---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 1781: چپتر 1781 • ⏱ 10 دقیقه

چپتر 1781: چپتر 1781

0

پادشاهی ستاره-ماه، شهر زیرو وینگ:

با ورود به سالن طبقه اول گیلد، شی فنگ متوجه شد که سالن اصلی مملو از اعضایی است که مشتاقانه در حال دریافت‌وجود​ مأموریت یا معاوضه آیتم از انبار گیلد بودند. با یک نگاه سطحی، دریافت که تمام بازیکنان حاضر در سالن، سطح ۵۱ و بالاتر هستند.‌نصاب​ برخی بازیکنان رده ۲ که نشان عضو هسته زیرو وینگ را بر سینه داشتند، در حال تشکیل تیم‌های گیلد برای پاکسازی سیاه‌چال‌های تیمی بودند.

شور و نشاط و رونق خاصی در سراسر‌خود​ سالن طبقه اول موج می‌زد. اوضاع با پیش از‌صحنه‌ای​ عزیمت او به دنیای بلور یخ، کاملاً تفاوت داشت.

پس از بررسی کوتاه وضعیت سالن‌پیش​ گیلد، شی فنگ با عجله به‌داشت​ سمت شرکت تجاری نور شمع رفت.

همان‌طور که سوار بر یک کالسکه پیشرفته از میان خیابان‌های شهر زیرو وینگ می‌گذشت، متوجه شد که بازیکنان بسیار بیشتری نسبت به قبل در‌هرچه​ شهر حضور دارند؛ به ویژه بازیکنان تاجر. افزون بر این، بازیکنان تفریحی بسیاری به چشم می‌خوردند که لباس‌های مجازیِ طراحی و تولید شده توسط‌گیلدی​ شرکت‌های دنیای واقعی را به تن داشتند. کاملاً روشن بود که بازیکنان، شهر زیرو وینگ را به چشم مکانی برای لذت بردن از زندگی می‌دیدند.

سوای بازیکنان تاجر و تفریحی،‌یافته​ حضور بازیکنان متخصص در شهر‌دید​ نیز افزایش چشمگیری یافته بود.

شی فنگ در همان لحظه و تنها در میدان دید خود، ده‌ها‌حتی​ بازیکن متخصص سطح ۵۳ به بالا و حتی دو بازیکن بسیار کمیاب رده‌کاروان‌های​ ۲ را مشاهده کرد. چنین صحنه‌ای حتی در شهر یخ‌زده نیز بی‌سابقه بود.

با وجود این، بزرگ‌ترین تغییر شهر زیرو وینگ، کالسکه‌های حاضر در خیابان‌ها بود. کاروان‌های کالسکه پی‌درپی از کنار شی فنگ عبور می‌کردند. این کاروان‌ها بیشتر به تاجران NPC تعلق داشتند و حضورشان، خود نشان‌دهنده رونق شهر بود. هرچه تعداد این کاروان‌ها در شهری بیشتر می‌شد، آن شهر نیز پررونق‌تر به شمار می‌رفت.

زمانی که رونق شهر زیرو وینگ به حد نصاب‌بزرگ‌ترین​ مشخصی می‌رسید، به شرط برآورده کردن الزامات امنیتی، می‌توانست‌کاروان‌ها​ از یک شهر پایه به شهر متوسط ارتقا یابد.

از نگاه شی‌افزایش​ فنگ، ارتقای شهر‌همان​ زیرو وینگ قریب‌الوقوع بود.

اگر گیلدی قصد داشت شهر پایه خود را به شهر متوسط ارتقا دهد، آن شهر به شهرت عمومی کافی نیاز داشت. حضور تاجران NPC در خیابان‌ها، معیار مناسبی برای سنجش شهرت عمومی شهر محسوب می‌شد؛ حقیقتی که گیلدهای بزرگ در گذشته پس از جمع‌آوری داده‌ها از چندین شهر گیلد، به آن پی برده بودند. در حالت عادی، وقتی نیمی از کاروان‌های تجاریِ حاضر در شهر را کالسکه‌های حمل‌ونقل پیشرفته تشکیل می‌دادند، بدین معنا بود که شهر پایه، شهرت عمومی لازم برای تبدیل شدن به شهر متوسط را کسب کرده است.

در این میان، تقریباً یک‌سوم از کالسکه‌های تجاریِ حاضر در‌کاملاً​ شهر زیرو وینگ، از نوع کالسکه‌های حمل‌ونقل پیشرفته بودند. شهر‌نور​ فاصله چندانی تا رسیدن به شهرت عمومی مورد نیاز نداشت.

سرعت توسعه شهر زیرو‌چنین​ وینگ کاملاً فراتر از‌وجود​ انتظارات شی فنگ پیش می‌رفت.

با وجود چهار برج عناصر در شهر زیرو وینگ، الزامات امنیتی برای تبدیل شدن به‌حتی​ شهر متوسط از پیش فراهم شده بود. به بیان دیگر، تنها کافی بود شهر زیرو‌کنار​ وینگ به شهرت عمومی لازم دست یابد تا بی‌درنگ به شهر متوسط ارتقا پیدا کند.

عالی می‌شد اگر شهرک بال نقره‌ای و شهرک گمشده نیز‌بازیکن​ به همین سرعت ارتقا می‌یافتند. همان‌طور که از پنجره کالسکه‌وجود​ به خیابان‌ها چشم دوخته بود، آهی از سر حسرت کشید.

جایگاه شهر زیرو وینگ به عنوان اولین شهر گیلد در پادشاهی ستاره-ماه، مزیت عظیمی‌کوتاه​ برای آن به ارمغان آورده بود. با مزیت اضافی یک سازه دفاعی پیشرفته مانند چهار‌می‌گذشت​ برج عناصر، اساساً غیرممکن بود که بتوان جلوی توسعه سریع شهر زیرو وینگ را گرفت.

از طرف دیگر، شهرک بال نقره‌ای و‌بی‌سابقه​ شهرک گمشده که هر دو در نقشه‌های‌پی‌درپی​ بی‌طرف واقع شده بودند، چنین مزیتی نداشتند.

پس از حدود ده دقیقه کالسکه‌سواری، شی فنگ به مقابل شرکت تجاری نور شمع رسید‌حتی​ که همچون گذشته پرجنب‌وجوش بود. تعداد زیادی از بازیکنان سبک زندگی در گوشه‌ای از فروشگاه صف‌عبور​ کشیده بودند و انتظار می‌کشیدند تا درخواست عضویت خود را به شرکت نور شمع ارائه دهند.

با دیدن شی فنگ، Melancholic Smile که در سالن طبقه دوم سرگرم رسیدگی به امور استخدام بود، با خوشحالی غافلگیر شد و گفت: «لیدر گیلد، برگشتید!»

وقتی شی فنگ دید که Melancholic Smile به او نزدیک می‌شود، پرسید: «اوهوم. الان اوضاع توی شهر زیرو وینگ و نور شمع چطوره؟»

وقتی چشمش به نشان استاد آهنگر روی‌بی‌سابقه​ سینه او افتاد، نتوانست تعجبش را پنهان‌پی‌درپی​ کند و پرسید: «به این زودی استاد شدی؟»

Melancholic Smile پاسخ داد: «همین دیروز استاد آهنگر شدم. همه‌اش به خاطر مواد کمیابیه که دادی Solitary Nine و بقیه بیارن. اون مواد بهم اجازه داد آزمایش‌های زیادی بکنم. آخرش تونستم یه تجهیزات کاملاً جدید بسازم.»

با وجود این، Melancholic Smile برخلاف لحن متواضعانه‌اش، همچنان در دل به خود می‌بالید. گذشته از این، رسیدن به مقام استادی، سد بزرگی برای عبور محسوب می‌شد. در این مقطع زمانی، خیل عظیمی از بازیکنان سبک زندگی همچنان در رتبه پیشرفته گیر افتاده بودند و با ساخت یک آیتم جدید فرسنگ‌ها فاصله داشتند.

شی فنگ چند طرح از کیفش بیرون‌عزیمت​ آورد و گفت: «حالا که استاد آهنگر‌کوتاه​ شدی، این طرح‌ها رو می‌سپارم به خودت.»

او این طرح‌ها را از ویرانه برف به دست آورده بود. یکی از این طرح‌ها متعلق به‌می‌کردند​ سلاح رتبه طلای سیاه سطح ۵۰ یعنی تیغه ساکام بود، دیگری به محافظ بازوی زره صفحه‌ای رتبه طلای‌شرط​ آبدیده سطح ۵۰ اختصاص داشت و آخرین مورد، طرح ردای زره پارچه‌ای رتبه طلای سیاه سطح ۵۰ بود.

با نگاهی دقیق‌تر به این طرح‌ها، Melancholic Smile در دم مات و مبهوت ماند و طرح‌های تیغه سوکهام و محافظ بازوی رتبه طلای آبدیده را محکم در دست فشرد.

او با هیجان پرسید:‌لحظه​ «لیدر گیلد، واقعاً می‌تونم‌خود​ اینا رو یاد بگیرم؟»

اگر این‌ها صرفاً طرح‌های آهنگری رتبه نقره مهتاب بودند، او حتی خم به ابرو نمی‌آورد. با وجود این، ماجرا‌تجاری​ برای طرح‌های رتبه طلای آبدیده و طلای سیاه سطح ۵۰ کاملاً متفاوت بود، چرا که آهنگری آیتم‌هایی با این‌افزون​ کیفیت به تکنیک‌های کاملاً متفاوتی نیاز داشت و برای آزادسازی پتانسیل کامل مواد اولیه، باید ترکیب‌بندی دقیقی صورت می‌گرفت.

خلاصه اینکه، رتبه یک سلاح یا‌یخ‌زده​ تجهیزات ساخته شده، به توانایی آهنگر‌خیابان‌ها​ در به‌کارگیری مواد اولیه بستگی داشت.

اگر یک آهنگر می‌توانست تنها سلاح‌ها و تجهیزات رتبه برنزی و آهن مرموز را بسازد، توانایی‌اش در‌مشاهده​ آزادسازی پتانسیل مواد خام تنها در سطح ابتدایی بود. از سوی دیگر، سلاح‌ها و تجهیزات رتبه طلای سیاهتاجران​ را می‌شد آثار هنری به شمار آورد. در این رتبه، ترکیب مواد عملاً در سطحی بی‌نقص قرار داشت.

در همین حال، اگر بازیکنان می‌خواستند چنین آثار هنری‌ده‌ها​ خلق کنند، باید پیوسته طرح‌های آهنگری رتبه طلای آبدیدهیخ‌زده​ و طلای سیاه سطح ۵۰ به بالا را یاد می‌گرفتند.

با وجود این، طرح‌هایی با چنین رتبه‌ای به‌شدت کمیاب بودند و به دست آوردنشان دشواری‌وضعیت​ زیادی به همراه داشت. تا به این لحظه، به جز طرح‌های رتبه طلای آبدیده و‌بسیار​ بالاتر از شهر مقدس تایتان، شرکت تجاری نور شمع هیچ طرح رده‌بالای دیگری در اختیار نداشت.

شی فنگ با خنده‌ای کوتاه گفت: «معلومه.‌بی‌سابقه​ اگه نور شمع خیاطی داره که به رتبه‌کنار​ استاد رسیده، پس اون طرح ردا مال اونه.»

این وضعیت او را متوجه کرد که علاوه بر مواد کمیاب مختلف، می‌توانست طرح‌های رده‌بالایی برای بازیکنان سبک زندگی از دنیای کریستال یخی به دست آورد. ایده بدی نبود که از Solitary Nine بخواهد برخی از طرح‌های رده‌بالایی را که در دنیای کریستال یخی به دست آورده بودند، منتقل کند.

Melancholic Smile همان‌طور که طرح‌ها را در کیفش می‌گذاشت، با چهره‌ای غرق در شادی گفت: «ممنون لیدر گیلد! بهت قول می‌دم خیلی زود سلاح‌ها و تجهیزاتی بسازم که راضیت کنه!»

پس از آن، او شروع‌اوضاع​ به ارائه گزارشی از امور جاری‌تفاوت​ زیرو وینگ به شی فنگ کرد.

به لطف شهر زیرو وینگ و شهرک بال نقره‌ای، توسعه زیرو وینگ با‌کاروان‌های​ سرعتی سرسام‌آور پیش می‌رفت. گیلد اکنون بیش از ۲۴۰,۰۰۰ عضو نخبه و ۷,۰۰۰‌شهری​ عضو متخصص داشت. این ارقام به‌تنهایی می‌توانست با گیلدهای درجه یک رقابت کند.

با عبور جمعیت بازیکنان شهر زیرو وینگ از مرز ۵,۰۰۰,۰۰۰ نفر در‌ده‌ها​ این مدت، فاصله چندانی تا رسیدن به شهر رودخانه سفید نمانده بود.‌بزرگ‌ترین​ تنها هزینه ورودی که روزانه جمع‌آوری می‌شد، درآمد عظیمی برای گیلد فراهم می‌کرد.

فقط با افزایش تعداد اعضای گیلد، هزینه‌های آن نیز به همان نسبت بالا می‌رفت. علاوه بر این، اعضای زیرو وینگ که در شهرک بال نقره‌ای در حال توسعه بودند، پیوسته مورد کمین‌تاجران​ و آزار و اذیت معبد خدای شرور و بازیکنان تاریک قرار می‌گرفتند. این موضوع گیلد را مجبور می‌کرد تا ساختارهای دفاعی بیشتری در شهرک بال نقره‌ای بسازد و همچنین به اعضایی که در‌کافی​ نبرد کشته می‌شدند، غرامت بپردازد. در حال حاضر، گیلد اساساً هر سکه‌ای را که به دست می‌آورد، دوباره روی خودش سرمایه‌گذاری می‌کرد. در نتیجه، اکنون تنها می‌توانست به‌سختی خود را سرپا نگه دارد.

با وجود این، به لطف شهرک بال نقره‌ای، زیرو‌بلور​ وینگ دستاوردهای فراوانی از ویرانه‌های الهی اولیه کسب می‌کرد.‌شرکت​ گیلد اکنون بازیکنان بسیار بیشتری را به ویرانه‌ها می‌فرستاد.

پس از شنیدن گزارش Melancholic Smile، شی فنگ که بر سر جمع‌آوری تجهیزات مقاومت در برابر آتش حسابی ذهنش را درگیر کرده بود، تا حد زیادی نفس راحتی کشید.

اکنون که گیلد متخصصان بی‌شماری داشت، اختصاص دادن بخشی از آن‌ها‌خود​ صرفاً برای جمع‌آوری تجهیزات مقاومت در برابر آتش، مانعی در عملیات‌بی‌سابقه​ گیلد ایجاد نمی‌کرد. دست‌کم، این کار تأثیری روی توسعه نیروی اصلی نمی‌گذاشت.

در مورد بودجه نیز، این موضوع اصلاً مشکلی به حساب نمی‌آمد. پس از‌کمیاب​ آن، شی فنگ مواد کمیاب داخل کیفش را خالی کرد و آن‌ها را‌پی‌درپی​ به شکل کوه‌هایی مینیاتوری در انبار شرکت تجاری نور شمع روی هم چید.

تماشای موادی که شی فنگ بیرون می‌کشید، Melancholic Smile را زبان‌بسته کرد. حجم این مواد بسیار بیشتر از مجموع موادی بود که گروه Solitary Nine در دو سفر با خود آورده بودند.

با این حجم از مواد کمیاب، آن‌ها می‌توانستند تنها با فروش مستقیمشان ثروت هنگفتی به جیب بزنند. اگر این مواد را به محصول‌نشان‌دهنده​ تبدیل کرده و می‌فروختند، درآمدشان از این هم بیشتر می‌شد. گذشته از این، بسیاری از این مواد برای تولید سلاح‌ها و تجهیزات سطح‌قریب‌الوقوع​ ۵۰ در رتبه نقره مهتاب و بالاتر مناسب بودند. اگر این سلاح‌ها و تجهیزات را می‌ساختند و می‌فروختند، پول هنگفتی به دست می‌آوردند.

Melancholic Smile گفت: «راستی لیدر گیلد، یه آیتم اینجاست که عمارت راز فرستاده. اولش نماینده‌های عمارت راز گفتن که حتماً باید شخصاً تحویلش بدن به خودت. اما چون نبودی، بعد از چند بار رفت و آمد، بی‌خیال شدن و در عوض اونو دادن به من تا براشون نگه دارم.»

سپس جعبه کادویی کاملاً سیاه‌تنها​ را از کیفش بیرون آورد‌بازیکن​ و به شی فنگ داد.

پس از گرفتن جعبه کادو، شی فنگ‌عزیمت​ در دم آن را از روی کنجکاوی باز‌وضعیت​ کرد و پرسید: «آیتمی از طرف عمارت راز؟»

ناولها | novelha.net