چپتر 3318: قدرت خدای باستان
0بیرون ازهمین جزیره شناور بربسیار فراز دریای تهی...
ناوگانهای متعددی هنگام تلاش برای عبور از دریای تهی، حملات بیشمار مارهای دریای تهیلژیونِ و اژدهایان دریای تهی را به جان خریدند. هر لحظه کشتیهایی غرق میشد وکنار موجودات تهی از پای درمیآمدند. عظمت این نبرد در دنیای مینیاتوری باستان بیسابقه بود.
با وجود این، بازیکنانی که روی دریا میجنگیدند، به جای تمرکز بر نبردِ در حال جریان،جانشین بیشتر به ارتش بازیکنانی توجه میکردند که گردِ جزیره شناور جمع شده بودند. در مقایسه با ارتشمجموعهای بازیکنانی که در آسمانِ اطراف جزیره شناور بودند، «ارتش بازیکنانِ» روی دریا چیزی جز یک شوخی نبود.
«این همون قدرت مجموعه پایمونه؟»
فرانز، فرمانده ششمین لژیونِ برگ برنده در اتحاد برج و دومیننیروهایی جانشین شرکت ستاره متروک، با دیدن صدها هزار نفری که کنارمتخصص جزیره شناور در هوا معلق بودند، غرق در حیرت و بهت شد.
هرچند شرکت ستاره متروک در میان شرکتهای بیشمار دنیای بزرگ، مجموعهای درجه یک به حساببرگ میآمد، اما قدرت آن در قلمرو خدا اصلاً قابل قیاس با مجموعه پایمون نبود. مقایسهمعلق شرکت ستاره متروک با مجموعه پایمون، مانند مقایسه شعلهی شمع با آتشسوزی مهیبِ یک جنگل بود.
با وجود اینکه فرانز دومین نفر در خط جانشینی شرکت ستاره متروک بود، اما برای سازماندهی یک تیم ۱۰۰ نفره از متخصصان رده ۴ مجبورهوا شده بود زحمت فراوانی بکشد. هرچند بسیاری از متخصصان رده ۴ در تیم او، متخصصان طبقه چهارم بودند و همین موضوع تیمش را بسیار قویتراینکه از یک تیم ۱۰۰ نفرهی رده ۴ معمولی میکرد، اما این تیم در برابر نیروهایی که دیرا گرد هم آورده بود، هیچ حرفی برای گفتن نداشت.
ارتشی متشکل از چندصد هزار متخصص رده ۴. با اینکه بیشتر این متخصصان تنهامیکرد در سطح استاندارد طبقه سوم قرار داشتند، اما حتی اگر فقط یکدهم آنها جزوتنها متخصصان طبقه چهارم میبودند، باز هم دهها هزار متخصص طبقه چهارم را شامل میشد.
ناگفته نماند که علاوه بر متخصصانقویتر رده ۴، بیش از هزار متخصص ردهگرد ۵ نیز در ارتش دیرا حضور داشتند.
باید در نظر داشت که این متخصصان رده ۵، بازیکنانی نبودند که یکشبه به رده ۵ رسیده باشند. بلکه همگیجانشین متخصصان کهنهکاری بودند که پیشتر ترجیح داده بودند در رده ۴ بمانند، چرا که نتوانسته بودند بدن مانای حماسی رده ۵اما بسازند. فرانز با بررسی دقیق این متخصصان رده ۵، بیش از ۱۰۰ متخصص لقبداری را یافت که برایش چهرههایی شناختهشده بودند.
بیش ازنبود ۱۰۰ متخصصقدرت لقبدار رده ۵!
هرچند شرکت ستاره متروک قدرت بسیج کردن چنین نیرویی را داشت، اما برای انجام این کار باید بینهایت محتاط عمل میکرد.حرفی به هر حال، این شرکت در مجموع تنها چندصد متخصص لقبدار رده ۵ را تحت فرمان خود داشت. افزون بر این، اینشامل متخصصان لقبدار به چندین قدرت سلطهگرِ مختلف تعلق داشتند. شرکت نمیتوانست هر زمان که اراده کرد، آنها را به سادگی بسیج کند.
با وجود این، دیرا، یا دقیقتر بگوییم قدیسمعمولی مهر الهی، تنها با یک کلمه توانسته بود تمامگفتن این متخصصان لقبدار رده ۵ را به خط کند.
در همین حین، فاورا که کنار فرانز ایستاده بود، آهی کشیدفرانز و گفت: «باید بجنبیم و از سد این هیولاها رد بشیم.ستاره اگه زیاد اینجا معطل کنیم، ممکنه پای ما هم گیر بیفته.»
از آنجا که فاورا پیشتر صحنههایی به مراتب عظیمتر دیده بود، با دیدن ارتشبرج رده ۴ مجموعه پایمون غافلگیر نشد. اما اینکه قدیس مهر الهی توانسته بود بیشبهت از هزار متخصص رده ۵ را وارد گذرگاه جهانی کند، کاملاً فراتر از انتظاراتش بود.
قدیس مهر الهی با داشتن این تعداد متخصص ردهتیمش ۵، میتوانست به راحتی به یک قلمرو خدا یورشگرد ببرد، دنیای مینیاتوری باستان که دیگر جای خود داشت.
...
Death Omen با نگاهی حسرتبار به ارتش متخصصان رده ۴ و رده ۵ در آسمان خیره شد، آهی کشید و گفت: «مثل اینکه این بار دیگه کار زیرو وینگ تمومه. حیف شد که نمیتونیم بریم توی جزیره دوری بزنیم، چون دیرا ما رو اصلاً آدم حساب نمیکنه.»
با یادآوری وضعیت فعلیاش، غمی سنگین بر دل Death Omen نشست. او روزگاری یک متخصص رده ۶ بود که در بالاترین نقطه از قاره اصلی قرار داشت. اما پس از ورود به دنیای مینیاتوری باستان، حتی صلاحیت حضور در ارتش دیرا را هم نداشت، چه رسد به اینکه بخواهد در اوج دنیای مینیاتوری باستان بایستد.
Thousand Scars در حالی که روحیه نبرد در چشمانش شعلهور بود، به White Owl که ارتش دیرا را فرماندهی میکرد چشم دوخت و گفت: «نگران نباش آبجی Omen! طولی نمیکشه که میشم عضو اصلی پایمون! اون موقع دیگه نیازی نیست اصلاً به نظر دیرا اهمیت بدیم!»
در گذشته، Thousand Scars فکر میکرد که تبدیل شدن به عضو داخلی مجموعه پایمون، بهخودیخود هدف بسیار بزرگی است. در نهایت، اگر به یک عضو داخلی تبدیل میشد، حتی قدرتهای سلطهگر نیز برای جلب رضایتش پیشقدم میشدند.
با وجود این، پس از دیدن White Owl، فهمید که عضو داخلی بودن اصلاً کافی نیست. تنها با تبدیل شدن به یک نابغه اصلی مانند White Owl میتوانست واقعاً به اوج قلمرو خدا برسد. حتی ارباب جوانی مانند دیرا هم هنگام درخواست کمک از White Owl مجبور بود غرورش را زیر پا بگذارد.
...
بیرون از جزیره شناور، بیش از هزار متخصص سطح ۱۴۰ و رده ۵ با نظم خاصی مقابل White Owl جمع شده بودند و هیچکس جرئت تخطی نداشت.
در این هنگام، یک اوراکل مرد میانسال به White Owl نزدیک شد و با اطمینان گفت: «فرمانده Owl، مهر و موم کردن کل جزیره تموم شد. حتی یه متخصص رده ۶ هم نباید فکر فرار آسون به سرش بزنه.»
حتی پس از شنیدن ادعای جسورانه اوراکل میانسال، هیچیکمجموعه از متخصصان رده ۵ دهان به تکذیب باز نکردند.برج در مقابل، همگی به حرفهای او ایمان کامل داشتند.
اوراکل میانسال علاوه بر اینکه یک متخصص لقبدار بود، یک استاد بزرگ جادو در بالاترین سطح نیز محسوب میشد.متروک حفاظ جادویی که او شخصاً ایجاد میکرد، میتوانست بهراحتی یک متخصص رده ۶ معمولی را برای نیم ساعت بهقلمرو دام بیندازد. تازه این در شرایطی بود که تنها ۵۰۰ متخصص کلاس جادویی رده ۴ حفاظ جادویی را کنترل میکردند.
در حال حاضر، دهها متخصص رده ۵ مسئولیت کنترل حفاظ جادویی را که اوراکل میانسال در اطراف جزیره برپاآورده کرده بود، بر عهده داشتند. علاوه بر این، پشتیبانی بیش از هزار متخصص کلاس جادویی رده ۴ نیز همراهشانآنها بود. در وضعیت فعلی، حفاظ جادویی میتوانست بهراحتی یک متخصص رده ۶ را برای دو یا سه ساعت گیر بیندازد.
White Owl سر تکان داد: «خوبه. به محض اینکه رفتیم داخل، همه شما رده ۵ها دنبال من بیاید تا اون دو متخصصی که گفتم رو در سریعترین زمان ممکن بکشیم. بقیه هم شهرک رو محاصره کنن و نذارن هیچکدوم از چالشگران آزمون فرار کنن.»
«اطاعت!»
با شنیدن دستور White Owl، همه سلاحهایشان را بیرون کشیدند و آماده شدند تا همراه او به داخل جزیره شناور یورش ببرند.
درست زمانی که White Owl میخواست شروع حمله را به دیرا اطلاع دهد، ناگهان پرتو نوری سفید از اعماق جزیره شلیک شد.
بوم!
به دنبال شلیک این پرتو، حفاظ اطراف جزیره همچون شیشه در هم شکست و ناپدیدبرگ شد. در نتیجه، تمامی بازیکنان کلاس جادویی که آن را حفظ کرده بودند، دچار پسزنیمعلق شدند و در دم جان باختند؛ پیکرهای بیجانشان به درون دریای خلأ در پایین سقوط کرد...
«کمین کردن؟»
«بهمون حمله شد؟»
متخصصانِ جمعشده در بیرونتیمش جزیره شناور، از اینمعمولی اتفاق غیرمنتظره مبهوت ماندند.
با وجود این، پیش از آنکه کسی بتواند شرایط را درک کند، هالهای عظیم از سمت جزیره پخش شد و فشار خردکنندهای بر بازیکنانِ حاضر در محدوده خودکنار وارد آورد. بیدرنگ، صدها هزار متخصص رده ۴ که در کنار جزیره معلق بودند، جان خود را از دست دادند و به درون دریای خلأ سقوط کردند. متخصصانجانشینی رده ۵ نیز هرچند توانستند زنده بمانند، اما این تنها کاری بود که از دستشان برمیآمد. فشار ناشی از این هاله عظیم، آنها را کاملاً فلج کرده بود.
در پی آن، شمشیرزنی شنلپوشمجموعه دیده شد که ناگهان ازلژیونِ جزیره به بیرون پرواز کرد.
در همین حال، چه White Owl و دیرا و چه Death Omen و Thousand Scars، با دیدن چهره شمشیرزن شنلپوش، او را در دم شناختند.
«شعلۀ سیاه؟»