میز پذیرش رفت و یک کارتبسیار طلایی به متصدی آنجا نشان داد. با دیدن این کارت،اول مقامات ارشد قدرتهای بزرگ از شدت حسادت به خود پیچیدند.
کارت عضویت طلایی هتل آزادی!
به دلیل امکانات شگفتانگیز هتل آزادی، تمامی قدرتهای بزرگ به دنبال عضویت در آن بودند و هرچه سطح عضویت بالاتر میرفت، بهتر بود. با وجود این، رسیدن به چنین هدفی بینهایت دشواربتونه بود. حتی تا به امروز، آن قدرتهای بزرگ تنها موفق به کسب عضویت برنزی شده بودند. اگر میخواستند وضعیت عضویت خود را به نقرهای ارتقا دهند، باید امتیازات مشارکت زیادی در هتلبرخوردار آزادی جمعآوری میکردند که تنها از طریق فروش مواد اولیه کمیاب و انجام مأموریتها به دست میآمد. علاوه بر این، هر بازیکن روزانه مجاز به فروش مقدار محدودی از مواد اولیه بود.
در همین حال، عضویت طلایی بهواقع بازیکنان این امکان را میداد تا اتاقهایداشتند طبقه بالای هتل آزادی را اجاره کنند.
در حالی که یوان تیهشین مشغول رسیدگی بهداشتند کارهای اجاره بود، بازیکنان شنلپوش که پشت سرشوارد ایستاده بودند، فضای داخلی هتل آزادی را بررسی میکردند.
یک جوان شنلپوش که انرژی متراکم تاریکی از او ساطع میشد، گفت: «پس هتل آزادیِ زیرو وینگ کهممکنه میگن اینجاست؟ اینجا واقعاً معرکهست!» وقتی تراکم مانای داخل هتل و تأثیرات آن را حس کرد، با حسرتجلوش آهی کشید و ادامه داد: «جای تعجب نداره که زیرو وینگ قبلاً جرئت کرد با انجمن ما دربیفته.»
یک عنصرافزار سطح ۱۰۹ که کنار آن جوان ایستاده بود و به همان شکل انرژی تاریکی از خود ساطع میکرد، با تحقیر گفت: «حالا مثلاً زیرو وینگ جرئت کرد باهامون دربیفته، که چی؟ آخرش که زیرو وینگ بازم به معاون انجمن، Light، باخت.»
این بار، عمارت مخفی نه تنها پیشقدم شده بود تا ابرقدرتهای مختلفی را که قلبکمی شیطان مخفیانه با آنها متحد شده بود دعوت کند، بلکه از خود قلب شیطان نیزمیان دعوت به عمل آورده بود. به راحتی میشد وخامت اوضاع کنونی زیرو وینگ را تصور کرد.
متأسفانه، حتی اگر عمارت مخفی این بار پا پیش میگذاشت، نمیتوانستآنها کمک چندانی به تغییر نتیجه این جنگ بکند، چرا که ابرقدرتهایبحثهای حاضر، برای به چنگ آوردن شهر جنگل سنگی قسم خورده بودند.
همانطور که آن دو متخصص از قلب شیطان آرام با یکدیگر صحبت میکردند، Illusory Words که او نیز در میان بازیکنان شنلپوش ایستاده بود، اخم بر چهره داشت.
مرد خشن که کنار Illusory Words ایستاده بود، آهی کشید و گفت: «Illusory، به نظر میاد شانس جون سالم به در بردن زیرو وینگ خیلی کمه. این همه ابرقدرت واقعاً جمع شدن تا شهر جنگل سنگی رو چنگ بیارن. شک دارم حتی عمارت مخفی هم انتظار همچین پیشامدی رو داشته باشه.»
عمارت مخفی تمام ابرقدرتهایی را که شهر جنگل سنگی را هدف گرفته بودند، به این مذاکرات دعوت کرده بود. امپراتور زرشکی تخمینلابی زده بود که در بیشترین حالت، شش یا هفت ابرقدرت به شهر جنگل سنگی چشم دوختهاند. با وجود این، تعداد واقعی آنهاراهنمایی بیش از ده مورد بود. حتی گرگهای نبرد که خصومتی آشتیناپذیر با قلب شیطان داشتند نیز تصمیم گرفته بودند وارد این درگیری شوند.
اگر این ابرقدرتها با یکدیگر متحد میشدند، دستکم ۴۰۰۰ متخصص رده ۳ با استانداردهای مبارزاتیشنلپوش بسیار بالا در اختیار داشتند. اگر آنها با نیروهای دنیای تاریک همکاری میکردند و ازدلیل درون و بیرون به شهر جنگل سنگی یورش میبردند، شهر هیچ شانسی برای مقاومت نداشت.
البته، آن مرد خشن میتوانست درک کند که چرا ابرقدرتهای مختلف حاضر بودند برای به دست آوردنشنلپوشا شهر جنگل سنگی تا این حد پیش بروند. هرچه بود، مزایایی که این شهر به همراه داشت، خارقالعادهبتونه بود. این موضوع بهویژه در مورد هتل آزادی صدق میکرد. هیچ ابرقدرتی از منافع هتل آزادی چشمپوشی نمیکرد.
افزون بر این، زیرو وینگ حتی پیشقدم شده بود تا در دروازه تلهپورت باشنلپوشا ارتش دنیای تاریک روبهرو شود. این کار رسماً خودکشی بود. اکنون، حتی اگر هر پنجنیست سوپر گیلد بزرگ با هم متحد میشدند، باز هم نمیتوانستند زیرو وینگ را نجات دهند.
در این لحظه، Illusory Words و مرد خشنِ امپراتور زرشکی که جای خود داشتند، حتی یوان تیهشین که ابرقدرتهای در کمین شهر جنگل سنگی را مخفیانه دعوت کرده بود نیز از این وضعیت شگفتزده بود.
او هرگز فکر نمیکرد که این بار بیش از ده ابرقدرت، شهر جنگل سنگی را هدف قرار دهند. گذشته از قلب شیطان و استارلینک که کینهای عمیقحاضر از زیرو وینگ به دل داشتند، این ابرقدرتها شامل کاخ شیطان از امپراتوری ده قدیس، امپراتوری بیسایه از دنیای سایه، و سوپر گیلدهای گرگهای نبرد و پانتئونکین میشدند. ناگفته نماند که میتولوژی، یکی از پنج سوپر گیلد بزرگ که در میان ابرقدرتهای دعوتشده حضور نداشت، بیشک در خفا علیه شهر جنگل سنگی وارد عمل میشد.
اگر تمام این ابرقدرتها با یکدیگر همکاری میکردند، میتوانستند کل قاره شرقی را به لرزهتاریکه درآورند، چه رسد به شهر ناچیز جنگل سنگی. برای لحظهای، یوان تیهشین نتوانست جلوی تردیدحرف خود را بگیرد که آیا مذاکرات این بار واقعاً نتیجهای در بر خواهد داشت یا خیر.
هاهاها! زیرو وینگ دیگر به پایان خط رسیده بود! با دیدن نمایندگان ابرقدرتهای مختلف در اطرافش، Troubled Times که همراه با Flaming Light آمده بود، غرق در شعف شد. با تجمع این همه ابرقدرت در اینجا، حتی یک سوپر گیلد هم نمیتوانست جلوی حمله پیش رو را بگیرد!
پیش از این، وقتی شی فنگ در شهر شیطان، Troubled Times را در ملأ عام اعدام کرده بود، نهتنها قدرت Troubled Times بهشدت کاهش یافت، بلکه شهرتش در لانه تاریک نیز به خاک سیاه نشست.
در ابتدا، Troubled Times گمان میکرد که هرگز فرصتی برای انتقام گرفتن از زیرو وینگ پیدا نخواهد کرد. با وجود این، شانس به این زودی در خانهاش را زده بود.
یوان تیهشین رو به گروه سیاهپوشکلهگندههای پشت سرش کرد و گفت: «همگی،بازیکنای اتاق پذیرش آمادهست. لطفاً دنبال من بیاید.»
با وجود این، درست در لحظهای که یوان تیهشین میخواست گروه را به اتاقشنلپوشا پذیرش در بالاترین طبقه هتل آزادی راهنمایی کند، ناگهان پیکری پیش روی او ظاهر شد.نیست دیگر بازیکنان حاضر در لابی، با دیدن این صحنه از شدت شوک دهانشان باز ماند.
بازیکنانی که عمارت مخفی دعوت کرده بود، شاید هویت خود را پنهان میکردند، اما هیچ تلاشی برای مخفیهنگام کردن هالههایشان انجام نداده بودند؛ و این هالهها بهروشنی نشان میداد که تکتک این افراد، متخصصانی در سطح اوجشدید یا بالاتر هستند. هر کسی که جرئت میکرد سر راه آنها بایستد، قطعاً از جان خود سیر شده بود.
با این حال، شخصی واقعاً چنین جرئتی به خرج داده بود.آنها افزون بر این، آن شخص زنی بود که نشان زیرو وینگ راپرسر بر سینه داشت و سطحش تنها روی عدد رقتانگیز ۱۰۰ قرار داشت.
یوان تیهشین که این زن را بلافاصله شناخته بود، با سردرگمی پرسید: «خانم Melancholic، با ما کاری داشتید؟»
این زن کسی نبود جز Melancholic Smile، مدیر شرکت تجاری شمع متعلق به زیرو وینگ و همچنین یکی از مدیران هتل آزادی.
یوان تیهشین هیچگاه سعی نکرده بود این حقیقت را که ابرقدرتهای مختلف را برای مذاکره دعوت کرده است، پنهان کند. بهوارد اعتقاد او، زیرو وینگ هیچ دلیلی برای جلوگیری از این کار نداشت. هرچه بود، عمارت مخفی یکی از سهامداران شهر جنگلتقریباً سنگی به شمار میرفت و مذاکره با ابرقدرتهای مختلف میتوانست از تعداد دشمنانی که زیرو وینگ باید با آنها روبهرو میشد، بکاهد.
اما اکنون، Melancholic Smile بهطور ناگهانی پیش روی گروه آنها سبز شده بود.
Melancholic Smile سرش را تکان داد و گفت: «چیز مهمی نیست. من فقط دستورات لیدر گیلد رو اجرا میکنم تا پیامی رو به این افراد برسونم.»
Troubled Times با تمسخر خندید و پرسید: «رسوندن یه پیام؟ حالا که میدونه نمیتونه برنده بشه، پیشقدم شده تا سهام شهر جنگل سنگی رو دودستی تقدیم کنه؟»
با شنیدن سخنان Troubled Times، متخصصان ابرقدرتهای حاضر نیز زیر خنده زدند.
حالا که کار بهقدرتهای اینجا کشیده بود، برایداشتند پشیمانی کمی دیر نبود؟
Melancholic Smile همانطور که نگاهش را روی بازیکنان پیش رویش میچرخاند، با آرامش اعلام کرد: «لیدر گیلد ما گفته که اگه میخواید با خیال راحت توی شهر جنگل سنگی پیشرفت کنید، زیرو وینگ با آغوش باز ازتون استقبال میکنه. اما اگه قصد دارید توی امور شهر جنگل سنگی دخالت کنید، بهتره به جای دردسر درست کردن، برگردید همونجایی که ازش اومدید!»