چپتر 3565: آهنگر آرتیفکت شبه الهی
0«۲۰ درصد شانس موفقیت؟»
«یارو داره خالی میبنده؟ بعید میدونم حتی استاد تمامهای آهنگری هم بتوننپیوستن به ۴۰ درصد برسن. اون فقط یه گرندمستر پیشرفتهست و قبلاً تونیز آهنگری بین ما چهارم بود، حالا ادعا میکنه میتونه به ۲۰ درصد برسه؟»
«احتمالاً میخوادطرحهای توجه لیدر گیلدفنگ رو جلب کنه.»
با پاسخ مرد جوان قدبلند، بسیارینتیجه از دیگر نوابغ جوان حاضر درشهرک اتاق پچپچکنان به بحث با یکدیگر پرداختند.
اگرچه هیچیک از حاضران نمیدانستند که طرحهای ارائهشده توسط شی فنگ مربوط به اجزای اصلی کشتی پرنده نقره مهتاب است، اما به عنوان استادان اعظم سبکامکان زندگی، همچنان میتوانستند پیچیدگی این طرحها را تشخیص دهند. در همین حال، دانششان به آنها میگفت که ساخت برخی از این طرحها از توان استادان اعظمموجود سبک زندگی خارج است. بنابراین، وقتی همه شنیدند که جوان قدبلند میگوید میتواند تمام طرحهای آهنگری را بسازد، واکنش فوریشان این بود که به ادعاهایش شک کنند.
البته، همه میتوانستند درکنخبگان کنند که چرا مردهزاران جوان درباره تواناییهایش دروغ میگوید.
زیرو وینگ در حال حاضر مانند خورشید نیمروز در شهر دریاچه ستاره میدرخشید. این انجمن بیشتریناستادان سهمیه اقامتی را در شهر دریاچه ستاره در اختیار داشت. در نتیجه، بسیاری از نوابغ وساخت نخبگان از صدها شهر سیار درجه سه و هزاران شهرک مجاور، خواهان پیوستن به زیرو وینگ بودند.
علاوه بر این، مزایایی که زیرو وینگ به اعضای اصلی خود ارائه میداد، حتی برای ابرشرکتها و خانوادههای قدرتمند نیز وسوسهانگیز بود.میداد تا زمانی که شخصی میتوانست به عضو اصلی زیرو وینگ تبدیل شود، این امکان برایش فراهم بود تا با صرف امتیازات مشارکت،دست منابع ارزشمندی مانند شبنم ستاره را به دست آورد. حتی امکان مبادله برای دریافت حق ورود به قلمرو ابدی نیز وجود داشت.
قلمرو ابدی مکانی بود که بازیکنان بیشماری در قلمرو خدای بزرگترِ کنونی، آرزوی ورود به آن را داشتند. فرصتهای موجودزمانی در قلمرو ابدی فراتر از هر قلمرو دیگری بود. حتی شایعاتی به گوش میرسید که بازیکنان سبک زندگی عادی، پسقلمرو از یادگیری یک دستورالعمل یا طرح منحصربهفرد در قلمرو ابدی، به افراد مهمی در ابرشرکتها و قدرتهای شبهبرتر تبدیل شدهاند.
متأسفانه، از آنجا که هنوز راهی برای ورود بازیکنان از دنیایخواهان بیرون به قلمرو ابدی وجود نداشت، بازیکنان سبک زندگی در خارجخانوادههای از این قلمرو تنها میتوانستند با حسرت به آن نگاه کنند.
بنابراین، اکنون که زیرو وینگ فرصتمربوط ورود به قلمرو ابدی را بهمهتاب اعضایش پیشنهاد میداد، چگونه میتوانستند هیجانزده نباشند؟
البته، آنها تنها پس از تبدیل شدن به اعضای داخلی زیرو وینگ و امضای قرارداد قلمرو خدا و قرارداداعضای گیلد، از این مزایای اعضای اصلی مطلع شده بودند. به همین دلیل بود که پس از پیوستن به زیرو وینگامتیازات با چنین اشتیاقی کار میکردند. همه این تلاشها برای آن بود تا هر چه زودتر به عضو اصلی تبدیل شوند.
جوان قدبلند با اضطراب پاسخ داد: «هو رونگ.» او طبیعتاً میتوانست پچپچهای پشت سرش را بشنود و نتوانستنیز جلوی نگرانیاش را از اینکه شی فنگ نیز به همان نتیجهگیری همتایانش برسد، بگیرد. این موضوع بهویژه زمانیآورد شدت گرفت که شنید تمام همتایانش نرخ تکمیل خود را تنها حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد گزارش میدهند.
راستش را بخواهید، در اینصدها لحظه، حتی خودش هم رفتهرفتهمجاور به نتایج شبیهسازیاش شک میکرد.
با وجود این، حقیقت آن بود که پس از انجام شبیهسازیهای ساده و متعدد از طریق کابین شبیهسازیسبک قلمرو خدا، به نرخ موفقیت ۲۰ درصدی دست یافته بود. بنابراین، این نتیجه باید کاملاً درست میبود. گذشتهبنابراین از این، کابین شبیهسازی قلمرو خدا میتوانست مسائل مختلف قلمرو خدا را به بینقصترین شکل ممکن شبیهسازی کند.
اگرچه کابین شبیهسازی نمیتوانست رویههای سبک زندگی را به خوبی مبارزات (که معمولاً به تطابق بالای ۹۰ درصد میرسید)اعضای بازسازی کند، اما شبیهسازیهای ساده آن همچنان نباید تفاوت چندانی با واقعیت میداشت. دستکم، نباید مواردی وجود میداشت کهصرف در آن شخص بتواند آیتمی را با موفقیت در کابین شبیهسازی بسازد، اما در قلمرو خدا از پس آن برنیاید.
با شنیدن نام مردمجاور جوان، کنجکاوی شی فنگ برانگیختهمزایایی شد. هو رونگ؟ شعله ذوبکننده؟
شی فنگ پرسید: «نرخ موفقیت آهنگریت خیلی نوسان داره؟ مثلاً پیشخواهان میاد وقتایی که بدشانسی، فقط نصف میانگین موفق بشی و وقتاییخانوادههای که خوششانسی، ۱۰ یا ۲۰ درصد بیشتر از میانگین عمل کنی؟»
هو رونگ با تعجب سر تکان داد و گفت: «اوهوم.» او فکر نمیکرد شی فنگ ازاستادان شرایط آهنگریاش خبر داشته باشد. «وقتی شانس بیارم، میتونم به نرخ موفقیتی برسم که ۱۰ یاساخت ۲۰ درصد بیشتر از بقیهست. اما اگه بدشانسی بیارم، همون ۱۰ درصد هم برام یه موهبته.»
در حقیقت، هو رونگ از وضعیت منحصربهفرد خود بسیار آشفته بود. اگرشهرک میتوانست نرخ موفقیت نامنظم آهنگریاش را تثبیت کند، مدتها پیش همراه باابرشرکتها خواهر کوچکترش به یک ابرشرکت پیوسته و به اعضای داخلی آنجا تبدیل میشدند.
شی فنگ لبخندی زد و سر تکان داد: «بسیار خب، میفهمم. ازارائه اونجایی که این نتیجه کابین شبیهسازیه، پس باید درست باشه. در اینتبدیل صورت، میتونم بپرسم که علاقهای داری عضو اصلی زیرو وینگ بشی یا نه؟»
«عضو اصلی زیرو وینگ؟ من؟»
هو رونگ مات و مبهوت ماند. در ابتدا نگران بود که شی فنگ نتیجهاشاما را باور نکند و از او بخواهد آیتمها را در قلمرو خدا بسازد. گذشته ازدانششان این، او در شبیهسازیهای ساده تنها توانسته بود به نرخ موفقیت ۲۰ درصدی دست یابد.
در قلمرو خدا، داشتن نرخ موفقیت ۲۰ درصدی لزوماً بدان معنا نبود که بازیکنان میتوانند در هرعلاوه پنج تلاش، بیشک یک آیتم را با موفقیت بسازند. در واقع، آمار و ارقام بسیار بیرحمانهتر بودشود و اگر بازیکنان در سی تلاش حتی یک یا دو بار موفق میشدند، باید خود را خوششانس میدانستند.
از سوی دیگر، طرحهایی که شی فنگ به اشتراک گذاشته بود، نیازمند موادی چنان گرانبها بودخانوادههای که حتی قدرتهای بزرگ نیز در تهیه آنها با مشکل مواجه میشدند. آنها در بهترین حالتمنابع تنها میتوانستند چند ست را در کوتاهمدت فراهم کنند؛ حقیقتی که برای زیرو وینگ نیز صدق میکرد.
در این شرایط، حتی اگر هوو رونگ میتوانست نرخ موفقیت شبیهسازی خود را بینقص بهمزایایی قلمرو خدا منتقل کند، شانس او برای ساخت آیتمها بسیار ناچیز بود. در آن زمان،تبدیل نه تنها مضحکه دیگران میشد، بلکه خطر اخراج از زیرو وینگ نیز او را تهدید میکرد.
شی فنگ سر تکان داد: «درسته. فقط هماصلی تو نیستی. هر کی بتونه به نرخ تکمیلاستادان ۷۰ درصدی برسه، میتونه عضو اصلی زیرو وینگ بشه.»
در زندگی قبلی شی فنگ، نام هوو رونگ برای همه آشنا بود. حتی میشد گفت که نامش در تاریخ قلمرو خدایارائه بزرگ ثبت شده بود. با این تفاوت که وقتی هوو رونگ به شهرت رسید، بسیار مسنتر از حال حاضرش بود. افزونارزشمندی بر این، هوو رونگ در آن زمان به هیچیک از قدرتهای بزرگ تعلق نداشت و تنها عضو یک قدرت سلطهگر معمولی بود.
با وجود این، شهرت هوو رونگ به خاطر استعداد باورنکردنیاش نبود. او حتی در دوران اوج خود، تنها توانسته بود مهارتهای آهنگریاش را تا سطح استاد تمامِ پایه ارتقا دهد. اگر معیار مقایسه تنها رتبه بود، صنعتگرانی مانند Silent Wonder و Silk Radish او را فرسنگها جا میگذاشتند.
در واقع، دلیل اصلی شهرت هوو رونگ، توانایی او در تولید آیتمهایی بودبودند که حتی قدرتهای برتر نیز شدیداً خواهان آن بودند. یا دقیقتر بگوییم، اوزمانی آیتمهایی ساخته بود که ساخت آنها حتی از توان آهنگرانِ صنعتگر نیز خارج بود.
مصنوعات شبه الهی!
یا به بیان دقیقتر، نسخههای کپیبرداری شده از مصنوعات الهیِ واقعی! افزون بر این، دقت این نسخهها چنان بالااعضای بود که کیفیت آنها به رتبه مصنوعات الهی شکسته میرسید. در مقایسه با نسخههایی که در بهترین حالت تنهاصرف به رتبههای افسانهای و افسانهایِ شکسته میرسیدند، نسخههای کپی هوو رونگ از مصنوعات الهی، کاملاً در سطح دیگری قرار داشتند.
از این رو، وقتی قدرتهای مختلف قلمرو خدای بزرگ فهمیدند که یک مصنوع شبه الهی به دست یکنیز آهنگرِ استاد تمام ساخته شده است، غرق در حیرت شدند. چرا که حتی آهنگرانِ صنعتگر نیز تنها میتوانستندآورد سلاحها و تجهیزات افسانهای را با نرخ موفقیت بسیار پایینی تولید کنند، چه رسد به مصنوعات شبه الهی.
با وجود این، هوو رونگ این شاهکار معجزهآسا را نهمجاور یک بار، بلکه سه بار رقم زده بود و دهان تمامابرشرکتها کسانی را که فکر میکردند او صرفاً خوششانس بوده است، بست.
دلیل اینکه هوو رونگ میتوانست مصنوعات شبه الهی تولید کند، داشتن «استعداد صنعتگر الهی»اما بود؛ استعدادی که هیچکس دیگری از آن بهرهمند نبود. حتی خود هوو رونگ نیزحال تازه پس از ارتقا به سطح آهنگرِ استاد تمام، متوجه این استعداد شده بود.
تأثیرات این استعداد بسیار ساده بود. این استعداد به هوو رونگ حداقل نرخ موفقیت ۱۰ تا ۲۰ درصدی را برای ساخت سلاحها و تجهیزاتیابرشرکتها بالاتر از رتبه حماسی میبخشید و در عوض، هنگام ساخت سلاحها و تجهیزات رتبه حماسی و پایینتر، نرخ موفقیت او را ۱۰ درصد کاهشورود میداد. اگر او مشغول ساخت آیتمهایی غیر از سلاح و تجهیزات بود، نرخ موفقیتش بسته به رتبه مواد به کار رفته، افزایش یا کاهش مییافت.
وجود همین استعداد بود کهخواهان باعث شد هوو رونگ برایاعضای مدتی طولانی نادیده گرفته شود.
قدرتهای مختلف قلمرو خدای بزرگ، آهنگرانِ استاد بزرگ فراوانی در اختیار داشتند. اینبودند آهنگران بیشتر اوقات وظیفه تولید سلاحها و تجهیزات حماسی را بر عهده داشتندزمانی و بهندرت فرصتی برای ساخت سلاحها و تجهیزاتی فراتر از رتبه حماسی نصیبشان میشد.
حتی اگر چنین پروژهای به آهنگرانِ استاد بزرگ سپرده میشد، افراد منتخب معمولاً آهنگرانِ استاد بزرگ پیشرفتهای بودندسبک که سابقه درخشانی داشتند. برای شخصی مانند هوو رونگ که حتی قادر نبود سلاحها و تجهیزات حماسی رابنابراین با نرخ موفقیت قابلقبولی تولید کند، محال بود فرصتی برای ساخت آیتمهایی فراتر از رتبه حماسی فراهم شود.
هوو رونگ به دختر ۱۶ سالهای که در همان حوالی ایستاده بود اشاره کرد و گفت: «لیدر گیلد، خواهر کوچیکترم، هوو لینگمیداد هم توی آهنگری به اندازه من استعداد داره. با اینکه نتونست به نرخ تکمیل ۷۰ درصدی برسه، اما فقط یه قدم تادست تبدیل شدن به جادوگر استاد تمام فاصله داره. اگه بتونه جادوگر استاد تمام بشه، مطمئنم که میتونه طرحهای آهنگری رو هم کامل کنه.»
فقط یک قدم تا جادوگرِ استاد تمام شدن فاصله داشت؟اعضای چشمان شی فنگ برقی زد و به دختری که هووزمانی رونگ نشان داده بود نگاه کرد. سپس با اشتیاق پرسید: «واقعاً؟»
یادداشت مترجم: جهت اطلاع، نام هوو رونگ در بازی Melting Flame و نام هوو لینگ در بازی Flaming Bell خواهد بود.