چپتر 3441: عصر متفاوت
0دنیای باستانی مینیاتوری، دریای مرزی:
در جزیره بزرگی به شکل چکش، بیش از هزار بازیکن سرگرم نبردی نفسگیر با یکدیگر بودند. بیشتر اینبرتری بازیکنان در سطح ۱۵۵ یا بالاتر قرار داشتند؛ عمده آنها در رده ۴ و شمار اندکی نیز درجرئت رده ۵ بودند. بازیکنان به دو گروه تقسیم شده بودند و نبردشان به برخورد دو ارتش بزرگ شباهت داشت.
هر دو گروه عمدتاً دو تاکتیک را به کار میگرفتند. یا شمار زیادی از بازیکنان رده ۴ با ایجاد سپرهای جادویی از چندشعاع بازیکن رده ۵ پشتیبانی میکردند، یا گروهی از بازیکنان رده ۴ با کمک آرایشهای جنگی به مبارزه میپرداختند. هر دو تاکتیک در مهارمتری مبارزان رده ۵ حریف بسیار کارآمد بود و از آنجا که هیچیک از گروهها نمیتوانست بر دیگری برتری یابد، نبرد به بنبست کشیده شد.
نبرد میان این دو گروه، شعاع چند هزار یاردی را به زمینیشگفتی سوخته بدل کرده بود. حتی هیولاهای سطح ۱۵۰ به بالای جزیره نیزخود از بازیکنان دوری میکردند و هیچکدام جرئت نزدیک شدن به آنها را نداشت.
همانطور که دو گروه رفتهرفته بر شدت نبرد میافزودند، شکافاگه فضاییِ چهار متری در جنگل مجاور باز شد. سپس، شیچنان فنگ و همتیمیهایش از درون شکاف به بیرون پرتاب شدند.
مدت کوتاهی پس از خروج از شکاف، Desolate Fury با شگفتی گفت: «چه دنیای مینیاتوری فوقالعادهای! تراکم مانای اینجا با دنیای مقدسِ قبلی برابری میکنه!»
با حس کردن مانای دنیای باستانی مینیاتوری، شی فنگ نیز نتوانست شگفتی خودهیچیک را پنهان کند و در تأیید او گفت: «دقیقاً. اگه بخوایم فقط تراکم روبدل در نظر بگیریم، مانای اینجا همین الانش هم با دنیای مقدس تو یه سطحه.»
مانای دنیای مقدس خارقالعاده بود. چنان تراکمی داشت که میتوانستکوتاهی مانای بازیکنان را سرکوب کند. در این میان، یافتن چنین محیطیمیکنه از مانا برای بیشتر بازیکنان و قدرتها تنها یک رؤیا بود.
از این رو، اینکه دنیای باستانیپنهان مینیاتوری در حال حاضر مانایی همتراز بانظر دنیای مقدس داشت، حیرتانگیز به شمار میرفت.
باید در نظر داشت که پیش از این، محیط مانای دنیای باستانی مینیاتوریآنجا حتی در مقایسه با پادشاهی رودخانه باستانی در قلمرو نور ستاره حرفی برای گفتنسوخته نداشت. اما اکنون، ورق برگشته و اختلاف سطح بسیار بیشتر از گذشته شده بود.
شگفتانگیزتر از آن، سرکوب قوانین در دنیای باستانی مینیاتوری بود که از این مانای متراکم نشئت میگرفت. این امر نهتنها باعث اختلال در تلهپورت او شد، بلکه مانع ازحتی آن گشت که بتواند مانای خود را به بیرون از بدنش هدایت کند. این در حالی بود که او از بدن مانای افسانهای پیشرفته رده ۵ برخوردار بود. باکوتاهی وجود این، پس از ورود به دنیای باستانی مینیاتوری، دیگر قادر به دستکاری مانای محیط برای پرواز نبود. اکنون، تنها راه پیشروی برای او قدم برداشتن روی زمین بود.
لروجا نگاهی به بازیکنانی انداخت که در فاصله تقریبی دو هزار یاردی سرگرم مبارزه بودندتراکم و با آرامش گفت: «اونجا درگیری شده. از قرار معلوم، باید درگیری بین دو قدرتبخوایم مختلف باشه، اما به نظر میاد یه طرف ماجرا به همین زودیها از هم میپاشه.»
مدت کوتاهی پس از صحبت لروجا، روند نبرد دقیقاً طبق پیشبینی اوفقط پیش رفت و یکی از جناحها رفتهرفته مجبور به عقبنشینی شد. البته،یافتن این نتیجه برای هیچیک از اعضای تیم شی فنگ دور از انتظار نبود.
چرا که اختلاف قدرتجنگی میان دو گروهِ درگیرمبارزان کاملاً به چشم میخورد.
در نگاه اول، هر دو گروه از نظر تعداد تقریباً برابر بودند وهیچیک به احتمال زیاد هر دو در ابتدا لژیونهایی هزار نفره محسوب میشدند. باسوخته وجود این، تفاوت فاحشی در تعداد متخصصان رده ۵ میان دو گروه دیده میشد.
یک جناح بیش از بیست متخصص رده ۵ را در اختیار داشت، در حالیفوقالعادهای که تعداد آنها در جناح دیگر به ده نفر هم نمیرسید. در غیابِ پایگاهیدقیقاً مستحکم برای پشتیبانی، شکستِ گروهی که بازیکنان رده ۵ کمتری داشت، تنها مسئله زمان بود.
با دیدن عقبنشینی دشمن، جادوگر بزرگِ رده ۵ و سطحاگه ۱۶۰ از جناح پیروز فرمان داد: «حمله کنید! از قفلچنان فضایی استفاده کنید! نباید بذاریم این رده ۵های بومی فرار کنن!»
در پی فرمان جادوگر بزرگ، دهها بازیکن رده ۴ بیدرنگ طومار جادویی را از کیف خود بیرون کشیدند ویابد مانع قفل فضایی را ایجاد کردند که شعاع پنج هزار یاردی را در بر گرفت. اکنون، تیم دشمن حتیشدن نباید به خروج از مانع فکر میکرد، مگر آنکه میتوانست ذخایر مانای آن را به طور کامل تخلیه کند.
«بازیکنانی از بیرون دنیای مینیاتوری؟» وقتیمهار شی فنگ دستور جادوگر بزرگ را شنید،هیچیک با دقت بیشتری به بررسی او پرداخت.
با بررسی دقیقتر، شی فنگ متوجه شد که جادوگر بزرگ بدون شکشگفتی یک متخصص عنواندار است. اگر او در یک قدرت هژمونیک معمولی حضورخود داشت، قطعاً جایگاهی در میان مدیران ارشد آن قدرت به دست میآورد.
علاوه بر این، جدا از جادوگر بزرگ که فرماندهی را بربخوایم عهده داشت، حدود بیست متخصص رده ۵ دیگر در گروه اومیتوانست نیز کاملاً قدرتمند بودند. تکتک آنها در استاندارد طبقه چهارم قرار داشتند.
گروهی با چنین ترکیبی، برای سرنگون کردن بیشتر قدرتهایحریف هژمونیکی که وارد دنیای مینیاتوری شده بودند بیش از حدیابد نیاز بود، چه رسد به قدرتهای بومی خود دنیای مینیاتوری.
اما وقتی شی فنگ نگاهش را بهمبارزان سمت گروه دیگر که از متخصصان بومیگروهها تشکیل شده بود چرخاند، متوجه موضوع حیرتانگیزتری شد.
با وجود اینکه گروه متخصصان بومی کمتر از ده متخصص رده ۵شگفتی داشت، اما تکتک آنها از استانداردهای مبارزاتی قابلتوجهی برخوردار بودند. همه آنهاخود یا متخصص قلمرو دامنه بودند یا در سطح متخصصان طبقه چهارم قرار داشتند.
در حالت عادی، یک قلمرو خدا که تازه درهای خود را به روی قلمرو خدای بزرگالانش باز کرده بود، حتی اگر حدود دوازده متخصص با استاندارد طبقه چهارم داشت، بسیار خوششانس محسوباینکه میشد. علاوه بر این، تمام این متخصصان جزو قویترین موجودات آن قلمرو خدا به حساب میآمدند.
با وجود این، شی فنگمبارزه هیچیک از متخصصان رده ۵ بومیکارآمد حاضر در میدان نبرد را نمیشناخت.
در میان حیرت شی فنگ، ناگهان یکمبارزان گروه دوازده نفره از بازیکنان رده ۵گروهها به نبرد علیه گروه بازیکنان خارجی پیوستند.
رهبری این گروه دوازده نفره بر عهده دو زنمدت بود؛ یک عنصرافزار رده ۵ و یک قاتل ردهمقدسِ ۵. افزون بر این، هر دو زنانی جوان بودند.
با حضور این دو زنخود جوان، فضای حاکم بر میداناگه نبرد در دم تغییر کرد.
«ایول! نیروی کمکیمون رسید!»
«واو! اینا Clear Sky و Nightingale از اتحاد مزدوران آسورا هستن!»
«نجات پیدا کردیم!»
وقتی بازیکنان بومی پیوستن گروه دوازده نفره را به میدان نبرد دیدند، غرقنظر در شادی شدند. با دیدن لین یائویوئه و ژوئو یالین که رهبری گروه رامانا بر عهده داشتند، حتی نگاهی حاکی از احترام و ستایش در چهرهشان پدیدار شد.
از طرف دیگر، بازیکنان خارجیمبارزه با دیدن این گروه ۱۲ نفره،کارآمد در همهمه و آشوب فرو رفتند.
جادوگر بزرگ که فرماندهی گروه خارجی را بر عهده داشت، بابود دیدن لین یائویوئه و ژوئو یالین ناسزا گفت: «لعنتی! چرا اینمیان دو تا؟!» سپس با بیمیلی فراوان دستور داد: «همه... عقبنشینی کنید!»
با شنیدن دستور عقبنشینی جادوگر بزرگ،بیرون بازیکنان خارجی دست از مبارزه کشیدندشگفتی و بیدرنگ به هر سو گریختند.
ژوئو یالین با دیدن فرار متخصصان خارجی،کند در حالی که برقی سرد در چشمانشبگیریم میدرخشید، گفت: «میخواین فرار کنین؟ کور خوندین!»
بیدرنگ سرعت ژوئو یالین سر به فلک کشید و بدنش به پانزده سایه تقسیمهیچیک شد که به تعقیب متخصصان رده ۵ در حال فرار پرداختند. سرعت او همچون صاعقهکرده بود و هر بازیکن رده ۴ که از کنارش میگذشت، به ذرات نور تجزیه میشد.
لین یائویوئه نیز که به همان اندازه مهیب بود، عصایش را بالا برد و سه طلسمدیگری رده ۵ را همزمان اجرا کرد؛ ترکیبی از باد، صاعقه و قندیلهای یخی به جلو فرستاده شددوری که در یک چشم بر هم زدن بیش از صد بازیکن رده ۴ را از پای درآورد.
در پایان نبرد، کمتر از ۲۰ درصد از بازیکنان خارجی توانستند جان سالم به در ببرند واینجا بیش از نیمی از بازیکنان رده ۵ گروه خارجی در نبرد کشته شدند. اگر جادوگر بزرگِ فرمانده،همین به محض دیدن لین یائویوئه و ژوئو یالین دستور عقبنشینی نداده بود، تلفات گروه به مراتب سنگینتر میبود.
«چه خبره؟» Gentle Snow در حالی که به لین یائویوئه و ژوئو یالین در دوردست نگاه میکرد، مبهوت مانده بود. دقیقاً در زمانی که او از دنیای مینیاتوری دور بود، چه اتفاقی افتاده بود؟
لین یائویوئه وآرایشهای ژوئو یالین کِیمیپرداختند اینقدر قوی شده بودند؟
...
یادداشت مترجم:
[۱] لین یائویوئه = Clear Sky (مدیر سابق [یا شاید هنوز هم هست؟] آکادمی قلمرو خدا)
ژوئو یالین = Nightingale (شاهد عبور شی فنگ از آزمون طبقه پنجم کولوسئوم)
کولوسئوم مکانی است که بازیکناندقیقاً میتوانند در آن برای فرصتی جهتهمین بازسازی بدنهای مانا خود مبارزه کنند.
[۲]