---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2917: بیداری خدای باستانی • ⏱ 32 دقیقه

چپتر 2917: بیداری خدای باستانی

0

وقتی دو فرشته مقرب سقوط‌کرده دیدند که نه شی فنگ و نه Iron Soul هیچ قصدی برای تحویل دادن هفت گنجینه ندارند، بی‌درنگ نیزه‌ای از رعد زرشکی احضار کردند.

«بمیرید!»

دو فرشته مقرب سقوط‌کرده هم‌زمان نیزه‌هایشان را به سمت شی فنگ و Iron Soul پرتاب کردند.

مهارت ممنوعه‌حتی​ رده ۵،‌مرگشان​ ویرانگر تندر!

نیزه‌های رعدآسا سرعت شگفت‌انگیزی داشتند و در مسیر شلیک به سوی اهدافشان، ردپایی سرخ‌رنگ بر جای می‌گذاشتند. بازیکنان رده‌میان​ ۴ در مسیر نیزه‌ها در دم جان باختند و بدن‌هایشان بی‌هیچ اثری تبخیر شد. بازیکنان کشته‌شده حتی متوجه مرگشان نشدند.‌دیگری​ آن‌ها تنها نور سرخی را در میدان دیدشان احساس کردند و سپس دیدند که به اجبار از بازی خارج شده‌اند.

از میان حاضران در سالن، تنها‌همان​ بازیکنان رده ۵ توانستند به نیزه‌های‌دفع​ رعدآسای فرشتگان مقرب سقوط‌کرده واکنش نشان دهند.

با دیدن نیزه‌ای که به سویش می‌آمد، Iron Soul بی‌درنگ سپرش را چنگ زد و گارد دفاعی گرفت. هم‌زمان، سدهای فضایی یکی پس از دیگری پیش رویش شکل گرفتند؛ سی سد که متراکم جلوی سپر مه تاریکِ Iron Soul چیده شده بودند.

این حرکتِ نمادینِ Iron Soul بود.

تکنیک مانا، سد بی‌کران!

سد بی‌کران همان دلیلی بود که او در رده ۴ توانسته بود حمله‌کند​ یک هیولای افسانه‌ای رده ۵ را دفع کند. اکنون که به رده ۵‌نیزه​ رسیده بود، قدرت دفاعی این تکنیک نیز دگرگونی کیفی عظیمی پیدا کرده بود.

گرومب!

لحظه‌ای بعد، نیزه پرتاب‌شده به سوی Iron Soul سدهای فضایی را یکی پس از دیگری شکافت. با وجود این، با نفوذ نیزه در هر لایه، از قدرت آن نیز کاسته می‌شد. وقتی نیزه تمام ۳۰ لایه را در هم شکست و بر سپر مه تاریکِ Iron Soul فرود آمد، سپر همچون سیاه‌چاله‌ای عمل کرد و تمام قدرت باقی‌مانده نیزه را بلعید.

Iron Soul نیم‌قدم به عقب لغزید و حدود ده میلیون HP از دست داد.

برای Iron Soul، شوالیه نگهبان رده ۵ در سطح ۱۸۶، از دست دادن ده میلیون HP هیچ بود. ناگفته نماند که برخلاف یک شوالیه نگهبان رده ۵ معمولی که حدود ۲۰۰ میلیون HP داشت، حداکثر HP برای Iron Soul برابر با ۳۰۰ میلیون بود. دلیل این امر آن بود که او علاوه بر رویارویی با فرصت‌های طلایی بسیار، یک سپر افسانه‌ای نیز در اختیار داشت.

شاید Iron Soul در قدرت حمله میان بازیکنان رده ۵ در جایگاه نخست قرار نداشت، اما در دفاع قطعاً بی‌رقیب بود. همین موضوع به Iron Soul اعتمادبه‌نفس می‌داد تا متخصصان رده ۵ ابرقدرت‌های مختلف را به چالش بکشد.

اما پیش از آنکه هیچ‌یک از بازیکنان بتوانند حیرتشان را از دفاع شگفت‌انگیز Iron Soul ابراز کنند، نیزه پرتاب‌شده به سوی شی فنگ با دیواری نامرئی برخورد کرد و به سمت سقف سالن منحرف شد. سپس نیزه آرایه جادویی دفاعی سقف را شکافت و حفره‌ای در آن ایجاد کرد که آسمان بیرون را نمایان ساخت.

همه میخکوب شدند.

«چیکار کرد؟!»

«داریم درباره یه‌میدان​ مهارت ممنوعه رده‌سپس​ ۵ حرف می‌زنیم!»

بسیاری از متخصصان رده ۴ و حتی متخصصان رده ۵ پنج سوپر انجمن بزرگ متوجه نشدند شی فنگ چطور مهارت ممنوعه رده ۵ را منحرف کرد. افزون بر این، شی فنگ در این روند حتی یک امتیاز آسیب هم دریافت نکرد. او آشکارا بسیار قوی‌تر از Iron Soul بود.

با وجود این، شی فنگ پس از دفع حمله فرشته مقرب سقوط‌کرده آرام نگرفت. در عوض، فریاد زد: «همه سریع از سالن برید بیرون! اینجا شهر بال سیاهه! همین که NPCها برسن، این دو تا فرشته مقرب سقوط‌کرده مجبور میشن برن!»

با شنیدن حرف‌های شی فنگ، همه با عجله پا به فرار گذاشتند و هیچ‌کس جرئت کرد حتی لحظه‌ای بیشتر درنگ کند. با اینکه شی فنگ و Iron Soul حملات دو فرشته مقرب سقوط‌کرده را بی‌دردسر متوقف کرده بودند، همه می‌فهمیدند که فرشتگان صرفاً حمله‌ای سرسری انجام داده‌اند. به جز بازیکنان رده ۵ حاضر، هر کسی که تصادفاً گرفتار یکی از حملات فرشتگان می‌شد، احتمالاً پودر می‌شد.

هر چه باشد، این دو فرشته مقرب سقوط‌کرده موجوداتی بودند که می‌توانستند با خدایان رده ۶‌فرشتگان​ رقابت کنند. حتی بازیکنان رده ۵ معمولی نیز در برابر آن‌ها هیچ به حساب می‌آمدند. متخصصان رده‌رویش​ ۴ سالن را بی‌درنگ تخلیه کردند. اما متخصصان رده ۵، دو فرشته مقرب سقوط‌کرده را محاصره کردند.

Odin از انجمن اسطوره که شنلی سفید پوشیده و چهره‌اش را کاملاً پنهان کرده بود، نگاهی به چند متخصص رده ۵ اطرافش انداخت و گفت: «هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اولین نبردم بعد از رسیدن به رده ۵ جلوی همچین هیولاهایی باشه. عجیب‌تر اینه که قراره کنار شما هیولاهای پیر بجنگم.»

پیرمردی با زره خاکستری تیره از انجمن امپراتوری جهان زیرین نگاهی به Odin انداخت و گفت: «اگه نمی‌خوای همکاری کنی، می‌تونی تنهایی باهاشون بجنگی. من جلوتو نمی‌گیرم.»

پیرمردهای سه سوپر انجمن دیگر در سکوت به Odin و پیرمرد زره‌پوش نگاه می‌کردند؛ آن‌ها می‌دانستند که این دو نفر رقبای دیرینه‌اند. اگر کنفرانس این بار به بقای قلمرو خدا مربوط نمی‌شد، هیچ‌کدامشان حاضر نبودند با دیگری در یک اتاق بمانند.

در این میان، دو فرشته مقرب سقوط‌کرده پیش‌بازی​ رویشان موجوداتی بودند که حتی متخصصان فراتر از‌فرشتگان​ قلمرو دامنه مانند آن‌ها نیز باید از ایشان می‌ترسیدند.

SYSTEM

شیلووائر (فرشته مقرب سقوط‌کرده، افسانه‌ای)

سطح ۲۰۰

HP: ۹۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰

گاروداکا (فرشته مقرب سقوط‌کرده، افسانه‌ای)

سطح ۲۰۰

HP: ۹۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰

حتی اگر تمام ۲۳ متخصص رده ۵ با‌تنها​ هم متحد می‌شدند، باز هم نمی‌توانستند حتی یکی از‌خارج​ این فرشتگان را بکشند، چه رسد به هر دو.

فرشته مقرب سقوط‌کرده، شیلووائر، با تحقیر به بازیکنان رده ۵‌هیولای​ اطرافش نگاه کرد و غرید: «مورچه‌های حقیر، عواقب ایستادن تو‌عظیمی​ روی ارباب رو بچشید!» او سپس شروع به خواندن ورد کرد.

آرایه‌های جادویی سه نفرین رده ۵ پیرامون شیلووائر شکل گرفتند و تمام‌حاضران​ مانای سالن را به سمت خود کشیدند. در مقایسه با مهارت ممنوعه‌ای‌چنگ​ که پیش‌تر استفاده کرده بود، این سه نفرین به مراتب قدرتمندتر بودند.

با وجود این، بازیکنان حاضر همگی متخصصان رده ۵ بودند. آن‌ها قصد نداشتند اجازه دهند شیلووائر وردش را کامل کند. هنگامی که شیلووائر خواندن ورد را آغاز کرد، Odin از قبل پشت سرش ظاهر شده بود و شمشیر فضایی نیمه‌شفافش را بی‌صدا در پشت فرشته مقرب سقوط‌کرده فرو برد.

SYSTEM

-۴۱,۵۶۴,۷۸۶

آسیبی بیش از ۴۰ میلیون بالای سر شیلووائر پدیدار گشت. اما Odin با دیدن این آسیب هیچ هیجانی نشان نداد. برعکس، حتی اخمی بر چهره‌اش نشست.

پیرمرد زره‌پوش که شمشیر بزرگی‌نشدند​ در دست داشت، با نگاه به‌دیدشان​ شیلووائر فریاد زد: «چه دفاع بالایی!»

قدرت حمله Odin در گروه پنج‌نفره پیرمردها در جایگاه سوم قرار داشت. در همین حال، حمله‌ای که به تازگی علیه شیلووائر استفاده کرده بود نیز قوی‌ترین حرکتش محسوب می‌شد؛ ترکیبی از یک مهارت رده ۵ با تکنیک مبارزه نقره‌ای قلب تیغه.

اگر این حرکت مستقیماً به یک بازیکن رده ۵ برخورد می‌کرد، در دم جان می‌باخت. با این حال، حمله Odin تنها ۴۰ میلیون HP از فرشته مقرب سقوط‌کرده کم کرد و حتی کوچک‌ترین تأثیری بر ورد خواندن شیلووائر نگذاشت.

شیلووائر پس از آنکه با‌احساس​ خونسردی خواندن وردهای نفرین‌هایش را به‌میان​ پایان رساند، غرید: «مورچه‌ها! دست‌وپازدنتون بی‌فایده‌ست!»

آرایه‌های جادویی سه نفرین رده ۵ کاملاً شکل گرفتند و هزاران پرِ قیرگون درون سالن پدیدار گشت. سپس این پرها به کلاغ‌هایی از جنس رعد زرشکی تبدیل شدند که به سوی Odin و دیگران هجوم بردند.

ترکیب سه‌گانه طلسم؟

هیولاهای پیر پنج سوپر انجمن بزرگ برای لحظه‌ای از این وضعیت مبهوت ماندند. در قلمرو خدا، ادغام طلسم‌ها بسیار دشوارتر‌عظیمی​ از ادغام مهارت‌ها بود. با وجود این، در صورت موفقیت، نتیجه کار به مراتب قدرتمندتر از ترکیب دو مهارت می‌شد.‌عمل​ از آنجا که شیلووائر سه طلسم را در یکی ادغام کرده بود، قدرت حمله حاصل قطعاً در قلمرو خدا بی‌سابقه بود.

بی‌درنگ، پنج هیولای پیر از مهارت‌های نجات‌بخش خود استفاده کردند‌شده‌اند​ و تمام تلاششان را به کار بستند تا کلاغ‌های رعدآسا را‌سویش​ جاخالی دهند. آن‌ها به هیچ وجه حریف فرشته سقوط‌کرده، شیلووائر، نمی‌شدند.

با دیدن این صحنه، Iron Soul که در حال مبارزه با فرشته سقوط‌کرده، گاروداکا، بود، چهره‌ای درهم کشید. او حس می‌کرد که تک‌تک این کلاغ‌های رعدآسا قدرتی در حد استاندارد پایه رده ۶ دارند. اگرچه آن‌ها به اندازه نیزه رعدآسای قبلی قدرتمند نبودند، اما تعداد زیادشان دفاع کامل و جاخالی دادن از تمام آن‌ها را غیرممکن می‌ساخت.

از میان بازیکنان حاضر،‌متوجه​ تنها برای شی فنگ‌تنها​ این وضعیت غافلگیرکننده نبود.

یک فرشته مقرب سقوط‌کرده رده ۵ در سطح ۲۰۰ اساساً یک خدای رده ۶ محسوب می‌شد. در همین‌دگرگونی​ حال، کشتن گروهی از بازیکنان رده ۵ برای یک خدای رده ۶ عملاً بازی کودکانه بود. در حالت‌فرود​ عادی، بازیکنان باید به رده ۶ می‌رسیدند تا شانسی در برابر یک فرشته مقرب سقوط‌کرده رده ۵ داشته باشند.

با این حال، تمام بازیکنان رده ۵ حاضر به تازگی به این رده ارتقا یافته بودند.‌فرشتگان​ تسلط آن‌ها بر مانا و استانداردهای تجهیزاتشان با نمره قبولی برای یک بازیکن رده ۵ فاصله زیادی‌رویش​ داشت. هرچند آن‌ها استانداردهای مبارزه شگفت‌انگیزی داشتند، اما نمی‌توانستند شکاف عظیم در ویژگی‌های پایه را پر کنند.

در این میان، پس از آنکه شیلووائر هیولاهای پیر پنج سوپر انجمن بزرگ را کاملاً‌بازی​ سرکوب کرد، گاروداکا نیز وارد عمل شد. گاروداکا نیز همانند شیلووائر از ترکیب سه‌گانه طلسم استفاده‌چنگ​ کرد. با وجود این، او به جای ایجاد هزاران کلاغ رعدآسا، صدها شمشیر رعدآسا خلق کرد.

اگرچه این شمشیرها انعطاف‌پذیری کلاغ‌ها را نداشتند، اما بسیار سریع‌تر بودند. هر‌دیدشان​ شمشیر رعدآسا نیز قدرتی در حد استاندارد متوسط رده ۶ داشت و‌فرشتگان​ هر بازیکن رده ۵ که مورد اصابت آن‌ها قرار می‌گرفت، بی‌شک جان می‌باخت.

برای مدتی، بیش از ۵۰۰ شمشیر رعدآسا وحشیانه به شی فنگ، Fire Dance، Violet Cloud و یان تیان‌شینگ حمله کردند. همچنین بیش از صد شمشیر رعدآسا به Iron Soul هجوم بردند. این وضعیت گروه شی فنگ و Iron Soul را مجبور کرد تا دیوانه‌وار از خود دفاع کنند.

عملکرد شی فنگ در برابر شمشیرهای رعدآسا نسبتاً خوب بود. شمشیر سلیمان هم روح و هم درک جهانی او را ارتقا‌سویش​ داده بود که به وی اجازه می‌داد حرکات شمشیرها را با وضوح عالی درک کند. افزون بر این، از آنجا که‌بودند​ قدرت این شمشیرها تنها در حد استاندارد متوسط رده ۶ بود، او به راحتی می‌توانست با شمشیرهایش آن‌ها را دفع کند.

اما در مورد Fire Dance، Violet Cloud و یان تیان‌شینگ، این سه نفر با همکاری یکدیگر نقاط ضعفشان را پوشش می‌دادند. آن‌ها همچنین Violet Cloud را داشتند که پیوسته اثرات مثبت دفاعی و شفابخشی فراهم می‌کرد، و شی فنگ نیز مراقب بود تا هرگونه اشتباهی را جبران کند.

از این رو، هرچقدر هم که گاروداکا شمشیرهایش را خوب هماهنگ می‌کرد، تهدید واقعی برای گروه چهارنفره زیرو وینگ محسوب نمی‌شد. از سوی دیگر، Iron Soul در طول نبرد پیوسته HP از دست می‌داد. حتی با وجود اینکه Violet Cloud گهگاه او را شفا می‌داد، HP او همچنان به طور پیوسته کاهش می‌یافت.

Violet Cloud که کم‌کم در همگام شدن با روند شفابخشی به مشکل خورده بود، گفت: «رئیس، نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم. این شمشیرهای رعدآسا دارن اثر طلسم‌های شفابخش منو ضعیف می‌کنن. با این وضع تا ده ثانیه دیگه کشته میشه.»

حملات وحشیانه گاروداکا مانع از نزدیک شدن Iron Soul به گروه آن‌ها و بالعکس می‌شد. با وجود این، اگر Iron Soul به تنهایی به دفع آن شمشیرها ادامه می‌داد، مرگش حتمی بود.

شی فنگ فریاد زد: «من‌نشدند​ زمین‌گیرش می‌کنم، شما یه فرصت پیدا‌دیدشان​ کنید تا دور هم جمع بشیم!»

وقتی شی فنگ دید که کمتر از نیمی از HP برای Iron Soul باقی مانده است، تصمیم گرفت دست از مدارا بردارد و شمشیر جهان را فعال کرد. بی‌درنگ، ۹۹ شمشیر بی‌شکل پیرامون شی فنگ پدیدار گشت که هر کدام قدرتی در حد استاندارد اوج رده ۶ داشتند. شی فنگ سپس این شمشیرهای بی‌شکل را به سوی گاروداکا فرستاد.

مدار شمشیر!

وقتی گاروداکا نزدیک شدن شمشیرهای بی‌شکل‌سپس​ را حس کرد، بی‌درنگ تمام شمشیرهای‌حاضران​ رعدآسایش را برای دفاع از خود فراخواند.

چطور این‌قدر قویه؟!

Iron Soul با دیدن گاروداکا که فعالانه از خود دفاع می‌کرد و در موضع ضعف قرار گرفته بود، مبهوت ماند. از آنچه Iron Soul می‌دید، شی فنگ در دستکاری تعداد زیادی شمشیر به هیچ وجه حریف فرشته مقرب سقوط‌کرده نمی‌شد. شی فنگ با ۹۹ شمشیر بی‌شکلش، استانداردهای مبارزه را تنها در حد قلمرو پالایش به نمایش می‌گذاشت. در مقایسه، فرشته سقوط‌کرده گاروداکا با چند صد شمشیر رعدآسایش استانداردهای مبارزه را در قلمرو جریان آب نشان می‌داد.

با این حال، از آنجا که شمشیرهای بی‌شکل شی فنگ قدرت بسیار‌دفع​ بیشتری داشتند، می‌توانستند بر صدها شمشیر رعدآسا غلبه کنند. هرچند چنین پیروزی‌ای‌لحظه‌ای​ ممکن بود خام به نظر برسد، اما همچنان به طرز باورنکردنی‌ای حیرت‌انگیز بود.

هر چه باشد، سایر بازیکنان رده ۵ در اتاق هنگام مواجهه‌میان​ با حملات دو فرشته مقرب سقوط‌کرده اساساً برای حفظ جانشان می‌دویدند.‌می‌آمد​ با این وجود، شی فنگ پابه‌پای یک فرشته مقرب سقوط‌کرده می‌جنگید.

با مهار گاروداکا توسط شی فنگ، Iron Soul سرانجام توانست به گروه سه‌نفره Violet Cloud بپیوندد. سپس آن چهار نفر از جناحین به پشتیبانی شی فنگ پرداختند و نوار HP گاروداکا واقعاً کمی کاهش یافت. اگرچه بازیابی نبرد گاروداکا به راحتی می‌توانست تمام HP ازدست‌رفته‌اش را برگرداند، اما این وضعیت همچنان هیولاهای پیر پنج سوپر انجمن بزرگ را شگفت‌زده می‌کرد.

پس از آنکه نبرد ده ثانیه دیگر ادامه یافت، سرانجام با کشته شدن‌احساس​ دو متخصص رده ۵ توسط شیلووائر، اولین تلفات به بار آمد. این وضعیت‌نشان​ سایر متخصصان رده ۵ حاضر را خشمگین کرد، اما کاری از دستشان برنمی‌آمد.

پس از گذشت ۲۶ ثانیه از فعال‌سازی شمشیر جهان توسط شی فنگ، فضای درون سالن‌رسیده​ ناگهان بار دیگر در هم شکست. سپس زنی که عصایی هفت‌رنگ در دست داشت و‌نفوذ​ ردای سفید مقدس و تاجی طلایی بر تن کرده بود، از این فضای درهم‌شکسته بیرون آمد.

با حضور این زن، هاله‌ای مقدس و غیرقابل‌توصیف اتاق را فرا گرفت و بازیکنان رده ۵ حاضر‌واکنش​ برای لحظه‌ای خشکشان زد؛ هاله‌ای که حس ترس را در دل‌هایشان القا می‌کرد. دو فرشته مقرب سقوط‌کرده نیز‌گرفتند​ به همین ترتیب حملاتشان را متوقف کردند و با چشمانی لبریز از وحشت به زن تازه‌وارد خیره شدند.

این زن مقدس کسی نبود جز شارلین که در شهر بال سیاه در حال استراحت بود. اما در مقایسه با آخرین باری‌رعدآسای​ که شی فنگ شارلین را دیده بود، این زن کاملاً شخص متفاوتی به نظر می‌رسید. در حال حاضر، ظاهر و حس شارلین‌جلوی​ هیچ تفاوتی با یک خدا نداشت و تک‌تک حرکاتش با خود جهان درآمیخته بود. حضور محض او احساس احترام و هیبت را برمی‌انگیخت.

شیلووائر با دیدن حدود بیست NPC دنیای بیرونی رده ۵ که مرده یا به شدت مجروح در فضای درهم‌شکسته پشت سر شارلین افتاده بودند، با صدای بلند ناسزا گفت: «لعنتی! اون بی‌عرضه‌ها واقعاً گذاشتن این الهه فرار کنه!»

شارلین در حالی که به شیلووائر و گاروداکا نگاه می‌کرد، گفت: «پژوهشگر حتماً عقلشو‌اکنون​ از دست داده که شما موجودات رو احضار کرده.» او پس از نگاهی گذرا به‌وجود​ گروه شی فنگ ادامه داد: «اما حالا که تا اینجا اومدید، برای همیشه همین‌جا بمونید!»

شیلووائر پس از بررسی دقیق‌تر شارلین خندید و‌بازی​ گفت: «فکر کردی می‌تونی ما رو اینجا نگه‌فرشتگان​ داری؟ تو تازه بیدار شدی. فکر می‌کنی حریفت نمی‌شیم؟»

اما به محض اینکه حرف شیلووائر تمام شد، شارلین عصای هفت‌رنگش را تکان داد. ناگهان تمام‌خارج​ بازیکنان رده ۵ حاضر از جمله شی فنگ احساس کردند زمان در حال کند شدن است.‌گارد​ اگرچه مغزشان هنوز قادر به تفکر بود، اما به هیچ وجه نمی‌توانستند بدنشان را حرکت دهند.

زمان رو متوقف کرد؟

شی فنگ با دیدن دنیای خاکستری اطرافش‌دلیلی​ غرق در حیرت شد. جادوی شارلین به معنای‌رسیده​ واقعی کلمه قوانین آسمان را زیر پا می‌گذاشت!

با وجود این، کمتر از یک ثانیه پس از توقف زمان توسط شارلین، دو فرشته مقرب سقوط‌کرده واقعاً از قید‌دیدن​ و بند زمان رها شدند و حرکتشان را بازیافتند. آن‌ها سپس با نیزه‌های رعدآسا در دست به سوی شارلین یورش بردند.‌شده​ اما حرکاتشان اکنون بسیار کندتر از قبل بود؛ آن‌قدر کند که حتی بازیکنان رده ۱ نیز می‌توانستند با حرکاتشان همگام شوند.

در همین حال، شارلین تنها دستش را بالا برد و فضای اطراف را به قطعات بی‌شماری در هم شکست.‌حاضران​ او سپس این قطعات فضایی را به تیغه‌هایی تبدیل کرد و آن‌ها را به سوی دو فرشته مقرب سقوط‌کرده‌دیگری​ پرتاب نمود. دو فرشته مقرب سقوط‌کرده نیزه‌هایشان را برای دفاع تاب دادند، اما نتوانستند تمام تیغه‌های فضایی را متوقف کنند.

لحظه‌ای بعد، مقادیر آسیبی بیش از ۲۰۰ میلیون یکی پس از دیگری بالای سر فرشتگان پدیدار گشت. پس از یک دور حمله، هر کدام از دو فرشته بیش از پنج میلیارد HP از دست داده بودند. با این حال، در مقایسه با حداکثر HP نه‌صد میلیاردی آن‌ها، از دست دادن پنج میلیارد چیزی جز یک خراش نبود.

پس از آنکه نبرد ۲۰ ثانیه دیگر ادامه یافت، HP دو فرشته مقرب سقوط‌کرده به مرز ۸۰ درصد رسید که ثابت می‌کرد شارلین توانایی کشتن آن‌ها را دارد.

شیلووائر با عصبانیت به شارلین‌احساس​ چشم غره رفت و غرید: «لعنتی!‌میان​ یعنی تا این حد بیدار شده!»

گاروداکا با چهره‌ای درهم‌کشیده گفت: «اگه به جنگیدن ادامه بدیم‌میدان​ همین‌جا می‌میریم. باید عقب‌نشینی کنیم. اگه صبر کنیم تا حاکم‌سالن​ شهر بال سیاه برگرده، دیگه حتی فرصت فرار هم نداریم.»

شیلووائر دندان‌قروچه‌ای کرد و در حالی که‌آن‌ها​ سنگی سیاه را بیرون می‌آورد، گفت: «چاره دیگه‌ای‌اجبار​ نداریم جز اینکه از اون حرکت استفاده کنیم.»

لحظه‌ای که شیلووائر این سنگ سیاه را بیرون آورد، رگه‌ای از احتیاط بر چهره شارلین‌رسیده​ نقش بست. بازیکنان رده ۵ حاضر با دیدن واکنش شارلین گیج شدند، زیرا هیچ هاله یا‌لایه​ قدرتی از سنگ سیاه حس نمی‌کردند. در چشم آن‌ها، آن سنگ تنها یک صخره معمولی بود.

اما پیش از آنکه کسی بتواند واکنشی نشان دهد، سنگ سیاه در دست شیلووائر‌توانستند​ پودر شد. سپس رشته‌ای از قدرتی غیرقابل‌درک کف دستش شکل گرفت و قید و‌سدهای​ بند زمان را در هم شکست و به او اجازه داد تحرک کاملش را بازیابد.

«تیغه جهان!»

شیلووائر پس از بازیابی تحرکش، رشته قدرت را در دست فشرد و آن را به سوی شی فنگ، Iron Soul و شارلین تاب داد. زمان متوقف‌شده در سالن بی‌درنگ دوباره به جریان افتاد و سه رگه نور سیاه که خود جهان را می‌شکافتند، به سوی شی فنگ، Iron Soul و شارلین به پرواز درآمدند.

شی فنگ و Iron Soul از این پیشامد غافلگیر شدند. آن‌ها هرگز فکر نمی‌کردند که شیلووائر حتی در این وضعیت نیز بر حمله به آن‌ها پافشاری کند.

وقتی شی فنگ نزدیک شدن نور سیاه را دید، لرزشی بی‌سابقه در روحش احساس کرد. او بی‌درنگ سپر تهی، شکننده جهان و شمشیر نهایی را هم‌زمان فعال کرد و سپس بدون تردید تناسخ شمشیر را به اجرا درآورد. Iron Soul نیز به همین ترتیب قوی‌ترین برگ برنده‌اش را فعال نمود؛ سپر افسانه‌ای او به مه تاریکی تبدیل شد که وی را در بر گرفت.

گرومب!

همگام با انفجاری مهیب، پیکر شخصی همچون گلوله توپ از میان ابر گرد و غبار به بیرون پرتاب شد و با یکی از دیوارهای آهنی سالن کنفرانس برخورد کرد و آرایه‌های جادویی تقویت‌کننده دیوار را در هم شکست. با شناختن شخصی که در دیوار فرو رفته بود، Fire Dance جا خورد و فریاد زد: «لیدر گیلد!»

وقتی شی فنگ از World Breaker استفاده می‌کرد، می‌توانست حتی خود جهان را نیز بشکافد. با وجود این، حتی پس از ترکیب World Breaker با شمشیر نهایی و تناسخ شمشیر، او آسیب شدیدی متحمل شد و بیش از دو سوم HP خود را از دست داد. این نتیجه واقعاً باورنکردنی بود.

در همین حال، وقتی گرد و غبار فرو نشست، Iron Soul در همان جای قبلی‌اش نمایان شد. با این حال، بدنش به شکلی تمیز به دو نیم تقسیم شده بود و هیچ چیزی از نوار HP او باقی نمانده بود.

هم‌زمان با مرگ Iron Soul، حلقه برنزی رنگی نیز در کنار جسدش پدیدار گشت. با دیدن این حلقه برنزی، ژیلووار بی‌درنگ آن را چنگ زد. در این میان، گاروداکا از فرصت استفاده کرد و نیزه‌اش را به سمت شی فنگ فرو برد.

در برابر ضربه گاروداکا، شی فنگ احساس ناتوانی می‌کرد. پس از دفاع در برابر World Blade ژیلووار، نه تنها در وضعیت آسیب‌دیدگی شدیدی قرار گرفت، بلکه هر دو بازویش نیز بی‌حس شده بود. او به این زودی‌ها نمی‌توانست آن‌ها را تکان دهد.

اما درست زمانی که گاروداکا در آستانه ضربه زدن‌حمله​ به شی فنگ بود، شارلین ناگهان مقابلش ظاهر شد‌دگرگونی​ و نیزه رعدآسای گاروداکا را با نوک انگشتش متوقف کرد.

گرومب!

لحظه‌ای بعد، نیزه رعدآسا ناگهان بدون هیچ آسیبی محو شد. سپس نیرویی نامرئی گاروداکا را به عقب پرتاب کرد و او را به دیوار سمت دیگر اتاق کوبید؛ به طوری که HP او بیش از ۱۰۰ میلیون کاهش یافت.

ژیلووار فریاد زد: «اوضاع خرابه! فرار کنین!»‌آن‌ها​ سپس فضا را شکافت و همراه با حلقه‌اجباربرنزی که قاپیده بود، در شکاف ناپدید شد.

با دیدن عقب‌نشینی ژیلووار، گاروداکا نیز سعی کرد فرار کند. با این حال، پیش از آنکه گاروداکا حتی بتواند برگردد، شارلین مقابل آن فرشته مقرب سقوط‌کرده ایستاده بود و عصایش را بر پیشانی او کوبید. گاروداکا خود را بی‌حرکت یافت و HP او به شدت افت کرد.

پس از اینکه این وضعیت ۳۰ ثانیه ادامه یافت، بدن گاروداکا به کریستالی کدر به درشتی مشت تبدیل شد. هم‌زمان،‌دیدن​ شدت هاله شارلین کاهش یافت. شارلین پس از ذخیره کریستال کدر، به شی فنگ که تازه با هزار زحمت روی پاهایش‌شده​ ایستاده بود، رو کرد و گفت: «تو با من بیا. بقیه هم زودتر برگردین و آماده بشین. وقت زیادی براتون نمونده.»

پس از اتمام صحبت‌هایش، شارلین عصایش را تکان داد و دروازه تله‌پورت‌احساس​ را احضار کرد. سپس وارد دروازه شد و شی فنگ و سایر بازیکنان‌نشان​ رده ۵ را که هنوز در بهت فرو رفته بودند، پشت سر گذاشت.

شی فنگ پس از بررسی بازیکنان بازمانده، از Fire Dance و دیگران خواست ابتدا به بال صفر بازگردند. سپس با Melancholic Smile تماس گرفت و از او خواست تا از تمام نیروی انسانی موجود برای تولید کشتی پرنده رعد آبی و دژ متحرک استفاده کند. این سلاح‌های کشتار جمعیِ متحرک، نقشی حیاتی در متوقف کردن پیشروی ارتش NPCهای دنیای بیرونی ایفا می‌کردند. پس از آن، شی فنگ قدم در دروازه تله‌پورتی گذاشت که شارلین احضار کرده بود.

بازیکنان باقی‌مانده در سالن کنفرانس نیز معنای حرف‌های شارلین را فهمیدند. حالا که آن جوان مرموز یکی دیگر از هفت گنجینه را به دست آورده بود، قدرتش به احتمال زیاد اوج می‌گرفت. در این صورت، آن‌ها قطعاً برای مبارزه با ارتش NPCهای دنیای بیرونی با مشکلات بسیار بیشتری روبرو می‌شدند. از این رو، باید بازمی‌گشتند و فوراً اقدامات متقابلی را آغاز می‌کردند. همچنین باید برنامه خود را برای متوقف کردن پیشروی ارتش NPCهای دنیای بیرونی سرعت می‌بخشیدند.

برای مدتی، تمام نیروهای بازیکنان قاره شرقی غرق در تکاپو شدند. حتی نیروهای بازیکنان قاره غربی نیز شروع‌نشان​ به ارسال گسترده نیروهای کمکی به قاره شرقی کردند. زیرا همه می‌دانستند که سقوط امپراتوری اژدهای آتش اساساً‌متراکم​ به معنای پایان کار برای کل قلمرو خدا بود. بنابراین، باید به هر قیمتی از امپراتوری دفاع می‌کردند.

در سوی دیگر، پس از آنکه شی فنگ وارد دروازه تله‌پورت شد، خود را در سالن طبقه‌شده‌اند​ آخر برج ستاره‌شناسی یافت. شارلین بر تختی در انتهای سالن نشسته بود و رنگ چهره‌اش کمی پریده به‌سدهای​ نظر می‌رسید. او بسیار ضعیف‌تر از زمانی به چشم می‌خورد که گاروداکا، فرشته مقرب سقوط‌کرده را کشته بود.

شارلین با دیدن شی فنگ، بی‌مقدمه گفت: «اسکالر عقلش رو از دست داده. حالا که یکی دیگه از هفت گنجینه رو به دست آورده، بالاخره بخش بزرگی از قدرتش رو پس می‌گیره.‌چنگ​ تو در حال حاضر چهار تا از هفت گنجینه رو پیش خودت داری. هدف بعدی اون قطعاً تو هستی. اگه تمام هفت گنجینه رو به دست بیاره، می‌تونه کاملاً بهبود پیدا کنه‌دفع​ و کنترل کل قلمرو خدا رو دوباره به دست بگیره. اون موقع، هیچ‌کدوم از شما افراد برکت‌یافته از آسمان از خشمش در امان نمی‌مونید. حتی از این دنیای قلمرو خدا هم تبعید میشید.»

شی فنگ که از حرف‌های شارلین‌همان​ گیج شده بود، پرسید: «دوباره کنترل‌دفع​ قلمرو خدا رو به دست بگیره؟»

شارلین با تکان دادن سرش گفت: «خدایان باستان قبلاً بر قلمرو خدا حکومت می‌کردند، اما در نهایت کنترل اون رو توی نبرد آخر از دست دادند. اسکالر یکی از همون خدایان باستانه.‌پیش​ در حال حاضر، بیشتر قدرت اون توی هفت گنجینه مهر و موم شده. یا اگه بخوام دقیق‌تر بگم، هفت گنجینه با استفاده از قدرت اون ساخته شدن. الان، فقط یه فرد برکت‌یافته از‌پیدا​ آسمان در رده ۶ می‌تونه جلوی بهبودی کاملش رو بگیره. و از اونجا که تو فقط یه قدم تا ارتقا به رده ۶ فاصله داری، امیدوارم بتونی این مأموریت رو به انجام برسونی.»

به محض اینکه صحبت‌های شارلین‌نشدند​ تمام شد، صدای اعلان سیستم‌میدان​ به گوش شی فنگ رسید.

SYSTEM

سیستم: تبریک! شما مأموریت اسطوره‌ای [بیداری خدای باستان] را فعال کردید.

محتوای مأموریت: از بیداری خدای باستان جلوگیری کنید.

پاداش مأموریت: نامشخص.

هیچ جریمه‌ای برای شکست در این مأموریت وجود نخواهد داشت.

آیا مایل به پذیرش این مأموریت هستید؟

با خواندن محتوای مأموریت، شی فنگ مات و مبهوت ماند. مگر اصلاً انتخابی هم داشت؟‌اجبار​ شارلین پیش از این به وضوح گفته بود که در صورت شکست او در این مأموریت،‌سپرش​ کار تمام بازیکنان ساخته بود. در این صورت، طبیعتاً نیازی به اعمال هیچ‌گونه جریمه‌ای وجود نداشت.

شی فنگ نگاهی به شارلین انداخت و گفت: «استاد، من این مأموریت رو قبول می‌کنم.» پس از کمی تأمل،‌کیفی​ افزود: «با این حال، تمرکز من در حال حاضر در استاندارد اوج رده ۵ گیر کرده. بدون اینکه به رده‌سیاه‌چاله‌ای​ ۶ برسه، نمی‌تونم به رده ۶ ارتقا پیدا کنم، چه برسه به اینکه بخوام جلوی اون خدای باستان رو بگیرم.»

شارلین به تلاش شی فنگ برای چانه‌زنی لبخند زد. سپس گفت: «اگه مزایایی می‌خوای، راحت حرفت رو بزن. من آدم خسیسی نیستم. حالا که قبول کردی این مأموریت رو انجام‌یکی​ بدی، طبیعتاً تا حدودی ازت حمایت می‌کنم. در حال حاضر، تمرکز تو واقعاً توانایی رسیدن به رده ۶ رو نداره و دلیلش هم ساده‌ست؛ تو هنوز اندوخته‌های کافی نداری. فاصله بین‌نیز​ رده ۵ و رده ۶ خیلی بیشتر از چیزیه که فکر می‌کنی. با سرعت پیشرفت فعلیت، احتمالاً یک سال و نیم زمان نیاز داری تا تمرکزت رو به رده ۶ برسونی.»

شی فنگ با اخم‌مرگشان​ پرسید: «یک سال و نیم؟‌سرخی​ مگه من این‌قدر وقت دارم؟»

در شرایط فعلی، یک سال و نیم که هیچ، اگر حتی دو یا‌احساس​ سه ماه برای رسیدن به رده ۶ فرصت داشت، یک معجزه به حساب‌نشان​ می‌آمد. هرچه باشد، کسی که او را هدف گرفته بود یک خدای باستان بود.

شارلین پاسخ داد: «البته که نه. اما اسکالر تازه همین اواخر سه گنجینه رو به دست آورده. تا حدودی هم از تو می‌ترسه. تا زمانی که تا حد مشخصی بهبود پیدا نکنه، دیگه بهت حمله نمی‌کنه. اگه‌آمد​ نگران جونت هستی، می‌تونی توی شهر بال سیاه بمونی. اون توی وضعیت فعلیش جرئت نمی‌کنه به اینجا نفوذ کنه. اما امپراتوری اژدهای آتش احتمالاً به دردسر می‌افته. شخصی توی امپراتوری اژدهای آتش مهر و موم شده، و اگه‌قرار​ این شخص آزاد بشه، بازم کار همه‌تون تمومه.» شارلین با خنده‌ای ریز ادامه داد: «در مورد اینکه چطور می‌تونی تمرکزت رو سریع بالا ببری، مگه گنجینه توهم رو نداری؟ می‌تونی از اون برای افزایش اجباری تمرکزت استفاده کنی.»

شارلین پس از گفتن این حرف، کریستالی کدر را بیرون آورد که شکل کریستال‌شده‌ی گاروداکا، فرشته مقرب سقوط‌کرده بود. در حالی که کریستال‌سپرش​ کدر را به سمت شی فنگ پرتاب می‌کرد، گفت: «این روح همون فرشته مقرب سقوط‌کرده‌ست. باید بتونی باهاش یک کریستال ارواح با خلوص باورنکردنی‌تکنیک​ تولید کنی و با استفاده از اندوخته‌های اون، به رده ۶ راه پیدا کنی. همین الان تلاشت رو شروع کن. وقت زیادی برات نمونده.»

با دریافت کریستال کدر، شی فنگ توانست قدرت روح شگفت‌انگیزی را در آن حس کند. تنها مشکل این بود‌حاضران​ که این قدرت روح بیش از حد آشفته بود؛ حتی بخش کوچکی از آن می‌توانست باعث شود یک بازیکن رده‌پیش​ ۵ عقلش را از دست بدهد. پس از آن، شارلین ناپدید شد و شی فنگ را در سالن تنها گذاشت.

شی فنگ زمان را برای تردید تلف‌آن‌ها​ نکرد. گوی روح را بیرون آورد و شروع‌اجبار​ به پالایش روح گاروداکا، فرشته مقرب سقوط‌کرده کرد.

نتیجه همان‌طور شد که شارلین گفته بود. با پایان یافتن‌هیولای​ پالایش روح گاروداکا توسط گوی روح، یک کریستال ارواح هفت‌رنگ‌عظیمی​ تولید شد که حاوی قدرت روحی با خلوصی شگفت‌انگیز بود.

حالا همه‌چیز به من بستگی دارد.‌سپس​ شی فنگ پس از نگاهی طولانی به‌سالن​ کریستال ارواح هفت‌رنگ، بی‌درنگ آن را بلعید.

ناگهان، آرامشی وصف‌ناپذیر بدنش را فرا گرفت و‌نور​ در همان حال، انرژی بی‌کرانی به ذهنش سرازیر‌خارج​ شد و پیوسته دریای آگاهی‌اش را گسترش داد.

یک ساعت...‌کشته‌شده​ سه ساعت...‌متوجه​ یک روز...

پس از دو روز کامل، شی فنگ چشمانش را باز کرد و دریافت که دنیای اطرافش تغییر کرده است. در مقایسه با گذشته، عناصر مختلف مانا در محیط طبیعی بسیار منظم‌تر به نظر می‌رسیدند. پیش‌شکست​ از این، وقتی سعی می‌کرد مانای اطرافش را درک کند، احساس می‌کرد در حال تماشای تپه‌ای از زباله است. همه‌چیز درهم و برهم بود و مرتب کردن آن‌ها تلاش زیادی می‌طلبید. اما اکنون، عناصر مختلف مانا‌اختیار​ مانند اقلامی بودند که به زیبایی روی یک قفسه چیده شده‌اند. او می‌توانست به راحتی هر عنصری را که می‌خواست پیدا کند و به آن دست یابد، و این امر کنترل مانا را بسیار آسان‌تر می‌کرد.

شگفت‌انگیز است! این واقعاً شگفت‌انگیز است! تنها‌اجبار​ یکی از این کریستال‌های ارواح هفت‌رنگ، تمرکزم‌توانستند​ را به استاندارد متوسط رده ۶ رساند!

هیجانی وصف‌ناپذیر وجود شی فنگ را فرا گرفت. او با خود فکر کرده بود که اگر کریستال هفت‌رنگ بتواند تمرکزش را به استاندارد پایه رده ۶‌دهند​ برساند، بسیار خوش‌شانس خواهد بود. او از چنین نتیجه‌ای نیز راضی می‌بود، زیرا صلاحیت لازم برای به چالش کشیدن ارتقای رده ۶ را به او می‌داد.‌نمادینِ​ هرچند شانس او برای ایجاد یک بدن الهی برتر با تمرکز پایه رده ۶ کمتر از ۲۰ درصد می‌شد، اما باز هم از هیچ بهتر بود.

با وجود این، اکنون که تمرکزش به استاندارد متوسط رده ۶ رسیده بود، کنترل و درک‌بازی​ او از مانا بسیار قوی‌تر از زمانی بود که تنها تمرکز پایه رده ۶ را در‌چنگ​ اختیار داشت. حالا، شانس موفقیت او در ایجاد یک بدن الهی برتر باید حدود ۳۰ درصد می‌بود.

در پی این ماجرا، شی فنگ از بال صفر خواست تا در طول یک ماه آینده، دیوانه‌وار کریستال‌های هفت رنگ را جمع‌آوری کنند. او حتی برخی از عروسک‌های جانور شعله‌ور را با کریستال‌های هفت رنگ مبادله کرد؛ به طوری که هر عروسک جانور شعله‌ور در ازای ۴۰۰۰ کریستال هفت رنگ، ۲۰۰ هسته جادویی الفی و تمام مواد لازم برای ساخت یک عروسک جانور شعله‌ور به فروش می‌رفت. در ابتدا، شی فنگ قصدی برای فروش عروسک‌های جانور شعله‌ور نداشت. دلیلش این بود که Fire Dance و دیگران از قبل قدرت لازم برای کاوش در بام جهان را داشتند؛ جایی که می‌توانستند کریستال‌های هفت رنگ فراوانی به دست آورند. با این حال، برای تقویت نیروهای بازیکنان قلمرو خدا به اندازه‌ای که بتوانند به درستی در برابر ارتش NPCهای دنیای بیرونی مقاومت کنند، فروش عروسک‌های جانور شعله‌ور به یک ضرورت تبدیل شد.

هرچه باشد، عروسک‌های مبارز نقره مهتاب برای به نمایش گذاشتن تمام قدرت خود به هدایت‌گرانی با مهارت بالا نیاز داشتند. متخصصان معمولی به هیچ وجه‌گارد​ برای این کار مناسب نبودند. برای به نمایش گذاشتن قدرت مبارزه رده ۵ عروسک جانور شعله‌ور، حداقل به یک متخصص قلمرو تهی نیاز بود. تعداد متخصصان‌دلیلی​ قلمرو تهی در بال صفر محدود بود. حتی اگر تعداد آن‌ها مدام افزایش می‌یافت، سرعت این افزایش نمی‌توانست با سرعت تولید عروسک‌های جانور شعله‌ور برابری کند.

فروش عروسک‌های جانور شعله‌ور توسط بال صفر، بلافاصله قدرت مبارزه کلی نیروهای بازیکنانی را که مانع پیشروی نیروهای دنیای بیرونی می‌شدند، افزایش داد. انجمن حتی بیش از ۲۰۰,۰۰۰ کریستال هفت رنگ از این مبادلات به دست آورد و ذخیره شی فنگ را به ۴۰۰,۰۰۰ رساند. جدا از سمت بازیکنان، تعداد ارتش‌های NPC که در مرزهای امپراتوری اژدهای آتش جمع شده بودند نیز در طول این یک ماه گذشته بسیار افزایش یافت. در جبهه NPCهای دنیای بیرونی، نزدیک به نیمی از ارتش NPCها در خارج از امپراتوری اژدهای آتش مستقر شده بودند و خود را برای آغاز یک حمله همه‌جانبه به امپراتوری آماده می‌کردند.

شهر بال سیاه، برج ستاره‌شناسی:

با نگاه به تپه‌ی کریستال‌های هفت رنگ مقابلش، شی فنگ نفس عمیقی کشید و خود را از نظر ذهنی آماده کرد. در طول این یک ماه گذشته، او‌شکافت​ از قبل به طور کامل بر قانون نابودی مسلط شده بود. او همچنین برای افزایش شانس موفقیت خود، روند ایجاد بدن الهی برترش را صدها بار در ذهن شبیه‌سازی‌برخلاف​ کرده بود. بدون ارتقای بیشتر استاندارد تمرکزش، نمی‌توانست نرخ موفقیت خود را از این بیشتر کند. با وجود این، بالا بردن استاندارد تمرکز در یک دوره کوتاه غیرممکن بود.

«من چهار بار فرصت‌دیدشان​ دارم! با نرخ موفقیت ۳۰‌خارج​ درصدی، این باید کافی باشه!»

شی فنگ پس از گفتن این حرف، از سوابق میراث خدای باستان پیروی کرد و ساخت بدن الهی برتر خود را با استفاده از قانون نابودی آغاز نمود. ساخت یک بدن الهی بسیار پیچیده‌تر از‌سدهای​ ساخت بدن مانا بود. دلیلش این بود که یک بدن الهی شبیه به یک دنیای مینیاتوری بود، نه چیزی که بتوان آن را تنها با چند آرایه جادویی تکمیل کرد. این کار به بیش از‌کیفی​ ۳۰۰ آرایه جادویی گرندمستر به عنوان هسته نیاز داشت. این آرایه‌های جادویی گرندمستر سپس قدرت درون کریستال‌های هفت رنگِ تأمین‌شده را از طریق قانون جهانِ تعیین‌شده جذب کرده و یک دنیای مینیاتوری کامل خلق می‌کردند.

دستکاری هم‌زمان این تعداد آرایه جادویی گرندمستر بدون تمرکز رده ۶ غیرممکن بود. در این میان، روند ساخت یک بدن‌حاضرانالهی برتر حتی سخت‌گیرانه‌تر بود. یک بدن الهی برتر به بیش از هزار آرایه جادویی گرندمستر به عنوان هسته خود‌پیش​ نیاز داشت. مگر اینکه کنترل شخص بر مانا به سطح خاصی می‌رسید، دستکاری چنین آرایه جادویی هسته‌ایِ پیچیده‌ای کاملاً منتفی بود.

علاوه بر این، مانای درون کریستال‌های هفت رنگ خلوصی بی‌نظیر داشت - بیش از ده برابر سنگین‌تر از مانای جامد معمولی - و‌گرومب​ در نتیجه دستکاری آن به طرز باورنکردنی دشوار بود. لحظه‌ای بعد، شی فنگ ۱۰۰,۰۰۰ کریستال هفت رنگ را با مانای خود تحریک کرد‌لغزید​ و مانایی را که از آن‌ها فوران می‌کرد، به درون بیش از ۱۰۰۰ آرایه جادویی گرندمستر که از پیش ساخته بود، هدایت کرد.

گرومب!

اما در میانه راه فعال‌سازی آرایه‌های جادویی،‌تنها​ نیمی از آن‌ها ناگهان از کار افتادند‌اجبار​ و کل آرایه جادویی هسته فرو ریخت.

شکست!

دستکاری مانای کریستال‌های هفت رنگ واقعاً کار آسانی نیست. شی فنگ از شکست خود چندان تعجب نکرد.‌نیز​ هرچه باشد، این اولین باری بود که مانای کریستال‌های هفت رنگ را دستکاری می‌کرد. پس از آن، سه‌شکست​ ساعت استراحت کرد. پس از اینکه وضعیت ذهنی‌اش کاملاً بهبود یافت، بی‌درنگ تلاش دوم خود را آغاز کرد.

گرومب!

یک شکست دیگر.

تلاش سوم!

این بار، ایده دیوانه‌واری به ذهن شی فنگ رسید - استفاده از روح طلاییِ نور دو جهان برای ارتقای استاندارد روحش. اگرچه روح طلایی مدت زمان کوتاهی‌پرتاب‌شده​ داشت، اما او می‌توانست از این اثر مثبت برای عبور از بی‌ثباتی ناشی از فوران اولیه مانا استفاده کند. تنها مشکل این نقشه آن بود که به‌۱۸۶​ محض پایان یافتن مدت زمان روح طلایی، استاندارد تمرکز او به شدت افت می‌کرد که این موضوع دشواری دستکاری آرایه جادویی هسته را در ادامه افزایش می‌داد.

روح طلایی، فعال شو! شی فنگ که تصمیم گرفته بود این خطر را بپذیرد، چنگش را بر نور دو جهان محکم‌تر‌سویش​ کرد. همان‌طور که انتظار می‌رفت، او با استاندارد تمرکز ارتقایافته‌اش بسیار راحت‌تر از فوران اولیه مانا عبور کرد و بلافاصله تمام‌بودند​ آرایه‌های جادویی گرندمستر را فعال نمود. همچنین مانای کریستال‌های هفت رنگ را با سهولت نسبی به درون این آرایه‌های جادویی هدایت کرد.

با این حال، زمانی که نیمی از مانا را به درون آرایه‌های‌احساس​ جادویی هدایت کرده بود، روح طلایی به پایان رسید. ناپدید شدن این‌واکنش​ اثر مثبت، نزدیک بود باعث شود کنترل مانا را از دست بدهد.

پنج دقیقه! تا زمانی که بتونم پنج دقیقه دیگه دوام بیارم، می‌تونم انتقال تمام مانای کریستال‌های هفت رنگ رو تموم‌حاضران​ کنم! شی فنگ دندان‌هایش را روی هم فشرد و ناامیدانه تقلا کرد تا آرایه‌های جادویی گرندمستر را در حال کار‌پیش​ نگه دارد. او همچنین ذهن خود را تحت فشار شدیدی قرار داد و جرئت نکرد حتی کوچک‌ترین اشتباهی مرتکب شود.

یک ثانیه...‌بود​ ده ثانیه...‌مانا​ سی ثانیه...

با گذشت ثانیه‌ها، رنگ چهره شی فنگ رنگ‌پریده‌تر می‌شد. عرق مدام بر پیشانی‌اش‌سالن​ می‌نشست. با وجود این، او مقاومت کرد. پس از سپری شدن دقیقه سوم، دید‌گرفت​ شی فنگ تار و ذهنش مه‌آلود شد. بدنش نیز شروع به لرزشی خفیف کرد.

فقط یک‌حتی​ دقیقه دیگه!‌مرگشان​ یک... دقیقه... دیگه...

شی فنگ به شدت احساس خواب‌آلودگی کرد و حتی سیستم نیز شروع به هشدار دادن به او‌خارج​ برای خروج از بازی و استراحت کرده بود. اما او خود را مجبور کرد تا هوشیار بماند و‌گرفت​ تا آنجا پیش رفت که زبانش را گاز گرفت و از درد آن برای بیدار ماندن استفاده کرد.

ده ثانیه...‌بود​ بیست ثانیه...‌مانا​ سی ثانیه...

در این لحظه، دنیای اطراف شی فنگ به هاله‌ای تار تبدیل شده بود و ذهنش اساساً در حال خاموش شدن بود. با وجود این، با تکیه‌دفاعی​ بر غریزه و آشنایی‌اش با دستکاری آرایه‌های جادویی، به سختی توانست به هدایت مانای کریستال‌های هفت رنگ به درون آرایه‌های جادویی گرندمستر ادامه دهد و آن‌ها‌توانسته​ را در حالت کارکرد عادی نگه دارد. اما اندکی بعد، هوشیاری شی فنگ برای لحظه‌ای قطع شد و کنترل آرایه جادویی هسته را از دست داد.

شکست خوردم؟

پس از آنکه شی فنگ از قطعیِ کوتاه‌تنهاهوشیاری‌اش به خود آمد، قلبش فرو ریخت. اما‌بازی​ در همین زمان، صدای اعلان سیستم به گوشش رسید.

SYSTEM

سیستم: تبریک! شما با موفقیت یک بدن الهی برتر ایجاد کردید.

نرخ تکمیل بدن الهی برتر ایجادشده ۹۲٪ است و به استاندارد رده ۶ رسیده است.

بدن برتر ایجادشده در رتبه حماسی ارزیابی می‌شود.

آیا مایل به ارتقا به رده ۶ هستید؟

ناولها | novelha.net