چپتر 1110: رقابت بر سر اردوگاههای هیولا
0با شنیدن سؤال Phoenix Rain، شی فنگ سرش را تکان داد. برخلاف تصور Phoenix Rain، او علاقه خاصی به جزیره تندر نداشت.
به نظر Phoenix Rain پاسخ شی فنگ منطقی بود.
اگر شی فنگ واقعاً وضعیت جزیرهققنوس تندر را درک میکرد، پس میدانستشمار رقابت پیش رو چقدر شدید خواهد بود.
در حال حاضر سه سوپر گیلد در این رقابت حضور داشتند، انجمنهای سوپر-درجه-یک که جای خود داشت. علاوه بر این، نبردهای پیشیورشها رو اصلاً جزئی و کوچک نبود. این گیلدها داشتند تمام بازیکنان برتر خود را اعزام میکردند. تکتک این قدرتها خواهان حاکمیت بر جزیرهپایگاه تندر بودند. به این ترتیب، میتوانستند موقتاً یک نقطه انتقال برای گیلد ایجاد کرده و پایگاهی برای کاوش در دریای مرگ بنا کنند.
هر چه باشد، دریای مرگ از قاره اصلی بسیار دور بود. حتی اگر بازیکنان با قایقمجبور تندرو از نزدیکترین شهرک ساحلی راه میافتادند، رسیدن به دریای مرگ بیش از یک روز دریانوردی زمانغیرممکن میبرد. در مسیر رسیدن به جزیره تندر، بازیکنان باید از یک منطقه دریایی خطرناک نیز عبور میکردند.
برای شرکت در اینباس رقابت، به یک ناوگان دریاییدرآوردن بسیار قدرتمند نیز نیاز بود.
هیولاهای دریایی قدرتمندتر از هیولاهای خشکی بودند، چه برسد به هیولاهای دریایی در سطح باس. حتی عمارت اژدها-ققنوس برای از پای درآوردن یکی از این باسها،خسارتی مجبور بود شمار زیادی از نخبگان و متخصصانش را فدا کند. ممکن بود در یکی از این یورشها به راحتی تا ۳۰ کشتی را از دست بدهند.جایگاه تحمل چنین خسارتی حتی برای انجمنهای درجه یک نیز غیرممکن بود، اما با وجود این همه فداکاری، در نهایت تنها یک یا دو مجوز ورود نصیبشان میشد.
اگر زیرو وینگ که هیچ پایگاه دریاییایعمارت نداشت وارد این رقابت میشد، احتمالاً خسارتیمجبور بسیار بیشتر از عمارت اژدها-ققنوس متحمل میگشت.
پس از کمی تأمل، شی فنگ گفت: «بیست تا جایگاه به من بده. میتونم کمکتباسها کنم دو تا برج باستانی رو حفظ کنی. دستمزدم ۲۰,۰۰۰ کریستال جادویی و یک نقطه انتقالخسارتی موقته. اگه شکست بخوریم، حتی یه سکه هم نمیگیرم. هیچ غرامتی هم برای مرگ بچهها نمیخوام.»
تسخیر اردوگاههای هیولا در جزیره تندر بسیار دشوار بود. قدرت هیولاهای این اردوگاهها به سطح بازیکنان حاضر در جزیره بستگی داشت.راحتی این هیولاها عموماً در رتبه سردسته و بالاتر بودند. تا پیش از رسیدن بازیکنان به رده ۲، باسهای محافظ این اردوگاههاهیچ همگی لرد اعظم بودند. با احتساب خطر شبیخون سایر گیلدها، درجه سختی تسخیر یک اردوگاه از همان نگاه اول کاملاً مشخص بود.
مهمتر از همه، هیولاهای این اردوگاهها دفاع و مقاومت جادوییباسها بسیار بالایی داشتند. یورش به این اردوگاهها به صورت عادی ممکنکشتی نبود. برای کاهش دشواری، به اثرهای مثبت برجهای باستانی نیاز بود.
در همین حال، هر چهسطح برجهای باستانی بیشتری اشغال میشد،پای مقابله با این هیولاها آسانتر میگشت.
با وجود این، جزیره تندر تعداد محدودی برج باستانی داشت. گیلدهای بزرگِ مختلف قطعاًیکی نیروهایشان را برای تسخیر این برجها اعزام میکردند، هرچند که برای این کار تنهابدهند گروه کوچکی از بازیکنان را میفرستادند. هر چه باشد، اردوگاههای هیولا مهمترین اهداف بودند.
برای حفظ یک برج باستانی، عموماً ۱۵ تا ۲۰ بازیکن اعزام میشد و این گیلدهانخبگان معمولاً برای تسخیر سه یا چهار برج تلاش میکردند. پس از انجام این کار، بااما تکیه بر قدرت متخصصانشان میتوانستند تنها با حدود صد بازیکن، یک اردوگاه هیولا را پاکسازی کنند.
پیشنهاد او برای دفاع از دو برج باستانی بدون شک مقداری از بار را از روی دوش Phoenix Rain برمیداشت. با این کار، او ۱۰ بازیکن بیشتر برای تسخیر اردوگاه هیولا در اختیار داشت.
Phoenix Rain به فکر فرو رفت و پرسید: «تو دو تا برج باستانی رو حفظ میکنی؟»
برای تثبیت کنترلشان بر برجهای باستانی، او پیشتر تصمیم گرفته بود ۲۰ بازیکن را به هر برج اعزام کند. برنامه او فرستادن ۶۰ممکن بازیکن برای تسخیر سه برج باستانی بود. بیش از ۱۰۰ بازیکن دیگری که داشت برای تسخیر یک اردوگاه بیش از حد کافی بودند.هیچ این محتاطانهترین برنامه او بود. در حالت ایدهآل، او میخواست دو اردوگاه را تسخیر کند. اما انجام این کار بیش از حد دشوار بود.
اگر حرف شی فنگ حقیقت داشت و میتوانست تنها با ۲۰ بازیکن از دو برج باستانی محافظت کند، Phoenix Rain میتوانست ۲۰ بازیکن بیشتر برای خودش نگه دارد. اگر تلاش بیشتری برای گسترش ناوگانش به خرج میداد، شاید حتی میتوانست تا پیش از روز مسابقه، دو یا سه مجوز ورود دیگر نیز به دست آورد. در آن صورت، شانس تسخیر دو اردوگاه هیولا را پیدا میکرد.
اما، موافقت با شرطعمارت شی فنگ برای نقطهدرآوردن انتقال تا حدودی دشوار بود.
با تسخیر هر اردوگاه هیولا در جزیره تندر، دو نقطه انتقال موقت گیلد در شهرک به دست میآوردند. اوفدا پیشتر یکی از نقاط انتقال را به گیلد بزرگ دیگری که برای کمک به او اعلام آمادگی کرده بود، وعدهورود داده بود. اگر به خاطر آن گیلد بزرگ نبود، در وهله اول نمیتوانست این تعداد مجوز ورود به دست آورد.
اگر پیشنهاد شی فنگقدرتمندتر را میپذیرفت، باید دوباس اردوگاه هیولا را تسخیر میکرد.
با وجود این،سطح متغیرهای نامعلوم زیادیاژدها در میان بود.
علاوه بر این، برای Phoenix Rain سخت بود باور کند که بال صفر این همه متخصص قدرتمند در اختیار داشته باشد که بتوانند تنها با گروهی بیست نفره از دو برج باستانی دفاع کنند.
شی فنگ به Phoenix Rain که داشت روی پیشنهادش فکر میکرد نگاه کرد و پرسید: «مشکلی پیش اومده؟»
Phoenix Rain توضیح داد: «لیدر گیلد شعلۀ سیاه، راستش رو بخوای، هر اردوگاه هیولایی که تسخیر بشه فقط دو نقطه انتقال موقت گیلد میده. از بین اونا، من یکی رو از قبل به گیلد آسمان قول دادم. با اینکه آسمان فقط یه گیلد درجه یکه، اما داشته روی قدرت دریاییش کار میکرده. الان نیروی دریاییش حتی از خیلی از گیلدهای سوپر-درجه-یک هم قویتره. اگه به خاطر اونا نبود، من از همون اول نمیتونستم این همه مجوز ورود گیر بیارم.»
شی فنگ که آنباس گیلد را از گذشتهاشپای به یاد میآورد، پرسید: «آسمان؟»
گیلد آسمان در واقع فرمانروای بلامنازع دریا بود. آسمان در همان اوایل بازی، دو شهر ساحلی NPC را که جمعیت میلیونی داشتند، به تصرف خود درآورده بود. این دو شهر به عنوان پایگاهی برای گیلد عمل میکردند تا قدرت دریایی خود را توسعه دهد. علاوه بر این، آسمان تمرکز خود را بر توسعه نیروی دریاییاش گذاشته بود. اگرچه در مجموع، این گیلد به طور قابل توجهی از انجمنهای سوپر-درجه-یک ضعیفتر بود، اما نبردهای دریایی به متخصصان گیلد اتکایی نداشت. کمیت و کیفیت کشتیهای گیلد نیز نقش عمدهای ایفا میکرد. در گذشته، حتی برخی از سوپر گیلدها نیز حریف قدرت مبارزه دریایی آسمان نمیشدند.
جای تعجب نداشت که عمارت اژدها-ققنوس با وجود اینکهققنوس به تازگی توسعه دریایی خود را آغاز کرده بود،متخصصانش توانسته بود این تعداد مجوز ورود به دست آورد.
شی فنگ پرسید:هیولاهای «رقابت جزیره تندربرسد کی شروع میشه؟»
Phoenix Rain با نگاهی پرسشگرانه به شی فنگ پاسخ داد: «رقابت هفت روز دیگه شروع میشه. ولی سفر به جزیره یه روز کامل طول میکشه، برای همین فقط شش روز برای آماده شدن وقت داریم.» او نمیفهمید چرا شی فنگ چنین سؤالی پرسیده است.
شی فنگ با خنده گفت: «هفت روز باید کافی باشه. ارباب عمارت فونیکس، نظرت در مورد یه پیشنهاد دیگه چیه؟ ۶۰ تادست جایگاه به من بده. تا زمانی که طرف شما بتونه سه تا برج باستانی رو نگه داره، طرف من یه اردوگاه هیولاوارد براتون تسخیر میکنه. در عوض، من علاوه بر یه نقطه انتقال موقت، ۱۰۰,۰۰۰ کریستال جادویی یا زمینهایی با ارزش معادل میخوام. نظرت چیه؟»
با شنیدن پیشنهاد جدید شی فنگ، Phoenix Rain و Blue Phoenix حیرتزده به او خیره شدند.
هر دو معتقدهیولاهای بودند که شیبرسد فنگ دیوانه شده است.
اگرچه تأمین ۱۰۰,۰۰۰ کریستال جادویی برای آنها مشکلی نبود،درآوردن اما اصلاً نمیفهمیدند شی فنگ این اعتماد به نفسکند را برای بیان چنین ادعای جسورانهای از کجا آورده است.
بر اساس تخمین او، با این فرض که میتوانستندیکی طبق برنامه سه برج باستانی را تسخیر کنند، تسخیر یکیورشها اردوگاه هیولا به حداقل ۱۰۰ متخصص تراز اول نیاز داشت.
اگرچه از نگاه بازیکنان عادی، گیلد پر از متخصص به نظردرآوردن میرسید، اما در چشم ابرقدرتها، بال صفر تنها حدود ده متخصص واقعاًراحتی توانمند داشت. شی فنگ چگونه میخواست ۵۰ جایگاه باقیمانده را پر کند؟
حتی اگر میتوانست ۵۰ متخصص توانمند دیگرسطح را نیز اعزام کند، تسخیر یک اردوگاهیکی هیولا تنها با ۶۰ بازیکن غیرممکن بود.
«ارباب عمارت فونیکس، تو از اول برنامه داشتی فقط یه اردوگاه رو تسخیر کنی، درسته؟ خودت هم میدونی که احتمال تسخیر دومینکشتی اردوگاه خیلی کمه. حتی اگه به بال صفر اجازه بدی برای دومین اردوگاه بجنگه، مطمئنم ضرر زیادی نمیکنی. اگه هنوزم مطمئن نیستی،دریاییای میتونم یه قرارداد امضا کنم. اگه بال صفر نتونه دومین اردوگاه رو به دست بیاره، ما ۱۰۰,۰۰۰ کریستال جادویی بهت میدیم. چطوره؟»