---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 471: چپتر 471 - پرورش اژدهای حقیقی در آب‌های کم‌عمق دشوار است • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 471: چپتر 471 - پرورش اژدهای حقیقی در آب‌های کم‌عمق دشوار است

0

دویست سکه طلا!

جمعیت بی‌درنگ در سکوت فرو رفت. همه به سمت Aqua Rose برگشتند؛ الهه رزی که گیلد درجه یک پژواک گرگ‌ومیش را ترک کرده بود.

«دیوونه شده!»

«خرج کردن ۲۰۰‌بزرگ​ سکه طلا فقط واسه‌دیگران​ یه کم شهرت، احمقانه‌ست!»

«یعنی گیلد حامی اون‌شمار​ واقعاً این‌قدر پول داره که‌کیف​ ۲۰۰ طلا براش هیچی نباشه؟»

هر یک از نمایندگان گمانه‌زنی‌های خاص خود را داشتند. عده‌ای بر این باور بودند که Aqua Rose قصد دارد با این پول برای خود شهرت بخرد، در حالی که برخی دیگر معتقد بودند گیلد حامی او پیشینه‌ای خارق‌العاده دارد. با وجود این، فارغ از دلایل پشت کارهایش، تحسین همگان نسبت به Aqua Rose بیشتر شد.

تمامی گیلدهای حاضر در اینجا توانایی پرداخت ۲۰۰ طلا را داشتند. از این گذشته، پیش از آغاز حراج، شی فنگ شرط کرده بود هر کسی که می‌خواهد‌آغاز​ با او معامله کند، باید ابتدا ۱۰۰۰ طلا به همراه داشته باشد. اگر آن ۱۰۰۰ طلا در کیف‌هایشان نبود، آن‌قدر بی‌شرم نبودند که در حراج شرکت کنند. تک‌تک‌می‌رفتند​ گیلدهای حاضر در این رستوران، از قدرت‌های بزرگ و معتبر به شمار می‌رفتند. اگر دیگران می‌فهمیدند که آن‌ها ۱۰۰۰ طلا در کیف خود ندارند، اعتبار گیلدشان خدشه‌دار می‌شد.

با این حال، اگرچه پول کافی در اختیار داشتند، اما آن را صرف آیتم‌های بی‌مصرف‌می‌شد​ نمی‌کردند. آن‌ها تنها آیتم‌هایی را می‌خریدند که برای گیلدشان ارزش داشت. هر چه باشد، اعضایشان‌اعضایشان​ برای به دست آوردن تک‌تک سکه‌های طلا زحمت کشیده بودند. هیچ‌کس دلش نمی‌خواست احمق فرض شود.

نمایندگان آن سه سوپر گیلد نیز ساکت بودند. آن‌ها با کنجکاوی به Aqua Rose نگاه می‌کردند و گیج شده بودند که الهه رز قصد انجام چه کاری را دارد.

شی فنگ به Aqua Rose که آرام و خونسرد بود نگاه کرد، در دل عملکردش را ستود و گفت: «دویست طلا برای بار اول!»

باید اعتراف می‌کرد که لبخند مطمئن Aqua Rose حتی او را هم به این باور رسانده بود که ۲۰۰ طلا برایش تفاوتی با پول خرد ندارد.

«دویست طلا برای بار دوم!»

درست زمانی که شی فنگ برای بار دوم فریاد زد، Brilliant Wargod ناگهان غرید: «۲۰۱ طلا. این ارباب جوان اونو می‌خواد.»

Aqua Rose در حالی که چشمانش پر از نفرت و انزجار بود به Brilliant Wargod خیره شد و گفت: «دویست و ده طلا.»

Brilliant Wargod پوزخند زد: «دویست و یازده طلا.»

هرچند علاقه چندانی به ست تجهیزات فلس اژدها نداشت، اما نمی‌توانست تحمل کند که Aqua Rose در برابر این جمعیت برای خود شهرت دست‌وپا کند. اگر چنین می‌شد، به اعتبار او لطمه می‌خورد. از این رو، نمی‌توانست اجازه دهد Aqua Rose ست تجهیزات فلس اژدها را به دست آورد و از قرار گرفتن در کانون توجه لذت ببرد.

«سیصد طلا.»

Aqua Rose که دیگر نمی‌خواست وقت تلف کند، پیشنهاد را به میزان قابل‌توجهی بالا برد. سایر نمایندگان گیلدها مات و مبهوت ماندند. نمایندگان سه سوپر گیلد با درماندگی سر تکان دادند.

قیمت بیش‌برای​ از حد‌حالی​ بالا بود.

پیش از این، همه بر این باور بودند که Aqua Rose هرگز بدون کمک پژواک گرگ‌ومیش پیشرفت نخواهد کرد. با این حال، عملکرد کنونی Aqua Rose بسیار سلطه‌جویانه‌تر از دوران حضورش در پژواک گرگ‌ومیش بود. ابهت او چیزی کمتر از لیدر گیلد اوروبوروس، الهه برف Gentle Snow، نبود.

آن‌ها نمی‌توانستند درک کنند که چرا پژواک گرگ‌ومیش Aqua Rose را کنار گذاشته است.

با شنیدن این پیشنهاد، قلب Brilliant Wargod لرزید. او دندان‌قروچه‌ای کرد و فریاد زد: «۳۰۱ طلا.»

برای گیلد آسان نبود که ۱۰۰۰ طلای همراه او را فراهم کند و بخشی از‌تحسین​ این پول از بودجه کنار گذاشته شده برای اقامتگاه گیلد پژواک گرگ‌ومیش برداشته شده بود. اگر‌کسی​ ۳۰۰ طلا در اینجا خرج می‌کرد، بی‌شک خرید اقامتگاه گیلد یکی دو روز به تعویق می‌افتاد.

Aqua Rose بدون اینکه خم به ابرو بیاورد فریاد زد: «چهارصد طلا!»

سپس نگاهی تحقیرآمیز به Brilliant Wargod انداخت.

هیچ‌یک از این نمایندگان احمق نبودند. آن‌ها به خوبی می‌فهمیدند که در حال حاضر Brilliant Wargod و Aqua Rose به جای خرید یک آیتم، در حال رقابت با ثروت خود هستند. با وجود این، وقتی عزم Aqua Rose را در اعلام پیشنهاد ۴۰۰ طلایی دیدند، چاره‌ای جز تحسین الهه رز نداشتند.

او دقیقاً چه قدرت مالی‌برخی​ در اختیار داشت که می‌توانست‌وجود​ ۴۰۰ طلا را نادیده بگیرد؟

با دیدن نگاه تحقیرآمیز Aqua Rose، Brilliant Wargod که هرگز چنین تحقیری را حس نکرده بود، گفت: «تو!»

ناگهان دندان‌قروچه‌ای کرد و فریاد زد: «Aqua Rose! فکرشم نکن بتونی چیزی که مال منه رو بگیری! حالا ۴۰۰ طلا پیشنهاد دادی که چی؟ من ۵۰۰ طلا میدم!»

«پانصد طلا برای بار اول!»

«پانصد طلا برای بار دوم!»

...

همان‌طور که شی فنگ قیمت را اعلام می‌کرد، اضطراب Brilliant Wargod بیشتر می‌شد. او به شدت می‌ترسید که Aqua Rose پیشنهاد بالاتری بدهد. در آن صورت، مجبور می‌شد پیشنهادش را باز هم بالاتر ببرد.

تنها زمانی که شی فنگ برای بار سوم فریاد زد، لبخند پیروزمندانه‌ای بر لبان Brilliant Wargod نقش بست. سپس نگاهش را به سمت Aqua Rose چرخاند و با غرور به او پوزخند زد.

شی فنگ به سمت Brilliant Wargod رفت، ست تجهیزات فلس اژدها را مقابل او گذاشت و گفت: «پانصد طلا.»

او هیچ اهمیتی نمی‌داد که چه افکاری ذهن Brilliant Wargod را به خود مشغول کرده است.

با دیدن اینکه Brilliant Wargod برای دریافت ست تجهیزات فلس اژدها ۵۰۰ طلا پرداخت کرد، قلب حاضران آکنده از حسادت، تحسین و البته تحقیر شد. با وجود این، آن‌ها اعتراف کردند که ست تجهیزات فلس اژدها در حال حاضر تنها ست تجهیزات طلای آبدیده سطح ۲۰ موجود در قلمرو خدا بود. هرچند خرج کردن ۵۰۰ طلا تا حدودی احمقانه به نظر می‌رسید، اما به محض به دست آوردن ست تجهیزات فلس اژدها، سودی که می‌توانستند از آن به جیب بزنند ممکن بود از ۵۰۰ طلا هم فراتر برود.

با رسیدن به این نتیجه، نمایندگان گیلدهای مختلف تا حدودی احساس پشیمانی کردند.‌اینجا​ چرا برای به دست آوردن این ست رقابت نکرده بودند؟ چه می‌شد اگر‌باید​ با استفاده از این ست می‌توانستند خیلی بیشتر از ۵۰۰ طلا به دست آورند؟

Brilliant Wargod پس از دریافت ست تجهیزات فلس اژدها، نگاهی به Aqua Rose ساکت انداخت و در همان حال حسی از شادی غیرقابل‌وصف قلبش را فرا گرفت. اما پیش از آنکه بتواند آن زن را مسخره کند، شی فنگ ناگهان دوباره به حرف آمد.

شی فنگ ست تجهیزات فلس اژدهای دیگری را روی میز گذاشت و گفت: «خب،‌خدشه‌دار​ بیاین مزایده آیتم دوم رو شروع کنیم. آیتم مزایده یه ست تجهیزات فلس اژدهای‌ارزش​ دیگه‌ست. مثل قبل، قیمت پایه ۱۰۰ طلاست و حداقل افزایش قیمت هم ۱ طلاست.»

با دیدن نسخه کپی دقیقی از ست تجهیزات فلس اژدها که تازه خریده بود، قلب Brilliant Wargod در هم شکست و با لکنت پرسید: «تو... چطور... چرا یدونه دیگه داری؟!»

شی فنگ پیش از ادامه مزایده، چشمی برای Brilliant Wargod چرخاند و گفت: «کی گفته من فقط یه ست دارم؟»

باد غرور Brilliant Wargod خوابید. وقتی چهره خندان Aqua Rose را دید، حتی به فکر خودکشی افتاد[۱]...

با دیدن دومین ست تجهیزات فلس اژدها روی میز، جمعیت نگاهی به‌اعتبار​ سایر نمایندگان انداختند. هیچ‌کس انتظار نداشت شی فنگ ست دومی هم داشته باشد.‌تنها​ حس پشیمانی که پیش‌تر داشتند، در دم دود شد و به هوا رفت.

آن‌ها تا حدودی Brilliant Wargod را برای خرج کردن ۵۰۰ طلا جهت خرید اولین ست تجهیزات طلای آبدیده سطح ۲۰ در قلمرو خدا تحسین کرده بودند. اما اکنون، آن تحسین جای خود را به تمسخر داد.

«۱۵۰ طلا!»

«من ۱۵۵ طلا میدم!»

پیش از این، همه احساس می‌کردند ۱۰۰ طلا قیمت‌آن‌ها​ بسیار گرانی است. با وجود این، اکنون چندین گیلد‌کافی​ هم‌زمان پیشنهاد خود را با ۱۵۰ طلا آغاز کردند.

اما درست مثل قبل، Aqua Rose با پیشنهاد ۲۰۰ طلا، بی‌درنگ امید همه را ناامید کرد. این بار، نمایندگان سه سوپر گیلد درنگ نکردند و قیمت‌های بالاتری را فریاد زدند.

آیتم‌های کمیاب گران‌قیمت بودند. این موضوع به‌ویژه در مراحل اولیه قلمرو‌گیلدهای​ خدا صدق می‌کرد. تنها یک تکه تجهیزات می‌توانست تأثیر چشمگیری بر توسعه‌می‌خواهد​ آینده یک گیلد بگذارد، چه رسد به یک ست تجهیزات طلای آبدیده.

در نهایت، Aqua Rose دومین ست تجهیزات فلس اژدها را به قیمت ۲۸۰ طلا خرید. بسیاری از نمایندگان گیلدها به او حسادت ورزیدند و تحسینش کردند. هم‌زمان، آن‌ها نمی‌توانستند منکر این حقیقت شوند که Aqua Rose واقعاً شگفت‌انگیز بود. حتی پس از ترک گیلد پژواک گرگ‌ومیش، همچنان بسیار ثروتمند بود. به راحتی می‌شد تصور کرد که او چقدر توانمند است. از طرف دیگر، گیلد پژواک گرگ‌ومیش آن‌قدر کور بود که Aqua Rose را از گیلد طرد کرده بود.

همان‌طور که همه Aqua Rose را تحسین می‌کردند، علاقه به گیلد او نیز رو به افزایش گذاشت.

پرورش یک اژدهای واقعی در آب‌های کم‌عمق دشوار بود. Aqua Rose بی‌شک یک اژدهای واقعی به شمار می‌رفت. هیچ گیلد معمولی و پیش‌پاافتاده‌ای نمی‌توانست توجه او را جلب کند.

طولی نکشید که شی فنگ سومین ست تجهیزات فلس اژدها را بیرون آورد و‌توانایی​ جمعیت را کاملاً زبان‌بسته رها کرد. آن‌ها حتی کم‌کم به این شک افتادند که‌۱۰۰۰​ شاید ست تجهیزات فلس اژدها نوعی کالای معمولی است که در هر جایی پیدا می‌شود.

با وجود این، هیچ‌کس اعتراضی نکرد. برعکس، همه از اینکه فرصت دیگری‌دلایل​ برای رقابت داشتند، غرق در شادی شدند. شی فنگ هرگز اشاره نکرده بود‌گذشته​ که چند ست در اختیار دارد. چه می‌شد اگر این آخرین ست بود؟

از این رو، همه دندان به هم ساییدند و پیشنهادهایشان را ارائه دادند. در نهایت، Swallow Nine سومین ست را به قیمت ۲۹۱ طلا برنده شد.

پس از آن، شی فنگ چهارمین ست را رو کرد که Flourishing Colors از گیلد پناهگاه آن را با ۳۰۳ طلا به دست آورد. Thunder Tiger از گیلد بازگشت پادشاه پنجمین ست را با ۳۲۲ طلا برنده شد، در حالی که یک گیلد درجه یک ششمین ست را به قیمت ۳۳۷ طلا خرید. در ابتدا، همه باور داشتند که شی فنگ ست هفتم را نیز رو خواهد کرد. اما در نهایت، شی فنگ اعلام کرد که ست ششم، آخرین ستی است که همراه خود دارد. این افشاگری باعث شد جمعیت از اینکه قیمت‌های بالاتری پیشنهاد نداده بودند، به شدت پشیمان شوند.

زمانی که هیچ‌کس ست تجهیزات طلای آبدیده را در اختیار نداشت، هیچ‌یک از گیلدها اهمیت چندانی به دست آوردن آن نمی‌دادند. اما حالا که‌معامله​ برخی گیلدها آن را به دست آورده بودند، اوضاع تغییر کرده بود. این احتمال قوی وجود داشت که به لطف ست تجهیزات فلس اژدها،‌می‌فهمیدند​ این گیلدها در فتح سیاه‌چال‌های تیمیِ بزرگ‌مقیاس سطح ۲۰ پیشگام شوند. در آن زمان، این گیلدها برتری عظیمی نسبت به سایرین به دست می‌آوردند.

یادداشت مترجم:

[۱] توجه داشته باشید که ما به‌خارق‌العاده​ هیچ وجه خودکشی را تأیید یا تشویق نمی‌کنیم‌نسبت​ و چنین موضوع حساسی را نیز دست‌کم نمی‌گیریم.

ناولها | novelha.net