---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3239: هویتی حیرت‌انگیز • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 3239: هویتی حیرت‌انگیز

0

یادداشت مترجم:

تغییراتی در چپتر‌تأیید​ ۳۰۶ و چپتر‌است​ ۳۱۱ اعمال شد:

چپتر ۳۰۶:

متن اصلی: اگر بازیکنان پیش از رقابت گروه تشکیل می‌دادند، در مرحله‌لقب‌داری​ مقدماتی در یک دسته قرار می‌گرفتند. این موضوع به آن‌ها اجازه می‌داد‌کرده​ تا هوای یکدیگر را داشته باشند و شانس بقایشان را افزایش دهند.

متن ویرایش‌شده: اگر بازیکنان پیش از رقابت گروه تشکیل می‌دادند،‌لقب‌داری​ در صورتی که در یک دسته قرار می‌گرفتند، می‌توانستند هوای‌طلایی​ یکدیگر را داشته باشند و شانس بقایشان را افزایش دهند.

(منبع اصلی‌پادشاهی​ را اشتباه‌بی‌شمار​ متوجه شده بودم.)

چپتر ۳۱۱:

متن اصلی: باید دانست که Ocean Breeze، شوالیه هزار باد، نه تنها نابغه‌ای بود که در رتبه‌بندی نسل اول پادشاهی جنگل بی‌شمار جایگاه پنجاهم را داشت، بلکه به دلیل کلاسش، بلای جان تمام کلاس‌های جادویی نیز بود.

متن ویرایش‌شده: باید دانست که Ocean Breeze، شوالیه هزار باد، نه تنها نابغه‌ای بود که در میان نسل جوان پادشاهی جنگل بی‌شمار جایگاه پنجاهم را داشت، بلکه به دلیل کلاسش، بلای جان تمام کلاس‌های جادویی نیز بود.

(احتمال می‌دهم‌دادن​ اشتباه تایپی‌استفاده​ بوده باشد.)

نفر هفتم فهرست خدایان؟

کسی که اتحاد هفت لومیناری‌آورده​ او را به عنوان امپراتور‌لقب‌داری​ شمشیر آسورا به رسمیت می‌شناسد؟

حتی قوی‌تر از Saint Nine؟

اطلاعاتی که Desolate Fury فاش کرد، باعث شد Lightning Chaser در جهان‌بینی خود دچار تردید شود.

با وجود اینکه Lightning Chaser تک‌تک کلمات Desolate Fury را می‌فهمید، اما این کلمات در کنار هم هیچ معنایی برایش نداشت.

فارغ از فهرست خدایان، صرفِ اینکه اتحاد هفت لومیناری از یک لقب برای خطاب قرار دادن یک‌شعلۀ​ بازیکن استفاده می‌کرد، نشان می‌داد که این بازیکن پیش از این تأیید اتحاد را به دست آورده است.‌می‌رفت​ به عبارت دیگر، این بازیکن متخصصِ لقب‌داری بود که کل قلمرو خدای بزرگ او را به رسمیت می‌شناخت.

اما چطور ممکن بود شعلۀ سیاه، کسی که حتی نشان برگ طلایی هم نداشت، متخصص لقب‌داری باشد که اتحاد هفت لومیناری او را تأیید کرده است؟ علاوه بر این، او حتی از Saint Nine هم قوی‌تر بود؟

Lightning Chaser از هر زاویه‌ای که به این موضوع نگاه می‌کرد، صرفاً شبیه یک شوخی بود.

باید دانست که Saint Nine پیش از این یکی از ده پاراگون بزرگِ پادشاهی رودخانه باستانی به شمار می‌رفت. او تنها پس از شکست خوردن از Saint Three از این جایگاه کناره‌گیری کرده بود.

با وجود این، به این معنا نبود که Saint Nine دیگر شایستگی حضور در میان ده پاراگون بزرگ را ندارد. برعکس، او هر زمان که می‌خواست می‌توانست جایگاه دیگری را در میان ده پاراگون بزرگ تصاحب کند. علاوه بر آن، در میان پنج نفر اول نیز قرار می‌گرفت.

«امپراتور شمشیر آسورا؟ پس اون همون‌نشان​ امپراتور شمشیر آسوراست که تو دنیای‌دیگر​ مینیاتوری باستانی این‌قدر در موردش شایعه هست؟»

«اون نفر هفتم فهرست خدایان تو دنیای‌عبارت​ مینیاتوری باستانیه؟ بی‌دلیل نیست که می‌تونه متخصصای‌می‌شناخت​ طبقه چهارم رو مثل مورچه له کنه!»

«آها! حالا فهمیدم! واسه همینه که اون دو تا الهه این‌قدر بهش توجه نشون می‌دن! اگه اون از Saint Nine هم سرتر باشه، حتی دخترای وارثِ صد شرکت برتر قلمرو نور ستاره هم براش سر و دست می‌شکونن!»

با شنیدن فریاد Desolate Fury، برخی از نوابغِ مطلع‌ترِ قدرت‌های هژمونیک در میدان، به‌سرعت متوجه ماجرا شدند. هم‌زمان، وقتی به شی فنگ در آینه جادویی نگاه می‌کردند، حسادت از چشمانشان رخت بربست و جای خود را به حس احترام و تحسین داد.

قلمرو خدای بزرگ مکانی بی‌نهایت بی‌رحم بود.‌تأیید​ دنیایی بود که در آن قدرت حرف‌لقب‌داری​ اول را می‌زد و قوی‌ترها، ضعیف‌ترها را می‌دریدند.

چرا که تنها قدرتمندانِ قلمرو خدای بزرگ می‌توانستند زندگی بهتر و‌قلمرو​ طولانی‌تری در دنیای بزرگ داشته باشند. حتی شکوفایی و رونقِ بسیاری‌کرده​ از شرکت‌ها در دنیای بزرگ، به ابرقدرت‌های قلمرو خدای بزرگ وابسته بود.

در این میان، شی فنگ آشکارا صلاحیت آن را داشت که در‌نداشت​ آینده به صف ابرقدرت‌های قلمرو خدای بزرگ بپیوندد. زیبارویان بااستعداد که جای‌دست​ خود داشتند، حتی مردان جوان نیز وسوسه می‌شدند تا به او نزدیک شوند...

«داداش شعلۀ سیاه این‌قدر قویه؟»

وقتی Midsummer که تازه راند اول خود را به پایان رسانده بود، صحبت‌های بازیکنان اطراف را شنید، نتوانست جلوی خودش را بگیرد و با چشمانی گشادشده به تصویر شی فنگ در آینه خیره شد.

هرچند شی فنگ پیش از این در مبارزه با گروه Uncaring Arrogance قدرت حیرت‌انگیزی از خود نشان داده بود، اما دستاوردهایی که تماشاچیان به آن اشاره می‌کردند، در سطح کاملاً متفاوتی قرار داشت.

این واقعیت که شی فنگ از Saint Nine قوی‌تر بود، نشان می‌داد که او دست‌کم با Saint Three برابری می‌کند. با چنین قدرتی، او همین حالا هم می‌توانست برای جایگاه پاراگون اولِ پادشاهی رودخانه باستانی رقابت کند.

در حالی که ذهنیت تماشاچیانِ حاضر در میدان نسبت به‌لقب‌داری​ شی فنگ در حال تغییر بود، او آرام‌آرام به سمت وو‌متخصص​ شیائوشیاو و قاتلِ لقب‌داری که با او مبارزه می‌کرد، قدم برداشت.

با دیدن این صحنه، قاتل عنوان‌دار با‌اما​ عجله از وو شیائوشیائو فاصله گرفت و‌صرفِ​ با احتیاط به شی فنگ چشم دوخت.

Unforgettable Leaf پس از برداشتن نقابش، با عجله توضیح داد: «بیا با حرف حلش کنیم داداش Black Flame. من Unforgettable Leaf هستم، از گیلد بوای آسمانیِ امپراتوری جنگل بی‌شمار. اتفاقی که الان افتاد فقط یه سوءتفاهم بود. قصد ندارم باهات دشمن بشم. فقط داشتم وقت می‌خریدم و منتظر بودم این دور تموم بشه. هیچ قصد دیگه‌ای نداشتم.»

بازیکنی با فیزیک رده ۵ حریفی‌نشان​ نبود که یک متخصص عنوان‌دار رده‌دیگر​ ۴ بتواند با او مقابله کند.

هدف فعلی‌اش تنها راه‌یابی به جمع ۲۰ نفر برتر رقابت تازه‌کارها و صعود به رقابت‌چطور​ رسمی مجموعه گلکسی بود. اگر نمی‌توانست در میان ۲۰ نفر برتر رقابت تازه‌کارها قرار گیرد،‌پاراگون​ چالش‌هایی که برای ورود به رقابت رسمی با آن‌ها روبه‌رو می‌شد، به شدت افزایش می‌یافت.

وو شیائوشیائو با تعجب گفت: «Unforgettable Leaf از گیلد بوای آسمانی؟»

با شنیدن هویت Unforgettable Leaf، وو شیائوشیائو ناخودآگاه خواندن وردش را متوقف کرد و اثری از تردید در چشمانش پدیدار شد.

هر بازیکنی که مدتی در پادشاهی رودخانه‌تأیید​ باستانی حضور داشت، به احتمال زیاد نام‌لقب‌داری​ گیلد بوای آسمانی به گوشش خورده بود.

در حالی که شش قدرت سلطه‌گر بر پادشاهی رودخانه باستانی حکومت می‌کردند، سه گیلد اداره امپراتوری جنگل بی‌شمار را در دست داشتند. در این میان، بوای آسمانی یکی از این سه‌بزرگِ​ گیلد بود. نه‌تنها دو شرکت از ۱۰۰ شرکت برتر قلمرو نور ستاره بودجه این گیلد را تأمین می‌کردند، بلکه نابغه‌ای بی‌بدیل در اختیار داشت که کل امپراتوری جنگل بی‌شمار تنها هر‌باستانیه​ صد سال یک‌بار به خود می‌دید. به لطف این عوامل، بوای آسمانی در حال حاضر نزدیک‌ترین گزینه برای تبدیل شدن به یک قدرت سلطه‌گر رده‌بالا در امپراتوری جنگل بی‌شمار به شمار می‌رفت.

از طرفی، Unforgettable Leaf فردی کاملاً مشهور در امپراتوری جنگل بی‌شمار بود. او در نبرد نوابغ امپراتوری جنگل بی‌شمار رتبه ۳۲ را کسب کرده بود. او نه‌تنها یکی از مدیران ذخیره‌ای بود که بوای آسمانی پرورش می‌داد، بلکه از همین حالا مقام معاونت فرماندهی سومین لژیون برگ برنده این گیلد را نیز بر عهده گرفته بود. از این جایگاه می‌شد فهمید که بوای آسمانی چقدر برای او ارزش قائل است.

با دیدن اینکه وو شیائوشیائو او را شناخته است، Unforgettable Leaf لبخندی زد و گفت: «پس منو می‌شناسی خانم شیائوشیائو.» او پیش از این نگران بود که شی فنگ او را نشناسد. با وجود این، حالا که وو شیائوشیائو هویتش را می‌دانست، همه‌چیز روبه‌راه بود.

هرچه باشد، هیچ قدرتی در‌می‌کرد​ پادشاهی رودخانه باستانی جرئت نداشت‌است​ بوای آسمانی را آزرده کند.

شی فنگ شاید می‌توانست در سرزمین مخفی رودخانه باستانی هر کاری‌قلمرو​ دلش می‌خواهد بکند، اما به محض خروج از آنجا، گیلد بوای‌کرده​ آسمانی راه‌های بی‌شماری برای از پای درآوردن او در اختیار داشت.

با وجود این، حتی پس از شنیدن معرفی Unforgettable Leaf، شی فنگ با خونسردی پرسید: «وراجی‌هات تموم شد؟»

با دیدن اینکه شی فنگ از نزدیک شدن به او دست برنمی‌دارد، صدای Unforgettable Leaf سرد شد: «داداش Black Flame! من این بار با یه مأموریت مهم از طرف گیلد اینجام! اگه به جنگیدن ادامه بدیم، به نفع هیچ‌کدوممون نیست!»

شی فنگ با خنده گفت: «پس منظورت‌تأیید​ اینه که تو می‌تونی ما رو بکشی،‌لقب‌داری​ ولی ما نمی‌تونیم تو رو بکشیم. درسته؟»

اگر Unforgettable Leaf واقعاً قصد داشت تا پایان دور منتظر بماند، می‌توانست به‌سادگی در جنگل پنهان شود و هیچ‌کس هم نمی‌توانست پیدایش کند. اما چنین کاری نکرده بود. در عوض، تنها به این دلیل که فکر می‌کرد می‌تواند به آن‌ها زور بگوید، بدون تردید به آن‌ها حمله کرده بود.

Unforgettable Leaf حرف‌های شی فنگ را رد نکرد. در عوض، صدایش را پایین‌تر آورد و گفت: «داداش Black Flame، که گفتم این یه سوءتفاهمه! چرا این‌قدر خشونت به خرج میدی؟ فکر می‌کنی نمی‌تونم شکستت بدم یا سالم از اینجا فرار کنم؟»

کلاس قاتل بیشترین میزان بقا را در محیط‌های باز‌متخصصِ​ داشت. اگر اولین ضربه یک قاتل به هدف نمی‌نشست، می‌توانست‌برگ​ به‌راحتی فرار کند و هیچ‌کس هم به گرد پایش نمی‌رسید.

هرچند Unforgettable Leaf مطمئن بود که می‌تواند از دست شی فنگ فرار کند، اما این کار نیازمند استفاده از برخی برگ برنده‌هایش بود. به همین دلیل، تصمیم گرفته بود با شی فنگ مدارا کند. اگر او واقعاً از برگ برنده‌هایش استفاده می‌کرد، تنها کاری که از دست شی فنگ برمی‌آمد، تماشای فرار او بود.

شی فنگ در پاسخ به اعتمادبه‌نفس Unforgettable Leaf گفت: «پس سعیت رو بکن ببینم می‌تونی از دستم فرار کنی یا نه!»

بلافاصله پس از آن، موجی از مانا از زیر پاهایش گسترش یافت و در یک چشم‌به‌هم‌زدن شعاع ۵۰۰‌دادن​ یاردی را پوشش داد. سپس، سایه یک دنیای مینیاتوری بر منطقه تحت پوشش فرود آمد و آن را‌ممکن​ از دنیای بیرون جدا کرد. حتی آینه جادویی میدان نیز دیگر نمی‌توانست اتفاقات درون این منطقه را ثبت کند.

خلقت جهان!

ناولها | novelha.net