---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3306: نیمه‌خدا • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 3306: نیمه‌خدا

0

«غیرممکنه!»

«اون کیه؟!»

...

چه ترچت و دیگر نخبگان برتر رده ۴ و چه چهار جنگجوی جانور، با دیدن سقوط ده‌ها اژدهای‌مالکیت​ دریای تهی که سد راه گروه زیرو وینگ شده بودند، مبهوت ماندند. آن‌ها از تماشای این صحنه چنان‌دوازده​ در شوک فرو رفتند که نزدیک بود دفاع در برابر اژدهایانِ پیش روی خود را از یاد ببرند.

در همین حین، میدسامر که بر پشت اژدهای‌خونین​ شعله‌ی یخ ایستاده بود، به شی فنگ نگاه‌زیادی​ کرد و پرسید: «لیدر گیلد، این شخص کیه؟»

حتی ترچت، وجودی هم‌تراز با امپراتریس تیر خونین و مجنون نبرد شکست‌ناپذیر، برای مقابله‌ی تن‌به‌تن با سه اژدهای دریای تهی با دشواری زیادی‌محافظ​ روبه‌رو بود. اگر تلاش می‌کرد به‌تنهایی با ده‌ها اژدها درگیر شود، در دم خاکستر می‌شد. گذشته از این، تمام اژدهایان دریای تهی می‌توانستند‌پایمون​ از راه دور حمله کنند. اگر ده‌ها هیولا از این نوع هم‌زمان حمله می‌کردند، هیچ فضایی برای جاخالی دادن برای او باقی نمی‌ماند.

با وجود این، زنی به نام لورا کریدر تنها‌مقابله‌ی​ با یک حرکت، آسیب سنگینی به ده‌ها اژدهای دریای تهی‌درگیر​ وارد کرده بود. قدرت او به طرز هولناکی بالا بود.

جون لوئوشا در حالی که گوشه‌ی چشمش‌شیائوشیائو​ می‌پرید، به وو شیائوشیائو نگاه کرد و‌بسیار​ پرسید: «شیائوشیائو، زیرو وینگ همیشه همچین متخصصی داشته؟»

شوکی که او از تماشای این صحنه متحمل‌خونین​ شد، بسیار فراتر از شوکِ پی بردن به‌زیادی​ مالکیت شی فنگ بر یک مرکب پرنده افسانه‌ای بود.

در این لحظه، جون لوئوشا تنها‌متحمل​ می‌توانست به یک عبارت برای توصیف‌مرکب​ زنی به نام لورا کریدر فکر کند.

شکست‌ناپذیر! شکست‌ناپذیریِ مطلق!

چهار محافظ دیرا مجبور بودند تنها برای جلوگیری از حمله‌ی حدود دوازده‌شوکی​ اژدهای دریای تهی به دیرا، با یکدیگر همکاری کنند. تازه این در‌عبارت​ شرایطی بود که هر چهار نفر آن‌ها به رده ۵ رسیده بودند.

باید در نظر داشت که چهار جنگجوی جانور افراد بی‌نام‌ونشانی نبودند. آن‌ها نخبگان برتری بودند که سال‌ها توسط‌اگر​ ابرشرکت پایمون پرورش یافته بودند. در سال‌های ابتداییِ فعالیتشان، نام آن‌ها در سراسر قلمرو نور ستارگان شناخته شده بود‌می‌کردند​ و شهرتی که در آن زمان از آن برخوردار بودند، بسیار فراتر از شهرت کنونی نخبگانی مانند ترچت بود.

اما اکنون، مقایسه چهار جنگجوی جانور‌متحمل​ با لورا کریدر، مانند مقایسه درخشش چهار‌پرنده​ کرم شب‌تاب با نور ماه کامل بود.

با وجود متخصصی مانند لورا کریدر‌نبرد​ که از زیرو وینگ دفاع می‌کرد، جایگاه‌روبه‌رو​ گیلد در دنیای مینیاتوری باستان تزلزل‌ناپذیر می‌شد.

آیا زیرو وینگ‌حالی​ واقعاً چنین متخصصی‌می‌پرید​ در اختیار داشت؟

وو شیائوشیائو پاسخی برای سؤال جون لوئوشا نداشت. دلیلش این بود که خودش‌مقابله‌ی​ نیز به همان اندازه از این وضعیت شوکه و گیج شده بود. او‌می‌شد​ هرگز نمی‌دانست که زیرو وینگ متخصصی در سطح لورا تحت فرمان خود دارد.

دلیل اطمینان خاطر وو شیائوشیائو برای دعوت از جون لوئوشا به زیرو وینگ، وجود شی‌لحظه​ فنگ و ساختمان صد پالایش در شهر خیره به ماه بود. در این میان، او نیز‌همکاری​ مانند جون لوئوشا برای اولین بار بود که با شخصی به نام لورا کریدر روبه‌رو می‌شد.

در حالی که همه غرق در شوک و سردرگمی بودند، شی فنگ اژدهای شعله‌ی یخ را به سمت جزیره شناور‌شود​ هدایت کرد. تنها در عرض چند ثانیه، اژدهای شعله‌ی یخ از گروه پنج نفره‌ی دیرا پیشی گرفت. در همین حین،‌وجود​ هر اژدهای دریای تهی که سعی می‌کرد مانع پیشروی اژدهای شعله‌ی یخ شود، بدون استثنا با شمشیر لورا سرنگون می‌گشت.

وقتی دیرا دید گروه زیرو‌چشمش​ وینگ به فاصله‌ی ۱۰۰۰ یاردی جزیره‌داشته​ شناور رسیده‌اند، با خشم غرید: «لعنتی!»

سپس رو به Platinum Behemoth کرد و پرسید: «Platinum، سطح اون شخص چقدره؟»

Platinum Behemoth در حالی که به لورا کریدر در دوردست نگاه می‌کرد و رگه‌ای از ترس در چشمانش نمایان شده بود، پاسخ داد: «رده ۶! ضربه‌ی الانش به سطح پایه‌ی استاندارد رده ۶ رسیده بود!»

دیرا با تعجب فریاد زد: «سطح پایه‌ی رده ۶؟ این یعنی اون الان هم‌تراز با White Owlه؟»

Platinum Behemoth سر تکان داد و گفت: «به احتمال زیاد. اگه مجبور بشیم برای اون میراث باهاش رقابت کنیم، شانس بردنمون صفره...»

White Owl یکی از ده پاراگون اصلی فعلی مجتمع پایمون بود. او نه‌تنها یک ست تجهیزات افسانه‌ای ناقص از مجتمع دریافت کرده بود، بلکه سلاح افسانه‌ایِ بسیار سازگاری نیز در اختیارش قرار داشت. اخیراً نیز موفق شده بود بدن مانای حماسی رده ۵ را شکل دهد و به یکی از نامزدهای جایگاه «سه ارباب» مجتمع در آینده تبدیل شود.

هم‌زمان، White Owl مسئولیت فرماندهی ارتش رده ۴ را نیز بر عهده داشت که قرار بود برای مقابله با زیرو وینگ به دنیای باستانی مینیاتوری حمله کنند. افزون بر این، به دلیل دینی که از چند سال پیش به قدیس مهر الهی داشت، پذیرفته بود که به محض ورود به گذرگاه جهانی، ارتقای خود به رده ۵ را تکمیل کند.

دیرا با نارضایتی غرید: «لعنتی! با White Owl تماس بگیر و بگو زودتر خودشو برسونه اینجا! همش تقصیر اون زیرو وینگ لعنتیه! پاشون که به اینجا برسه، روزگار زیرو وینگ رو سیاه می‌کنم!»

پیدایش سکونتگاه خدایان تهی در گذرگاه جهانیِ دنیای باستانی مینیاتوری، حتی برای‌شوکی​ او نیز غافلگیری بزرگی بود. پیش از این، قصد داشت میراث قدیس‌عبارت​ تهی را به انحصار خود درآورد، اما اکنون ظاهراً چنین چیزی غیرممکن بود.

با آفلاین شدن Platinum Behemoth برای تماس با White Owl، گروه زیرو وینگ نیز به جزیره شناور خدایان تهی رسید.

Hidden Soul که به‌تازگی به رده ۴ ارتقا یافته بود، با حس کردن انرژی ابدیِ موجود در جزیره، نتوانست جلوی شگفتی‌اش را بگیرد و فریاد زد: «اینجا چه جای فوق‌العاده‌ایه! نه‌تنها مانای به این غلیظی داره، بلکه انرژی ابدی هم تو هواش پخشه! اینجا واسه تمرین حرف نداره!»

Gentle Snow که او نیز به رده ۴ رسیده بود، با هیجان به نشانه تأیید سر تکان داد.

حتی اگر محیط سرشار از مانای متراکم را نادیده می‌گرفتند، همان انرژی ابدی پراکنده در هوا کافی بود تا این مکان را به میدان‌شود​ تمرین رؤیایی بازیکنان بی‌شماری تبدیل کند. بازیکنانی که به دنبال تمرین مهارت‌ها، طلسم‌ها و تکنیک‌های مبارزه خود بودند، می‌توانستند به نتایج شگفت‌انگیزی در اینجا‌کریدر​ دست یابند. حتی بازیکنانی که قصد شکل دادن به بدن مانای رده ۵ خود را داشتند نیز می‌توانستند از این محیط کمک شایانی بگیرند.

شی فنگ درحالی‌که به زنجیرهای متعدد تهی که‌فراتر​ جزیره را پوشانده بود نگاه می‌کرد، سرش را‌می‌توانست​ تکان داد و گفت: «اینجا جای تمرین نیست.»

Midsummer با گیجی به شی فنگ نگاه کرد و پرسید: «جای تمرین نیست؟ مگه نگفته بودن میراث قدیس تهی اینجاست؟»

شی فنگ پاسخ داد: «میراث قدیس تهی قطعاً اینجاست.» سپس، رویش را‌شوکی​ به سمت شهرک مجاور برگرداند و توضیح داد: «اما خود این جزیره یه‌توصیف​ زندان فضا-زمانه که مخصوصاً برای زندانی کردن نیمه‌خدایانِ قلمرو خدای بزرگ ساخته شده.»

از آنجا که خدایان تهی پیوسته در فضای تهی سرگردان بودند، بیشتر مردم اطلاعات بسیار ناچیزی درباره‌روبه‌رو​ آن‌ها داشتند. با وجود این، شی فنگ در زندگی پیشین خود به‌طور اتفاقی به اطلاعات مهمی درباره‌هیولا​ خدایان تهی دست یافته بود؛ اطلاعاتی که یکی از رازهای بزرگ قلمرو خدای بزرگ به شمار می‌رفت.

«زندانی کردن نیمه‌خدایان؟‌متخصصی​ مگه نیمه‌خدایان هم نیازی‌بسیار​ به زندانی شدن دارن؟»

موجوداتی که در قلمرو خدا به‌عنوان نیمه‌خدا شناخته می‌شدند، NPCهایی بودند که تنها یک قدم تا رسیدن به رده ۶ فاصله داشتند. با این حال، چنین NPCهای نیمه‌خدایی در قلمرو خدای بزرگ فراوان بودند. از طرفی، کار چندانی هم از دست این NPCهای نیمه‌خدا در قلمرو خدای بزرگ برنمی‌آمد، چرا که حتی کشوری مانند پادشاهی رودخانه باستانی نیز تحت محافظت NPCهای رده ۶ قرار داشت.

شی فنگ گفت: «طبیعتاً نیازی به زندانی کردن نیمه‌خدایان معمولی نیست.» و‌شوکی​ مکث کوتاهی کرد. سپس ادامه داد: «اما اگه پای یه نیمه‌خدا وسط‌عبارت​ باشه که پادشاهی یا امپراتوریِ قلمرو خدای بزرگ رو نابود کرده باشه چی؟»

وو شیائوشیاو که حتی یک ثانیه هم حرف‌های شی فنگ‌نبرد​ را باور نکرده بود، گفت: «چی؟ یه نیمه‌خدا که یه‌می‌کرد​ کشور رو تو قلمرو خدای بزرگ نابود کرده؟ اصلاً چطور ممکنه؟»

یک نیمه‌خدا هر چقدر هم که قدرتمند بود، باز هم چیزی فراتر از یک NPC رده ۵ محسوب نمی‌شد. این در حالی بود که قلمرو خدای بزرگ، خاستگاه NPCهای رده ۶ بی‌شماری بود. محال بود یک نیمه‌خدا بتواند یک پادشاهی کامل را در قلمرو خدای بزرگ نابود کند، چه رسد به یک امپراتوری.

با وجود این، شی فنگ در پاسخ‌شکست‌ناپذیر​ به تردید وو شیائوشیاو صرفاً خندید و‌اگر​ زحمت توضیحات بیشتر را به خود نداد.

در قلمرو خدا، تفاوت‌های چشمگیری حتی میان خود نیمه‌خدایان به چشم می‌خورد. در واقع، این تفاوت می‌توانست حتی‌مالکیت​ از شکاف میان رده ۵ و رده ۶ نیز فراتر برود. اگر حافظه‌اش او را به‌درستی یاری می‌کرد، طولی‌یکدیگر​ نمی‌کشید که خبر مهمی کل قلمرو خدای بزرگ را به لرزه درمی‌آورد؛ نابودی یک قلمرو به دست یک نیمه‌خدا!

همان‌طور که شی فنگ و دیگران به روستای‌فراتر​ مجاور نزدیک می‌شدند، ناگهان صدای قدرتمندی در ذهن‌می‌توانست​ همگان طنین‌انداز شد؛ صدایی که لرزه بر جانشان انداخت.

«انسان‌ها! اینجا جایی‌تیر​ نیست که پاتون‌نبرد​ رو توش بذارید!»

SYSTEM

سیستم: شما سکونتگاه خدایان تهی را کشف کردید. مأموریت خط داستانی اصلی افسانه‌ای برای قلمرو خدای بزرگ فعال شد. آیا مایل به پذیرش مأموریت هستید؟

ناولها | novelha.net

یادداشت مترجم

یادداشت مترجم: نویسنده در متن انگلیسی این چپتر، در قالب یک یادداشت اشاره کرده است که پاراگراف اول را نسبت به نسخه اولیه تغییر داده تا منطق درگیری با هیولاها و تعداد آن‌ها اصلاح شود. متن پیش رو بر اساس نسخه نهایی و اصلاح‌شده ترجمه شده است.