چپتر 1454: گنجینهای فراتر از رتبه حماسی
0بیدلیل نبود که Sky Slicer نتوانسته بود کاری از پیش ببرد.
هنگام بررسی پوست، شی فنگ تنها توانستکنار نام آن را دریابد؛ پوست کهنه حیوان.داخل این آیتم هیچ اطلاعات دیگری به نمایش نمیگذاشت.
اگرچه رد ضعیفی از هیبت الهی از این پوست ساطع میشد، اما گذشتاتفاقی زمان آن را تا حد غیرقابل تشخیصی از بین برده بود. تشخیص تصاویررویارویی و کلماتی که روی آیتم حک شده بود، تقریباً ناممکن به نظر میرسید.
خوشبختانه، شی فنگ اطمینان داشت کهزدن مهارتش در تحلیل آیتمها، حتی ازچرم یک استاد ارزیاب نیز بیشتر است.
دقیقاً چه چیزی میتواند باشد؟ شی فنگاست با این فکر، چشمان دانای کل را فعالفعال کرد و بار دیگر به بررسی پوست پرداخت.
به محض انجام اینچرم کار، نوار بارگذاریِ کوچکیپرسید بالای آیتم پدیدار گشت.
با دیدن نواربینقص بارگذاری، حیرت وجود شیچرم فنگ را فرا گرفت.
چگونه چنین چیزیخود ممکن است؟! این دیگرکاملاً چه نوع آیتمی است؟!
ارزیابی آیتمهای طلای سیاه با چشمان دانای کل،دقیقاً نهایتاً ۱۰ ثانیه زمان میبرد، اما پردازش اینکرد تکه پوستِ بیارزش به ۳۰ ثانیه زمان نیاز داشت.
حتی ارزیابی آیتمهایناباوری حماسی نیز تایان این حد طول نمیکشید.
با گذشت ثانیهها، تصاویر و کلمات روی پوست حیوان رفتهرفته نمایانپرسید میشد. با پر شدن و ناپدید شدن نوار بارگذاری، پوستِ پارهپارهدریافت چنان شروع به ترمیم کرد که گویی حیات خود را بازیافته است.
در یک چشم بربازیافته هم زدن، پوست کهنهبینقص کاملاً نو و بینقص شد.
این... یک معبد باستانیارزیاب است؟ شی فنگ بادقیقاً ناباوری به چرم خیره شد.
یان یا ازناباوری کنار او پرسید: «داداشکنار یه فنگ، اتفاقی افتاده؟»
تمام افراد داخل کالسکه کنجکاو شده بودند و برای دریافت توضیح به شی فنگ چشم دوختند. این مرد حتی هنگام رویارویی با ارتشی دههزار نفره از بازیکنان نیز خونسردی خود را حفظ کرده بود، اما اکنون با حیرت به پوستی که Sky Slicer به او داده بود، نگاه میکرد.
شی فنگ با خندهای کوتاه پاسخ داد: «چیزی نیست. فقط از معامله با Sky Slicer خیلی راضیم.»
اگرچه شی فنگ در ظاهرنیز موضوع را کماهمیت جلوه داد، اماباشد در درون سر از پا نمیشناخت.
معابد باستانی مکانهایی بسیار کهن و مرموز بودند. هیچکسداداش نمیدانست چه کسی آنها را بنا کرده است، بابرای این حال در هر دنیای بیگانه پهناوری یافت میشدند.
این معابد باستانی به شدت خطرناک بودند و هیولاهایی قدرتمند از آنهاداداش محافظت میکردند. درون آنها نیز مملو از تلههای مرگبار بود. با وجود این،مرد بازیکنانِ ساکن در دنیاهای بیگانه، همچون دیوانگان به سوی این معابد هجوم میبردند.
دلیل این اشتیاق، وجود گذرگاههایی در معابدکاملاً باستانی بود که امکان سفر از دنیاهاییان بیگانه به قاره قلمرو خدا را فراهم میکرد.
با افزایش قدرتِ متخصصان در دنیاهای بیگانه، سرنخهایی منتهی به این معابدفکر باستانی به دست میآوردند. آنها پس از یافتن مکان این معابد، به کاوشکوچکی در اعماقشان میپرداختند و در نهایت، راه ورود به قلمرو خدا را مییافتند.
با وجود این، چنین روندیخیره معمولاً تنها پس از رسیدناتفاقی بازیکنان به سطح ۱۰۰ آغاز میشد.
نقشههایی که این معابد باستانی را در خود جاییان داده بودند، عموماً مناطقی سطحبالا محسوب میشدند. افزون برکالسکه این، خود معابد نیز به شکلی بینقص مخفی شده بودند.
پوست حیوانی که Sky Slicer به او داده بود، در واقع سندی حاوی تمام مکانها و اطلاعات مربوط به معابد باستانیِ دنیای کریستال یخ بود. این آیتم میتوانست در زمان بازیکنان به شدت صرفهجویی کند.
تازه در این لحظه بودنیز که شی فنگ دلیل طول کشیدنِباشد غیرعادیِ ارزیابی پوست را درک کرد.
بیشک ارزش نقشه معبد باستانی که اکنون در دست داشت، بسیارافتاده فراتر از یک آیتم حماسیِ ناچیز بود. به هر حال، دارندهمرد این نقشه میتوانست به تمام نقاط دنیای کریستال یخ دسترسی پیدا کند.
اگر موفق میشد مسیر یکی از این معابد را باز کند، میتوانست آزادانه منابع را میان دنیایداخل کریستال یخ و دنیای اصلیِ خود جابهجا کند. سود حاصل از تجارت این منابع به قدری بود کهپوستی حتی سوپر انجمنها را نیز وسوسه میکرد. هرچه زودتر این مسیر را هموار میساخت، منافع بیشتری نصیبش میشد.
طبق نقشه معبد باستانی، در دسترسترین معبد در نقشهای با سطح ۵۰ تا ۷۰ قرار داشت. این نقشه، سرزمین ممنوعهای بود که شهرهای مختلف NPC را در دنیای کریستال یخ به یکدیگر متصل میکرد. برای شهر باد سرد، این نقشه همان شکاف برف بود.
تنها مسئله این بود که نقشه نشان میداددقیقاً معبد باستانی شکاف برف زیر منطقه مرکزی آنکرد قرار دارد، بنابراین یافتن آن به شدت دشوار میبود.
تا زمانی که کسی نقشه مخفییان را پیدا میکرد، سطح بازیکنان اصلی دنیایافراد کریستال یخی از سطح توصیهشده فراتر میرفت.
شی فنگ همانطور که مکان معبد باستانی را بررسی میکرد،کنار با خود اندیشید: «با وجود این نقشه، سفرم به اینجابودند قطعاً ارزشش را داشته.» و سپس نقشههای متعددی در سر پروراند.
او به خاطر یک مأموریت به دنیای کریستال یخی آمده بود. در ابتدا تصور میکرد پس از پایان مأموریتش باید صبر کند تا کسی از دنیای کریستال یخی، دروازهدوختند تلهپورت یک معبد باستانی را فعال کند تا بتواند به این دنیا بازگردد. تازه این موضوع هم به این بستگی داشت که آیا بازیکنی که معبد را کشف میکند،نمیشناخت مکان دروازه تلهپورت را منتشر خواهد کرد یا نه. به هر حال، او نمیتوانست به دنیای کریستال یخی بازگردد مگر اینکه دروازه تلهپورت دیگری در قاره قلمرو خدا پیدا میکرد.
اما حالا اوضاع تغییر کرده بود. اگر میتوانست پیش از رفتن یک معبد باستانی را فعال کند، بدون هیچ مانعی بین دنیاها سفر میکرد. این کار به Zero Wing برتری میداد. علاوه بر این، برخلاف لانه تاریک که تنها میتوانست یک نفر را با خود ببرد، دروازههای تلهپورت معبد باستانی چنین محدودیتی نداشتند.
البته، بایدباستانی هزینه تلهپورتچرم را میپرداخت.
NPCهای فوقالعاده قدرتمندی از دروازههای تلهپورت معبد باستانی محافظت میکردند و هر یک از این NPCها هزینهها را بر اساس فاصله بین دو دنیا تعیین میکردند. به طور کلی، این هزینه بین ۲۰ تا ۵۰ کریستال جادویی برای هر نفر متغیر بود. هرچند شی فنگ یک بار با دروازهای روبرو شده بود که برای هر نفر یک سنگ مانا دریافت میکرد...
معمولاً تنها بازیکنان مستقل، نخبهچشم و متخصص توانایی پرداخت هزینهباستانی رفتوآمد بین دنیاها را داشتند.
با وجود این، چنین هزینهای در مقایسه با سودهای احتمالی که انجمنها میتوانستند به دست آورند، هیچ بود. به هرمحض حال، هر دنیای دیگر منابع ویژه خودش را داشت که در قلمرو خدا به شدت کمیاب بودند. اگر انجمنها مجبورارزیابی بودند برای به دست آوردن این منابع ارزشمند هزینه تلهپورت ناچیزی بپردازند، با کمال میل این مبلغ را خرج میکردند.
در حال حاضر برای شی فنگ، بازکنار کردن مسیری به سمت معبد باستانی بسیار مهمترکالسکه از به دست آوردن کریستالهای یخ ابدی بود.
به شرطی که معبد باستانی را فعال میکرد، حاضر بود شکست در مأموریت و از دست دادن شانس معاوضه کریستالهایبودند یخ ابدی با دستبند زمان را بپذیرد. او میتوانست به سادگی روی منابع دنیای کریستال یخی حساب باز کند تاکوتاه در عرض یک ماه ۵,۰۰۰,۰۰۰ کریستال جادویی به دست آورد و دستبند زمان را به همان قیمت اولیه تعیینشده بخرد.
شی فنگ که تا اینجای کار را در ذهن مرور کرده بود،چرم با دقت اطلاعات روی پوست حیوان را بررسی کرد و با خودکنجکاو گفت: «به نظر میرسه بعداً باید سری به این معبد باستانی بزنم.»
هیچکس هرگز نباید یک معبد باستانی را دستکم میگرفت. بر اساس خاطراتش،فکر پاکسازی و فتح یک معبد باستانی به زمان قابلتوجهی نیاز داشت. و اوکوچکی در دنیای کریستال یخی تنها بود. هموار کردن این مسیر اصلاً آسان نبود.
در مورد کریستالهای یخ ابدی،خیره شی فنگ قصد داشت پیشاتفاقی از تصمیمگیری به کتابخانه سر بزند.
اگر میتوانست راهی برای به دستناباوری آوردن ده کریستال یخ ابدی پیداداداش کند، مقدار عظیمی کریستال جادویی پسانداز میکرد.
پس از مدتی خیره شدن بهزدن نقشه معبد باستانی، شی فنگ احساسچرم کرد سرش به درد آمده است.
یورش به معبد باستانیِ مورد نظر، به شدت دشوارچیزی بود. تازه الان میفهمید چرا انجمنهای بزرگ دنیاهای دیگر برایپرداخت پاکسازی تنها یک معبد به یک ماه زمان نیاز داشتند.
حتی یک معبد باستانی سطح پایین، مانندکنار همین که زیر شکاف برف قرار داشت،داخل توسط یک هیولای اسطورهای سطح ۷۰ محافظت میشد.
حتی باس نهایی شکاف برف نیز یک اژدهای زمین نهسر سطحپرسید ۷۰ با رتبه لرد اعظم بود. اگرچه تنها یک رده بیندریافت این دو فاصله بود، اما تفاوت قدرتشان زمین تا آسمان فرق داشت.
او به تنهایی هرگز نمیتوانستچشم یک باس سطح ۷۰ باباستانی رتبه اسطورهای را شکست دهد.
با پایان یافتن بررسی نقشه معبد باستانی، شی فنگ رو به Solitary Nine کرد و پرسید: «داداش Nine، میتونی توی یه کاری کمکم کنی؟»
Solitary Nine با گیجی پرسید: «کمک؟»
شی فنگ گفت: «آره.معبد میخوام یه تیم ماجراجو توییان شهر باد سرد راه بندازم.»