---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2149: تقسیم؟ • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 2149: تقسیم؟

0

Purple Jade در حالی که با چهره‌ای جدی آخرین گزارش گیلد را می‌خواند، گفت: «عمو یوان، اوضاع خرابه. جنگل سنگی تازه تبدیل به شهر شده و هنوز پایه‌هاش محکم نشده. الان بهترین موقع واسه حمله به اونجاست. اون ابرقدرت‌هایی که قبلاً دست نگه داشته بودن، الان دارن با تمام قوا نیرو می‌فرستن اینجا. با این تعداد کممون، می‌ترسم واسه محافظت از جنگل سنگی به مشکل بخوریم.»

پیش‌تر، با وجود اینکه ابرقدرت‌های مختلف برای اقدام علیه شهرک جنگل سنگی وسوسه شده بودند، تنها بخش کوچکی از نیروهایشان‌قدرت​ را برای تسخیر آن فرستاده بودند. اما اکنون به دلیل ارتقای شهرک جنگل سنگی، استارلینک دیگر تنها ابرقدرتی نبود که‌ارتقا​ با تمام قوا وارد عمل می‌شد. سایر ابرقدرت‌ها نیز قصد داشتند برای تصرف شهرک جنگل سنگی از هیچ تلاشی دریغ نکنند.

ورود تنها یک ابرقدرت با تمام قوا‌بی‌فایده​ کافی بود تا عمارت مخفی را به‌می‌شدند​ دردسر بیندازد، چه رسد به گروهی از آن‌ها.

اگر نبرد پیش رو در دنیای بیرون رخ می‌داد، شاید جای نگرانی نبود؛ اما آن‌ها درون پرتگاه بی‌انتها بودند. اعزام متخصصان معمولی به‌وارد​ این مکان کاملاً بی‌فایده بود و آن‌ها صرفاً به باری روی دوش دیگران بدل می‌شدند. تنها متخصصانی در سطح استاندارد قلمرو پالایش یا بالاتر‌اگر​ می‌توانستند قدرت مبارزه مفیدی ارائه دهند. با وجود این، مجموع متخصصان قلمرو پالایش در ابرقدرت‌های مختلف به راحتی از نیروهای عمارت مخفی پیشی می‌گرفت.

در این لحظه، یوان تیه‌شین نیز از این بابت به‌قلمرو​ شدت کلافه بود و گفت: «این شعلۀ سیاه! چرا از‌راحتی​ قبل قضیه ارتقا رو بهمون نگفت؟! الان بدجوری تو مخمصه افتادیم!»

پیش از ارتقای جنگل سنگی، این شهرک مزایای قابل‌توجهی برای زیرو وینگ در پرتگاه‌سطح​ بی‌انتها فراهم می‌کرد، اما گیلد را در موقعیت برتری مطلق قرار نمی‌داد. هرچه باشد،‌پیشی​ یک شهرک تنها می‌توانست تعداد بسیار محدودی از بازیکنان را در خود جای دهد.

اما اکنون با ارتقای شهرک جنگل سنگی، زیرو وینگ اساساً کنترل کامل سراسر پرتگاه‌می‌شدند​ بی‌انتها را در دست گرفته بود. با این اوصاف، چگونه ممکن بود ابرقدرت‌های مختلف‌راحتی​ احساس خطر نکنند و برای تصرف شهرک جنگل سنگی با تمام قوا وارد عمل نشوند؟

با این شرایط، حتی عمارت‌علیه​ مخفی نیز نمی‌توانست با اطمینان کامل‌کوچکی​ از شهرک جنگل سنگی دفاع کند.

Purple Jade در حالی که با اضطراب گزارش زیردستش را می‌خواند، گفت: «عمو یوان، دیده‌بان‌هایی که به حومه فرستادیم، اعضای عمارت اژدهای آسمانی و امپراتوری غرور رو دیدن. دارن به سمت ما میان و کمتر از پنج دقیقه دیگه می‌رسن.»

یوان تیه‌شین از شنیدن این خبر‌صرفاً​ چندان غافلگیر نشد و پرسید: «بالاخره‌می‌شدند​ پیداشون شد؟ می‌دونی کی رهبری‌شون می‌کنه؟»

هرچه باشد، عمارت مخفی از مدت‌ها پیش از حضور این دو‌دوش​ سوپر گیلد در پرتگاه بی‌انتها خبر داشت. وگرنه عمارت مخفی به محض‌مبارزه​ فعال شدن قابلیت تله‌پورت، تیمی را به شهرک جنگل سنگی اعزام نمی‌کرد.

چهره Purple Jade در هم رفت و پاسخ داد: «شنگ ووجی و ژان بایا هستن. اون‌طور که پیداست، این دو تا دارن با هم کار می‌کنن.»

شنگ ووجی و ژان بایا از متخصصان هیولاوش و سرشناسِ قلمرو خدا به شمار می‌رفتند. افزون بر این، تیم‌های تحت‌راحتی​ فرمان آن‌ها، تنها یک پله پایین‌تر از نیروهای اصلی گیلدهایشان قرار داشتند. حتی تیم اعزامی عمارت مخفی به شهرک جنگل‌مزایای​ سنگی نیز در رویارویی با یکی از این تیم‌ها به دردسر می‌افتاد، چه رسد به رویارویی هم‌زمان با هر دوی آن‌ها.

با شنیدن نام این دو نفر، چهره یوان تیه‌شین در هم رفت و گفت: «چرا اونا؟ چاره دیگه‌ای نداریم. جید، فوراً‌مبارزه​ این موضوع رو به لیدر گیلد خبر بده و بگو تا جایی که ممکنه بازیکن بفرسته. خودت هم برو و جلوی‌نگفت​ اون دو تا رو بگیر. من می‌رم پیش شعلۀ سیاه تا وخامت اوضاع رو بهش بگم. امیدوارم زودتر تصمیم درستی بگیره.»

اکنون وضعیت از کنترل عمارت مخفی خارج شده بود. تنها راه باقی‌مانده برای حفظ شهرک جنگل سنگی این‌قلمرو​ بود که شی فنگ را راضی کنند تا سهام بیشتری از شهرک را واگذار کند و با استفاده از‌شعلۀ​ این سهام، سایر ابرقدرت‌ها را به اتحاد خود بکشانند. در غیر این صورت، سرنوشتی جز نابودی در انتظارشان نبود.

Purple Jade سر تکان داد و گفت: «همین الان می‌رم!»

سپس او تیم عمارت مخفی‌بدل​ را برای متوقف کردن شنگ‌قلمرو​ ووجی و ژان بایا رهبری کرد.

در همین حین، اعضای عمارت اژدهای آسمانی و امپراتوری غرور تحت فرمان شنگ ووجی و ژان بایا، همچون ببرهای درنده‌ای بودند که تازه از‌دهند​ قفس رها شده‌اند. برخلاف روش‌های رایج مبارزه تیمی میان بازیکنان، اعضای عمارت اژدهای آسمانی و امپراتوری غرور به گروه‌های شش‌نفره تقسیم شدند و مستقل از‌وینگ​ یکدیگر در جنگل مردگان پیشروی می‌کردند. آن‌ها هیچ تلاشی برای تمرکز قدرت خود در یک نقطه جهت در هم شکستن خطوط دفاعی زیرو وینگ نکردند.

از دید یک ناظر بیرونی، این آرایش جنگی بسیار احمقانه به نظر می‌رسید، چرا که به دشمن اجازه می‌داد به راحتی‌می‌توانستند​ نقاط ضعف آن‌ها را هدف قرار دهد. با وجود این، کسانی که از پیشینه این دو تیم آگاه بودند، به خوبی‌ارتقا​ می‌دانستند که انتخاب چنین روشی به هیچ وجه از روی حماقت نیست. بلکه دلیل این کار، اطمینان مطلق آن‌ها به قدرتشان بود.

افزون بر این، هنگام عبور از جنگل، حرکت در قالب گروه‌های کوچک بسیار سریع‌تر از تیم‌های بزرگ و متمرکز‌استارلینک​ بود. این موضوع به‌ویژه در مورد بازیکنان تحت فرمان شنگ ووجی و ژان بایا صدق می‌کرد. آن‌ها هنگام عبور از‌بود​ جنگل مردگان همچون میمون‌هایی چابک بودند که با سرعتی خیره‌کننده پیش می‌رفتند و هیچ ردی از خود بر جای نمی‌گذاشتند.

وقتی این دو تیم به فاصله ۵۰۰ یاردی شهر رسیدند و می‌خواستند وارد محوطه باز اطراف آن شوند، تیم صد نفره Purple Jade پیشروی خود را متوقف کرد.

شنگ ووجی که روی درختی نشسته بود، همان‌طور که از بالا به Purple Jade نگاه می‌کرد، پرسید: «دخترجون، با اینکه نابغه عمارت رازی، ولی واقعاً فکر می‌کنی با همین چند نفر می‌تونی جلوی هر دو تیم ما رو بگیری؟» او برای اقدام کردن عجله‌ای نداشت. در عوض، بی‌صدا زن جوانی را که در محوطه باز پیش رویش ایستاده بود، تماشا کرد.

ژان بایا از جنگل بیرون آمد و گفت: «مدام می‌شنیدم که عمارت راز اخیراً یه نابغه‌سطح​ شگفت‌انگیز رو کرده. الان که خودم می‌بینمت، می‌فهمم واقعاً فوق‌العاده‌ای. تو این سن کم همین الانشم‌لحظه​ یه متخصص اوجی. اما متأسفانه، گمون نکنم هنوزم زورت برسه هر دوی ما رو متوقف کنی.»

با وجود اینکه شنگ ووجی و ژان بایا با لحنی بسیار دوستانه صحبت کرده بودند، هاله‌ای که از خود ساطع می‌کردند به‌طرز غیرقابل‌مقایسه‌ای ترسناک بود. حتی بسیاری از متخصصان قلمرو پالایش که پشت سر Purple Jade ایستاده بودند، با قرار گرفتن در این هاله، خطر مرگ را احساس کردند.

علاوه بر این، اعضای عمارت راز می‌توانستند سرمای استخوان‌سوز نیت‌های قتل دیگری را نیز حس کنند که از‌دهند​ سمت جنگل به سوی آن‌ها نشانه رفته بود. هر یک از این نیت‌های قتل کافی بود تا لرزه بر‌بدجوری​ اندامشان بیندازد. احساس می‌کردند اگر حتی برای لحظه‌ای گاردشان را پایین بیاورند، قطعاً در اینجا مرگ دلخراشی خواهند داشت.

در آن لحظه، اعضای عمارت راز همچنین مطمئن بودند که اگر‌بدل​ به نمایندگی از عمارت راز در آنجا حضور نداشتند، تیم‌های شنگ‌مفیدی​ ووجی و ژان بایا خیلی وقت پیش وارد عمل شده بودند.

Purple Jade با مشاهده گروه‌های متعددی که در جنگل پنهان شده بودند، ناخودآگاه هوشیارتر شد و با خود فکر کرد: پس این‌ها تیم شیطان آسمانی و تیم اژدهای شاخ‌دار به رهبری Ghost Mage و Meteor Hammer هستند؟

تنها متخصصان اوجی که در آن لحظه پیش روی خود حس می‌کرد، به پانزده نفر می‌رسیدند. علاوه بر این، برخلاف خودش، این متخصصان‌وارد​ اوج مدت‌ها بود که در قلمرو تهی حضور داشتند و تجربه مبارزه بسیار بیشتری نسبت به او داشتند. آن‌ها نه تنها در مبارزه‌آن‌ها​ با متخصصانی که استانداردهای مبارزه برابر یا بالاتری داشتند بسیار باتجربه‌تر بودند، بلکه کنترلشان بر حواس پنج‌گانه نیز بسیار بهتر از او بود.

گذشته از این، تمامی اعضای تیم‌های شنگ ووجی و ژان بایا از تجهیزات درجه یک بهره می‌بردند. حتی ضعیف‌ترین قطعه تجهیزات آن‌ها در رده طلای آبدیده سطح‌شدت​ ۶۵ بود و بسیاری از آن‌ها کاملاً به تجهیزات طلای سیاه سطح ۶۵ مجهز بودند. حتی حدود ده متخصص با آیتم‌های حماسی در میانشان به چشم می‌خورد.‌بسیار​ در مورد شنگ ووجی و ژان بایا نیز، هر کدام از آن‌ها چهار آیتم حماسی در اختیار داشتند و بقیه تجهیزاتشان از نوع طلای سیاه سطح ۶۵ بود.

اگر این دو تیم با هم همکاری می‌کردند، حتی ابرقدرت‌ها نیز در صورت جدی‌سطح​ نگرفتنشان، ضربه سختی می‌خوردند. ناگفته نماند که هر دوی این تیم‌ها سوپر گیلدهای قدرتمندی را‌می‌گرفت​ به عنوان پشتیبان خود داشتند و مانند بازیکنان مستقل، نیازی نبود از عواقب اقداماتشان بترسند.

Purple Jade پس از آرام کردن خود، لبخندی زد و گفت: «این یه سوءتفاهمه. من فقط برای استقبال از شما دو نفر اینجام. هیچ قصدی برای مبارزه ندارم.»

شنگ ووجی خندید و گفت: «به نظر می‌رسه عمارت‌تنها​ راز وضعیت فعلی رو درک می‌کنه. پس بگو ببینم.‌ارتقای​ قصد دارید سهام شهرک جنگل سنگی رو چطور تقسیم کنید؟»

ژان بایا اعلام کرد: «من‌بدل​ اول حرفم رو روشن می‌زنم.‌قلمرو​ امپراتوری غرور ۳۰ درصد رو می‌خواد.»

شنگ ووجی گفت: «حالا که ژان پیر این‌طور می‌گه، پس خانه اژدهای آسمانی هم به همون ۳۰‌پالایش​ درصد رضایت می‌ده. از اونجایی که عمارت راز اولین کسیه که شهرک جنگل سنگی رو اشغال کرده،‌کلافه​ ۴۰ درصد بهش می‌رسه. فکر کنم عمارت راز هیچ شکایتی در این باره نداشته باشه، مگه نه؟»

«این...» حرف‌های این دو نفر فوراً زبان Purple Jade را بند آورد. خواسته مشترک آن‌ها در واقع ۶۰ درصد از سهام شهرک جنگل سنگی بود.

اگر این دو نفر به ابرقدرت دیگری تعلق داشتند، قطعاً با این جسارت‌تسخیر​ با عمارت راز صحبت نمی‌کردند. با وجود این، سوپر گیلدهایی که این دو‌سایر​ نمایندگی می‌کردند به‌شدت قوی بودند و از هیچ قدرتی در قلمرو خدا ترسی نداشتند.

در واقع، اگر او نماینده عمارت راز نبود‌سطح​ و به جای آن نماینده ابرقدرت دیگری بود،‌مفیدی​ این دو نفر تنها به ۶۰ درصد قانع نمی‌شدند.

وقتی شنگ ووجی دید Purple Jade برای صحبت کردن تردید دارد، با لحنی تند گفت: «اگه عمارت رازتون نظری در این مورد داره، حرف بزن. اما اجازه ندارید به این خط قرمز دست بزنید!»

با وجود اینکه ژان بایا نظر‌کاملاً​ دیگری نداد، طرز برخوردش به‌وضوح نشان‌دیگران​ می‌داد که با شنگ ووجی هم‌عقیده است.

همان‌طور که این دو نفر منتظر پاسخ Purple Jade بودند، مردی ناگهان از گوشه دیگری از جنگل ظاهر شد. این مرد شنل عجیب و کهنه‌ای به تن داشت و دو شمشیر بلند و نفیس از کمرش آویزان بود. او ظاهر یک شمشیرزنِ آس‌وپاس را داشت که صرفاً از آنجا عبور می‌کرد.

«حالا که شما دو تا سهام شهرک جنگل‌سطح​ سنگی رو می‌خواید، نمی‌خواید از زیرو وینگ بپرسید‌مفیدی​ که با این قضیه مشکلی داره یا نه؟»

ناولها | novelha.net