---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3055: شی فنگ مغرور؟ • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 3055: شی فنگ مغرور؟

0

«اون... اون... منظورش چیه؟»

با خیره شدن به‌روشن​ درِ بسته‌ی ویلا، لان‌نگاه​ هایلونگ مات و مبهوت ماند.

مبارزه؟

با چه کسی؟

با «حاکمان‌پرسید​ جهان»؟ یک‌لیدر​ سوپر گیلد؟

ژو یوهو پیشنهاد‌حالی​ داد: «رئیس، می‌خواید‌طبقه​ من ترتیبشو بدم؟»

لان هایلونگ سرش را تکان داد و گفت: «بی‌خودی خودت رو خسته نکن.»‌جسمانیم​ سپس با چهره‌ای نسبتاً درهم‌کشیده ادامه داد: «قبل از اینکه بیایم اینجا، گو ییرن‌مثل​ بهم گفته بود که فعلاً تحت هیچ شرایطی سر به سر شی فنگ نذاریم.»

ژو یوهو با عصبانیت پرسید: «یعنی لیدر گیلد گو به قدرت من شک داره؟ نمی‌خوام لاف بزنم‌کنی​ رئیس، اما از وقتی منابع تمرینیِ [حاکمان جهان] رو گرفتم، آمادگی جسمانیم خیلی بهتر شده. فقط یه‌بگذارد​ قدم با استاد هنرهای رزمی شدن فاصله دارم. ترتیب شی فنگ رو دادن برام مثل آب خوردنه.»

لان هایلونگ نگاهی به ژو یوهو انداخت و‌لاف​ پرسید: «تو باید از قدرت گو ییرن خبر‌جسمانیم​ داشته باشی. فکر می‌کنی تو مبارزه حریفش میشی؟»

در پاسخ، ژو یوهو سرش را تکان داد. آمادگی جسمانی گو ییرن به‌این​ سطحی رسیده بود که برای او دست‌نیافتنی می‌نمود. احساس می‌کرد اگر کار به‌نیز​ مبارزه‌ای جدی بکشد، گو ییرن می‌تواند تنها با یک حرکت جانش را بگیرد.

لان هایلونگ در حالی که به روشن شدن چراغ‌های طبقه دوم‌گرفتم​ نگاه می‌کرد، گفت: «گو ییرن گفته که حریف شی فنگ نمیشه.‌فاصله​ اگه با شنیدن این حرف بازم دلت می‌خواد شانستو امتحان کنی، بفرما.»

اگر هشدار گو ییرن در میان نبود، احتمالاً او نیز‌این​ فکری مشابه ژو یوهو در سر می‌پروراند. گذشته از این،‌میان​ غیرممکن بود که در برابر چنین تحقیری دست روی دست بگذارد.

در ابتدا، لان هایلونگ نسبت به ادعاهای گو ییرن تردید داشت. با وجود این، با به‌جسمانیم​ یاد آوردن اینکه گو ییرن چگونه با ترس از شی فنگ صحبت می‌کرد و سپس مشاهده‌ی‌نگاهی​ برخورد بی‌تفاوت امروز شی فنگ با آن‌ها، متوجه شد که گو ییرن احتمالاً حقیقت را می‌گفته است.

با شنیدن حرف‌های لان هایلونگ، ژو یوهو جا خورد: «حتی لیدر گیلد گو‌این​ هم حریفش نمیشه؟» هم‌زمان که به طبقه دوم ویلا خیره شده بود، ردپایی‌نیز​ از ترس در چشمانش پدیدار گشت. «اما واقعاً می‌خوایم بی‌خیال این قضیه بشیم؟»

از آنجا که گو ییرن پیش‌تر چنین حرف‌هایی درباره شی فنگ زده بود، ژو یوهو طبیعتاً آن‌قدر احمق نبود که با زور وارد ویلای شی فنگ‌برام​ شود. اگر دست به چنین کاری می‌زد، شی فنگ کاملاً حق داشت تا او را از پای درآورد. شی فنگ حتی می‌توانست بدون نگرانی از عواقب قانونی،‌می‌تواند​ او را فلج کند. از طرف دیگر، ژو یوهو نه تنها کتک می‌خورد، بلکه ممکن بود به خاطر ورود غیرقانونی به ملک شخصی نیز به دردسر بیفتد.

گوشه‌های لب لان هایلونگ اندکی بالا رفت و گفت: «بی‌خیال این قضیه بشیم؟ چطور می‌تونیم از این‌کنی​ موضوع بگذریم؟ شی فنگ شاید فکر کنه خیلی خفن شده، اما اصلاً نمی‌دونه یه سوپر گیلد چقدر قدرتمنده!‌ابتدا​ فقط صبر کن و ببین! طولی نمی‌کشه که شی فنگ با پای خودش میاد و به التماس می‌افته!»

پیش از برقراری ارتباط با «حاکمان جهان»، لان هایلونگ حساب چندانی روی سوپر گیلدها‌گرفتم​ باز نمی‌کرد. اگرچه می‌پذیرفت که سوپر گیلدها قدرتمندند، اما آن‌ها را شکست‌ناپذیر نمی‌دانست. حتی پیش‌برام​ از این فکر می‌کرد اگر فرصتی دست دهد، یک سوپر گیلد را به چالش بکشد.

با وجود این، پس از شراکت با «حاکمان جهان»، تازه متوجه شد که سوپر گیلدها تا چه‌می‌خواد​ حد قدرتمند هستند. قدرتی که سوپر گیلدهای مختلف به عموم نشان می‌دادند، تنها نوک کوه یخ بود.‌تحقیری​ با این حال، حتی همین بخش کوچک نیز برای ترساندن و تسلیم کردن قدرت‌های معمولی کفایت می‌کرد.

ژو یوهو با نگرانی پرسید: «اما اون‌همه سلاح و تجهیزات حماسی که از دست‌خیلی​ دادیم چی میشه؟ بدون اون آیتم‌ها، نیروی اصلی ما نمی‌تونه با نیروی اصلی بقیه قدرت‌ها‌نگاهی​ رقابت کنه. برای کاوش تو نقشه‌های سطح ۱۱۰ به بالا هم یه قدم عقب می‌افتیم...»

در حال حاضر، بیشتر متخصصانِ قدرت‌های مختلف در دنیای باستانی مینیاتوری به سطح ۱۰۳ رسیده بودند. برخی از متخصصان‌هشدار​ قدرتمند حتی سطح ۱۰۴ را نیز رد کرده بودند. در همین حال، به محض اینکه اعضای نیروی اصلی قدرت‌ها‌تردید​ به سطح ۱۰۵ می‌رسیدند، فوراً وارد نقشه‌های سطح ۱۱۰ می‌شدند و فاصله خود را با سایر بازیکنان افزایش می‌دادند.

با این حال، سیستم سرکوب سطح در دنیای باستانی مینیاتوری به مراتب سخت‌گیرانه‌تر‌تمرینیِ​ بود. بدون داشتن یک ست کامل از سلاح‌ها و تجهیزات حماسی، بازیکنان برای‌دارم​ لول‌آپ با کشتن هیولاهای سطح ۱۱۰ در سطح ۱۰۵، با مشکل مواجه می‌شدند.

لان هایلونگ در حالی که با نفرت به طبقه دوم ویلا نگاه می‌کرد و دندان‌هایش را به هم می‌سایید، غرید: «چاره دیگه‌ای نداریم. اول یکی‌احتمالاً​ از شهرهای اصلی‌مون رو رهن می‌دیم و با پولش چیزایی که از دست دادیم رو جبران می‌کنیم. عمراً باور کنم که سایه نمی‌تونه بدون اون‌برخورد​ دسته از سلاح‌ها و تجهیزات حماسی که زیرو وینگ دزدید، دووم بیاره! می‌خوام ببینم زیرو وینگ چقدر می‌تونه در برابر فرمان قتل حاکمان جهان دووم بیاره!»

پس از گفتن این حرف، لان هایلونگ برگشت و‌منابع​ به راه افتاد. ژو یوهو نیز پیش از آنکه به‌استاد​ دنبال لان هایلونگ برود، نگاه آخرش را به ویلا انداخت.

...

در همین‌پرسید​ حین، در‌لیدر​ طبقه دوم ویلا...

پس از سه بار اجرای تکنیک تقویت بدن، شی فنگ یک بطری مایع مغذی رتبه S از یخچال برداشت و سر کشید. سپس، وارد کابین بازی مجازی خود شد و برای ورود به قلمرو خدا آماده گشت.

با یادآوری حرف‌های لان هایلونگ، شی فنگ کمی اخم کرد‌تمرینیِ​ و با خود اندیشید: «انگار این بار حاکمان جهان رو حسابی‌رزمی​ کفری کردیم. فکر نمی‌کردم حاکمان جهان برامون فرمان قتل صادر کنن.»

وقتی یک قدرتِ بازیکن فرمان قتل صادر می‌کرد، نشان می‌داد که آن قدرت برای نابودی شخص‌امتحان​ یا سازمان هدفش مصمم است. به بیان ساده، فرمان قتل همان جایزه‌بگیری بود. با وجود این،‌دست​ جایزه‌ای که یک ابرقدرت پیشنهاد می‌داد، با آنچه قدرت‌های معمولی قادر به پرداختش بودند، تفاوت آشکاری داشت.

جایزه یک قدرت متوسط به‌هیچ‌وجه توجه متخصصان اوج را جلب‌اما​ نمی‌کرد، چرا که آن‌ها تنها اعتبار یا سکه برای پاداش در‌قدم​ نظر می‌گرفتند. در بهترین حالت، سلاح‌ها و تجهیزات حماسی پیشنهاد می‌دادند.

با این حال، هیچ‌کدام از این موارد برای متخصصان اوج جذابیتی نداشت. گذشته از این، یک متخصص اوج در قلمرو خدا می‌توانست‌هشدار​ به راحتی از یک مأموریت ساده، چندین میلیون اعتبار به دست آورد. به دست آوردن سلاح‌ها و تجهیزات حماسی نیز برای متخصصان‌یاد​ اوج کار ساده‌ای بود. به بیان دقیق‌تر، در قلمرو خدا بیشتر خود این متخصصان اوج بودند که سلاح‌ها و تجهیزات حماسی را می‌فروختند.

از این رو، جوایز تعیین‌شده از سوی‌اما​ قدرت‌های متوسط در قلمرو خدا، به‌هیچ‌وجه توجه‌خیلی​ متخصصان اوج را به خود جلب نمی‌کرد.

اما اگر این جایزه از طرف یک ابرقدرت تعیین می‌شد، ماجرا کاملاً تفاوت داشت. این موضوع به‌ویژه‌کنی​ زمانی صدق می‌کرد که آن ابرقدرت یک سوپر گیلد باشد؛ موجودیتی که در رأس تمام ابرقدرت‌ها قرار‌بگذارد​ داشت. جایزه یک سوپر گیلد می‌توانست حتی متخصصان رأس را دیوانه کند، چه رسد به متخصصان اوج.

هرگاه یک سوپر گیلد فرمان قتلی‌داره​ صادر می‌کرد، کمترین پاداشی که در‌منابع​ نظر می‌گرفت یک آیتم افسانه‌ای ناقص بود!

آیتم‌های افسانه‌ای ناقص چیزهایی بودند که حتی گیلدهای درجه یک نیز تعداد انگشت‌شماری از آن‌ها را‌دلت​ در اختیار داشتند. معمولاً حتی گیلدهای درجه یک نیز حاضر نبودند آیتم‌های افسانه‌ای ناقص را به‌برابر​ عنوان پاداش تعیین کنند. با وجود این، یک سوپر گیلد هیچ اهمیتی به این موضوع نمی‌داد.

سوپر گیلدها علاوه بر آیتم‌های‌لافافسانه‌ای ناقص، میراث‌هایی را نیز‌تمرینیِ​ به عنوان پاداش ارائه می‌دادند.

البته، این‌ها میراث‌های معمولی نبودند، بلکه میراث‌های الهی به‌شنیدن​ شمار می‌رفتند. این‌ها میراث‌هایی بودند که حتی بیشتر گیلدهای‌بفرما​ درجه یک نیز توانایی به دست آوردنشان را نداشتند.

در این میان، یک میراث الهی برای متخصصانی که در مرز بین رده ۵ و رده ۶ گیر کرده بودند، جذابیتی مرگبار داشت. این وضعیت دقیقاً مشابه پافشاری Galaxy Past برای به دست آوردن تکنیک مانای نابودی مقدس بود.

اگر حاکمان جهان تصمیم می‌گرفتند برای زیرو وینگ فرمان قتل صادر کنند، شی فنگ شک نداشت که بسیاری‌شانستو​ از متخصصان اوج و متخصصان رأس به سراغ زیرو وینگ خواهند آمد. هرچند شی فنگ اطمینان داشت که‌روی​ می‌تواند این حملات را بدون مشکل دفع کند، اما شرایط برای سو چیانلیو و بقیه کاملاً متفاوت بود.

در حال حاضر، قوی‌ترین عضو زیرو وینگ پس از شی فنگ، سو چیانلیو بود. با استانداردهای مبارزه‌ای او در کنار ست تجهیزات‌فاصله​ مانای باستانی، می‌توانست در برابر یک متخصص رأس که کاملاً به آیتم‌های حماسی رده‌بالا مجهز شده بود، مبارزه کند. با این حال،‌دست‌نیافتنی​ اگرچه شاید می‌توانست یک متخصص رأس را شکست دهد، اما اگر مجبور می‌شد هم‌زمان با دو یا سه نفر روبه‌رو شود چه؟

بسیاری از متخصصان اوج و رأس در تلاش برای رسیدن به‌حرف​ رده ۶، به دنیای باستانی مینیاتوری سرازیر شده بودند. محال بود‌احتمالاً​ این متخصصان به فرمان قتل صادرشده از سوی حاکمان جهان علاقه‌مند نشوند.

حتی اگر سو چیانلیو و بقیه هر زمان که برای لول اپ با کشتن هیولاها بیرون می‌رفتند‌خیلی​ گروه تشکیل می‌دادند، احتمالاً چند ثانیه بیشتر طول نمی‌کشید که به شهر بازگردانده شوند. با اجرایی شدن‌باید​ فرمان قتل حاکمان جهان، سو چیانلیو و بقیه حتی نمی‌توانستند برای ارتقای سطح از شهر خارج شوند.

«انگار مجبورم شهر‌حالی​ ستاره پرتگاه رو زودتر‌دوم​ از موعد باز کنم.»

ناولها | novelha.net

یادداشت مترجم

یادداشت مترجم: در چپتر ۱۲۸ (۲۰ مارس ۲۰۲۲) تغییری ایجاد شد: جایزه (bounty) -> دستور قتل (kill order).