---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 63: مبارز هیولای کوهستان • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 63: مبارز هیولای کوهستان

0

آسمان به رنگ خاکستری تیره بود. ماه کامل می‌درخشید و پرتوهای نقره‌ای کم‌رنگی را در سراسر‌استفاده​ جنگل آرام می‌پراکند. از دریاچه زلال و شفاف، صدای قورباغه‌ها به گوش می‌رسید و کرم‌های شب‌تاب‌شده​ در میان درختان می‌رقصیدند. منظره چنان بود که گویی از دل افسانه‌های کودکان بیرون آمده است.

اینجا «جنگل مهتاب» بود‌رون‌های​ که بازیکنان به آن‌نقش​ «سرزمین آرامش ابدی» نیز می‌گفتند.

به محض ورود به این مکان، شی‌هیولاهای​ فنگ بی‌درنگ «طومار انزوا»یی بیرون آورد و‌راحتی​ جادوی نهفته در آن را فعال کرد.

رون‌های جادویی خیره‌کننده‌ای که روی طومار نقش بسته بود، به‌زیر​ بیرون فوران کرد و بدن شی فنگ ناگهان تار شد. اگر‌جانش​ کسی از دور نگاه می‌کرد، به سختی متوجه حضور او می‌شد.

هر طومار انزوا ۴۰ سکه مس‌مهارت​ قیمت داشت؛ مبلغی که عملاً تمام‌قابلیت​ دارایی یک بازیکن معمولی محسوب می‌شد.

اگرچه قیمتش بالا بود، اما تأثیری چشمگیر داشت. طومار انزوا می‌توانست حضور بازیکن را‌اگر​ به شدت کاهش دهد و کشف او را برای دشمنان اطراف دشوار سازد. این طومار‌دارایی​ نیم ساعت دوام داشت و ابزاری ضروری برای کاوش در مناطق خطرناک به شمار می‌رفت.

گرچه به کارآمدی مهارت «خفا»ی قاتل‌استفاده​ نبود، اما برای کلاس‌هایی که فاقد‌یاردی​ قابلیت مخفی‌کاری بودند، غنیمت محسوب می‌شد.

با استفاده از طومار انزوا، هیولاهای معمولیِ زیر سطح ۱۵ در‌سطح​ شعاع ۳۰ یاردی نمی‌توانستند بازیکن را به راحتی شناسایی کنند. البته مگر‌شده​ اینکه بازیکن از جانش سیر شده باشد و به هیولا حمله کند.

پس از آن، شی فنگ به درون جنگل نفوذ کرد. او به‌قابلیت​ سمت منطقه مرکزی جنگل مهتاب به راه افتاد تا به جستجوی «سنگ‌راحتی​ ماه» بپردازد و هرچه سریع‌تر از شر آن نفرین شوم خلاص شود.

جنگل مهتاب منطقه‌ای با هیولاهای سطح ۹ بود. موقعیت مکانی‌اش نه در پادشاهی ستاره-ماه، بلکه در فضایی ایزوله قرار داشت. هر شهر دروازه تله‌پورتی داشت که مستقیماً به جنگل مهتاب راه می‌یافت. در زندگی پیشین شی فنگ، بیش از ۹۰ درصد بازیکنان سطح‌کشف​ ۹ در «قلمرو خدا» برای به دست آوردن گنجینه در اینجا مشغول گرایند بودند. با این حال، حتی بازیکنان سطح ۱۰ نیز در این مکان قتل‌عام می‌شدند، زیرا هیولاها معمولاً در گروه‌های سه تا پنج‌تایی حرکت می‌کردند و مهارت‌های قدرتمندی داشتند. یک اشتباه‌سیر​ کوچک می‌توانست به نابودی کامل گروه منجر شود. با وجود این، بازیکنان همچنان پافشاری می‌کردند و دیوانه‌وار، گویی مسخ شده باشند، بارها و بارها به استقبال مرگ می‌رفتند. به دلیل همین مرگ‌های پی‌درپی بود که دیگران جنگل مهتاب را «سرزمین آرامش ابدی» می‌نامیدند.

دلیل اصلی اصرار بازیکنان این بود که هیولاهای این منطقه «سنگ قیمتی» دراپ می‌کردند‌راحتی​ و نرخ دراپ نسبتاً بالا بود. تعداد صندوق‌های گنج نیز در اینجا زیاد بود. اگر‌سمت​ کسی صندوق گنجی پیدا می‌کرد، ۸۰ درصد شانس داشت که سنگ قیمتی به دست آورد.

سنگ‌های قیمتی در قلمرو خدا بسیار ارزشمند بودند، چرا که می‌توانستند ویژگی‌های تجهیزات را افزایش دهند. بسته به رنگ سنگ، ویژگی افزوده شده متفاوت بود: قرمز «قدرت»، زرد «چابکی»، آبی‌سمت​ «بنیه»، بنفش «هوش» و سبز «حیات» را افزایش می‌داد. یک سنگ قیمتی رده ۱ می‌توانست ویژگی را ۲ امتیاز افزایش دهد. اما نباید این مقدار را دست‌کم گرفت. تجهیزات برنزیبیش​ قابلیت جاگذاری یک سنگ و تجهیزات آهن مرموز قابلیت جاگذاری دو سنگ را داشتند. اگر تمام تجهیزات یک بازیکن به سنگ‌های قیمتی مجهز می‌شد، مجموع ویژگی‌های انباشته‌شده رقمی ترسناک می‌شد.

به همین دلیل تقاضا برای سنگ‌های قیمتی بسیار زیاد بود. قیمت‌فاقد​ این سنگ‌ها همیشه بالا می‌ماند و همین امر باعث می‌شد بسیاری از‌نمی‌توانستند​ بازیکنان ریسک بزرگ فارم کردن در جنگل مهتاب را به جان بخرند.

علاوه بر این، منابع مختلفی مانند سنگ معدن، گیاهان دارویی و مواد غذایی کمیاب در جنگل مهتاب یافت می‌شد. اما معروف‌ترین‌حضور​ بخش جنگل مهتاب، سیاه‌چال پنجاه‌نفرۀ «دژ خفته» بود که در آنجا قرار داشت. این سیاه‌چال همچنین محلی برای مبادله «ست‌های کارت» بود.‌کشف​ البته تنها پس از اینکه تیمی سیاه‌چال را پاک‌سازی می‌کرد، بازیکنان همان منطقه اجازه می‌یافتند برای مبادله ست‌های کارت وارد سیاه‌چال شوند.

با این حال، هدف فعلی شی فنگ ست‌های کارت نبود، بلکه سنگ‌های ماه بود. سنگ ماه تنها‌البته​ در هسته مرکزی جنگل مهتاب یافت می‌شد. شی فنگ چاره‌ای جز احتیاط نداشت. فارغ از خطرات شدید جنگل‌سنگ​ مهتاب، او در حال حاضر تنها سطح ۳ بود و داشت وارد منطقه‌ای با هیولاهای سطح ۹ می‌شد.

اگر بر اثر حادثه‌ای می‌مرد، ۲۰۰،۰۰۰ تجربه (EXP) که جمع کرده بود بر باد می‌رفت و باید همه را از نو جمع‌آوری می‌کرد. او هنوز به سطح ۱۰ نرسیده بود، بنابراین نمی‌توانست دروازه تله‌پورتی موجود در شهرها را فعال کند. در صورت مرگ، تنها راهش بازگشت به «شهرک برگ قرمز» بود و اگر می‌خواست دوباره به اینجا بیاید، باید مجدداً تجربه لازم را کسب می‌کرد.

در حال حاضر، شی فنگ از نظر سطح‌قاتل​ بسیار عقب‌تر از متخصصان پیشرو بود. مرگ و اجبار‌هیولاهای​ به جمع‌آوری دوباره ۲۰۰،۰۰۰ تجربه، برایش کابوسی مطلق می‌شد.

درست پس از ورود به جنگل، شی فنگ توانست «پلنگ‌های سایه» سطح ۹‌تار​ را ببیند که بالای درختان یا میان بوته‌ها پنهان شده و آماده کمین کردن‌عملاً​ برای دشمنان بودند. اگر طومار انزوا نبود، شی فنگ خیلی زودتر کشف شده بود.

شی فنگ طبیعتاً حریف هیولای سطح ۹ نمی‌شد، پس تنها‌سطح​ می‌توانست از آن‌ها دوری کند. به علاوه، هدف او در اینجا‌سیر​ کشتن هیولاها نبود و دلیلی نداشت با پلنگ‌های سایه درگیر شود.

شی فنگ با احتیاط و یکی پس از دیگری، «پلنگ‌های‌زیر​ سایه» را دور زد. پس از گذشت بیش از یک‌اینکه​ ساعت، به جنگلی سنگی، وسیع و سر به فلک کشیده رسید.

در دل این جنگل سنگی، گروهی از شیفتگان نبرد به نام «مبارزان دیو کوهستان» سکونت داشتند. آن‌ها جنگجویانی‌معمولیِ​ سرسخت بودند که از هیچ رنجی هراس نداشتند. محبوب‌ترین چیز برایشان نبرد بود و هرچه نبرد سهمگین‌تر، برایشان‌کند​ لذت‌بخش‌تر می‌نمود. هم‌زمان، آن‌ها از انبوهی گنجینه محافظت می‌کردند که در میانشان، «سنگ ماه» کمیاب نیز به چشم می‌خورد.

با این حال، سرتاسر جنگل سنگی مملو از این موجودات زره‌پوش و عظیم‌الجثه بود. این موجودات که گرزی میخ‌دار به ارتفاع دو انسان را حمل‌داشت​ می‌کردند، در جنگل گشت می‌زدند و مانع ورود هر بیگانه‌ای می‌شدند. اگر شی فنگ پایش را به جنگل می‌گذاشت، صددرصد شناسایی می‌شد. در آن لحظه،‌ساعت​ گروهی از مبارزان دیو کوهستان به سویش هجوم می‌آوردند و تنها یک ضربه از آن گرزهای میخ‌دار کافی بود تا او را به خمیر تبدیل کند.

SYSTEM

[مبارز دیو کوهستان] (رتبه معمولی)

سطح: ۹

HP: ۱۱۰۰/۱۱۰۰

شی فنگ با خود زمزمه کرد:‌خیره‌کننده‌ای​ «به نظر میاد چاره‌ای ندارم جز‌ناگهان​ اینکه آروم‌آروم راه رو باز کنم.»

پس از نیم‌روز جست‌وجو، شی فنگ همچنان نتوانسته بود‌زیر​ راهی امن برای نفوذ به قلب جنگل بیابد. تنها‌مگر​ گزینه‌اش این بود که با کشتار راهش را باز کند.

شی فنگ ناچار بود اعتراف کند که دشواریِ «مأموریت حماسی» حقیقتاً طاقت‌فرساست. این‌یاردی​ تازه آغاز ماجرا بود، اما او مجبور بود با مبارزان دیو کوهستانِ سطح‌حمله​ ۹ روبرو شود. نمی‌دانست در ادامه مسیر با چه چالش‌هایی مواجه خواهد شد.

خوشبختانه، او با عوارض زمین در «جنگل‌خفا​ مهتاب» آشنایی کامل داشت و روش‌های بسیاری برای‌غنیمت​ مقابله با این جنگجویان دیوسیرتِ پیش رو می‌دانست.

مبارزان دیو کوهستان قدرتی غیرطبیعی داشتند و حملاتشان خارق‌العاده بود. حتی «جنگجویان سپردار» و «شوالیه‌های نگهبان» هم‌سطح نیز تاب تحمل بیش از چند ضربه از آنان را نداشتند. با این حال، جثه عظیمشان باعث می‌شد سرعت حرکت نسبتاً پایینی داشته باشند. در زندگی پیشین شی فنگ، «عنصرافزارهای» بسیاری بودند که با استفاده از [تیر یخی] سرعت آن‌ها را کاهش می‌دادند. سپس با بهره‌گیری از عوارض خاصِ جنگل سنگی، از ضربات گرزهای میخ‌دار جاخالی می‌دادند و با روش کایت کردن (Kiting)، مبارزان دیو کوهستان را از پای درمی‌آوردند.

بدین ترتیب، این جنگل سنگی به مکان مقدسی برای‌زیر​ بازیکنان دوربرد تبدیل شد. در سرتاسر جنگل سنگی می‌شد‌مگر​ دید که مبارزان دیو کوهستان با روش‌های گوناگون کایت می‌شوند.

اگرچه شی فنگ فاقد مهارت‌های کاهش سرعت بود، اما می‌توانست از روش‌های دیگری برای جبران آن استفاده کند. در مورد کایت کردنِ مبارزان دیو‌باشد​ کوهستان، او مهارت کمیاب [شمشیر دفاعی] را در اختیار داشت که می‌توانست برد حمله‌اش را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. شی فنگ باور‌ستاره​ نداشت که متخصصی در حد «پادشاه شمشیر» همچون او، در بهره‌گیری از عوارض زمین برای جاخالی دادن، از یک عنصرافزار سطح ۱۰ کمتر باشد.

پس از بررسی دقیق عوارض زمین،‌مهارت​ شی فنگ مجموعاً پنج بار شبیه‌سازی‌قابلیت​ عملیات را در ذهن خود مرور کرد.

انجام شبیه‌سازی‌های ذهنی تأثیری شگرف در عملیات واقعی داشت.‌بسته​ از این رو، تمام متخصصان پیش از دست به‌می‌کرد​ کار شدن، اغلب عملیات را در ذهن خود شبیه‌سازی می‌کردند.

دلیل اینکه متخصصان به این‌غنیمت​ جایگاه رسیده بودند، آمادگی‌هایی بود که‌شعاع​ بسیار فراتر از دیگران انجام می‌دادند.

اغلب بازیکنان معمولی، متخصصانِ «قلمرو خدا» را تحسین می‌کردند. آن‌ها از ضعف مهارت‌های خود می‌نالیدند و به این نتیجه می‌رسیدند که‌جانش​ هرگز نمی‌توانند به سطح این متخصصان برسند. اما در حقیقت، نمی‌دانستند که این متخصصان هر روز چه تلاش عظیمی به خرج‌خلاص​ می‌دهند. رنجی که این متخصصان هر روز متحمل می‌شدند، بسیار فراتر از بازیکنان معمولی بود. همین امر دلیل درخشش خیره‌کننده آن‌ها بود.

پس از مرور شبیه‌سازی‌ها، شی‌کارآمدی​ فنگ یک [آبجوی فولاد سیاه]‌کلاس‌هایی​ و یک [طومار سرعت] بیرون آورد.

[آبجوی فولاد سیاه] می‌توانست سطح هیولا را ۲ واحد کاهش دهد. با وجود ویژگی‌های [شمشیر پرتگاه]، شی فنگ حتی در برابر هیولایی با سطح ۹ نیز دچار سرکوب‌تمام​ ناشی از اختلاف سطح نمی‌شد و می‌توانست آسیبی عادی وارد کند. در مورد [طومار سرعت]، قیمت هر کدام ۲۵ سکه مس بود. این آیتم سرعت حرکت کاربر را‌خطرناک​ به مدت ۱۰ دقیقه، ۲۵ درصد افزایش می‌داد و وسیله‌ای نجات‌بخش در طبیعت وحشی محسوب می‌شد. شی فنگ دقیقاً برای چنین مواقعی، بیست عدد از آن‌ها را خریده بود.

اگر بازیکنان معمولی از این موضوع باخبر می‌شدند، قطعاً شی فنگ را به خاطر ولخرجی لعنت می‌کردند.‌البته​ چنین آیتمی تنها باید در مواقع بحرانی و مرگ و زندگی استفاده می‌شد. در حالی که شی‌جستجوی​ فنگ آن را برای کشتن هیولاهای معمولی به کار می‌برد. این کار بیش از حد تجملاتی بود.

اگر شی فنگ دچار نفرین نبود، می‌توانست تنها با تکیه بر ویژگی‌هایش، به راحتی‌نمی‌توانستند​ این هیولاها را کایت کند. اما اکنون ویژگی‌هایش ۵۰ درصد کاهش یافته بود. فشارِ‌درون​ سرکوب بیش از حد زیاد بود، بنابراین استفاده از [طومار سرعت] ایمن‌تر به نظر می‌رسید.

اگر شی فنگ کار را خراب می‌کرد،‌خفا​ مسئله فقط از دست دادن یک سطح نبود.‌غنیمت​ او ۲۰۰،۰۰۰ امتیاز تجربه را نیز هدر می‌داد.

شی فنگ نفسی عمیق کشید، بدنش را شل کرد‌بسته​ و به نزدیک‌ترین مبارز دیو کوهستان چشم دوخت. سپس‌می‌کرد​ با انفجار قدرت در پاهایش، به سوی هیولا یورش برد.

ناولها | novelha.net