---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 630: اثبات قدرت • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 630: اثبات قدرت

0

شهر رودخانه سفید، رستوران بلوبری:

به محض اینکه شی فنگ‌نفر​ وارد رستوران شد، سنگینی چندین‌تحسین‌برانگیزی​ نگاه را روی خود حس کرد.

این Phoenix Rain خوب بلد است نمایش راه بیندازد.

شی فنگ نگاهی به اطراف رستوران انداخت و متوجه شد که مشتریان آنجا اصلاً ساده نیستند. بازیکنانی که آنجا نشسته بودند،‌تکان​ همگی سطح ۳۰ بودند. در «قلمرو خدا»ی کنونی، آن‌ها در صدر قرار داشتند. علاوه بر این، با توجه به حسی که این‌دارید​ افراد منتقل می‌کردند، مشخص بود که آن‌ها متخصصان بازی‌های مجازی نیستند. بلکه بیشتر شبیه متخصصانی بودند که در هنرهای رزمی تبحر داشتند.

در میان این افراد، برخی هاله‌ای سرد‌هاله‌ای​ و شوم داشتند، در حالی که برخی‌حال​ دیگر هاله‌ای خشن از خود ساطع می‌کردند.

با این حال، همه آن‌ها یک‌اول​ ویژگی مشترک داشتند؛ همگی بازیکن مستقل‌بااستعداد​ بودند. هیچ‌کدامشان عضو «عمارت اژدها-ققنوس» محسوب نمی‌شدند.

پس از نیم‌نگاهی به‌تبحر​ شی فنگ، این افراد‌سرد​ دوباره مشغول کار خود شدند.

بانوی جوان و زیبایی که از طبقه‌نفر​ دوم رستوران پایین می‌آمد، به آرامی گفت:‌بااستعداد​ «لیدر گیلد شعله سیاه، لطفاً تشریف بیارید بالا.»

شی فنگ‌هنرهای​ این زن‌تبحر​ زیبا را می‌شناخت.

او دستیار لایق Phoenix Rain، یعنی Pure Fragrance بود. او همچنین یکی از متخصصان رده‌بالای «عمارت اژدها-ققنوس» به شمار می‌رفت و کاملاً مشهور بود. او در «لیست متخصصان قلمرو خدا» رتبه‌ای بین ۶۰۰ نفر اول داشت. نه تنها قدرت تحسین‌برانگیزی داشت، بلکه بسیار بااستعداد بود. در گذشته و در دوران اوج خود، یک ابرقدرت رده ۵ بود.

شی فنگ تنها سری تکان داد و به دنبال Pure Fragrance به طبقه دوم رفت.

در آن لحظه، Phoenix Rain تنها شخص دیگر در طبقه دوم بود. او پشت میزی کنار پنجره نشسته بود و در حالی که با یک کتاب چرمی سیاه بازی می‌کرد، آرام به خیابان بیرون نگاه می‌کرد.

شی فنگ پرسید: «بانو Phoenix، می‌تونم بپرسم چه کاری با من دارید؟»

در پاسخ، Phoenix Rain با آسودگی لبخندی زد و کتاب چرمی سیاه را به دست شی فنگ داد.

Phoenix Rain با خونسردی گفت: «لیدر گیلد شعله سیاه، لطفاً نگاهی به این بندازید.»

کتاب چرمی سیاه، آیتم مأموریت یا چیزی شبیه به آن نبود.‌قدرت​ بلکه حاوی سوابق مکتوب بازیکنان بود. با این حال، پس از‌داد​ خواندن چند صفحه، تعجب شی فنگ هرچه بیشتر می‌خواند، بیشتر می‌شد.

این کتاب چرمی سیاه حاوی اطلاعاتی درباره «آرنای تاریک» بود. دقیق‌تر بگوییم، کتاب شامل اطلاعاتی در مورد اعضای‌بازیکن​ رسمی تیم‌های نبرد متعددی بود که در آرنای تاریک شرکت می‌کردند. علاوه بر این، اطلاعات بسیار دقیق بود، تا‌پایین​ حدی که حتی داستان زندگی شرکت‌کنندگان نیز ثبت شده بود. حتی معرفی مختصری از تجهیزات فعلی آن‌ها وجود داشت.

فراتر از آن، ارزیابی‌ای از قدرت مبارزه تک‌تک اعضای تیم‌تحسین‌برانگیزی​ نبرد وجود داشت. این ارزیابی‌ها نیز بسیار دقیق بودند. نقاط‌داد​ قوت و ضعف این بازیکنان با جزئیات ثبت شده بود.

Phoenix Rain با لبخندی دلنشین بر لب، به آرامی پرسید: «لیدر گیلد شعله سیاه، نظرتون در مورد این اطلاعات چیه؟»

شی فنگ که کمی از نیات Phoenix Rain گیج شده بود، پرسید: «بانو Phoenix، چرا این اطلاعات رو به من می‌دید؟»

«شنیدم که گیلد شما با "تیم نبرد شیرهای باشکوه" در تماس بوده، برای همین فکر می‌کنم لیدر گیلد شعله سیاه تا الان باید ارزش آرنای تاریک رو درک کرده باشه.» Phoenix Rain همان‌طور که کتاب چرمی را از شی فنگ می‌گرفت، لبخند شیرینی زد: «متأسفانه، بازیکنان معمولی صلاحیت شرکت تو این بازی رو ندارن. اما من دارم، واسه همین امیدوارم خودم یه تیم نبرد تشکیل بدم تا توی آرنای تاریک یکم تفریح کنم.»

«اولش قصد داشتم با لیدر گیلد "پانتئون" همکاری کنم، اما یهو‌بسیار​ نظرم عوض شد. الان، دلم می‌خواد با لیدر گیلد شعله سیاه‌رفت​ همکاری کنم. می‌تونم بدونم آیا علاقه‌ای به همکاری با من دارید؟»

«بانو Phoenix حتماً شوخی می‌کنید. "زیرو وینگ" چطور می‌تونه امید داشته باشه با یه سوپر گیلد مقایسه بشه؟ همکاری با پانتئون گزینه بهتری نیست؟» گرچه شی فنگ در ظاهر بسیار آرام بود، اما در درونش حیرت‌زده شده بود.

انتظار نداشت Phoenix Rain بتواند حق شرکت در آرنای تاریک را به دست آورد.

با این حال، شی فنگ باور نداشت که Phoenix Rain چنین فرصتی را به این سادگی واگذار کند.

هرچه باشد، «عمارت اژدها-ققنوس» متخصصان بی‌شماری داشت، چه رسد به سوپر گیلدی مانند پانتئون. گردآوری ده متخصص تراز اول برای Phoenix Rain مثل آب خوردن بود. چرا باید به «زیرو وینگ» نیاز داشته باشد؟

Phoenix Rain با لبخند گفت: «دقیقاً به همین خاطر سراغ شما اومدم که زیرو وینگ خیلی معروف نیست. این‌طوری، تیم حریف به خودش زحمت نمیده در موردتون تحقیق کنه. با قدرت لیدر گیلد شعلۀ سیاه، نباید سخت باشه که مقامی توی آرنای تاریک کسب کنید. هر چی باشه، گرفتن اولین فتح حالت جهنمی [ویرانه‌های خدای کلاغ] نباید اونقدرام آسون باشه.»

Phoenix Rain شخصاً وارد یک سیاه‌چال تیمی ۵۰ نفره در حالت جهنمی شده بود، بنابراین به خوبی درک می‌کرد که پاکسازی آن چقدر دشوار است.

حتی نیروی اصلی یک سوپر گیلد هم شانس‌سرد​ صفر درصدی برای پاکسازی موفقیت‌آمیز سیاه‌چال تیمی ۵۰ نفره‌مشترک​ در حالت جهنمی داشت، چه برسد به [عمارت اژدها-ققنوس].

پاکسازی سیاه‌چال با PvP تفاوت داشت. پاکسازی موفقیت‌آمیز یک سیاه‌چال تیمی ۵۰ نفره در حالت جهنمی، گواهی بر قدرت فرد بود. علاوه بر این، او تحقیقاتی درباره متخصصان زیرو وینگ انجام داده بود. حالت جهنمی به کنار، حتی پاکسازی حالت سخت هم تلاشی چالش‌برانگیز محسوب می‌شد، با این حال زیرو وینگ دقیقاً همان کار را انجام داده بود.

این چه معنایی داشت؟

شعلۀ سیاه آن‌قدرها‌لیست​ هم که به‌۶۰۰​ نظر می‌رسید ساده نبود.

از این رو، او ناگهان‌میان​ برنامه‌هایش را تغییر داده و بلافاصله‌دیگر​ راهی شهر رودخانه سفید شده بود.

«فرض رو بر این می‌ذارم که لیدر گیلد شعلۀ سیاه متخصصای طبقه پایین رو دیده. هیچ‌کدومشون قبل‌رده​ از انتشار [قلمرو خدا] گیمر حرفه‌ای نبودن. اونا متخصصایی هستن که من مخفیانه پرورش دادم و هیچ‌کدوم از‌بیرون​ تیم‌های نبرد دیگه اطلاعاتی ازشون ندارن. با عنصر غافلگیری، شاید بتونیم برای رتبه‌های ۱ تا ۱۰۰ رقابت کنیم.

در مورد دست‌مزد، لیدر گیلد شعلۀ سیاه ۱۰ درصد از‌حالی​ کل برد ما رو می‌گیره. اگه تیم رو به ۱۰۰ رتبه‌عضو​ برتر برسونید، ۲۰ درصد از جوایز رو بهتون میدم. نظرتون چیه؟»

پیشنهاد Phoenix Rain فوق‌العاده سخاوتمندانه بود. خیلی بهتر از پیشنهاد Everlasting War. مهم‌تر از همه، هیچ محدودیتی برای آزادی او وجود نداشت. او تنها با Phoenix Rain شریک می‌شد. Phoenix Rain صلاحیت شرکت در مسابقات را فراهم می‌کرد و او می‌جنگید.

نبردهای آرنای تاریک‌رزمی​ سریع‌ترین روش برای‌برخی​ کسب اعتبار بود.

علاوه بر این، پس از کسب شهرت در آرنای تاریک، می‌توانست ارتباطات بانفوذ بسیاری برقرار کند. در آینده، خرید مایع مغذی رتبه S، مواد تمرینی مختلف و کابین‌های بازی مجازی برایش بسیار آسان‌تر می‌شد.

مهم‌تر از همه، آرنای تاریک مکانی عالی‌هاله‌ای​ برای افزایش قدرت فردی بود. حتی [کلوسئوم‌حالالهی] هم قابل مقایسه با آن نبود.

هر چه باشد، [کلوسئوم الهی] مکانی برای نبرد بازیکنان‌داشت​ عادی با یکدیگر یا سیستم بود. در مقایسه با نبرد‌رده​ علیه متخصصان، بازیکنان در [کلوسئوم الهی] مزایای کمتری کسب می‌کردند.

«اگه ما رو ببرم جزو ۳۰ تای اول چی؟» اگرچه شی فنگ از پیشنهاد ۱۰ و ۲۰ درصدی Phoenix Rain راضی بود، اما به طور غریزی سعی کرد بیشتر بخواهد.

«۳۰ تای اول؟» Phoenix Rain نتوانست جلوی خنده‌اش را بگیرد. «اگه لیدر گیلد شعلۀ سیاه واقعاً بتونه تیم نبرد رو به ۳۰ رتبه اول آرنای تاریک برسونه، اون‌وقت دست‌مزد رو به ۴۰ درصد افزایش میدم.»

از نظر Phoenix Rain، ورود به ۱۰۰ رتبه برتر بسیار دشوار بود، چه رسد به ۳۰ رتبه اول. هر چه بود، این رقابتی بین تیم‌های نبرد بود که شرکت‌های بزرگ بین‌المللی مختلف تشکیل داده بودند. هیچ‌یک از آن تیم‌ها را نمی‌شد دست‌کم گرفت.

«خیلی خب، پس قرارداد رو ببینیم.» شی فنگ نیشخندی زد. اگرچه او هم شک داشت که بتوانند به چنین‌رده​ شاهکاری دست یابند، اما او مأموریت حماسی گیلد، یعنی [میدان نبرد باستانی] را در اختیار داشت. اگر می‌توانست به‌پرسید​ چند متخصص برتر گیلد اجازه دهد مدتی در آنجا تمرین کنند، شاید شانسی برای رسیدن به ۳۰ رتبه اول داشتند.

لحظاتی بعد، Phoenix Rain و شی فنگ قرارداد را بستند.

«پس بریم. اعضای تیمت رو بهت معرفی می‌کنم.» Phoenix Rain قرارداد را در کیفش گذاشت و به سمت طبقه پایین رفت.

لحظه‌ای که Phoenix Rain به طبقه پایین رسید، ده‌ها نفری که در طبقه اول [رستوران بلوبری] نشسته بودند، برخاستند و با احترام به او سلام کردند. هیچ‌کدام از آن‌ها آن خلق‌وحوی متخصص‌مآبانه‌ای را که در برابر شی فنگ داشتند، بروز ندادند.

حتی آن چند متخصصی که‌بین​ خشونت از سر و رویشان می‌بارید،‌قدرت​ هاله خود را پنهان کرده بودند.

از زنی که به ملکه اهریمن معروفه، همین‌سرد​ انتظار می‌رفت. واقعاً کارشو بلده و می‌دونه چطور‌ویژگی​ قدرت‌نمایی کنه. شی فنگ در دل حیرت‌زده شد.

ناولها | novelha.net