---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2104: استفاده صحیح از خانه حراج • ⏱ 10 دقیقه

چپتر 2104: استفاده صحیح از خانه حراج

0

با راهنمایی مدیر ارشد،‌نمی‌دانستند​ شی فنگ وارد اتاق‌بازیکنان​ مطالعه‌ای آرام و شکیل شد.

اتاق مطالعه چندان بزرگ نبود. این اتاق تنها دو قفسه کتاب داشت که پر از کتاب‌های‌وجود​ فرسوده بود. برخی از کتاب‌ها حتی جلد هم نداشتند. با یک نگاه می‌شد فهمید که این‌امتیاز​ کتاب‌ها بسیار قدیمی هستند. برخی از آن‌ها حتی رگه‌های ضعیفی از هیبت الهی از خود ساطع می‌کردند.

در قلمرو خدا، هر آیتمی که می‌توانست هیبت الهی ساطع‌وجود​ کند، فوق‌العاده ارزشمند بود؛ چرا که این اقلام در گذشته‌نمی‌کردند​ به خدایان تعلق داشتند و مدت‌ها در هاله آن‌ها غوطه‌ور بودند.

در میان آیتم‌هایی که هیبت الهی ساطع می‌کردند، کتاب‌ها ارزش ویژه‌ای داشتند، زیرا یا موضوعی مورد علاقه خدایان‌دیگری​ را در خود جای داده بودند و یا دانشی را که از آن‌ها به جا مانده بود، ثبت‌آرایه‌های​ کرده بودند. برخی حتی نکات و دستورالعمل‌هایی درباره نحوه تبدیل شدن به خدای رده ۶ را در خود داشتند.

از این رو، حتی یک کتاب بی‌مصرف که هیبت الهی ساطع‌خانه​ می‌کرد، می‌توانست به قیمت هزاران طلا در بازار به فروش برسد.‌پایش​ ارزش آن‌ها به راحتی با یک قطعه تجهیزات حماسی معمولی برابری می‌کرد.

در همین حال، بیش از‌دیدگاه​ ۵۰ جلد از چنین کتاب‌هایی‌چیز​ در آن دو قفسه قرار داشت.

شی فنگ همان‌طور که با حیرت به‌همیشه​ دو قفسه خیره شده بود، با خود گفت:‌حاکمان​ «پس اتاق مطالعه تالار شهر رودخانه سفید اینجاست؟»

از دیدگاه یک بازیکن معمولی، ملاقات حاکم با یک‌نمی‌کردند​ بازیکن در اتاق مطالعه‌اش چیز خاصی نبود. هر چه‌دیگری​ باشد، حاکم همیشه در یک نقطه از تالار شهر نمی‌ماند.

با وجود این، چیزی که بیشتر مردم‌هرگز​ نمی‌دانستند این بود که حاکمان معمولاً هرگز‌همان​ در اتاق مطالعه خود با بازیکنان دیدار نمی‌کردند.

تنها مدیر خانه حراج یک شهر NPC اجازه داشت از اتاق مطالعه تالار همان شهر بازدید کند. می‌شد گفت که این امتیاز ویژه مدیران خانه حراج بود. هر بازیکن دیگری به احتمال زیاد هرگز پایش به اتاق مطالعه تالار شهر باز نمی‌شد؛ بازیکنان رده ۶ در سطح خدا نیز از این قاعده مستثنی نبودند.

همچنین می‌شد گفت که اتاق مطالعه تالار شهر، مستحکم‌ترین مکان در داخل یک شهر NPC است. دلیلش این نبود که اتاق مطالعه توسط آرایه‌های جادویی شگفت‌انگیز محافظت می‌شد، بلکه به این خاطر بود که در فضای ویژه‌ای قرار داشت. درست مانند یک جهان دیگر، تا زمانی که فردی اجازه دسترسی به آن را پیدا نمی‌کرد، حتی خدایان رده ۶ نیز نمی‌توانستند وارد این اتاق مطالعه شوند.

در این لحظه، حاکم وایسمن پشت میز کارش نشسته‌نمی‌کردند​ بود و زیر نور خورشیدی که از پنجره پشت‌دیگری​ سرش می‌تابید، کتابی از جنس طلای ناب را می‌خواند.

در مقایسه با آخرین باری که شی فنگ‌بازیکنان​ با او ملاقات کرده بود، وایسمن اکنون یک‌امتیاز​ جادوگر اعظم سطح ۲۰۰ و رده ۵ بود.

این موضوع را می‌شد یکی از مزایای شهر رودخانه سفید دانست که جزو اولین شهرهای NPC در قلمرو خدا بود که ارتقا می‌یافت. با وجود یک NPC رده ۵ که از شهر رودخانه سفید محافظت می‌کرد، حتی بازیکنان رده ۴ نیز جرئت نمی‌کردند در داخل شهر گستاخی کنند. سطح امنیت شهر در مقایسه با شهرهای NPC معمولی، در سطح کاملاً متفاوتی قرار داشت.

بازیکنان می‌توانستند بدون نگرانی از اینکه‌باشد​ حوادث کوچک تمام سرمایه‌گذاری‌هایشان در شهر‌بیشتر​ را نابود کند، در اینجا پیشرفت کنند.

وایسمن با لبخندی دوستانه به‌معمولاً​ شی فنگ نگاه کرد و‌خانه​ پرسید: «اومدی. کاری باهام داشتی؟»

به دلیل ارتقای رده، هوش وایسمن بهبود بیشتری یافته بود. این NPC اکنون می‌توانست بسیار بیشتر شبیه به یک انسان معمولی رفتار کند. او حتی هاله‌اش را کاملاً سرکوب کرده بود. اگر کسی از مهارت شناسایی روی وایسمن استفاده نمی‌کرد، به احتمال زیاد او را یک پیرمرد معمولی می‌پنداشت.

شی فنگ پاسخ داد: «حاکم بزرگوار، می‌خوام شهر رو شکوفاتر کنم، برای‌باشد​ همین قصد دارم خانه حراج شهر رودخانه سفید رو به خانه حراج‌بازیکنان​ یه شهر دیگه متصل کنم. امیدوارم اجازه این کار رو به من بدید.»

خانه حراج یکی از ارکان مهم اقتصادی برای یک‌نمی‌ماند​ شهر بود. توسعه خانه حراج به معنای توسعه شهر‌بازیکنان​ بود و شکوفایی آن، شکوفایی شهر را به همراه داشت.

در گذشته، قدرت‌ها با خانه‌های حراج NPC که به دست می‌آوردند، صرفاً مانند یک دستگاه خودپرداز و کلیدی برای کنترل شهر NPC رفتار می‌کردند. آن‌ها متوجه نبودند که خانه‌های حراج NPC در واقع ابزاری برای تسریع توسعه شهرک‌های گیلد هستند.

این کاربرد تنها بیش از یک سال‌هرگز​ پس از معرفی سیستم عرصه حراج به‌همان​ بازی کشف شده بود. یک سال تمام!

با محبوبیت و درآمدی که یک خانه حراج NPC به همراه می‌آورد، یک سال زمان برای ارتقای یک شهرک گیلد به یک شهر پیشرفته بیش از حد کافی بود. با وجود این، از آنجا که قدرت‌های مختلف نتوانسته بودند این کاربرد را کشف کنند، حتی با گذشت بیش از دو سال از راه‌اندازی قلمرو خدا در گذشته، هنوز حتی یک شهر پیشرفته گیلد در بازی وجود نداشت.

حتی شهرهای متوسطِ آن زمان نیز فاصله زیادی تا تبدیل شدن به شهرهای پیشرفته داشتند. بدون کمک یک خانه حراج NPC، حتی سه تا پنج سال توسعه نیز برای ارتقای یک شهر متوسط به یک شهر پیشرفته کافی نبود.

شهرک‌ها و شهرهای گیلد، پایه و اساس توسعه یک گیلد در قلمرو خدا محسوب می‌شدند. در این میان، تفاوت عظیمی میان شهرک‌ها و شهرهای‌سطح​ گیلد در رتبه‌های مختلف وجود داشت؛ به‌ویژه زمانی که یک شهر متوسط به یک شهر پیشرفته ارتقا می‌یافت. اگرچه این تغییر بیشتر کمی بود،‌فردی​ اما تفاوت بسیار فاحش بود. علاوه بر این، برخی از سازه‌های ویژه که به پیشرفت بازیکنان کمک می‌کردند، تنها در شهرهای پیشرفته قابل ساخت بودند.

بنابراین، وقتی قدرت‌های مختلف‌نمی‌دانستند​ از این قابلیت باخبر شدند،‌دیدار​ همگی غرق در پشیمانی گشتند.

اگر زودتر به این قابلیت پی برده بودند، می‌توانستند سرعت توسعه‌خاصی​ گیلدهایشان و سطح بازیکنان قلمرو خود را به مرحله‌ای کاملاً جدید‌معمولاً​ ارتقا دهند. این موضوع به‌ویژه در مورد سطح بازیکنان صدق می‌کرد.

با رسیدن بازیکنان به سطوح بالاتر، نقشه‌های‌همیشه​ داخل پادشاهی‌ها و امپراتوری‌ها برای آن دسته از‌حاکمان​ بازیکنانی که به دنبال پیشرفت بودند، ناکافی می‌شد.

این پیشرفت تنها به سطوح محدود نمی‌شد؛ بلکه شامل تکمیل مأموریت ارتقای به رتبه ۳ نیز بود. سطح‌دیگری​ ۱۰۰ نقطه عطف عظیمی برای بازیکنان در قلمرو خدا بود. نه تنها مقابله با هیولاهای سطح ۱۰۰ بسیار‌آرایه‌های​ دشوارتر از هیولاهای سطح ۹۹ بود، بلکه این حداقل سطحی بود که بازیکنان می‌توانستند به رده ۳ ارتقا یابند.

در این میان، پیش‌شرط ارتقا به رده ۳، توسعه در نقشه‌های بی‌طرف بود. با وجود این، از بدشانسی، نقشه‌های بی‌طرف سطح ۱۰۰ به بالا بی‌نهایت خطرناک‌نیز​ بودند؛ آن‌قدر خطرناک که حتی متخصصان رده ۲ نیز برای بقا در آن‌ها به تقلا می‌افتادند. مهم‌تر از همه، محیط در این نقشه‌های بی‌طرف بسیار خشن‌نمی‌کرد​ بود. تراکم پایین مانا، مانند آنچه در تپه جادوگر وجود داشت، تنها کوچک‌ترین چالش محیطی در این نقشه‌های بی‌طرف سطح ۱۰۰ به بالا به شمار می‌رفت.

اگر بازیکنان می‌خواستند مسیر آسان‌تری برای توسعه در این نقشه‌های بی‌طرف سطح ۱۰۰ به بالا داشته‌وجود​ باشند، باید به حمایت شهر گیلد تکیه می‌کردند. توسعه در نقشه‌ای بی‌طرف با سطح ۱۰۰ به بالا،‌ویژه​ به قدم زدن در بیابانی بی‌آب‌وعلف شباهت داشت که شهر گیلد همچون واحه‌ای در آن عمل می‌کرد.

با وجود این، توسعه مناسب بازیکنان در نقشه‌های بی‌طرف سطح ۱۰۰ به‌بیشتر​ بالا تا حد زیادی به رتبه شهر گیلد بستگی داشت. در این‌همان​ نقشه‌ها، شهر پایه تنها خط مقدم بقا برای بازیکنان رده ۲ بود.

دقیقاً همین‌طور بود: بقا. شهرهای‌معمولاً​ پایه تنها از مرگ بازیکنان‌خانه​ در برابر حوادث غیرمنتظره محافظت می‌کردند.

تنها پس از رسیدن به سطح متوسط بود که شهر گیلد می‌توانست زندگی بهتری برای بازیکنان در نقشه‌های بی‌طرف فراهم کند. شهرهای گیلدی که به‌سطح​ سطح پیشرفته می‌رسیدند، قادر بودند زندگی راحتی را حتی در نقشه‌های بی‌طرف سطح ۱۰۰ به بالا برای بازیکنان به ارمغان بیاورند. ارتقا به رده ۳‌دسترسی​ نیز به مراتب آسان‌تر می‌شد؛ و همین دلیلِ اشتیاق شدید قدرت‌های مختلف قلمرو خدا در گذشته برای به دست آوردن شهر پیشرفته اختصاصی خودشان بود.

اگر قدرتی می‌توانست شهر گیلد خود را در همان ابتدا به سطح پیشرفته ارتقا‌نقطه​ دهد، سرعت تبدیل به رده ۳ و تعداد بازیکنان ارتقایافته به طرز چشمگیری افزایش‌حراج​ می‌یافت. در نتیجه، آن قدرت می‌توانست فاصله بین خود و سایر قدرت‌ها را بیشتر کند.

همین موضوع دلیل اشتیاق شدید‌خاصی​ شی فنگ برای تصاحب خانه‌وجود​ حراج شهر رودخانه سفید بود.

در نهایت، ابرقدرت‌ها همچنان ابرقدرت بودند. بال صفر نمی‌توانست امیدی به برابری با منابع و نیروی انسانی در‌دیگری​ دسترس آن‌ها داشته باشد. اگرچه همه بر این باور بودند که بال صفر تنها قدمی کوچک تا تبدیل شدن‌جادویی​ به ابرقدرت فاصله دارد، اما متوجه نبودند که شکافی عظیم میان بال صفر و ابرقدرتی واقعی باقی مانده است.

علاوه بر این، با گذشت زمان، این شکاف تنها واضح‌تر می‌شد؛ همان چیزی که اثر گلوله‌برفی نامیده می‌شود. در‌دیگری​ حال حاضر، حتی بهترین بازیکنان در قلمرو خدا تازه سفر خود را در رده ۲ آغاز کرده بودند، بنابراین‌جادویی​ تفاوت شاید چندان آشکار نبود. با این حال، پس از رسیدن بازیکنان به رده ۳، این شکاف خیره‌کننده می‌شد.

اگر او اکنون پایه و اساسی مستحکم برای بال صفر بنا نمی‌کرد، زمانی که‌نقطه​ ابرقدرت‌های مختلف قلمرو خدا جذب بازیکنان رده ۳ را آغاز می‌کردند، شاید خودش می‌توانست از‌اجازه​ خود محافظت کند، اما بال صفر قادر به دفاع از خود در برابر ابرقدرت‌ها نبود.

با شنیدن سخنان شی فنگ، وایسمن کتاب در دستش را زمین گذاشت و در فکری عمیق فرو‌هرگز​ رفت. طولی نکشید که گفت: «وصل کردنش به حراجیِ یه شهر دیگه؟ غیرممکن که نیست، ولی انجام‌نمی‌شد​ دادنش خیلی سخته. اگه شکست بخوری، باید تاوان سنگینی پس بدی. واقعاً می‌خوای این کارو به عهده بگیری؟»

شی فنگ با جدیت سر تکان داد و گفت:‌نمی‌کردند​ «بله جناب فرماندار.» او از مدت‌ها پیش به این موضوع‌احتمال​ واقف بود، چرا که بدون آمادگی به دیدن وایسمن نمی‌آمد.

وایسمن پرسید: «کدوم‌مردم​ شهر یا شهرک‌معمولاً​ رو انتخاب می‌کنی؟»

شی فنگ‌رودخانه​ پاسخ داد:‌اینجاست​ «شهرک جنگل سنگی!»

تپه جادوگر که شهر بال صفر در آن بنا شده بود، منطقه ارزشمندی برای ارتقای سطح به شمار می‌رفت. او به هیچ وجه نمی‌توانست شهر بال صفر را به نقشه‌ای بی‌طرف‌زیاد​ منتقل کند. با وجود این، شهرک جنگل سنگی داستان متفاوتی داشت. کوهستان پنجه‌سنگی که شهرک در آن ساخته شده بود، رفته‌رفته محبوبیت خود را در میان بازیکنان از دست می‌داد. علاوه بر‌نمی‌توانستند​ این، شهرک جنگل سنگی پیش از این به شهرکی پیشرفته تبدیل شده بود و تنها یک قدم با شهر پایه فاصله داشت؛ بنابراین، طبیعتاً باید توسعه آن را در اولویت قرار می‌داد.

اگرچه اتصال خانه حراج NPC به خانه حراج شهرک گیلد کمی دشوارتر از اتصال آن به خانه حراج شهر گیلد بود، اما میزان سختی آن تنها در سطح مأموریت تیمی حماسی قرار داشت. تکمیل چنین مأموریتی برای وضعیت کنونی شی فنگ، به هیچ وجه مشکلی ایجاد نمی‌کرد.

وایسمن طوماری بیرون آورد و به شی فنگ داد و گفت:‌خانه​ «خیلی خب، به عنوان فرماندار شهر رودخانه سفید، این اختیار رو‌پایش​ بهت می‌دم. اینم کارایی که باید انجام بدی. امیدوارم از پسش بربیای!»

در همین حین، به محض‌دیدگاه​ اینکه شی فنگ طومار را گرفت،‌خاصی​ اعلان سیستم در گوشش طنین‌انداز شد.

SYSTEM

سیستم: مأموریت افسانه‌ای پست [جاده شکوفایی] را پذیرفتید.

ناولها | novelha.net