چپتر 3107: سرکوب مانا
0«میراث خدای باستانی پرتگاه؟»
اعلان غیرمنتظرهقدرتمندی سیستم، شی فنگحالی را غافلگیر کرد.
شایعه شده بود که خدای باستانی پرتگاه، خالق پرتگاه و یکی از قدیمیترین خدایان باستانی است. اگرچه خدای باستانی پرتگاه به دلیلیدیگر نامعلوم ناگهان ناپدید شده بود، اما بخشی از قدرتی که این خدای باستانی از خود به جا گذاشته بود، جنگهای عظیمی درپیشفرض قلمرو خدای بزرگ به راه انداخت. حتی برخی از قدرتهای سلطهگر به دلیل این جنگها از قلمرو خدای بزرگ محو شده بودند.
با وجود این، شایعات همچنین حاکی از آن بود که خدای باستانی پرتگاهبرای به دلیل ناپدید شدن ناگهانیاش، هیچ میراثی از خود به جا نگذاشته است.غیرقابل حتی شایعه بود که هنگام ناپدید شدن خدای باستانی پرتگاه، پرتگاه تنها نیمهکاره بود.
با وجود این، حتی اگرطلایی پرتگاه نیمهکاره بود، همچنان قدرت تقابلبنفش با قلمرو خدای بزرگ را داشت.
باور این موضوع برای شی فنگ دشوار بود که خدای باستانی پرتگاهِ گمشده، درحماسی واقع یکی از میراثهای خود را در قلمرو پرتگاه طبقهبندیشده به جا گذاشته باشد.صورت اگرچه این میراث شرط فعالسازی فوقالعاده سختگیرانهای داشت، اما باز هم غیرقابل باور بود.
با وجود این، قابل درک بود که این میراث تا به الان کشفنشده باقی مانده بود. هر چه باشد، به دست آوردن بدن مانای افسانهای بهنقرهای قدری دشوار بود که حتی در یک قلمرو خدای منزوی نمیشد لزوماً بازیکنی با بدن مانای افسانهای پیدا کرد. احتمال اینکه بازیکنی در قلمرو پرتگاه طبقهبندیشده،درنگ مکانی که به شدت با کمبود میراث مواجه بود و محدودیتهای بسیاری را بر بازیکنانش تحمیل میکرد، بدن مانای افسانهای به دست آورد، حتی کمتر هم بود.
بازیکنان قلمرو پرتگاه طبقهبندیشده شاید استانداردهای مبارزه بسیار بالایی داشتند، اما در زمینه بدنهای مانا، نسبت به بازیکنان زادگاه شی فنگ در سطح پایینتری قرار داشتند. حتی متخصصان قدرتمندی مانند Echoing Judgment و Sleeping Quicksand تنها بدنهای مانای طلایی داشتند، در حالی که بیشتر متخصصان دیگر در انجمن نور بنفش تنها بدنهای مانای نقرهای داشتند. هیچکدام از آنها حتی بدن مانای حماسی نداشتند، چه رسد به بدن مانای افسانهای.
...
سیستم: شما یک دقیقه فرصت دارید تا در مورد پذیرش آزمون پرتگاه تصمیم بگیرید. اگر نتوانید تصمیم بگیرید، آزمون استاندارد به صورت پیشفرض به شما داده خواهد شد.
...
با شنیدن این اعلان جدید سیستم،حالی شی فنگ جرئت نکرد حتی یک لحظههیچکدام بیشتر درنگ کند و بیدرنگ گفت: «بله!»
میراثهای خدایان باستانی در قلمرو خدای بزرگ فوقالعاده کمیاب بود و حتی قدرتهای سلطهگر نیز برای به دست آوردن یکی از آنها باآزمون مشکل مواجه میشدند. همچنین ثابت شده بود که هر میراث خدای باستانی میتوانست وضعیت موجود در قلمرو خدای بزرگ را دگرگون کند. نیازیثابت به گفتن نبود که میراث خدای باستانی پرتگاه، یکی از قدیمیترین خدایان باستانی موجود، از این نظر به هیچ وجه ضعیفتر نخواهد بود.
...
سیستم: آزمون پرتگاه فعال شد. لطفاً تمام هیولاهای طبقه چهارم را در یک روز طبیعی بکشید. در صورت موفقیت، میراث به جا مانده از خدای باستانی پرتگاه را دریافت خواهید کرد.
...
«کشتن تمام هیولاهای طبقه چهارم در یکداشتند روز؟ این چالش دشواری است...» با دیدنپایینتری این اعلان، چهره شی فنگ در هم رفت.
بر اساس اطلاعاتی که Echoing Judgment ارائه داده بود، برج پرتگاه پنج طبقه داشت.
تعداد و قدرت هیولاهایی که بازیکنان با آنها روبهرو میشدند، با بالا رفتن از هر طبقه افزایش مییافت.شما در این میان، بازیکنان با پاکسازی طبقه اول وضعیت شهروند را در شهر به دست میآوردند، در صورتنکرد پاکسازی طبقه دوم وضعیت نجیبزاده، و اگر طبقه سوم را پاکسازی میکردند وضعیت نجیبزاده طبقه بالا را کسب میکردند.
از میان صدها میلیون بازیکن مستقر در شهر خواب، کسانی که موفق شده بودندحماسی به نجیبزاده طبقه بالا تبدیل شوند، از صد نفر تجاوز نمیکرد. علاوه بر این، تکتکپیشفرض این نجیبزادگان طبقه بالا، بازیکنانی کهنهکار بودند که قدرت خود را سالها صیقل داده بودند.
اما در مورد طبقه چهارم، تا به حال حتی یک نفر در شهر خواب موفققرار به پاکسازی آن نشده بود. دلیلش این بود که آزمونِ برج آزمون، تنها یک آزمایشنداشتند ساده از استانداردهای مبارزه بازیکن نبود، بلکه بیشتر آزمایشی برای میزان سازگاری بازیکن به شمار میرفت.
مدت کوتاهی پس از اینکه شی فنگ آزمون پرتگاه را فعال کرد، منظره پیشدشوار روی او به جنگلی سرسبز و اولیه تغییر یافت. ساعت شنی غولپیکری نیز در آسمانالان بالای سرش پدیدار گشته بود که زمان باقیمانده او را در فضای آزمون نشان میداد.
چه سرکوب مانای شدیدی!
پس از ورود به این جنگل باستانی، شی فنگ بیدرنگ حس کرد نیرویی نامرئی مانایش رارسد سرکوب میکند. این سرکوب چنان شدید بود که ذرهای از مانایش نمیتوانست از بدنش خارج شود.شنیدن افزون بر این، دریافت که جز مانای عنصر تاریکی، هیچ عنصر دیگری در اطرافش یافت نمیشود.
شی فنگ که تازه متوجه ماجرا شده بود، با خود اندیشید: «پس به همین دلیل است کهقدرتمندی با وجود این همه متخصص طبقه سوم در شهر، تعداد نجیبزادگان طبقه بالا تا این حد کم است.دارید تنها همین سرکوب مانا کافی است تا قدرت مبارزه یک بازیکن را به ۱۰٪ یا کمتر کاهش دهد.»
سرکوب مانا، جریمهای بسیارتنها دردسرسازتر از ممنوعیت استفادهقدرت از مانا به شمار میرفت.
ممنوعیت استفاده از مانا، تنها بازیکنان را از بهکارگیری مهارتها و طلسمها بازمیداشت. با وجود این، سرکوب مانا نهتنها مانع استفادهدارید از مهارتها و طلسمها میشد، بلکه بهکارگیری تکنیکهای مبارزه را نیز برای بازیکنان بهشدت دشوار میساخت. دلیل این امر آن بودبله که اختلال مداوم در مانای درون بدن بازیکن، مانع از آن میشد که کنترل دقیق و پایداری روی بدن خود داشته باشد.
طبیعتاً در چنین شرایطی،طلایی اجرای تکنیکهای مانا بهانجمن چالشی کاملاً غیرممکن بدل میشد.
از سوی دیگر، اگر بازیکنان نتوانند از هیچ مهارت، طلسم، تکنیک مبارزه یاسطح تکنیک مانایی استفاده کنند، تنها حملات عادی برایشان باقی میماند. در چنین وضعیتی، بهراحتیهیچکدام میشد تصور کرد که چه مقدار از قدرت مبارزه اصلی بازیکنان باقی خواهد ماند.
پیش از آنکه شی فنگ بتواند با این محیط جدید و خصمانهموضوع سازگار شود، دو سگ شکاری پرتگاه در سطح ۱۱۰ و رتبه گرندسختگیرانهای لرد از میان بوتههای اطراف بیرون آمدند و به سمت او خیز برداشتند.
…
[سگ شکاری پرتگاه] (جانور شیطانی، گرند لرد)
سطح ۱۱۰
HP: ۶۰,۰۰۰,۰۰۰
…
با حس کردن حضور سگهای شکاری پرتگاه، شیانجمن فنگ بیدرنگ [زمستان شب ابدی] را از غلاف بیرونشما کشید و تقریباً بهطور غریزی آن را تاب داد.
با وجود این، پیش از آنکه حملهاش به هدف بنشیند، آن دو سگ شکاریپایینتری پرتگاه خطر را حس کردند و همچون متخصصانی کارکشته واکنش نشان دادند؛ آنها بدنهایشانآنها را در هوا چرخاندند و با فاصلهای کمتر از نیم سانتیمتر، حمله را جاخالی دادند.
«آنها در قلمرو پالایش هستند؟»
شی فنگ از حرکات این دو سگ شکاری پرتگاه مبهوت ماند. هرچند با تمام توان حمله نکرده بود و در اجرایدارید ضربهاش تأخیر اندکی وجود داشت، اما همچنان ویژگیهای پایهاش در حد استاندارد رده ۴ بود. حتی اگر این سگهای شکاری پرتگاهبله گرند لردهایی از نوع چابکی بودند، باز هم نباید میتوانستند حملهاش را جاخالی دهند، مگر اینکه استانداردهایشان در حد قلمرو پالایش باشد.
با وجود این، شی فنگ هیچ فرصتی برای فکر کردن بهنقرهای این موضوع نداشت. در همان لحظهای که مبهوت مانده بود، دو سگآزمون شکاری پرتگاه بهطور همزمان مهارت رده ۳ [غرش شعله] را فعال کردند.
[غرش شعله] یک حمله محیطی بود. شی فنگ جرئت نکرد مستقیماً با این حملات روبهرو شود، ازقدرتمندی این رو بیدرنگ دو بار به پهلو گام برداشت و از [غرش شعله] سگهای شکاری پرتگاه جاخالیفرصت داد. سپس به جلو خیز برداشت و ضربهای رو به پایین را روانه نزدیکترین سگ شکاری پرتگاه کرد.
حمله این بارِ شی فنگ بسیار سریعتر از قبل بود.داشت با توجه به جثه تقریباً دو متری سگ شکاری پرتگاه،باشد هیچ راهی وجود نداشت که بتواند بهموقع از این حمله بگریزد.
دنگ!
جرقههایی به هوا برخاست وحالی به دنبال آن، صدای برخوردبنفش فلزی در سراسر جنگل طنینانداز شد.
درست در لحظهای که شمشیر شی فنگ در آستانه برخورد با سگ شکاری پرتگاه قرار داشت، این گرند لرد با جثه بزرگش به عقب جهیده و سلاح او را با پنجههای جلوییاش دفع کرده بود. اگرچه شدت این برخورد باعث شد سگ شکاری پرتگاه چند متر به عقب پرتاب شود و تلوتلوخوران روی زمین فرود بیاید، اما این گرند لرد در این تبادل ضربات، کمتر از ۲۰۰,۰۰۰ HP از دست داد.
سگ شکاری پرتگاه ۶۰ میلیون HP داشت، بنابراین این آسیب در برابر آن هیچ به شمار میرفت. تنها کافی بود پنج ثانیه بگذرد تا اثر بازیابی نبردش فعال شود و HP او را کاملاً پر کند.
«حتی میدونهمتخصصان چطور حملاتمانند رو دفع کنه؟»
با دیدن سگ شکاری پرتگاه که دندانهای نیشش را برای او به نمایش گذاشته بود، شیرسد فنگ ناگهان احساس کرد بهجای یک هیولای بیعقل، با یک متخصص کارکشته قلمرو پالایش روبهرو است. افزونجدید بر این، متخصص قلمرو پالایشی که ویژگیهای پایه یک گرند لرد رده ۳ را در اختیار داشت.
پیش از آنکه شی فنگ بتواند حمله دیگری ترتیب دهد، سه سگزادگاه شکاری پرتگاه دیگر بهآرامی از میان بوتههای اطراف بیرون آمدند و بانور هماهنگی با دو سگ شکاری قبلی، حلقهای محاصره به دور او تشکیل دادند.