چپتر 454: نبرد خونین
0با شنیدن حرفهای یولان، حتی یکاما احمق هم میتوانست بفهمد که گیلدنادیده لبخند چیره برای بازیابی اعتبارشان آمده است.
شی فنگ بیپرده پرسید:حمله «خانم یولان، منظورت اینه کهنمیتوانست یه جنگ تمامعیار راه بندازیم؟»
در خصوص ماجرای Oriental Sword، اگر گیلد لبخند چیره در اقدام پیشدستی نکرده بود، شی فنگ اصلاً زحمت کشتن او را به خود نمیداد. هرچه باشد، زیرو وینگ در حال حاضر برتری نسبتاً چشمگیری در شهر رودخانه سفید داشت. با وجود اینکه حمله مالی لبخند چیره بسیار قدرتمند بود، اما نمیتوانست مدت زیادی دوام بیاورد. حتی اگر شی فنگ آن را نادیده میگرفت، لبخند چیره به زودی خود را نابود میکرد.
گیلد رقیب این وضعیت را به خوبی درک میکرد. هدف فعلی آنها تنها به تأخیر انداختن توسعه زیروآوردی وینگ و ایجاد کمی دردسر بود. هدف واقعیشان تثبیت قدرت در پنج شهر اطراف شهر رودخانه سفید بود. پسدورم از اینکه دنیای زیرین کنترل کامل آن پنج شهر را به دست میگرفت، نابود کردن زیرو وینگ بیدردسر میشد.
یولان با خندهای ریز گفت: «لیدر گیلد، شعلۀ سیاه، چرا اینطوربیاورد حرف میزنی؟ من فقط اومدم تا حق برادرای گیلدمون رو بگیرم.هدف چرا باید یه جنگ تمامعیار بین دو تا گیلد راه بندازم؟»
شی فنگ نتوانست جلوی خندهاش را بگیرد: «گرفتن حق؟نمیتوانست حتماً خیلی روم حساب باز کردی. واقعاً ۲۰۰۰ نفرمیکرد رو آوردی که با من دربیفتی. یعنی اینقدر ترسناکم؟»
یولان سرش را تکان داد و گفت: «بقیه رو نمیدونم، ولیباید من خیلی خوب میدونم چه کارایی ازت برمیاد. اگه اینهمه آدمحساب دورم نبودن، چطور میتونستم جلوی تو، متخصص شماره یک پادشاهی ستاره-ماه بایستم؟»
اگر شی فنگ تنها بود، یولان اطمینان داشت که میتواند فرار کند. حتی ممکن بود پیش از فرار، او را بکشد. هرچه باشد، دقیقاً همین کار را با Lone Tyrant کرده بود.
اکنون که زمان زیادی گذشتهقدرتمند بود، یولان حاضر نبود باور کندبیاورد که شی فنگ قویتر نشده است.
از آنجا که زیرو وینگ میتوانست تجهیزات ردهبالاییاما حتی به اعضای عادی خود ارائه دهد، بهعنوان لیدرنابود گیلد، چطور ممکن بود تجهیزات شی فنگ ضعیفتر باشد؟
شی فنگچرا پرسید: «پسحرف هدفت چیه؟»
یولان گفت: «فقط کافیه بذاری یه بار بکشیمت، اونوقت کلاً این ماجرا رو فراموش میکنیم.واقعاً چطوره؟ هیچکدوم از گیلدهامون از یه جنگ تمامعیار سودی نمیبرن. در واقع، این وضعیت فقطمیدونم به گیلدهای دیگه اجازه میده ازمون سوءاستفاده کنن. امیدوارم گزینههات رو با دقت بررسی کنی.»
«عمراً!»
«حتی فکرشم نکن! حتی اگهمالی بمیریم هم نمیذاریم لیدر گیلدمونمدت همچین تحقیری رو تحمل کنه!»
Blackie و دیگران در واکنش به این حرف جلو آمدند. با توجه به مخمصه فعلیشان، از پیش آماده بودند تا پای جان بجنگند.
اگر خبر قربانی شدن لیدر گیلد زیرو وینگ پخش میشد، زیروروم وینگ به مضحکه قلمرو خدا تبدیل میگشت. در آن صورت، زیروترسناکم وینگ چطور میتوانست به توسعه خود در قلمرو خدا ادامه دهد؟
شی فنگ درحالیکه شمشیر پرتگاه و سایه برزخ را ازدوام غلاف بیرون میکشید و برقی سرد در چشمانش میدرخشید، به گروهشدرک دستور داد: «الان یه راه باز میکنم. اگه تونستید فرار کنید.»
سپس به سمت Virtuous Cloud چرخید و با عذرخواهی گفت: «واقعاً شرمندهام که تو رو هم قاطی درگیریهای گیلدمون کردم. با این حال، اگه با لبخند چیره صحبت کنی و قضیه رو روشن کنی، نباید کاری به کارت داشته باشن. هرچی باشه، این یه مسئله بین گیلدهاست؛ بازیکنان مستقل بیگناهن.»
در حال حاضر، شی فنگ همچنان در وضعیت ضعیفشدگی قرار داشت و تمام ویژگیهایشنتوانست ۸۰ درصد کاهش یافته بود. با وجود اینکه نمیدانست نتیجه نبرد امروز چه خواهدآوردی شد، اما قسم خورد که در آینده این بدهی خونین را دهبرابر پس خواهد داد.
Virtuous Cloud سپر نقره مهتاب خود را بالا آورد و درحالیکه به خط مقدم گروه میرفت، گفت: «لیدر گیلد، شعلۀ سیاه، نگران این موضوع نباشید. اون نامقرمزها قرار بود ما رو بکشن. حالا که گیر افتادید، چطور میتونیم دست روی دست بذاریم و هیچ کاری نکنیم؟»
اعضای گروه Virtuous Cloud در تأیید سر تکان دادند و سلاحهایشان را آماده کردند. آنها آماده بودند تا در کنار شی فنگ با ۲۰۰۰ بازیکن نخبه روبهرو شوند.
ارتشی متشکل از ۲۰۰۰ بازیکن نخبه... ایستادگی خاموش آنها درمدت دوردست کافی بود تا هر بازیکن معمولی را به وحشتاین بیندازد، چه رسد به نیت قتلی که از خود ساطع میکردند.
با دیدن آرایش جنگی انجمن لبخند چیره، رنگ از رخسار Virtuous Cloud و اعضای گروهش پرید. فشاری که از این ارتش احساس میکردند، بهمراتب سنگینتر از فشاری بود که در گذشته از بازیکنان نامقرمز متحمل شده بودند.
در آن لحظه، بازیکنان نامقرمزی که پیشتر با آنها روبهرو شده بودند، در نظر Virtuous Cloud چیزی جز عروسکهایی بیخطر جلوه نمیکردند.
در برابر ۵۰ بازیکن، همچنان شانساما فرار داشتند. اما در برابر ۲۰۰۰نادیده بازیکن، تنها مرگ انتظارشان را میکشید.
با دیدن چهرههای درهمرفتهی گروه شی فنگ، ناخودآگاه لبخندی روی لبان یولاندوام نقش بست. او بیدرنگ دستش را تکان داد و غرید: «حالا کههدف خودتون میخواید لجبازی کنید، پس گلهای نداشته باشید!» سپس فرمان داد: «بکشیدشون!»
ناگهان، آن ۲۰۰۰ بازیکن نخبه با نظمی خاص و آرامآرام به شی فنگ و متحدانش نزدیکخندهاش شدند. همزمان، آرایه جادوییِ سیاه و غولپیکری در آسمان پدیدار گشت. بیدرنگ، نوری سیاه از آرایه ساطعسرش شد که پهنهی آسمان را پوشاند و سپس تمام بازیکنان حاضر در میدان نبرد را در برگرفت.
دید همه ناگهان سیاهی رفت و دیگر قادر بهحتماً دیدن هیچچیز نبودند. با وجود این، پس از لحظهای کوتاه،دربیفتی بینایی بازیکنان بازگشت و هیچگونه احساس ناراحتی در خود نیافتند.
شی فنگ یکباره جا خورد و گفت: «این اثر طومار جادویی رده ۳، یعنیزودی منطقه مرگه. هر موجود زندهای که در معرض این نور سیاه قرار بگیره، پنج دقیقهایجاد دچار وضعیت سکوت میشه. تازه اثر طومار استفاده از هرگونه ابزاری رو هم ممنوع میکنه.»
با شنیدنوجود کلمهی «سکوت»، بدنمالی بازیکنان منقبض شد.
اگرچه به نظر میرسید که انجمن لبخند چیره بیشتر از شی فنگ از این وضعیتِ سکوت متضرر میشود، اما گروه او مهارتهای قدرتمندی مانند ستارگان نور متعلق به Blackie و طوفان آتش متعلق به شی فنگ را در اختیار داشت.
با این دو مهارت، آنها میتوانستند امواج عظیمی ازحتماً دشمنان را نابود کنند. ناگفته نماند که گروه شیآوردی فنگ طومارهای جادوییِ منطقهای متعددی نیز در اختیار داشتند.
اما اکنون، استفادهمالی از هیچیک ازاما آنها ممکن نبود...
همانطور که Lone Tyrant حلقهزدنِ آرامِ همانجمنیهایش به دور شی فنگ را تماشا میکرد، با خوشحالی فریاد زد: «هاهاها! شعلۀ سیاه این بار کارش تمومه! میخوام ببینم بدون مهارت و طومار چطوری میخواد قِسِر در بره!»
Summer Sunshine در حالی که سرش را تکان میداد، آهی کشید و گفت: «چه حیف شد. اولش فکر میکردم فرصتش پیش میاد تا تکبهتک با این شعلۀ سیاه مبارزه کنم. ولی اصلاً انتظار نداشتم همچین برگ برندهای رو مخفی کرده باشی، یولان. بیدلیل نیست که بهت میگن ژوگهی مؤنث [۱]. ظاهراً دیگه فرصتی برام نمونده تا باهاش روبهرو بشم.»
یولان پاسخ داد: «داداش Summer، شعلۀ سیاه به این سادگیها هم نیست. احتمالاً کمی بعد برای خلاص شدن از شرش باز هم باید به خودت تکیه کنیم.» او مانند Lone Tyrant بیگدار به آب نمیزد. پیش از رویارویی با هر دشمنی، همواره آنها را بهدقت ارزیابی میکرد و برای بدترین سناریوهای ممکن آماده میشد.
اگرچه به نظر میرسید شرایط کاملاً به نفع انجمن لبخند چیرهبیاورد است، اما متخصصان نبرد تنبهتن مانند شی فنگ، دقیقاً در موقعیتهاییهدف که هر دو طرف دچار سکوت بودند، برتری خود را نشان میدادند.
اگر یولان نابغهی مبارزات تنبهتنِ خود، یعنی Summer Sunshine را در اختیار نداشت، هرگز تا این حد از شکست شی فنگ مطمئن نبود.
«اگه اینطوره،چرا پس بذارحرف من حسابشو برسم.»
با شنیدن حرفهای یولان، چشمان Summer Sunshine در حالی که به حریفش خیره شده بود، غرق در شور و هیجان شد. او پس از گفتن این حرف، قدمی به جلو برداشت و سپس با سرعتی سرسامآور به سوی میدان نبرد هجوم برد.
یادداشت مترجم:
[۱] ژوگه (Zhuge): اشاره به «ژوگه لیانگ»، استراتژیست نظامی، سیاستمدار و مخترع نابغهی چینی در دوران سه پادشاهی دارد که در ادبیات و فرهنگ چین نماد هوش، خرد و آیندهنگری است.