چپتر 711: ست اژدهای خشن
0پس از پایان مهمانی تولد، شیزیر فنگ بیدرنگ به ویلای آب سبزسطح بازگشت و دوباره وارد قلمرو خدا شد.
یوان تیهشین پیشتر با حرفهایش منظور خود را کاملاً روشن کردهموفق بود. اگر شی فنگ میخواست اطلاعات بیشتری درباره گل هفت گناه بهاتحاد دست آورد، بهترین کار این بود که با آن مرد تماس بگیرد.
از آنجا که گل هفت گناه از قبل دست به کار شدهبالای بود، تنها کاری که اکنون باید میکرد، آماده شدن برای نبرد پیشاعلان رو بود. اگر اطلاعاتی از تحرکات دقیق این سازمان داشت، دستکم غافلگیر نمیشد.
گل هفت گناهدستکم تاکنون در هیچتاکنون مأموریتی شکست نخورده بود.
اگر این سازمان واقعاً موفق میشد ردههای بالای زیرو وینگآسیب را نابود کند، ضربهای جبرانناپذیر به گیلد وارد میکرد؛ بهویژه اکنونقطعاً که اتحاد ستاره علیه زیرو وینگ اعلان جنگ تمامعیار کرده بود.
در واقع، در مدتی که شی فنگ در مهمانی حضور داشت، نبردهای بسیاری میان این دو گیلد در داخل و خارج از کوههای پنجهسنگیستاره رخ داده بود. خوشبختانه، با وجود اینکه هر دو طرف تلفاتی متحمل شده بودند، زیرو وینگ به لطف کمکهای اوروبوروس دست بالا را داشت.کمکهای با وجود این، وضعیت چندان مساعد به نظر نمیرسید، چرا که اتحاد ستاره نیز بازیکنان نامقرمز و کارگاههای بسیاری را در کنار خود داشت.
این وضعیت مانع از آن میشد کهنخورده اعضای زیرو وینگ روی لول اپ باوینگ کشتن هیولاها در کوههای پنجهسنگی تمرکز کنند.
در این میان، گیلدهایغافلگیر دیگر نیز بیسروصدا زیرومأموریتی وینگ را زیر نظر داشتند.
اگر این وضعیت ادامه مییافت،بیسروصدا آسیب شدیدی به سطح وآسیب تجهیزات اعضای زیرو وینگ وارد میکرد.
افزون بر این، اگر ردههایتاکنون بالای زیرو وینگ کاملاً نابود میشدند،موفق این ضربه برای گیلد مهلک بود.
در آن صورت، گیلدهای مختلفی که در کوههای پنجهسنگی مشغول لول اپ بازیرو کشتن هیولاها بودند، قطعاً به شهرک جنگل سنگی چشم طمع میدوختند. در آنتمامعیار زمان، اگر این گیلدها برای مقابله با زیرو وینگ با اتحاد ستاره متحد میشدند...
شی فنگ اصلاًدستکم نمیخواست شاهد وقوعتاکنون چنین وضعیتی باشد.
با ورود دوباره شی فنگ به قلمرو خدا،ادامه او از گذرگاه پالایش خون به بیرون تلهپورتضربه شده و در کوهپایه کوه سوگار ظاهر گشت.
او بیدرنگ لیست دوستانشنمیشد را باز کرد وشکست گزینه افزودن دوست را فشرد.
شی فنگ لیست دوستانش را روی حالت محافظتشده تنظیم کرده بود که مانع میشد دیگران او راضربهای به عنوان دوست اضافه کنند. در مورد پیامها و تماسها نیز، تنظیماتش به طور خودکار موارد دریافتی ازکوههای افراد غریبه را رد میکرد. از این رو، به جز دوستانش، هیچکس راهی برای تماس با او نداشت.
یوان تیهشین به شی فنگ گفته بود که نام کاربریاش در قلمرو خدا Grilled Ironheart است. اکنون شی فنگ داشت از هویت خود به عنوان شعلۀ سیاه استفاده میکرد تا یوان تیهشین را به لیست دوستانش اضافه کند. به محض اینکه یوان تیهشین درخواست دوستی را میپذیرفت، این مرد میانسال میتوانست فوراً با شی فنگ تماس بگیرد.
کمتر از پنج دقیقه پس از ارسال درخواست، سیستم به او اطلاع داد که Grilled Ironheart پذیرفته است دوست او شود.
یوان تیهشین به آرامی گفت: «ارتباط گرفتن عمارت مخفی با شما واقعاً مکافات بود، لیدر گیلد شعلۀ سیاه. حالا که خودتون برای تماس پیشقدم شدید، پساعلان حتماً بدجور دنبال اطلاعات گل هفت گناه هستید. لیدر گیلد شعلۀ سیاه، خودتون بهتر میدونید که کار و کاسبی عمارت مخفی با خرید و فروش اطلاعاتچندان میچرخه. اگه اطلاعات خاصی میخواید، باید بهای مناسبش رو هم بپردازید. فکر کنم لیدر گیلد شعلۀ سیاه خودشون این قضیه رو خوب درک کنن، مگه نه؟»
شی فنگ پاسخ داد: «میفهمم منظورتون چیه. بدون شک چشمتون دنبال کریستالهای جادویی کوههای پنجهسنگیه. اماکند خب، گیر آوردنشون براتون چندان هم راحت نیست. برای همین، حالا که تو این شرایط باهاممیان تماس گرفتید، حتماً دنبال اینید که یه جای پا تو شهرک جنگل سنگی باز کنید، درسته؟»
در ابتدا، برای شی فنگ عجیب بود که شخصیت مهمی مانند یوان تیهشین درردههای مهمانی تولد ژائو روئوشی حاضر شود. اما وقتی این مرد میانسال تمایلش را برایجنگ تماس با شعلۀ سیاه مطرح کرد، شی فنگ فوراً به هدف او پی برد.
کریستال جادویی منبعی حیاتی برای پیشرفت بازیکنان در قلمرو خدا به شمار میرفت. اگرچه پادشاهیها و امپراتوریهای مختلف در سراسر قاره نیز سیاهچالهایجنگل منطقهای خاص خود را داشتند که میتوانستند کریستالهای جادویی تولید کنند، اما این سیاهچالهای منطقهای همچنان کشفنشده باقی مانده بودند. افزون بر این،کوه حتی اگر برخی کشورها سیاهچالهای منطقهای خود را فعال کرده بودند، نرخ دراپ کریستالهای جادویی در آنجا نسبت به کوههای پنجهسنگی بسیار ناچیز بود.
کوههای پنجهسنگی یکغافلگیر سیاهچال منطقهای درهیچ حالت آسورا بود.
طبیعتاً یک سیاهچال منطقهای با چنینشکست درجه سختی بالایی، نرخ دراپ بسیاربالای بهتری نسبت به سایر سیاهچالهای منطقهای داشت.
اگرچه عمارت مخفی در قلمرو خدا جایگاهی بسیار والا داشت، اما هنوزموفق به سطح یک خدای قادر مطلق نرسیده بود. شاید عمارت مخفی نیاز چندانیستاره به سکه، سلاح و تجهیزات نداشت، اما ماجرای کریستالهای جادویی کاملاً متفاوت بود.
هرچه باشد، اگر میخواستند جایگاهبیسروصدا والای خود را حفظ کنند،آسیب همچنان به قدرت نیاز داشتند.
برای نمونه، همین یوان تیهشین که شی فنگ از طریق تماس ویدیویی او را میدید، سپری شعلهمانند در دست و زره فلسی خارداری بر تن داشت. این زره فلسی خاردار، [ست اژدهای خشن] بود؛میان تجهیزات ست طلای سیاه سطح ۳۰ که برای کلاس جنگجوی سپردار ساخته شده بود. برای به دست آوردن کل این ست، بازیکن باید زنجیرهای از مأموریتهای سطح بالا را تکمیل میکرد که بدون یک گروهکنند ۱۰۰ نفرهی بسیار قدرتمند، کاملاً غیرممکن بود. درجه سختی این مأموریتها تنها اندکی از پاکسازی یک سیاهچال تیمی ۱۰۰ نفره کمتر بود. به راحتی میشد تصور کرد که عمارت مخفی تا چه حد قدرتمند است.
باید در نظر داشت که شی فنگ برای پاکسازی یک سیاهچال تیمیبالای ۱۰۰ نفره در حالت جهنمی، به روشهای خاصی متوسل شده بود. دراعلان غیر این صورت، یورش به [زندان یخبندان] در حالت جهنمی کاملاً غیرممکن مینمود.
یوان تیهشین با تحسین گفت: «رئیس انجمن شعلۀ سیاه واقعاً شگفتانگیزه.واقعاً درسته. عمارت مخفی شدیداً به کوهستان پنجهسنگی علاقه داره. برای همین،گیلد امیدواریم بتونیم یه اقامتگاه انجمن توی شهرک جنگل سنگی برپا کنیم.»
حالا دیگر تقریباً همهدیگر در عمارت مخفی باادامه نام شعلۀ سیاه آشنا بودند.
اما دلیل این آشنایی عمیق، این نبود که شعلۀ سیاه متخصص شماره یک پادشاهی ستاره-ماه به شمار میرفت. بلکه به این خاطر بود که شعلۀ سیاه توانسته بود یکی از قویترین مبارزان عمارت اژدها-ققنوس، یعنی Martial Dragon را از پای درآورد. هرچند او از کمک یک محافظ شخصی بهره برده بود، اما همان هم بخشی از قدرت خودش محسوب میشد.
شی فنگ لبخند تلخی زد و پرسید: «میبینمواقعاً که مستقیم رفتید سر اصل مطلب. خب، میخوامکند بدونم عمارت مخفی چه سودی میتونه برام داشته باشه؟»
در حقیقت، اجازه دادن به عمارت مخفیهیچ برای تأسیس اقامتگاه انجمن در شهرک جنگلردههای سنگی، هیچ تأثیر منفی روی شی فنگ نداشت.
پایگاه اصلی عمارت مخفی در پادشاهی ستاره-ماه نبود. بنابراین، هیچ تضاد منافعیسطح با بال صفر پیدا نمیکردند. هرچه باشد، بال صفر هنوز آنقدر قدرتمندسنگی نشده بود که بتواند جلوی ورود دیگران به کوهستان پنجهسنگی را بگیرد.
علاوه بر این، اگر عمارت مخفی در شهرکشکست جنگل سنگی سرمایهگذاری میکرد، بال صفر هم میتوانست ازنابود طریق این انجمن، درآمدی از هزینههای تعمیرات کسب کند.
با وجود این، نداشتن ضرر به این معناواقعاً نبود که باید به عمارت مخفی اجازه میدادکند مفت و مجانی وارد شهرک جنگل سنگی شود.
یوان تیهشین گفت: «رئیس انجمن شعلۀ سیاه میتونه از این بابت خیالش راحت باشه. عمارت مخفی میتونه اطلاعات کلی دربارهضربهای لیست ترور گل هفت گناه علیه بال صفر و قاتلهای مأمورشده رو در اختیارتون بذاره. شناخت قدرت خود و دشمن،داده راه قطعی پیروزیه. باور دارم که با این اطلاعات، رئیس انجمن شعلۀ سیاه خیلی راحتتر میتونه با این اوضاع مقابله کنه.»
اگرچه یوان تیهشین این کلمات را بسیارداشتند عادی به زبان آورده بود، اما درافزون آن لحظه قلب شی فنگ دیوانهوار میتپید.
شی فنگ هرگز تصورنمیشد نمیکرد که عمارت مخفی تانخورده این حد وجود ترسناکی باشد!
گل هفت گناه سازمان بسیار مرموزی در دنیای بازیهای مجازی بود. تحرکات آنهازیرو به شدت از دید دیگران مخفی میماند. با این حال، عمارت مخفی واقعاًتمامعیار توانسته بود چنین اطلاعاتی را به دست آورد. این مسئله به سادگی غیرقابلتصور بود.
شی فنگ با خود اندیشید: «اگر این اطلاعات را داشته باشم، با وضعیت فعلی بال صفر، باید بتوانیم از پس ترورهای گل هفتبهویژه گناه برآییم.» شی فنگ دانش مختصری درباره مأموریتهایی که گل هفت گناه بر عهده میگرفت، داشت. معمولاً این سازمان قاتلان را بر اساسمتحمل درجه سختی مأموریت اعزام میکرد. مگر در مواقع کاملاً ضروری، آنها برای تکمیل یک مأموریت، نیرویی بیش از حد نیاز وارد میدان نمیکردند.
شی فنگ گمان نمیکرد که گل هفت گناه، انجمن تازهتأسیسی مانند بالسطح صفر را در تابلوی مأموریتهای خود چندان بالا ردهبندی کند. اگر واکنش درستیچشم نشان میداد، بال صفر شانس قطعی برای شکست دادن گل هفت گناه داشت.
اگر گل هفت گناه در مأموریتی شکست میخورد، آن را رها میکرد. علاوه بر این، تنهاوینگ نیمی از مبلغ پرداختی را پس میداد. مگر اینکه، البته، کسی پول بیشتری برای سفارش یکنبردهای مأموریت جدید خرج میکرد. اما در آن صورت، قیمت درخواستی بیش از دو برابر دفعه اول میشد.
شی فنگ باور نداشت که شرکت متنبازنخورده حاضر باشد چنین مبلغ هنگفتی را برای سفارشنابود یک ترور دیگر علیه بال صفر هزینه کند.
یوان تیهشین با لبخند پرسید:نمیشد «میتونم نظر رئیس انجمن شعلۀنخورده سیاه رو در این باره بدونم؟»
یادداشت مترجم:
[۱] یوان تیهشین هیچ ارتباطی با کبابقلبآهنی (Roasted Ironheart) ندارد. نامهای درون بازی آنها صرفاً شبیه به هم است.