---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3341: حس ششم • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 3341: حس ششم

0

الگوی تقویت پایه از سه الگوی الهی مختلف‌بلاسفمر​ تشکیل شده بود: الگوی تحلیل ساختاری پایه، الگوی‌آن‌ها​ بازسازی ساختاری پایه و الگوی تثبیت ساختاری پایه.

این سه الگو در میان الگوهای الهی پایه‌ترین‌ها بودند و‌هزینه​ تنها پس از درک این سه الگوی پایه، یک نفر می‌توانست‌موفقیت​ به عنوان یک کارآموز حکاک الهی پایه در نظر گرفته شود.

شی فنگ در زندگی قبلی خود تحقیقات زیادی در مورد‌هزینه​ الگوهای الهی انجام داده بود و حتی حکاکی الگوهای الهیتضمینی​ را تجربه کرده بود. بنابراین، با حکاکی الگوهای الهی غریبه نبود.

تنها در یک لحظه، شی فنگ کریستال هفت رنگ مورد نیاز‌موفقیت​ برای حکاکی الگوی الهی را ذوب کرد و به مانایی بی‌نهایت‌دلیلی​ غنی تبدیل کرد. سپس، این مانا را مستقیماً روی بلاسفمر ریخت.

دلیل اینکه به الگوهای الهی برچسب «الهی»‌روی​ داده شده بود، این بود که خدایان‌اولین​ اولین موجوداتی بودند که از آن‌ها استفاده می‌کردند.

خدایان دارای مانایی بسیار فراتر از دسترس نژاد انسان بودند. مهم نبود که یک انسان چقدر‌واقعیت​ موفق به ایجاد یک بدن مانا قدرتمند می‌شد، آن‌ها باز هم نمی‌توانستند مانایی هم‌تراز با خدایان‌دلیلی​ به دست آورند. این موضوع حتی پس از رسیدن انسان‌ها به رده ۶ نیز صادق بود.

دلیل اصلی این بود که مانای خدایان حتی از مانای موجود در کریستال‌های هفت رنگ نیز خلوص بالاتری‌هنگام​ داشت. و از آنجایی که برای حکاکی الگوهای الهی به مانایی هم‌تراز با خدایان نیاز بود، انسان‌ها نمی‌توانستند‌افراد​ از مانای خود برای حکاکی الگوهای الهی استفاده کنند. در عوض، آن‌ها باید منابع جایگزینی برای مانا پیدا می‌کردند.

در این میان، کریستال‌های هفت رنگ‌واقعیت​ یکی از اصلی‌ترین منابع جایگزینی بودند که‌همان‌طور​ انسان‌ها برای حکاکی الگوهای الهی استفاده می‌کردند.

تنها مشکل این راه‌حل این بود که حکاکی الگوهای الهی مانای زیادی مصرف می‌کرد. تا زمانی که شی فنگ حکاکی‌بسیار​ سه الگوی الهی را به پایان رساند، در مجموع ۷۰ واحد کریستال هفت رنگ مصرف کرده بود؛ به طوری که‌رده​ الگوی تحلیل ساختاری پایه ۱۰ واحد، الگوی بازسازی ساختاری پایه ۲۰ واحد، و الگوی تثبیت ساختاری پایه ۴۰ واحد هزینه داشت.

هزینه مانا با هر الگوی الهی که او سعی می‌کرد به بلاسفمر اضافه کند، دو برابر می‌شد. این یک‌هیچ​ هزینه مانای گزاف بود، و تنها به دلیل این واقعیت بدتر می‌شد که او هنگام حکاکی الگوهای الهی هیچ‌بدون​ تضمینی برای موفقیت نداشت، همان‌طور که وقتی سعی کرد الگوی تثبیت ساختاری پایه را حکاکی کند، با شکست مواجه شد.

بر اساس سوابق تاریخی، این هزینه مسخره همان دلیلی بود که حتی در‌کند​ طول دوران اسطوره‌ای، افراد کمی به حکاک الهی تبدیل شده بودند. بدون قدرت‌مواجه​ مالی و منابع کافی، تبدیل شدن به یک حکاک الهی به سادگی غیرممکن بود.

پس از تلاش ناموفقش، شی فنگ به تلاش برای حکاکی الگوی تقویت پایه ادامه داد. قبل از اینکه یک ساعت بگذرد، شی فنگ از قبل در بیست تلاش شکست خورده بود. و از‌سادگی​ آنجا که او همیشه در مرحله نهایی، که همان الگوی تثبیت ساختاری پایه بود، شکست می‌خورد، تاکنون در مجموع ۱۴۰۰ واحد کریستال هفت رنگ را از دست داده بود. حتی قدرت‌های سلطه‌گر نیز از‌زمین​ این قیمت جا می‌خوردند. هرچه باشد، این تنها هزینه ارتقای یک سلاح به میزان ۱۰ درصد از ویژگی‌های اصلی آن بود. علاوه بر این، او هنوز حتی در ارتقای بلاسفمر موفق هم نشده بود.

شی فنگ در حالی که به بقایای کریستال‌های هفت رنگ مصرف شده روی زمین نگاه می‌کرد، با لبخندی‌می‌کردند​ تلخ پیش خود گفت: «خدا رو شکر کریستال‌های هفت رنگی که از دیرا گرفتم رو دارم. وگرنه با‌آورند​ داشتن فقط یه رگه سنگ معدن اولیه، عمراً نمی‌تونستم از پس هزینه‌های تبدیل شدن به یه حکاک الهی بربیام.»

یک قدرت سلطه‌گر متوسط در قلمرو خدای اعظم تنها روزانه‌هزینه​ چند هزار واحد کریستال هفت رنگ به دست می‌آورد. خرج کردن‌موفقیت​ همه آن‌ها برای شی فنگ بیشتر از چند ساعت طول نمی‌کشید.

در این میان، این وضعیت مربوط به زمانی بود که شی فنگ هنوز حتی به یک کارآموز‌بدتر​ حکاک الهی تبدیل نشده بود. زمانی که او رسماً به یک کارآموز حکاک الهی یا حتی یک حکاک‌اسطوره‌ایالهی تبدیل می‌شد، سرعت مصرف کریستال هفت رنگ به احتمال زیاد فراتر از توانایی پشتیبانی قدرت‌های سلطه‌گر می‌رفت.

شی فنگ در حالی که با گیجی به شمشیر بلند در دستش نگاه می‌کرد، با خود فکر‌اساس​ کرد: «آخه چرا هنوز تو تثبیت ساختاری گند می‌زنم؟ حتی یه بار دیگه نمایش رو دیدم و‌غیرممکن​ مطمئنم هر قدمی که برمی‌دارم مو به مو درسته. نکنه تحلیل و بازسازی ساختاریم یه مشکلی داره؟»

شی فنگ با رسم و حکاکی الگوهای الهی غریبه نبود. برعکس، او در حکاکی الگوهای الهی پایه کاملاً اعتماد‌دارای​ به نفس داشت. وگرنه، حتی اگر میراث کاملی برای این زیرکلاس داشت، تصمیم نمی‌گرفت به یک حکاک الهی تبدیل‌رسیدن​ شود. هرچه باشد، هزینه تبدیل شدن به یک حکاک الهی چیزی نبود که بتواند به سادگی از آن چشم‌پوشی کند.

با این حال، او بیست بار پیاپی شکست خورده بود. درصد‌سعی​ موفقیتی که اکنون با آن روبرو بود، حتی از آنچه در‌نداشت​ زندگی قبلی‌اش با آن دست و پنجه نرم می‌کرد، پایین‌تر بود.

«یکی دیگه استفاده کنم؟»

با رسیدن به این نقطه از افکارش، شی فنگ نتوانست جلوی‌موفقیت​ خودش را بگیرد و به این فکر افتاد که آیا باید‌دلیلی​ دوباره نمایش‌های پایه میراث حکاک الهی را تماشا کند یا خیر.

کریستال‌های خدا در حال حاضر یکی از برگ‌های برنده‌اش بودند. پیش از این، او چندین کریستال خدا را برای مبارزه با‌فراتر​ ارتش اتحادیه پایمون مصرف کرده بود. بعدها، چند کریستال خدای دیگر را برای تعمیر گواهی کارگاه ابیس خرج کرد. پس از کسر‌اصلی​ دو کریستال خدایی که برای به ارث بردن میراث حکاک الهی صرف کرده بود، تنها بیست کریستال خدا برایش باقی مانده بود.

به دست آوردن کریستال‌های خدا کار آسانی نبود،‌واحد​ بنابراین هر بار که میراث حکاک الهی را‌واقعیت​ به ارث می‌برد، یکی از برگ‌های برنده‌اش کم می‌شد.

«الان تبدیل شدن به‌زمانی​ یه حکاک الهی، خیلی واجب‌تر‌طوری​ از داشتن برگ برنده‌های بیشتره.»

پس از بررسی موضوع، شی‌گزاف​ فنگ در نهایت تصمیم گرفت یک‌موفقیت​ کریستال خدای دیگر را خرج کند.

داشتن قدرت برای مبارزه با بازیکنان رده ۶ شاید مهم بود، اما اهمیت آن در مقایسه با تبدیل شدن به یک حکاک‌دسترسالهی رنگ می‌باخت. گذشته از همه این‌ها، حتی اگر می‌توانست با بازیکنان رده ۶ مبارزه کند، باز هم فقط یک نفر بود.‌مانای​ با این حال، اگر به یک حکاک الهی واقعی تبدیل می‌شد، توانایی ایجاد گروهی از مبارزان رده ۶ را به دست می‌آورد.

متعاقباً، کتاب ابدیت درخشید و اطلاعات‌رساند​ پایه میراث حکاک الهی بار دیگر‌اضافه​ به ذهن شی فنگ هجوم آورد.

این بار، شی فنگ سعی نکرد تمام نمایش‌های نشان داده شده را پردازش کند. در‌گزاف​ عوض، او فقط روی نمایش تحلیل ساختاری تمرکز کرد. او با دقت تماشا کرد که‌مسخره​ چگونه نمایش‌دهنده تحلیل ساختاری را انجام می‌دهد و حتی به نوسانات مانا نیز توجه کرد.

شی فنگ در زندگی قبلی خود الگوهای الهی بسیاری را حکاکی کرده بود. اگرچه او با شکست‌های زیادی‌سوابق​ روبرو شده بود، اما موفقیت‌هایی نیز داشت، که به این معنی بود که نباید مشکل عمده‌ای در تثبیت‌ناموفقش​ ساختاری او وجود داشته باشد. در این صورت، حتماً در تحلیل ساختاری یا بازسازی او مشکلی پیش آمده بود.

او فقط کپی‌های دقیقی از الگوهای الهی که در زندگی قبلی‌اش پیدا‌برچسب​ کرده بود، می‌ساخت. او بدون انجام هیچ‌گونه تحلیل ساختاری موفق شده بود. بنابراین،‌مهم​ منطقی نبود که پس از اجرای یک تحلیل ساختاری کامل، نتواند موفق شود.

نمایش کوتاه بود، اما وقتی شی‌رساند​ فنگ تمرکز کرد، هیچ رازی نمی‌توانست از‌کند​ تشخیص تمرکز رده ۶ او پنهان بماند.

«همینه! یه‌مصرف​ جای تحلیل‌زمانی​ ساختاریم می‌لنگه!»

روش تحلیلی که در نمایش نشان داده شد، مبتکرانه بود. نمایش‌دهنده برای انجام‌همان‌طور​ تحلیل از مانا استفاده نکرد. در عوض، او از ادراک ذهنی خود استفاده کرد،‌کمی​ که به او اجازه داد از تأثیرگذاری بر عملکرد ساختاری با مانا جلوگیری کند.

پیش از این، شی فنگ به صورت ذهنی از مانای کریستال هفت رنگ برای انجام تحلیل ساختاری استفاده‌می‌کردند​ کرده بود. با این حال، نمایش‌دهنده از مانای کریستال هفت رنگ فقط برای حکاکی الگوی پایه تحلیل ساختاری‌آورند​ استفاده می‌کرد. سپس، برای تقویت تحلیل ادراک ذهنی خود از ساختار مانای آیتم هدف، به الگوی الهی تکیه کرد.

پس از تأیید اینکه شکست‌های قبلی‌اش تقصیر خودش‌واحد​ بوده، شی فنگ شروع به استفاده از ادراک‌واقعیت​ ذهنی خود برای تحلیل ساختار مانای بلسفمر کرد.

تلاش اول...‌مصرف​ تلاش دوم...‌زمانی​ تلاش سوم...

شی فنگ تلاش‌های متعددی برای دستیابی به ادراک ذهنی از طریق‌موفقیت​ الگوی الهی که رسم کرده بود، انجام داد. اگرچه او با شکست‌های‌طول​ متوالی روبرو شد، اما هر تلاش ناموفق، مهارت او را افزایش داد.

پس از صرف هشت ساعت و ده‌ها هزار واحد کریستال هفت رنگ،‌برچسب​ شی فنگ می‌توانست تحلیل ساختاری را تقریباً به طور غریزی انجام دهد.‌انسان​ او می‌توانست تقریباً بلافاصله ساختار مانا و عملکرد آیتم‌ها را درک کند.

در همین حال، پس از تحلیل ساختار مانای بلسفمر، شی فنگ آن‌اضافه​ را پیش از تثبیت، بازسازی کرد. سپس، به محض اینکه این کار‌وقتی​ را به پایان رساند، مجموعه کاملی از الگوهای الهی روی بلسفمر ظاهر شد.

«یعنی به ادراک فراحسی رسیدم؟»

شی فنگ در حالی که به‌واقعیت​ شمشیر بلند در دستش نگاه می‌کرد، نتوانست‌همان‌طور​ جلوی شک کردن به خودش را بگیرد.

ناولها | novelha.net

یادداشت مترجم

یادداشت مترجم: دوران اسطوره‌ای (Era of Mythology) به دوران اسطوره‌ای (Mythical Era) تغییر یافت. | کلاس اسطوره‌ای (Mythological Class) به کلاس اسطوره‌ای (Mythical Class) تغییر یافت.