چپتر 3156: آقای شعلۀ سیاه؟
0شی فنگ با خود فکر کرد: «واقعاً انتظار نداشتم غنائم طبقه دوم زیرزمینی تا این حد حیرتانگیز باشد.» مار تهی تنها یک لردبنفش قلمرو در نزدیکی منطقه مرکزی بود، با وجود این یک طومار جستجوی میراث رده ۴ به جا گذاشته بود. همانطور که با هیجان طومار۴۵۰٪ پوستی کهنه را درون کیفش میگذاشت، پیش خود گفت: «جای تعجب نیست که پنج گیلد بزرگ تصمیم گرفتند نیروهایشان را با هم متحد کنند.»
طومار جستجوی میراث رده ۴ برای بازیکنانی که به دنبال ارتقا به رده ۴ بودند، گنجینهای ارزشمند به شمار میرفت. اگرچه این آیتمخوشحال به اندازه طومار میراث که میتوانست بازیکنان را مستقیماً به یک سرزمین میراث تلهپورت کند کاربردی نبود، اما بازیکنان با کمک طومار جستجویافزایش میراث میتوانستند ورودی سرزمین میراث را بسیار راحتتر پیدا کنند. این موضوع نیز به نوبه خود، باعث صرفهجویی چشمگیری در زمان آنها میشد.
لورا کریدر و سه معاون فرماندهِ گلیمر از قبل به سطح ۱۲۱ رسیده بودند. آنها پیش از این استانداردهاییکدسته لازم برای ارتقا به رده ۴ را برآورده کرده بودند. کافی بود این طومار جستجوی میراث رده ۴ را+۲۵ به یکی از آنها بدهد تا اتحاد مزدوران آسورا به زودی یک متخصص رده ۴ تمامعیار به دست آورد.
پس از کنار گذاشتن طومار جستجوی میراث رده ۴، شی فنگ دو سلاح حماسی را نیز برداشت. از میانداشت آن دو سلاح، شی فنگ با دیدن شمشیر بلندی که قوسهای الکتریکی بنفش روشن دور تیغهاش جریان داشت، بسیار خوشحالسرعت شد و بیدرنگ آن را تجهیز کرد. با این کار، مشکلش برای اتکا به تنها یک شمشیر بلند برطرف گشت.
…
[کفرگو] (شمشیر یکدسته، رتبه حماسی)
سطح ۱۰۰ – سطح ۱۵۰
پیشنیاز تجهیز: قدرت ۳۰۰۰
قدرت حمله (۴۵۰٪ قدرت)
سرعت حمله (۴٪ چابکی)
تمام ویژگیها (افزایش بر اساس سطح کاربر)
هنگام تجهیز:
نادیده گرفتن سطح +۲۵
حملات دارای ۶۰٪ شانس برای نادیده گرفتن ۵۰٪ دفاع هدف
حملات دارای ۳۰٪ شانس برای نادیده گرفتن ۸۰٪ دفاع هدف
حملات دارای ۱۰٪ شانس برای نادیده گرفتن تمام دفاع هدف
افزایش ۰.۵ درصدی تمام ویژگیهای کاربر با هر حمله (تا سقف ۲۰٪) به مدت ۵ ثانیه
قدرت +۴۰٪
چابکی +۵۰٪
هوش +۴۰٪
بنیه +۵۰٪
سرعت حمله +۴۰٪
اثرات تمام مهارتهای مرتبط با سلاح +۱۵٪
مهارت غیرفعال اضافی-
قلب کفرگو: بازیابی مقدار کمی استقامت و تمرکز هنگام وارد کردن ضربه مهلک.
…
اگرچه ویژگیهای پایه کفرگو در مقایسه با یک سلاح افسانهای ناقص حرفی برای گفتن نداشت، اما مهارت غیرفعال آن چیزینبود بود که تمام متخصصان شدیداً خواهان آن بودند. چرا که متخصصان همیشه با کمبود استقامت و تمرکز مواجه بودند. بهفرماندهِ راحتی میشد تصور کرد مهارت غیرفعالی که به بازیکنان در بازیابی استقامت و تمرکز کمک میکرد، تا چه حد ارزشمند است.
پس از جمعآوری تمام غنائم، شی فنگ بیدرنگقوسهای به همراه گروهش سفر خود را به سمتخوشحال مجسمه الهی در مرکز نقشه از سر گرفت.
وقتی چیانگ تیانهه دید گروه شی فنگ به کدام سمت میرود، گفت: «همونطور که انتظار میرفت، دارن میرن سراغ نیروی اصلی گل هفت گناه.» سپس رو به Death Omen کرد و پرسید: «نمیخوای با گروه Gluttony تماس بگیری و بهش بگی سریع عقبنشینی کنه؟ اگه این دو تا گروه با هم روبهرو بشن، خیلی بعید میدونم نیروی اصلی سازمانت بتونه سالم برگرده.»
Death Omen با لبخندی مطمئن پاسخ داد: «نیازی به این کار نیست. الان قدرتهای هر دو دنیای ما اونجا جمع شدن. دو ابرقدرت دنیای مقابل هم اونجان. آسورا هیچ کاری نمیتونه اونجا از پیش ببره! شاید گل هفت گناه الان نتونه کاری در مورد آسورا بکنه، اما همین موضوع برای آسورا هم صدق میکنه.»
چیانگ تیانهه گفت: «چقدر سازمانتون خوششانسه که تونسته اینقدر زود با طرف مقابل ارتباط بگیره.» در کمال تعجب، او هیچ مخالفتی با حرفهای Death Omen نکرد. برعکس، حتی ردپایی از حسادت در چشمانش دیده میشد.
با توجه به قدرت گروه آسورا، واقعاً هیچ گروهی در دنیای باستانی مینیاتوری نبود که بتواند آنها راتجهیز تهدید کند. با وجود این، در مقایسه با قلمرو خدای دیگر، نیرویی متشکل از هشت متخصص در سطح خداتمام همچنان کافی نبود. به ویژه زمانی که دو ابرقدرتِ قلمرو خدای دیگر در عملیات مشترک این بار دخالت داشتند.
طبقه دوم زیرزمینی رشتهکوه مرزی با طبقه اول زیرزمینی تفاوت داشت. ورود به طبقه دوم زیرزمینی تنها بهکار قلمرو خدای آنها محدود نمیشد. قلمرو خدای دیگری که به دنیای باستانی مینیاتوری متصل بود نیز میتوانست بهتمام این طبقه دسترسی داشته باشد. بنابراین، طبقه دوم زیرزمینی کم و بیش مرز بین دو قلمرو خدا محسوب میشد.
در این میان، قدرتهای مختلف هر دو قلمرو خدا در حال حاضر اطراف مجسمه الهی در طبقه دوم زیرزمینیبیدرنگ گرد هم آمده بودند. گل هفت گناه حتی موفق شده بود با یکی از ابرقدرتهای قلمرو خدای دیگر شریکچابکی شود. به همین دلیل، هیچ قدرتی در نزدیکی مجسمه الهی جرئت نمیکرد علیه گل هفت گناه دست به اقدامی بزند.
…
قدرتهای متعددی در میدانی که مجسمه الهی در آن قرار داشت، جمع شده بودند. با یک نگاه، میشد بیش از صداتکا متخصص را دید که استانداردهای مبارزهای آنها در سطح خدا بود. در این مکان، حتی گروههای پنج سوپر گیلد بزرگ نیز عادینادیده به نظر میرسیدند. در واقع، اعضای پنج سوپر گیلد بزرگ از نظر سطح بازیکنان، پایینتر از گروههای قلمرو خدای دیگر قرار داشتند.
جنگجوی سپردار نیمهاژدهای سطح ۱۲۰ و میانسالی، همانطور که به برزرکر جوان روبهرویش نگاه میکرد، با کنجکاوی پرسید: «به نظر میاد اعصابت خورده، Gluttony. اتفاقی سمت شما افتاده؟»
برزرکر جوانی که با نام Gluttony شناخته میشد، در حالی که با یادآوری پیام دریافتیاش لبخندی تحقیرآمیز بر لب میآورد، گفت: «چیز مهمی نیست.» اما وقتی به مرد میانسالِ پیش رویش نگاه کرد، چهرهای محترمانه به خود گرفت و افزود: «یه عده فقط دارن سعی میکنن برای گل هفت گناه دردسر درست کنن. اما اگه جرئت کنن پاشونو اینجا بذارن، بدم نمیاد از شرشون خلاص شم!»
با اینکه Gluttony پیش از این درباره وضعیت اتحاد مزدوران آسورا از Death Omen شنیده بود، اما توجه چندانی به آن نکرد. به هر حال، حتی در رده ۳ نیز تفاوتهای عظیمی میان متخصصان رده خدا وجود داشت. این موضوع بهویژه در مورد رتبه حیات صدق میکرد.
به لطف شراکت گل هفت گناه با اژدهای درخشان، یکی از دو قدرت برترِ قلمرو خدای ستاره متروک، او دیگر انسان نبود. در عوض، به گونه ببر تبدیل شده بود؛ شکل حیاتی که رتبه حیات بالاتری نسبت به انسانها داشت. علاوه بر این، او تنها کسی نبود که به نژاد دیگری تغییر یافته بود. بیش از بیست نفر از اعضای تیم شکارچیان که تحت رهبری او بودند نیز نژادشان را تغییر داده بودند. به همین دلیل، قدرت کلی تیم او نسبت به زمانی که وارد دومین سطح زیرزمینی شده بودند، کاملاً متفاوت بود. فقط هنوز Death Omen را در جریان این موضوع قرار نداده بود.
اندکی پس از پایان صحبتهای Gluttony، ناگهان هیاهویی در مقابل پلههای ورودی میدان به پا شد.
سپس، تیمی صد نفره به رهبری مردی که سوار بر گرگی سهدم بود، وارد میدان شدند. از میانخوشحال صد عضو این تیم، نُه نفر هاله یک متخصص رده خدا را از خود ساطع میکردند. این تیم۴۵۰٪ به مراتب قویتر از بیشتر تیمهای حاضر بود که تنها دو یا سه متخصص رده خدا در اختیار داشتند.
«اونا دیگه کین؟»
«تا حالا ندیدمشون.برداشت نباید از قلمرو خدایبلندی ستاره متروکِ ما باشن.»
متخصصان مختلفِ رده خدا در میدان،بلندی با دیدن این تیم صد نفرهتیغهاش نتوانستند جلوی کنجکاوی خود را بگیرند.
در همین حین، وقتی نیمهاژدهای میانسالمیان از اژدهای درخشان این تیم رابنفش دید، نگاهی متعجب در چهرهاش نمایان شد.
وقتی Gluttony متوجه تغییر حالت چهره نیمهاژدهای میانسال شد، پرسید: «آقا منگهائو، چیز خاصی در موردشون وجود داره؟»
منگهائو، نیمهاژدهای میانسال، با صدایی آرام گفت: «این تیم واقعاً یهروشن چیزی تو چنته داره. در واقع هفت شکل حیات برتر بینشونبلند هست. این رقم تقریباً نزدیک به چیزیه که تیم اژدهای درخشان داره.»
«هفت شکل حیات برتر؟» با شنیدن کلمات منگهائو، چهره Gluttony جدی شد.
برخلاف مدیران ابرقدرتهای مختلف، او میدانست که اشکال حیات برتر حتی در قلمرو خدای بزرگ نیز نادر هستند. حتی یک قدرتکار برتر مانند اژدهای درخشان تنها میتوانست هزینه تبدیل تعداد بسیار کمی از اعضایش را به یک شکل حیات برتر تقبل کند. علاوهکاربر بر این، این اعضا باید پیش از اینکه بتوانند این فرصت را به دست آورند، مشارکتهای بزرگی برای گیلد انجام داده باشند.
در این میان، هر کسی که موفق میشد به یکاگرچه شکل حیات برتر تبدیل شود، در مقایسه با سایر بازیکناننبود همان رده، قدرت مبارزه به مراتب بالاتری به دست میآورد.
با این حال، اکنون مشخص شده بودبلندی که اتحاد مزدوران آسورا در واقع هفتجریان بازیکن داشت که شکل حیات برتر بودند...
وقتی منگهائو حالت چهره Gluttony را دید، پرسید: «چی شده؟ آقا Gluttony، همونان که دارن براتون دردسر درست میکنن؟» سپس خندید و ادامه داد: «اگه اینطوره، پس بذار کمکت کنم حسابشونو برسی. اونا ممکنه چند تا شکل حیات برتر داشته باشن، اما اینجا حرف آخر رو اژدهای درخشان میزنه.»
Gluttony با قدردانی گفت: «پس زحمتش میافته گردن شما، آقا منگهائو.»
اژدهای درخشان حتی از پنج سوپر گیلد بزرگ نیز به مراتبآیتم قویتر بود. این قدرت برتر به قدری قدرتمند بود که حتی پنجمیتوانستند سوپر گیلد بزرگ در صورت همکاری با یکدیگر نیز حریف آن نمیشدند.
نیرویی متشکل از هشت متخصص رده خدا شاید در دنیای باستانی مینیاتوری قدرتمند بهجریان نظر میرسید، اما در برابر بیش از ۲۰ متخصص رده خدای اژدهای درخشان، چیزی جز۱۵۰ یک مورچه نبود. اتحاد مزدوران آسورا در بهترین حالت، تنها مورچهای کمی قویتر محسوب میشد.
در واقعیت، اگر اژدهای درخشان برای عملیات این باربنفش به گل هفت گناه نیاز نداشت، گل هفت گناهکار هرگز فرصت شراکت با اژدهای درخشان را به دست نمیآورد.
در همین حین، درست زمانی کهمیان منگهائو میخواست زیردستانش را جمع کند،بنفش تیم دیگری در ورودی میدان ظاهر شد.
با ورود این تیم جدید، تیمهای مختلف حاضر در میدان، ازآیتم جمله تیم اژدهای درخشان، ناگهان جدی شدند. تیمهای مختلف حتی پیشقدم شدندمیتوانستند تا کنار بروند و راه را برای این تیم جدید باز کنند.
وقتی Gluttony متوجه شد که بیش از ۵۰ نفر از اعضای تیم ۲۰۰ نفره جدید متخصص رده خدا هستند، پرسید: «آقا منگهائو، اینا همونایی هستن که قبلاً در موردشون حرف میزدید؟» علاوه بر این، از میان این ۵۰ متخصص رده خدا، چهار نفرشان حتی متخصصانی فراتر از قلمرو دامنه بودند.
منگهائو در حالی که سرشمشیر تکان میداد، گفت: «اوهوم. اوناروشن رهبران عملیات این بار هستن.»
با شنیدن این حرف، وقتی Gluttony به این گروه تازهوارد نگاه کرد، رگهای از اشتیاق در چشمانش پدیدار شد.
در حالی که بیش از ۱۰,۰۰۰ بازیکن حاضر در میدان توجه خوداندازه را به تازهواردها معطوف کرده بودند، زن نیمهاژدهایی که در میان تیم قدمبسیار میزد، ناگهان به سمت تیم آسورا نگاه کرد و با لحنی متعجب گفت:
«آقای Black Flame؟»
...
یادداشت مترجم:
[۱] گونه ببر، شکلدست حیاتی با رتبه حیاتسلاح بالاتر نسبت به انسانها:
جهت اطلاع، گونه ببر جزو «اشکالگنجینهای حیات برتر» محسوب نمیشوند. آنها تنهااندازه رتبه حیات بالاتری نسبت به انسانها دارند.