---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3594: ضربه حیرت‌انگیز • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 3594: ضربه حیرت‌انگیز

0

«ارشد Gray Eagle، این Black Flame دقیقاً کیه؟»

وقتی Verdant Rainbow دید که مشت انرژی قدرتمند کاملاً دفع شد، شوکی بی‌سابقه چشمانش را فرا گرفت. سپس، به محض اینکه از بهت خارج شد، بی‌درنگ از ارشدی که مسئولیت اسکورت متخصصان قدرت‌های مختلف به کمپ رستاخیز جنگل منطقه مرده را بر عهده داشت، سؤال کرد.

تا جایی که او می‌توانست تشخیص دهد، تکنیک مبارزه‌ای که شی فنگ تازه اجرا کرده بود، چندان‌حول​ پیچیده نبود. در بهترین حالت، یک تکنیک مبارزه نقره‌ای پیشرفته بود که هر متخصص طبقه چهارمی می‌توانست‌البته​ در آن استاد شود. این تکنیک در مقایسه با [قلب نه‌گانه] او هیچ حرفی برای گفتن نداشت.

با وجود این، چنین تکنیک ساده‌ای با موفقیت مشت انرژی Chalk Splendor را دفع کرده بود. حتی اگر مشت انرژی صرفاً نتیجه حمله معمولیِ Chalk Splendor بود، همچنان حیرت‌انگیز به شمار می‌رفت.

حداقل، اگر خودش تنها به‌پیدا​ [قلب نه‌گانه] تکیه می‌کرد، تکرار‌اخم​ این شاهکار برایش دشوار بود.

Gray Eagle که هنوز از این سلسله اتفاقات در شوک بود، با شنیدن سؤال دختر غافلگیر شد و پرسید: «من؟»

Gray Eagle تنها یک ارشد خارجی در اتحاد هفت لومیناری بود. جایگاه او در اتحاد بسیار پایین‌تر از ارشدهای داخلی بود، چه رسد به شخص برگزیده‌ای مانند Verdant Rainbow. در حالت عادی، او حتی فرصت هم‌کلام شدن با Verdant Rainbow را پیدا نمی‌کرد، چه رسد به اینکه دختر پیش‌قدم شود و از او سؤالی بپرسد.

Verdant Rainbow اخم کرد و پرسید: «نمی‌دونی؟»

مسئولیت اصلی Gray Eagle به عنوان یک ارشد خارجی، جمع‌آوری و سازماندهی اطلاعات برای اتحاد هفت لومیناری بود، بنابراین انتظار می‌رفت در مسائل مربوط به اتحاد، همه‌چیز را بداند. این موضوع به‌ویژه در نبرد فعلی که حول کمپ‌های رستاخیز داخلی آرک جهانی می‌چرخید، صدق می‌کرد. گذشته از این، اگر اتحاد هفت لومیناری درک درستی از قدرت نیروهای مختلف نداشت، اطمینان از اینکه هر شش کمپ رستاخیز از نظر قدرت مبارزه در یک سطح استاندارد باشند، دشوار می‌شد.

البته، قدرت‌های مختلف کم و بیش برخی از برگ‌های برنده خود را مخفی نگه می‌داشتند. اما به عنوان یک ارشد خارجیِ اتحاد هفت لومیناری، Gray Eagle همچنان باید اطلاعاتی کلی درباره این برگ‌های برنده پنهان می‌داشت.

Gray Eagle با عجله گفت: «یه چیزایی می‌دونم! Black Flame در حال حاضر لیدر گیلد زیرو وینگ هست. همچنین توی جدیدترین لیست افتخار مقدس، جزو پنج نفر اوله.»

با شنیدن پاسخ ارشد، Verdant Rainbow که احساس می‌کرد طرف مقابل دارد او را دست می‌اندازد، کمی خشمگین شد و گفت: «پنج نفر اول لیست افتخار مقدس؟»

اگر Black Flame تنها یکی از پنج متخصص برتر لیست افتخار مقدس بود، پس جایگاه او کجا قرار می‌گرفت؟

قعر لیست افتخار‌پیش‌قدم​ مقدس؟ یا قعر‌اخم​ لیست افتخار درخشان؟

Gray Eagle سراسیمه توضیح داد: «این بر اساس آخرین نمایش عمومی اونه. ما هنوز دقیقاً نمی‌دونیم چقدر قدرت داره.»

Verdant Rainbow آهی کشید و در حالی که از اطلاعات ارائه‌شده به شدت ناراضی بود، گفت: «فهمیدم.»

گذشته از این، اگر شی فنگ امروز وارد عمل نمی‌شد، او فرصت آشنایی با چنین متخصص قدرتمندی را از دست می‌داد.‌همه‌چیز​ دختر با لحنی قاطع دستور داد: «وقتی کارمون با این نبرد تموم شد، می‌خوام از تمام منابع موجود برای تحقیق در موردش‌می‌شد​ استفاده کنی. می‌خوام هر چیزی که میشه در موردش دونست رو بفهمم. نذار حتی یه ویدیوی مبارزه هم از دستت در بره!»

Verdant Rainbow نیز از آنجا که [رشته جهانی] را در اختیار داشت، می‌توانست یک متخصص سطح تابو به شمار رود. به همین دلیل، نسبت به سایر بازیکنان حاضر، خیلی بهتر درک می‌کرد که موفقیت شی فنگ در دفع حمله Chalk Splendor آن هم تنها با یک تکنیک مبارزه نقره‌ای پیشرفته، چقدر حیرت‌انگیز است.

باید در نظر داشت که شی فنگ حتی هیچ آرتیفکت الهی به‌بداند​ همراه نداشت. گذشته از این، اگر او یک آرتیفکت الهی در دست داشت،‌درستی​ محال بود بتواند پس از شروع یک حمله جدی، آن را پنهان کند.

برای اینکه یک بازیکن رده ۶ بدون آرتیفکت الهی بتواند حمله Chalk Splendor را دفع کند، حتی اگر صرفاً یک حمله معمولی باشد، قطعاً باید راز خارق‌العاده‌ای در سینه داشته باشد. در این میان، به اعتقاد Verdant Rainbow، ۸۰ درصد احتمال داشت که قدرت شی فنگ از یک میراث خدای اولیه سرچشمه گرفته باشد و ۵۰ درصد احتمال داشت که او یک بدن الهی برتر ساخته باشد.

فارغ از اینکه کدام یک حقیقت‌نمی‌کرد​ داشت، این موضوع امیدی برای پیشرفت‌اصلی​ بیشتر در دل او زنده می‌کرد.

Gray Eagle بی‌درنگ پاسخ داد: «متوجه شدم!»

...

در طرف دیگر، امپراتور خون، گاروت، در حالی که به قامت شی فنگ در میان هوا نگاه می‌کرد، غرق در شوک‌اخم​ و آگاهی ناگهانی شده بود. او سرانجام فهمید که چرا آوربت، شخصی که معمولاً نسبت به دیگران سرد و بی‌تفاوت بود،‌می‌چرخید​ چنین علاقه‌ای به شی فنگ نشان می‌داد؛ تا جایی که تحریکات زیرو وینگ علیه انجمن نور آسمان را کاملاً نادیده می‌گرفت.

پس این همون‌هم‌کلام​ رازیه که تمام این‌پیش‌قدم​ مدت پنهان کرده بودی!

گاروت درحالی‌که به اوربت خیره شده بود، دندان‌قروچه‌ای کرد. خوشبختانه پیش از آنکه‌بنابراین​ دیر شود، فهمیده بود شی فنگ یک وجود تابو است. وگرنه با شروع‌جهانی​ گسترش نفوذش در شهر کریستال اسرار، مرتکب اشتباهِ درافتادن با زیرو وینگ می‌شد.

متخصصان سطح تابو بالاترینِ وجودهای اوج‌اطلاعات​ در قلمرو خدای بزرگ بودند و‌بداند​ شالوده قدرت‌های مختلف شبه‌اوج را تشکیل می‌دادند.

اگر بیرون از قلمرو ابدی بودند، گاروت نیازی نداشت نگران درافتادن با زیرو وینگ باشد. به‌هرحال، گیلد نیش لاجوردی بیش از یکی دو وجود تابو در اختیار داشت. علاوه بر این، همه آن‌ها در سطح ۲۳۰ یا بالاتر قرار داشتند و بسیار قوی‌تر از وضعیت فعلی Verdant Rainbow بودند.

اما در داخل قلمرو ابدی، نیش لاجوردی حتی یک وجود تابو هم نداشت. بنابراین، اگر زیرو وینگ را تحریک می‌کرد،‌مربوط​ حتی نمی‌توانست تصور کند چه بر سر شعبه گیلد نیش لاجوردی در شهر کریستال اسرار خواهد آمد. همچنین ممکن بود‌سطح​ در خطر مرگ دائمی قرار بگیرد؛ خطری که حتی در صورت ارتقا به رده ۶ نیز به قوت خود باقی می‌ماند.

دلیل اینکه قدرت‌های مختلف شبه‌اوج و اوج از وجودهای سطح تابو هراس داشتند، این بود که آن‌ها می‌توانستند با اطمینان صددرصدی، روح بازیکنان رده ۶‌آرک​ را نابود کنند و تنها بازیکنان رده ۶ که یک آرتیفکت الهی در دست داشتند می‌توانستند از چنین سرنوشتی در امان بمانند. بااین‌حال، آرتیفکت‌های الهیخارجیِ​ به‌شدت کمیاب بودند و حتی یک قدرت شبه‌اوج مانند نیش لاجوردی نیز به‌سادگی اجازه نمی‌داد یک معاون گیلد مانند او، چنین سلاحی را در دست بگیرد.

...

درحالی‌که بازیکنان مختلف انسانی در شوک فرو رفته بودند، Chalk Splendor توجهش را به شی فنگ معطوف کرد.

Chalk Splendor با چشمانی پر از هیجان و اشتیاق گفت: «جالبه! واقعاً جالبه! هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یکی مثل تو رو اینجا ببینم!» او شبیه گرگ گرسنه‌ای بود که تازه یک تکه گوشت آبدار دیده باشد. «من، Chalk Splendor، بهت یه فرصت می‌دم. یه کپی از تمام میراث‌هات رو به من بده تا از جونت بگذرم. حتی از جون اعضای گیلدت هم می‌گذرم.»

Chalk Splendor نیز مانند Verdant Rainbow فهمیده بود که شی فنگ یک متخصص معمولی نیست و باید دارای یک میراث خدای اولیه باشد. در این میان، چه این میراث مربوط به یک تکنیک مبارزه، یک تکنیک مانا، یا روشی برای ساخت یک بدن الهی برتر می‌بود، در هر صورت بی‌نهایت ارزشمند به شمار می‌رفت.

اگرچه یک بازیکن نژاد مقدس مانند او نمی‌توانست مستقیماً از این میراث بهره‌مند شود، اما‌نبرد​ می‌توانست روی آن تحقیق کند و راه‌هایی برای عملی کردنش بیابد. و در صورت موفقیت،‌سطح​ شانس بسیار بیشتری برای رقابت بر سر جایگاه لیدر گیلد سلسله خورشید در آینده پیدا می‌کرد.

شی فنگ در پاسخ به اعتمادبه‌نفس و خواسته Chalk Splendor، با لحنی کاملاً خونسرد گفت: «از جون من بگذری؟ تو چیزی بیشتر از یه فرزند مقدس درجه دوی سلسله خورشید نیستی. واقعاً فکر کردی توی قلمرو ابدی شکست‌ناپذیری؟»

سلسله خورشید در هر نسل بیش از دوازده جانشین پرورش می‌داد که با عنوان فرزندان مقدس نیز شناخته می‌شدند. در این‌همه‌چیز​ میان، ازآنجاکه سلسله خورشید یکی از ده قدرت سلطنتی قلمرو خدای بزرگ نژاد مقدس بود، به‌هیچ‌وجه اجازه نمی‌داد فرزندان مقدسِ هسته اصلی‌اش‌می‌شد​ وارد قلمرو خطرناک ابدی شوند. تنها فرزندان مقدس رده‌پایین بودند که این خطر را به جان می‌خریدند و وارد قلمرو ابدی می‌شدند.

بنابراین، حضور Chalk Splendor در قلمرو ابدی نشان می‌داد که جایگاه او در میان فرزندان مقدس سلسله خورشید پایین است. او در بهترین حالت، در سطح فرزندان مقدس درجه دو قرار داشت.

با شنیدن حرف‌های شی فنگ، Chalk Splendor در دم از کوره در رفت و غرید: «عوضی!»

در واقع، همان‌طور که شی فنگ حدس زده بود، وضعیت جایگاه Chalk Splendor در میان فرزندان مقدس سلسله خورشید چندان جالب نبود. او در میان چهارده فرزند مقدس سلسله خورشید، با قرار گرفتن در جایگاه دوازدهم، تقریباً در انتهای لیست بود. این موضوع نقطه ضعف بزرگی برای او محسوب می‌شد و دقیقاً به همین دلیل بود که برای کسب دستاورد به قلمرو ابدی آمده بود. در این میان، حرف‌های شی فنگ بی‌شک دقیقاً دست روی همین نقطه ضعف گذاشته بود.

بی‌درنگ، Chalk Splendor بدون هیچ تردیدی هنر مقدس غروب خورشید را روی شی فنگ اجرا کرد و خورشید مینیاتوری دیگری را در میدان نبرد پدید آورد.

در واکنش به این حمله، شی‌اخم​ فنگ شمشیرش را بالا برد و‌اطلاعات​ به سمت خورشید مینیاتوری پرواز کرد.

ماه تاریک!

این اولین باری بود که شی فنگ پس از ساخت بدن‌مانندالهی برترش از ماه تاریک استفاده می‌کرد و همچنین اولین باری‌نمی‌دونی​ بود که می‌توانست از این تکنیک مانا با تمام ظرفیتش بهره ببرد.

ناگهان، هم‌زمان با فرود آمدن خورشید مینیاتوری‌پیش‌قدم​ بر میدان نبرد، تیغه‌ای هلالی و تاریک‌جمع‌آوری​ از نور پدیدار شد و آسمان را شکافت.

بوووم!

یادداشت مترجم:

[۱] حداقل، اگر او (Verdant Rainbow) تنها به قلب نه‌گانه تکیه می‌کرد، در تکرار این شاهکار با مشکل مواجه می‌شد:

فقط برای یادآوری، حمله‌ای که Verdant Rainbow دفع کرد، با غروب خورشید (هنر مقدس طلایی) اجرا شده بود. بنابراین، Verdant Rainbow می‌گوید/فکر می‌کند که اگر قلب نه‌گانه را با یک مهارت/طلسم/یا چیز دیگری اجرا کند، دفع یک حمله معمولی از طرف Chalk Splendor برایش کاملاً غیرممکن نیست.

...

ناولها | novelha.net