چپتر 1814: فصل 1814
0وقتی غول زرهپوشِ پنج متری بیش از ۲۰ یارد به عقب رانده شد،فیزیک ناگهان سکوت بر تمام میدان نبرد حاکم شد. حتی نُه غول زرهپوش دیگر کهسرباز در فاصلهای دورتر مشغول نبرد بودند، نگاه خود را به سوی همراهِ پسزدهشان چرخاندند.
«لیدر گیلد؟!»
اعضای زیرو وینگ بامتفاوت دیدن حضور شی فنگ دردور خط مقدم، بسیار هیجانزده شدند.
هرچند شی فنگ پیش از این در سیاهچال تیمی قدرت مبارزهی فوقالعادهای از خود نشان داده بود، اما نبرد در برابر سایر بازیکنان داستان دیگری داشت.نیز داخل سیاهچال، میزان مشارکتی که یک بازیکن بهتنهایی میتوانست داشته باشد، بسیار محدود بود. اگر میگفتند بازیکنان برای یورش به یک سیاهچال خاص تنها به استانداردهایآرایه مبارزهی طبقهی پنجم برج آزمون نیاز دارند، آنگاه حداکثر قدرت مبارزهای که بازیکنان میتوانستند در آن سیاهچال به نمایش بگذارند، در حد استاندارد طبقهی ششم بود.
در این صورت، استاندارد مبارزهای که متخصصان اوج (کسانی که به طبقهی هفتم برج آزمونداشتند و بالاتر رسیده بودند) میتوانستند نشان دهند، هیچ تفاوتی با متخصصان طبقهی ششم نداشت. آنهاطومار با وجود برتری در استانداردهای واقعی مبارزه، نمیتوانستند هیچ قدرت اضافهای در سیاهچال به نمایش بگذارند.
با وجود این، نبرد میدانی در برابراضافهای بازیکنان کاملاً متفاوت بود. بسته به حریف، تقریباًدور هیچ محدودیتی برای نمایش استانداردهای مبارزه وجود نداشت.
Veiled Spirit که از دور نبرد را فرماندهی میکرد، با دیدن عقب رانده شدن غول زرهپوش جا خورد و گفت: «عجب قدرتی! پس این همون شعله سیاهه؟»
او بهخوبی میدانستتقریباً غولهای زرهپوش ازفرماندهی چه قدرتی برخوردارند.
غولهای زرهپوش نهتنها فیزیک رده ۳ داشتند، بلکهبهخوبی قدرت و دفاعشان نیز خارقالعاده بود. آنها بهراحتیبلکه میتوانستند یک گرند لرد همسطح را سرکوب کنند.
[نزول سرباز جادویی] با استفاده از یک طومار تولیدی ساخته شده بود که پنجه سایه از یک ویرانهیشدن باستانی به دست آورده بود. از آنجا که مواد لازم برای ساخت این آرایه جادویی بسیار ارزشمند ونیز کمیاب بود، پنجه سایه تا این لحظه تنها موفق به ساخت ده مورد از این آرایههای جادویی شده بود.
در ابتدا، او قصد داشت این آرایه جادویی را بهعنوان یک برگ برنده برای زمانی نگهقدرتی دارد که شرکت استارلایت جنگی تمامعیار علیه روح تسلیمناپذیر آغاز میکند. هرگز فکرش را هم نمیکردبهراحتی که یک بازیکن بهتنهایی بتواند یکی از غولهای زرهپوش را تا این حد به عقب براند.
با وجود این، پس از لحظهای غافلگیری کوتاه، Veiled Spirit و سایر اعضای پنجه سایه آرامش خود را بازیافتند.
هرچند بسیار عجیب بود که شی فنگ با وجود دفع شدن حملهاش، بیش از ۷۰۰۰- آسیب به غول زرهپوش وارد کرده بود، اما غول زرهپوش در حال حاضر ۳۲۰,۰۰۰ HP داشت. آنها برای جبران این آسیب ناچیز حتی به شفابخش نیازی نداشتند؛ بازیابیِ نبردِ خود غول زرهپوش بهتنهایی کفایت میکرد. با وجود شفا دادنهای گهگاهِ شفابخشان در خط عقب، برای شی فنگ کاملاً غیرممکن بود که بهتنهایی غول زرهپوش را از پای درآورد.
درست در همان لحظه، غول زرهپوشِ افتاده دوباره روی پاهایش ایستاد و درحالیکه تبر بزرگشدور را بالا برده بود، به سمت شی فنگ یورش برد. با وجود جثهی عظیم غولنهتنها زرهپوش، سرعت حرکت آن در واقع حتی از یک بازیکن رده ۲ نیز بیشتر بود.
غول زرهپوش تنها در یک چشمبههمزدنحریف فاصلهی ۲۰ یاردی را طی کردشدن و حملهای را روانهی شی فنگ ساخت.
غول زرهپوش فریاد زد: «فقط با یهمیکرد مهارت تونستی منو پس بزنی. الان وقتشهشعله که قدرت سرباز جادویی رو درک کنی!»
در لحظهی بعد، دود سیاهی که به دور تبر جنگیغولهای غول زرهپوش میچرخید، به شیری غولپیکر با هالهای ترسناک تبدیل شد.گرند سپس شیر خیز برداشت و پنجههایش را روی شی فنگ کوبید.
مهارت ردهوجود ۳، [کوبشواقعی شیر جادویی]!
در این فاصله و با سرعت حملهی شیر، شی فنگفرماندهی نمیتوانست ضربهی آن را جاخالی دهد. شی فنگ که جرئتبهخوبی بیاحتیاطی نداشت، با هر دو شمشیرش به مقابله با حمله رفت.
[برش پنجگانه برزخی]!
لحظهای بعد، دو شمشیر شی فنگ درسیاهه یک نقطه به هم رسیدند و بررده تبر جنگیِ در حال سقوط فرود آمدند.
بوووم!
بیدرنگ، جرقههایی خیرهکننده به اطراف پراکنده شد.تقریباً زمین زیر پای شی فنگ ترک برداشتگفت و زیر این فشار عظیم نشست کرد.
پس از این برخورد، شی فنگ در واقع نیم متر در زمین فرو رفته بودسیاهه و دهانهی کوچکی در اطرافش پدیدار گشت. در همین حال، آسیبی بیش از ۵۰۰۰- نیزلرد بالای سرش ظاهر شد. تفاوت قدرت میان دو طرف در یک نگاه کاملاً آشکار بود.
اعضای زیرو وینگعجب با دیدن این وضعیت،سیاهه چهره در هم کشیدند.
در این میان، Unyielding Heart و Phoenix Rain که در حال انجام نبردهای خود بودند نیز از این نتیجه شگفتزده شدند. آنها هرگز فکر نمیکردند غولهای زرهپوش تا این حد قوی باشند.
شاید یک متخصص معمولی نمیتوانست تکنیک استفادهشدهتقریباً توسط شی فنگ را تشخیص دهد، اما آنهاعجب بهخوبی میفهمیدند او همین الان چه کرده است.
نام کلی این تکنیک، [ترکیب قدرت] بود. درک این تکنیک بهشدت دشوار بود و اجرای آن در مبارزات پرسرعت، از آنفیزیک هم سختتر مینمود. حتی کوچکترین اشتباه در اجرای تکنیک میتوانست نتیجهی معکوس به همراه داشته باشد. در همین حال، هرچند [ترکیب قدرت]سایه بهطور مستقیم قدرت حملهی فرد را دو برابر نمیکرد، اما اجرای بینقص آن همچنان موجب افزایش ۷۰ درصدی یا بیشترِ قدرت میشد.
با این حال،عجب با وجود استفادهشعله از این تکنیک، شی
با وجود این، قدرت شی فنگ همچنان با اختلافکاملاً زیادی از غول زرهپوش کمتر بود. قدرت غول زرهپوششدن بیشک از یک لرد اعظم همسطح نیز بیشتر بود.
همانطور که به سرباز جادویی پیش رویش نگاه میکرد،دور با خود فکر کرد: «یعنی قدرتش در اوج رده ۳سیاهه است؟» در آن لحظه، هر دو دستش بیحس شده بود.
او اکنون یک استاد شمشیر رده ۲ و سطح ۶۷ بود. پس از اجرای ترکیب قدرت، قدرتش باید به راحتی با یک لرد اعظم سطح ۵۵ برابری میکرد. با وجودلرد این، حتی با چنین قدرتی، همچنان از سرباز جادویی پیش رویش ضعیفتر بود. هرچند بخشی از دلیل این اختلاف به تفاوت در مهارتهای به کار رفته برمیگشت، اما بخش عمدهقصد آن ناشی از تفاوت در ویژگیها بود. اگر قدرت سرباز جادویی در اوج رده ۳ و سطح ۵۵ نبود، شی فنگ تنها با یک حمله چنین آسیب سنگینی متحمل نمیشد.
علاوه بر این، استاندارد مبارزه سرباز جادویی پیش رویش در واقع در قلمرو جریان آب قراربلکه داشت. سرباز جادویی درک بسیار دقیقی از موقعیت او داشت. در غیر این صورت، با سرعت شیشده فنگ، محال بود آن حمله بتواند او را در تنگنا قرار دهد و مانع جاخالی دادنش شود.
غول زرهپوش در حالی که به شی فنگ نگاه میکرد، گفت: «همونطور که از لیدر یهفرماندهی گیلد انتظار میرفت. واقعاً قوی هستی.» سپس رو به غول زرهپوش دیگری کرد و افزود: «ایپ،رده بیا اینجا کمکم کن. میخوام ببینم این لیدر گیلد عزیزمون چقدر میتونه جلوی دوتامون دووم بیاره.»
غول زرهپوشی که شمشیرمتفاوت دودستی در دست داشت،محدودیتی سر تکان داد: «حله!»
غول زرهپوش تبربهدست حملهای جنونآمیز را علیه شی فنگ آغاز کرد. او با تکیه بر HP و دفاع بالای خود، تمام اَشکال دفاع را کاملاً کنار گذاشت و صرفاً بر تبادل ضربه با شی فنگ تمرکز کرد. غول زرهپوشی به نام Copper Ape نیز از فاصله بیش از صد یاردی به سمت آنها هجوم آورد.
Aqua Rose با عجله دستور داد: «نذارید اون غول به لیدر گیلد نزدیک بشه! MTها، جلوشو بگیرید!»
یک غول زرهپوش به تنهایی برای اینکه شی فنگ رامتفاوت به مرز تواناییهایش برساند، بیش از حد کافی بود. اگرگفت غول زرهپوش دیگری هم به نبرد میپیوست، عواقب آن غیرقابلتصور میشد.
با وجود این، اعضای شکارچیان تاریک و پنجه سایه هیچ فرصتی برای کمک به شی فنگ در اختیار اعضای زیرو وینگ قرار ندادند. آنها با سماجت تمام اعضای زیرو وینگ را زمینگیر کرده بودند. Cola، Turtledove، یه وومیان و Fire Dance، بازیکنانی که توانایی مقاومت در برابر غولهای زرهپوش را داشتند نیز به همین شکل درگیر نبرد بودند و در آن لحظه نمیتوانستند از موقعیت خود فاصله بگیرند.
در نهایت، اعضای زیرو وینگ میتوانستندفرماندهی تنها نزدیک شدن غول زرهپوش شمشیربهدستقدرتی را به شی فنگ تماشا کنند.
با دیدن اینکه غول زرهپوشی به نام Copper Ape در شرف رسیدن به او بود، شی فنگ ناگزیر آهی کشید. به دلیل یورش اخیر به سیاهچال، او پیش از این تمام مهارتهای برزرک خود را استفاده کرده بود و این مهارتها همچنان در زمان بازیابی قرار داشتند. اگر میتوانست از یک مهارت برزرک استفاده کند، حتی اگر قدرتش با غول زرهپوش برابری نمیکرد، میتوانست با تکیه بر تکنیکهایش حریف را سرکوب کند. اما اکنون، اختلاف قدرت بیش از حد زیاد بود.
با خود گفت: «در اصل میخواستم این رو یه رازمتفاوت نگه دارم، اما به نظر میرسه الان دیگه چارهای نیست.»گفت در پی آن، شی فنگ شبح قاتل را به کار گرفت.
بلافاصله پس از احضار همزادش، شی فنگ آن را به سمت Copper Ape فرستاد تا یورش ببرد.
Copper Ape پوزخندی زد و گفت: «میخوای با یه همزاد فسقلی جلومو بگیری؟» سپس شمشیر دودستیاش را به صورت افقی تاب داد.
حمله او قدرت، سرعت حمله و سرعت واکنش یک بازیکن رده ۳ را بهرده همراه داشت. حتی یک بازیکن رده ۲ نیز برای جاخالی دادن از این حملهجادویی با دشواری زیادی روبهرو میشد، چه رسد به همزادی که توسط یک بازیکن کنترل میشد.
با وجود این، همانطور که شمشیر دودستی Copper Ape به همزاد شی فنگ نزدیک میشد، ناگهان سیلاب قدرتمندی از مانا به سمت همزاد هجوم آورد. وقتی شمشیر به فاصله سه یاردی همزاد رسید، پیشروی آن به طور ناگهانی متوقف شد و Copper Ape هر چه قدرت بیشتری به بازوانش وارد میکرد، نمیتوانست سلاحش را حتی یک سانتیمتر جلوتر ببرد.
لحظهای بعد، همزاد شی فنگ فریاد جنگی بلندی سر داد. سپس تمام بدنشخورد تجزیه شد و به تودهای از شعلههای کاملاً سیاه تغییر شکل داد. مانایرده خروشان دیوانهوار در شعلههای سیاه جمع میشد و باعث زبانه کشیدن آنها میگشت.
در لحظه بعد، ناگهان پنجهای کاملاً سیاه و پوشیده از فلس از درون توده عظیم شعلهها بیرون آمد.غولهای با برخورد پنجه به زمین، سطح زمین بیدرنگ در هم شکست و فرو ریخت. پس از فروکش کردنجادویی شعلهها، اژدهایی پنج متری که با فلسهای کاملاً سیاه پوشیده شده بود، در برابر دیدگان همه پدیدار شد.
غرررش!
بلافاصله پس از پیدایش، اژدهای سیاه غرش قدرتمندی سر داد که درحریف سراسر جنگل تالابی طنینانداز شد؛ هاله وحشتناکی که از آن ساطع میشد،شعله نفس تمام بازیکنان حاضر در میدان نبرد را در سینه حبس کرد.
«یه اژدها؟»