---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3208: گروه رده ۴؟ • ⏱ 10 دقیقه

چپتر 3208: گروه رده ۴؟

0

«دارم خواب می‌بینم؟»

با دیدن گروه زیرو وینگ که در بندر قدم می‌زدند و بازیکنان اطراف که ناخودآگاه کنار می‌رفتند تا راه را برایشان باز کنند، دهان Crow Feather، کشیش گروه غاز خاکستری، از شدت تعجب باز ماند.

بازیکنان در خیابانی شلوغ،‌ساطع​ صرفاً از روی ادب راه‌نگهبان​ را برای دیگران باز نمی‌کردند.

تنها یک دلیل‌نگهبان​ برای این رفتار‌اصلی​ بازیکنان وجود داشت.

ترس!

دلیلش این بود که تک‌تک بازیکنان گروه صد نفره‌آیتم​ زیرو وینگ، نه تنها از نژادی برتر بودند، بلکه هاله‌ای‌اینکه​ هم‌تراز با هیولاهای اسطوره ای هم‌سطح از خود ساطع می‌کردند.

با دیدن گروه زیرو وینگ که به سمتشان می‌آمدند، شوالیه‌گفت​ نگهبان گروه غاز خاکستری با تعجب گفت: «نیروی اصلی زیرو وینگ‌حرف​ یه کم زیادی قوی نیست؟ تقریباً هم‌سطح نیروی اصلی قدرت‌های سلطه‌گره!»

Colorful Lunarite، رهبر گروه غاز خاکستری، در واکنش به حرف شوالیه نگهبان سرش را تکان داد: «نه.» سپس، با نگاهی جدی به گروه زیرو وینگ گفت: «اگه فقط بحث استاندارد تجهیزات باشه، حتی نیروی اصلی قدرت‌های سلطه‌گر هم در برابر نیروی اصلی زیرو وینگ کم میارن...»

Crow Feather با ناباوری گفت: «چطور ممکنه لیدر؟! قدرت‌های سلطه‌گر نیروی اصلیشون رو کاملاً با تجهیزات ست هشت تکه حماسی مجهز کردن. زیرو وینگ که نمی‌تونه اعضای نیروی اصلیش رو با آیتم‌های افسانه‌ایِ شکسته مجهز کرده باشه، مگه نه؟»

از آنجا که زمان زیادی از باز شدن دسترسی به دنیای باستانی مینیاتوری نمی‌گذشت، تجهیزات ست‌وضعیت​ هشت تکه حماسی بهترین تجهیزاتی به شمار می‌رفت که بازیکنان می‌توانستند به دست آورند. حتی قدرت‌های‌مانند​ سلطه‌گر نیز تا این لحظه تنها توانسته بودند به چند آیتم افسانه‌ایِ شکسته دست پیدا کنند.

مجهز کردن کل نیروی‌ساطع​ اصلی با آیتم‌های افسانه‌ایِ‌شوالیه​ شکسته، صرفاً خیالی خام بود.

Crow Feather از طریق وو شیائوشیائو در جریان وضعیت زیرو وینگ قرار گرفته بود. با وجود اینکه زیرو وینگ متخصصان قدرتمندی در اختیار داشت، اما این گیلد از نظر سلاح و تجهیزات با کمبود شدیدی مواجه بود. احتمالاً حتی نمی‌توانست مانند ابرقدرت‌ها، تجهیزات ست شش تکه حماسی را برای نیروی اصلی خود فراهم کند، چه رسد به تجهیزات ست هشت تکه حماسی...

Colorful Lunarite با لبخندی تلخ به Crow Feather نگاه کرد و گفت: «اونا با آیتم‌های افسانه‌ایِ شکسته مجهز نشدن. اما ست‌های جاودانه پوشیدن. اون هم ست‌های جاودانه طلای آبدیده شش تکه سطح ۱۲۰...»

با شنیدن حرف‌های Colorful Lunarite، شک Crow Feather بیشتر شد: «ست‌های جاودانه طلای آبدیده؟ داری منو دست میندازی لیدر؟ ما داریم در مورد ست‌های جاودانه حرف می‌زنیم. حتی اگه فقط یه ست شش تکه تو رده طلای آبدیده باشه، بازم یه ست جاودانه‌ست. حتی قدرت‌های سلطه‌گر قلمرو خدای بزرگتر هم جرئت نمی‌کنن کل نیروی اصلیشون رو با ست‌های جاودانه مجهز کنن و همچین ولخرجی‌ای بکنن!»

شاید یک ست جاودانه طلای آبدیده به اندازه یک آیتم افسانه‌ایِ شکسته ارزشمند نبود، اما بدون شک کمیاب‌تر از آن به شمار می‌رفت. از نظر ویژگی‌های پایه نیز، یک ست جاودانه طلای آبدیده سطح ۱۲۰، حتی از تجهیزات ست حماسی سطح ۱۲۰ برتری داشت. در وضعیت فعلی دنیای باستانی مینیاتوری، Crow Feather شک داشت که حتی یکی از قدرت‌های سلطه‌گر بتواند چنین ست جاودانه‌ای در اختیار داشته باشد.

تنها یک احمق باور می‌کرد‌نیروی​ که زیرو وینگ بتواند ۱۰۰‌تقریباً​ ست جاودانه طلای آبدیده فراهم کند!

Colorful Lunarite با قاطعیت به Crow Feather گفت: «می‌دونی که من چشمان قضاوت رو دارم. غیرممکنه تو این مورد اشتباه کنم.»

در حقیقت، خود Colorful Lunarite نیز تمایلی به باور این موضوع نداشت. با وجود این، اطلاعات به دست آمده از طریق چشمان قضاوت نمی‌توانست اشتباه باشد.

البته، Colorful Lunarite می‌توانست درک کند که چرا Crow Feather نمی‌تواند حرف‌هایش را باور کند.

شنیدن اینکه یک نیروی اصلی به طور کامل با ست‌های‌تقریباً​ جاودانه طلای آبدیده مجهز شده‌اند، به همان اندازه شوکه‌کننده بود که‌جدی​ بشنوی تک‌تک اعضای آن به یک سلاح افسانه‌ایِ شکسته مجهز هستند.

هرچه نباشد،‌هم‌سطح​ بحث بر سر‌می‌کردند​ ست‌های جاودانه بود!

حتی قدرت‌های سلطه‌گر رده‌بالا نیز با دیدن‌توانسته​ چنین اسراف‌کاری و مجهز کردن کل یک گروه‌جریان​ صد نفره با ست‌های جاودانه، خون گریه می‌کردند.

تجهیزات جاودانه با تجهیزات حماسی تفاوت داشت. بازیکنی که به تجهیزات جاودانه مجهز بود، هیچ نگرانی‌ای بابت‌قدرت‌های​ درگیری تن‌به‌تن با هیولاهای اسطوره ای نداشت. این موضوع به ویژه برای تانک‌های اصلی صدق می‌کرد. آن‌ها‌حتی​ می‌توانستند مدت‌های طولانی به مبارزه ادامه دهند، بی‌آنکه نیازی به بازگشت به شهر برای تعمیر تجهیزاتشان داشته باشند.

از این رو، داشتن یا نداشتن تجهیزات جاودانه‌قوی​ در یک گروه، بر توانایی آن‌ها در کاوش‌سرش​ و لول اپ با کشتن هیولاها تأثیر چشمگیری می‌گذاشت.

پس از اینکه شی فنگ قرارداد قلمرو خدا را امضا کرد، Colorful Lunarite گفت: «لیدر گیلد شعلۀ سیاه، طبق توافقمون، ما این ناو جنگی برنزی رو برای سه روز آینده به شما قرض می‌دیم. گروه غاز خاکستری هم در تمام این مدت به شما کمک می‌کنه. به محض اینکه این سه روز تموم بشه، ما ناو جنگی رو پس می‌گیریم، پس امیدوارم درک کنید. در مورد سهمیه‌های ورود به دنیای بزرگتر، معاون شیا اونا رو تا سه روز دیگه آماده می‌کنه. با این حال، اینکه دقیقاً چند تا سهمیه می‌تونه جور کنه، فعلاً مشخص نیست.»

شی فنگ سرش را تکان‌نیز​ داد: «سه روز؟» توانایی‌های شیا چینگ‌یینگ‌خیالی​ بسیار فراتر از انتظار او بود.

گذرگاه جهان هنوز فعال نشده بود؛ از این رو، سفر بین دنیای اصلی آن‌ها و دنیای بزرگتر به شدت دردسرساز بود. حتی معاون شرکت خدای‌سپس​ سبز نیز برای به دست آوردن سهمیه‌های ورود به دنیای بزرگتر با مشکل مواجه می‌شد. شی فنگ در ابتدا تصور می‌کرد که شیا چینگ‌یینگ برای‌اعضای​ فراهم کردن سهمیه‌های ورود به حدود یک هفته زمان نیاز دارد. بنابراین، شنیدن اینکه او تنها به سه روز زمان نیاز داشت، غافلگیری خوشایندی محسوب می‌شد.

به این ترتیب، افرادی که برای بردن به دنیای بزرگ انتخاب کرده بود، زمان بیشتری برای آماده‌سازی جهت شرکت در گزینش لژیون‌اگه​ دریاچه ستاره در اختیار داشتند؛ موضوعی که در نتیجه، شانسشان را برای ورود به لژیون شهر افزایش می‌داد. اگر می‌توانستند وارد لژیون‌اعضای​ شهر شوند، در دنیای بزرگ به کمک واقعی او تبدیل می‌شدند و او نیز با خیالی بسیار آسوده‌تر برنامه‌هایش را پیش می‌برد.

پس از اینکه Colorful Lunarite دسترسی موقت برای کنترل کشتی جنگی برنزی را به شی فنگ داد، او بی‌درنگ به سوی مقصدی که از پیش تعیین کرده بود، یعنی دریای دوقطبی، بادبان کشید.

دریای دوقطبی یک منطقه دریایی سطح ۱۳۰ بود و تنها رگه‌خیالی​ سنگ معدن درجه ۱ را در خود جای داده بود که شی‌اما​ فنگ با استفاده از جستجوی عنصریِ کدکس هفت رنگ پیدا کرده بود.

رگه‌های سنگ معدن درجه ۱ مقادیر عظیمی از کریستال‌های هفت رنگ تولید می‌کردند؛ ارزی که در دنیای بزرگ‌سلطه‌گره​ به‌شدت خواهان داشت. هر واحد کریستال هفت رنگ در معاملات خصوصی تا ۱۰۰ سکه ستاره به فروش می‌رفت. می‌شد‌میارن​ گفت که کریستال‌های هفت رنگ، روش اصلی قدرت‌های قلمرو خدا برای تقویت خود در دنیای بزرگ به شمار می‌آمد.

حتی اگر شی فنگ موفق می‌شد به عنوان یک عضو رسمی به لژیون دریاچه ستاره بپیوندد، ماهانه تنها ۱۰,۰۰۰ سکه ستاره حقوق می‌گرفت. گذشته از حقوق ماهانه، تنها‌حتی​ راه مطمئن دیگری که می‌توانست به عنوان یک عضو رسمی سکه ستاره به دست آورد، اجاره دادن زمین بود. علاوه بر این، پیش‌شرط چنین کاری این بود که‌باستانی​ هدفِ هیچ ابرشرکتی قرار نگیرد. در غیر این صورت، هیچ‌کس حاضر نمی‌شد زمینش را اجاره کند و او چاره‌ای نداشت جز اینکه تنها با همان حقوق پایه‌اش سر کند.

با وجود این، اگر تنها به حقوق‌می‌آمدند​ ماهانه‌اش تکیه می‌کرد، حتی ماندن در انجمن‌قوی​ قلمرو خدا نیز به یک معضل تبدیل می‌شد.

دلیلش این بود که طبقات پایینِ انجمن قلمرو خدا تقاضای بالا اما ظرفیت محدودی داشت. در همین حال، اقامت در طبقات بالاتر مانند طبقه ۴۰۰ و به بالا، روزانه دست‌کم ۲۰۰۰ سکه‌مانند​ ستاره هزینه در برداشت. اگر قرار بود فقط روی حقوق ماهانه‌اش حساب باز کند، پیش از پایان هفته آواره و بی‌خانمان می‌شد؛ خرید معجون‌های مختلف برای تقویت خودش که دیگر جای خود‌خدای​ داشت. ناگفته نماند که هدفش تنها بقای خودش در دنیای بزرگ نبود. او باید افراد دیگری را نیز در دنیای بزرگ پرورش می‌داد که این کار هزینه هنگفتی از سکه‌های ستاره را می‌طلبید...

در این میان، یک رگه سنگ معدن درجه ۱ چیزی بود که می‌توانست آتش جنگ را میان ده‌ها قدرت سلطه‌گر در قلمرو خدای بزرگ‌داد​ شعله‌ور کند. اگر این رگه فاصله زیادی با پایگاه قدرتشان نداشت، حتی قدرت‌های سلطه‌گر رده‌بالا نیز وارد این نبرد می‌شدند. به‌راحتی می‌شد تصور کرد‌کردن​ که یک رگه سنگ معدن درجه ۱ چه ثروت عظیمی در خود نهفته دارد که می‌تواند این همه قدرت سلطه‌گر را برای اقدام وسوسه کند.

بنابراین، شی فنگ طبیعتاً نمی‌توانست اجازه‌اصلی​ دهد رگه سنگ معدن درجه ۱‌سلطه‌گره​ که کشف کرده بود، به هدر برود.

یک کشتی جنگی در مقایسه با یک کشتی معمولی بسیار سریع‌تر بود. سرعت کشتی جنگی برنزی‌تقریباً​ حتی با سرعت یک مرکب برنزی برابری می‌کرد. به همین دلیل، سفری که در حالت عادی‌تجهیزات​ به بیست ساعت دریانوردی نیاز داشت، با کشتی جنگی برنزی کمتر از ده ساعت طول کشید.

افزون بر این، سفر با کشتی جنگی برنزی بسیار امن‌تر بود. آن‌ها چندین بار با بازیکنان نام‌قرمزی روبه‌رو شدند که قصد داشتند‌اختیار​ غارتشان کنند. با وجود این، وقتی این بازیکنان نام‌قرمز می‌دیدند با چه حریفی طرف هستند، به‌سرعت مسیرشان را کج می‌کردند و دور می‌شدند.‌پوشیدن​ در مورد هیولاهای دریایی سر راهشان نیز، کشتی جنگی برنزی می‌توانست حتی هیولاهای دریایی اسطوره‌ای را بدون هیچ دردسری از سر باز کند.

وقتی Colorful Lunarite گردبادهایی را دید که پهنه دریای پیش رویش را پوشانده بودند، نتوانست جلوی خودش را بگیرد؛ به سمت شی فنگ که در حال هدایت کشتی بود برگشت و پرسید: «دریای دوقطبی؟ لیدر گیلد شعلۀ سیاه، اینجا یه منطقه دریایی سطح ۱۳۰ئه. ورود به این مکان با سطح فعلی گروه یه کم بی‌گدار به آب زدن نیست؟»

در دنیای باستانی مینیاتوری، درجه سختی هیولاهای دریایی به ازای هر پنج سطحی‌رهبر​ که از بازیکنان بالاتر بودند، یک رتبه افزایش می‌یافت. برای گروهی با میانگین سطح‌باشه​ زیر ۱۲۵، مبارزه با هیولاهای دریایی سطح ۱۳۰ به بالا چالش عظیمی محسوب می‌شد.

ناگفته نماند که دریای دوقطبی در دنیای باستانی مینیاتوریِ کنونی، به عنوان سرزمین مرگ شناخته می‌شد. دلیلش‌قدرت‌های​ این بود که دریای دوقطبی نه تنها پوشیده از گردبادها و طوفان‌ها بود، بلکه هیولاهای دریایی قدرتمندی‌حتی​ نیز در آن جولان می‌دادند. حتی ضعیف‌ترین هیولای دریایی در اینجا یک لرد اعظم سطح ۱۳۰ بود.

اگرچه زنده ماندن اعضای بال صفر برای Colorful Lunarite اهمیتی نداشت، اما اگر کشتی جنگی برنزی در دریای دوقطبی غرق می‌شد، او به دردسر بزرگی می‌افتاد.

شی فنگ طبیعتاً نگرانی‌های Colorful Lunarite را درک می‌کرد. او همچنین می‌دانست که Colorful Lunarite هنوز دسترسی مرکزیِ کشتی جنگی برنزی را در اختیار دارد و در صورت لزوم می‌تواند کنترل کشتی را پس بگیرد. بنابراین لبخندی زد و گفت: «اینجا شاید واسه بازیکنای رده ۳ یه سرزمین ممنوعه باشه، اما واسه بازیکنای رده ۴ چطور؟»

به‌محض اینکه حرف شی فنگ تمام شد، سو چیانلیو که روی عرشه ایستاده بود، یک وسیله نقلیه تاکتیکی جادویی‌سپس​ را از کیف فضایی حماسی خود بیرون کشید. در پی آن، آرایه جادویی بزرگی به شعاع ۵۰۰ یارد به‌آرامی‌هشت​ از وسیله نقلیه تاکتیکی به هوا برخاست و مانای تمام افراد حاضر در محدوده خود را یک رتبه ارتقا داد.

«مانای رده ۴!»

وقتی Colorful Lunarite مانای اطرافش را حس کرد، از روی حیرت نفسش در سینه حبس شد.

...

یادداشت‌های مترجم:

[۱] Colorful Lunarite (لو ون) || دستیار شیا چینگ‌ینگ.

[۲] به نظر می‌رسد نویسنده‌می‌کردند​ پارامترهای وسیله نقلیه تاکتیکی شاخ‌گفت​ اژدها را فراموش کرده است.

ناولها | novelha.net