چپتر 3273: مرکب پرنده افسانهای
0پادشاهی رودخانه باستانی،بشن شهر تماشای ماه،حمله هتل تماشای ماه:
Midsummer موقعیت متخصصان رده ۵ را که در آن حوالی شناسایی کرده بود، روی نقشهی روی میز علامت زد و گفت: «داداش Black Flame، طبق جادوی ردیابی پیشرفتهام، بیشتر از ده تا گروه دارن زاغ سیاهمون رو چوب میزنن و روی هم رفته بالای سی تا متخصص رده ۵ دارن. این گروهها یا از متخصصای انجمنهای تاریک تشکیل شدن یا متخصصای مستقلن. اونطور که بوش میاد، انگار قصد دارن توی همین شهر وارد عمل بشن. اگه با هم بهمون حمله کنن، میترسم حتی خیابون اصلی شهر هم دیگه امن نباشه...»
وو شیائوشیاو به نقشه نگاه کرد و گفت: «اینا پاک عقلشون رو از دست دادن؟جزو هنوز حتی نمیتونن ثابت کنن که ما پشت فروپاشی سرزمین مخفی رودخانه باستانی هستیم، اونوقتبرابر دارن نقشه میکشن توی شهر بهمون حمله کنن؟ نگران نیستن که بعداً ازشون انتقام بگیریم؟»
هنوز ۲۰ دقیقه از فروپاشی سرزمین مخفی رودخانه باستانی نگذشته بود. با وجود این، وقتی گروه سهنفرهشان به هتل تماشای ماهمخفی بازگشت، در مجموع ۱۴ گروه و ۳۳ متخصص رده ۵ برای شکار آنها گرد هم آمده بودند. سطح این متخصصان ردهآمده ۵ بین ۱۶۰ تا ۱۸۰ بود و بسیاری از آنها بازیکنان سیاه سرشناسی بودند که حتی او نیز نامشان را شنیده بود.
بازیکنان سیاه، افرادی بودند که درحمله قلمرو خدای بزرگ جرایم سنگینی مرتکب شدهامن و نامشان به رنگ سیاه درآمده بود.
بیشتر بازیکنان سیاه در قلمرو خدای بزرگ جزو متخصصان لقبدار به شماردرآمده میرفتند. از سوی دیگر، اگر بازیکنی به دست این بازیکنان سیاه کشتهافت میشد، مجازات افت آیتم هنگام مرگش دو تا سه برابر افزایش مییافت.
با وجود این، بازیکن سیاه بودن خطرات عظیمی به همراه داشت. اگر یک بازیکن سیاه به چنگ NPCها میافتاد یا بازیکنان دیگر او را دستگیر کرده و تحویل NPCها میدادند، چارهای نداشت جز اینکه یا حساب کاربری جدیدی بسازد یا منتظر بماند تا کسی نجاتش دهد. از این رو، بازیکنان سیاه معمولاً بدون دلیل موجه در داخل شهر دست به کار نمیشدند.
اما حالا، سه بازیکن سیاه رده ۵ به همراه سی متخصص ردهعقلشون ۵ هتل تماشای ماه را محاصره کرده بودند. چنین آرایش نظامی قدرتمندیمیکشن حتی برای از پای درآوردن مدیران ارشد قدرتهای سلطهگر نیز کفایت میکرد.
هرچند قدرتهای سلطهگر در قلمرو خدای بزرگ متخصصان رده ۶ متعددی تحت فرمان خود داشتند، اما این متخصصان معمولاً در داخل مرزهای پادشاهیها و امپراتوریهانمیتونن فعالیتی نمیکردند. در عوض، آنها مشغول کاوش در مناطق ناشناخته بودند. افزون بر این، به دلیل قوانین نانوشتهی پادشاهیها و امپراتوریهای مختلف، بازیکنان رده ۶گرد اجازه نداشتند به دلخواه خود وارد عمل شوند. به همین خاطر، بازیکنان رده ۵ به عنوان برترین نیروهای مبارز در پادشاهیها و امپراتوریهای مختلف شناخته میشدند.
Midsummer پاسخ داد: «شیائوشیاو، داری این آدما رو خیلی دستکم میگیری. اگه بحث قدرتها و بازیکنای عادی پادشاهی رودخانه باستانی باشه، اونا طبیعتاً جرئت نمیکنن سر به سر ما بذارن. تازه به جای این کار، در به در دنبال فرصت میگردن تا خودشون رو توی دل داداش Black Flame جا کنن. هرچی باشه، ریشهشون توی این پادشاهیه. براشون خیلی سخته که برای پیشرفت پاشن برن یه جای دیگه.»
Midsummer ادامه داد: «اما آدمای بیرون هتل بازیکنای عادی نیستن. اینا کسایین که خون خیلیها رو ریختن. این قضیه مخصوصاً در مورد اون سه تا بازیکن تاریک صدق میکنه. اگه نتونن توی پادشاهی رودخانه باستانی دووم بیارن، خیلی راحت راهشون رو میکشن و میرن یه پادشاهی یا امپراتوری دیگه. حتی میتونن برن قلمروهای دیگه. واسه همین، اصلاً ککشون هم نمیگزه که ما بخوایم بعداً تلافی کنیم.»
شی فنگ همانطور که با خنده به بیرون از پنجره نگاه میکرد، گفت: «تازه، هدف گرفتنموننمیتونن هم کار اشتباهی نیست. حتی میشه گفت تصمیم خیلی هوشمندانهای گرفتن. هرچی باشه، اگه قضیه فروپاشی سرزمینوجود مخفی رو فاکتور بگیریم، گروه ما تمام غنائم روح قهرمان جهشیافته رو جلوی چشم همه جمع کرد.»
Midsummer که از رفتار شی فنگ کمی کلافه شده بود، گفت: «چطور هنوز دلت میاد بخندی، داداش Black Flame؟ ما الان حتی نمیتونیم پامون رو توی خیابون اصلی شهر بذاریم.»
گروه آنها شاید در حال حاضر قدرت مبارزه با بازیکنان رده ۵ را داشت، اما این موضوع تغییری در این حقیقت ایجاد نمیکرد که هر سه نفرشان هنوز در رده ۴ قرار داشتند. برتری یافتن بر بازیکنان قرمز و سیاه که مدام درگیر نبردهای PvP بودند، برای آنها آسان نبود. بماند که در حال حاضر از نظر تعداد نیز به شدت در اقلیت قرار داشتند.
شی فنگ لبخندی زد و گفت: «فعلاًخدای لازم نیست نگران اون آدما باشیم. اولویتموندرآمده باید بررسی غنائمی باشه که به دست آوردیم.»
غنائمی که از طریق [فصل زمان] به دست آوردهکرد بود، چنان فراتر از تصورش بود که حتی نفرینپشت خدای زمان در مقایسه با آن برایش ناچیز جلوه میکرد.
پس از ادغام [فصل زمان] با [کتاب هفت رنگ]،حتی نه تنها مقدار قابلتوجهی از انرژی ابدی کتاب بازیابیکرد شد، بلکه مهارت خارقالعادهای نیز به آن تعلق گرفت.
…
[کتاب هفت رنگ] (رتبه افسانهای [فعلی])
یکی از آثار الهی خلقشده همراه با قلمرو خدا. کتاب هفت رنگ حامل هفت قدرت آفرینش است. در حال حاضر، کتاب از هر هفت قدرت محروم شده و تنها مقدار ناچیزی انرژی ابدی در آن باقی مانده است. قدرت کتاب تنها با جمعآوری هر هفت قدرت بازیابی میشود.
غیرقابل تخریب.
غیرقابل معامله.
غیرقابل افتادن.
انرژی ابدی کتاب با گذشت زمان از بین میرود. (۷۴۴ روز تا تخلیه کامل انرژی کتاب باقی مانده است.)
مهارت فعال اضافی ۱-
پالایش همهجانبه: پالایش بیقیدوشرط تمامی عناصر و مواد. بدون زمان بازیابی.
مهارت فعال اضافی ۲-
جستجوی عنصری: آشکارسازی تمام رگههای معدنی در شعاع ۳۰۰,۰۰۰ یاردی.
زمان بازیابی: ۱۲ ساعت
مهارت فعال اضافی ۳-
کریستال زمان: جذب یک سطح از کاربر جهت ایجاد یک کریستال زمان. قابلیت استفاده از کریستالهای زمان برای ارتقای سلاحها، تجهیزات و ابزارها. نیاز به کریستالهای زمان بیشتر در صورت بالاتر بودن کیفیت آیتم هدف.
زمان بازیابی: ۱ ساعت
(۱۱ کریستال زمان ذخیرهشده. حداکثر ظرفیت: ۳۰ کریستال زمان. محو شدن خودکار کریستالهای زمان در صورت قرارگیری بیش از پنج دقیقه خارج از فضای ذخیرهسازی.)
مهارت غیرفعال اضافی-
هدایت هفت رنگ: تشخیص خودکار قطعات کتاب هفت رنگ در شعاع ۵,۰۰۰,۰۰۰ یاردی.
…
شی فنگ پیش از این هرگز چیزی درباره مهارتی مشابه [کریستال زمان] نشنیده بود. اگرچه برای استفاده از این مهارتبازیکنی مجبور بود علاوه بر تحمل کاهش ۹۰ درصدیِ کسب تجربه، سطوح خود را نیز قربانی کند، اما هیچ بازیکنی نمیتوانستتحویل در برابر تأثیر خارقالعاده این مهارت مقاومت کند. در نهایت، به دست آوردن آیتمهای قدرتمند بسیار دشوارتر از کسب تجربه بود.
با وجود این، شی فنگ قصد نداشت رازهای مهارت [کریستال زمان] را با کسی در میان بگذارد. گذشتهمیرفتند از این، [کتاب هفت رنگ] گنجینهای بیبها بود. اگر خبر وجود آن به بیرون درز میکرد، حتی قدرتهای برترهمراه قلمرو خدای بزرگ نیز برای به دست آوردنش دست به هر کاری میزدند، چه رسد به ابرشرکتهای دنیای بزرگ.
در همین حین، پس از شنیدن حرفهای شی فنگ، Midsummer و وو شیائوشیاو با هیجان آیتمهایی را که از روح قهرمان جهشیافته به دست آورده بودند از کیفشان بیرون کشیدند و به بررسی غنائمشان پرداختند.
غنائم یک روح قهرمان جهشیافته رده ۴، با غنائم یک ورلد باس افسانهای رده ۵ در قلمرو خدای بزرگ برابری میکرد. این در حالی بود کهثابت ورلد باسهای افسانهای حتی در قلمرو خدای بزرگ نیز بهشدت کمیاب بودند. هر یک از این ورلد باسها، هدفی برای رقابت میان قدرتهای سلطهگر ردهبالا بهبودند شمار میرفت. این قدرتهای سلطهگر ردهبالا برای حفظ انحصار خود، حتی متخصصان رده ۶ متعددی را مأمور میکردند تا بر محل پیدایش ورلد باسها نظارت کنند.
بنابراین، اغراق نبود اگر گفته میشد که غنائم روح قهرمانشده جهشیافته رده ۴ حتی از دسترس قدرتهای سلطهگر معمولی نیزبازیکنی خارج بود، چه رسد به متخصصان طبقه چهارمی مانند آنها.
حدود ده دقیقه پس از آنکه شی فنگبزرگ و همراهانش بررسی غنائم را آغاز کردند، شی فنگشمار با چهرهای بهتزده آویز بنفش تیرهای را بالا برد.
«یه مرکب پرنده افسانهای!»
یادداشت مترجم
یادداشت مترجم: جهت اطلاع،