---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 1492: قدرت قاتل اژدها • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 1492: قدرت قاتل اژدها

0

پس از آنکه Cola او را به عقب راند، Bloodhand Yama کوچک‌ترین نشانی از خشم یا استیصال بروز نداد. در عوض، لب‌هایش را تر کرد و چهره‌اش غرق در هیجان شد. بی‌درنگ سپرش را بالا آورد و بار دیگر به سوی Cola یورش برد.

با وجود این،‌تبر​ این بار از‌سرعتی​ روبه‌رو حمله نکرد.

در عوض، درست در آستانه برخورد با Cola، ناگهان گام‌برداری‌اش را تغییر داد و با ایجاد پس‌تصویری در مکان اولیه‌اش، دور زد. او با این کار یورش Cola را جاخالی داد و شوالیه نگهبان تنها شکافی بر سینه هوا انداخت. در کسری از ثانیه، Bloodhand Yama در سمت راست Cola ظاهر شد. تبر دوسرِ در دستش، با سرعتی برق‌آسا به پهلوی Cola که از پوشش سپر شوالیه نگهبان خارج بود، فرود آمد.

دنگ!

در پی آن، طنین واضح‌راست​ برخورد فلز در فضا پیچید‌سرعتی​ و جرقه‌هایی خیره‌کننده به هوا برخاست.

در آن لحظه بحرانی، Cola توانسته بود بدنش را به اندازه‌ای جابه‌جا کند که شمشیر یک‌دستش، سد راه حمله Bloodhand Yama شود. در نتیجه این برخورد، Bloodhand Yama یک قدم به عقب رانده شد.

برش همزادِ Bloodhand Yama واقعاً دفع شد؟ Phoenix Rain که از پیش برای کمک به Cola آماده شده بود، با دیدن این صحنه غرق در شگفتی شد. زیرو وینگ چقدر از قدرتش را مخفی نگه داشته است؟

او تا پیش از این گمان می‌کرد شناخت کاملی از قدرت Cola دارد. تا جایی که او می‌دانست، با وجود اینکه Cola تانک اصلی در نیروی اصلی زیرو وینگ بود و ویژگی‌های پایه قابل‌توجهی داشت، اما قطعاً آن‌قدر قوی نبود که بتواند با Bloodhand Yama روبه‌رو شود.

با وجود این، با دیدن‌راست​ حقایق پیش رویش، چاره‌ای جز‌سرعتی​ اعتراف به شناخت ناقص خود نداشت.

در حقیقت، Phoenix Rain تنها کسی نبود که از این نتیجه شگفت‌زده شد؛ اعضای گل هفت گناه و Nine Dragons Emperor نیز در بهت فرو رفته بودند. در کمال ناباوری، دو تن از قدرتمندترین اعضایشان متوقف شده بودند. افزون بر این، درگیر شدن Bloodhand Yama، به Phoenix Rain و دیگران فرصت داد تا تمام تمرکز خود را معطوف به مقابله با سایر اعضای گل هفت گناه کنند.

تنها شی فنگ بود‌ظاهر​ که این نتیجه برایش‌سرعتی​ کاملاً طبیعی به نظر می‌رسید.

هر چه باشد، Cola و Alluring Summer هر دو میراث قاتل اژدها را به دست آورده بودند. میراث قاتل اژدها در نوع خود میراثی نسبتاً خاص به شمار می‌رفت. برخلاف سایر میراث‌ها، این میراث هیچ مهارت یا طلسم پیچیده‌ای در اختیار بازیکنان قرار نمی‌داد. در عوض، میراثی با قابلیت ارتقا بود. اگر این میراث تا بالاترین سطح ارتقا می‌یافت، ذره‌ای از یک میراث اوج کم نداشت.

دلیل این امر، قدرت اژدهایی بود که بازیکنان با دریافت میراث قاتل اژدها به دست می‌آوردند.‌بود​ هرچه تراکم این قدرت در بدن بازیکن بیشتر می‌شد، قدرت عظیم‌تری را می‌توانستند به نمایش بگذارند.‌اندازه‌ای​ بر اساس افسانه‌ها، قدرت نیرومندترین قاتل اژدها در تاریخ، حتی از خود اژدهایان نیز فراتر می‌رفت.

اکنون که Cola و Alluring Summer به قاتلان اژدها تبدیل شده بودند، رتبه حیات آن‌ها از بازیکنان رده ۲ فراتر رفته بود. از این رو، ویژگی‌های پایه، فیزیک بدنی و سرعت واکنش آن‌ها به هیچ وجه با بازیکنان هم‌سطح و هم‌رده قابل مقایسه نبود. این ویژگی‌ها با به دست آوردن کریستال‌های منشأ اژدها توسط Cola و Alluring Summer، پیوسته قدرتمندتر نیز می‌شد. در آن مرحله، رتبه حیات آن‌ها می‌توانست به سطح خود اژدهایان برسد.

در قلمرو خدا، اژدهایان نماد مطلق مرگ و نابودی به شمار می‌رفتند. اگر بازیکنان‌بود​ موفق می‌شدند به رتبه حیاتی هم‌تراز با اژدهایان دست یابند، قدرتشان فراتر از حد تصور‌بدنش​ می‌شد. آن‌ها می‌توانستند حتی بازیکنانی را که شیطانی شده بودند، به راحتی در هم بشکنند.

از سوی دیگر، در جزیره تندر که استفاده از مهارت‌های جنون برای بازیکنان ممنوع بود، ویژگی‌های پایه Cola و Alluring Summer احتمالاً تنها از خود شی فنگ پایین‌تر بود. از نظر فیزیک بدنی نیز، آن‌ها حتی کمی از او برتری داشتند. به همین دلیل بود که شی فنگ وظیفه باز کردن مسیر برای تیم را بر عهده این دو نفر گذاشته بود.

از نظر تکنیک مبارزه، Bloodhand Yama و Shadowtooth برتری قاطعانه‌ای نسبت به Cola و Alluring Summer داشتند. با وجود این، تفاوت رده‌ها و قدرت عظیم کلاس قاتل اژدها، برای جبران این ضعف تکنیکی کاملاً کفایت می‌کرد و به Cola و Alluring Summer اجازه می‌داد تا به سختی از دو متخصص قلمرو دامنه پیشی بگیرند.

با زمین‌گیر شدن Bloodhand Yama، اکنون Phoenix Rain و Blue Phoenix می‌توانستند با هماهنگ کردن حملاتشان، بی‌رحمانه از تعداد اعضای گل هفت گناه بکاهند. با این اوصاف، در هم شکستن حلقه محاصره توسط تیم Phoenix Rain تنها مسئله زمان بود.

Undead در حالی که با خنده‌ای ریز به نبرد اعضای گل هفت گناه در دوردست نگاه می‌کرد، گفت: «استاد عمارت اژدها، زیرو وینگ واقعاً بخش بزرگی از قدرتش رو مخفی کرده. با توانایی‌هایی که از Phoenix Rain می‌بینم، فکر کنم نهایتاً یکی دو دقیقه دیگه بتونن محاصره رو بشکنن. واقعاً مطمئنی به کمک من نیازی نداری؟»

با شنیدن حرف‌های Undead، امپراتور نه اژدها دندان به هم سایید و گفت: «باشه! فقط اگه بتونی تیم Phoenix Rain رو همین‌جا زمین‌گیر کنی، اون آیتم رو بهت می‌دم!»

هرچند توانسته بود «بهشت خونین» را برای کمک دعوت کند، اما وارد عمل شدنِ شخصِ Undead ماجرای کاملاً متفاوتی بود.

با وجود این، حالا که‌دستش​ کار به اینجا کشیده بود، پرداخت‌خارج​ هزینه اضافی دیگر برایش اهمیتی نداشت.

اگر نمی‌توانست در این منطقهِ مساعد از شر Phoenix Rain خلاص شود، انجام این کار در آینده بسیار دشوارتر می‌شد.

Undead لبخندی محو زد و گفت: «خیلی ممنون.» سپس آرام به سمت میدان نبرد قدم برداشت.

با ورود Undead به میدان نبرد، اعضای بهشت خونین ناگهان تغییر کردند. گویی به جنون کشیده شده بودند و بدون توجه به هیچ هزینه‌ای، راه را برای Undead باز می‌کردند.

خود Undead نیز همان‌طور که به جلو می‌رفت، وردی می‌خواند. ناگهان آرایه جادوییِ کاملاً سیاهی در آسمان پدیدار گشت و نیمی از میدان نبرد را در بر گرفت. سپس مانای محیط به سمت آرایه جادویی هجوم آورد و نیزه‌های سیاه متعددی را شکل داد.

نفرین رده ۱، [پرهای تاریک]!

Undead عصایش را پایین آورد و غرید: «محو شید!»

ناگهان چند صد نیزه سیاه از آسمان فرود‌دوسرِ​ آمد. این نیزه‌های سیاه، گویی که جان داشتند،‌بود​ همگی به نقاط کور دفاعی بازیکنان دشمن اصابت کردند.

هر نیزه قدرتِ یک حمله در اوج رده ۱ را به همراه داشت. حتی تانک‌های اصلی با دفاع و مقاومت جادویی بالا، با هر برخورد بیش از ۶۰۰۰ HP از دست می‌دادند. کلاس‌های دیگر نیز از هر نیزه بیش از ۱۰۰۰۰- آسیب دریافت می‌کردند.

در یک چشم به هم زدن، نیزه‌های سیاه بیش از دوازده بازیکن را که نتوانسته بودند به درستی دفاع کنند، از پای درآوردند. حتی Solitary Nine که گارد تایتان را در اختیار داشت، نتوانست تمام نیزه‌های پرتاب‌شده به سمتش را دفع کند و در نهایت هشت بار مورد اصابت قرار گرفت. اگر قلب تایتان را فعال نکرده بود، HP او مدت‌ها پیش به سطح بحرانی می‌رسید.

چهره Cleansing Whistle با خیره شدن به Undead به شدت در هم رفت و پرسید: «اون مرد کیه؟»

او احساس می‌کرد که Undead بیش از حد ترسناک است. هر چه نباشد، این مرد واقعاً توانسته بود صدها نیزه سیاه را به طور هم‌زمان کنترل کند و آن‌ها را طوری به حرکت درآورد که گویی زنده‌اند.

خوشبختانه، او فاصله زیادی با Undead داشت و تنها سه نیزه به او برخورد کرد. اگر کمی به آن عنصرافزار نزدیک‌تر بود، احتمالاً تا الان جانش را از دست داده بود.

Gentle Snow در حالی که به Undead که آرام به سمتش می‌آمد نگاه می‌کرد، چهره‌اش در هم رفت و با خود اندیشید: پس این همون متخصص رتبه یازدهم تو فهرست متخصصان قلمرو خداست؟

با ویژگی‌های پایه و استانداردهای مبارزه‌ای که داشت، در بهترین حالت می‌توانست هم‌زمان با حدود دوازده نیزه‌دارد​ سیاه مقابله کند. اما اگر مجبور می‌شد در برابر بیش از صد نیزه بایستد، به احتمال زیاد‌حقایق​ برای زنده ماندن باید مهارت فعال زره نبرد هفت رنگ، یعنی [شکوه خدای آسمان] را به کار می‌گرفت.

ناگفته نماند که Undead تا این لحظه تنها از یک طلسم استفاده کرده بود، اما همین حالا هم ویرانی عظیمی به بار آورده بود. اگر به این عنصرافزار اجازه می‌دادند آزادانه به اجرای طلسم‌هایش ادامه دهد، عواقب آن قطعاً غیرقابل تصور می‌شد.

Phoenix Rain نیز که در حال دفع حملات اعضای گل هفت گناه بود، با دیدن ورود Undead به میدان نبرد، چهره‌اش در هم رفت.

لقب Undead «دست شیطان» بود. این مرد می‌توانست هر طلسم یا مهارتی را تا بالاترین حد پتانسیلش به نمایش بگذارد. علاوه بر این، توانایی او در کنترل وضعیت میدان نبرد بی‌نظیر بود و بیشترین مهارت را در نبردهای گروهی داشت. از نظر قدرت فردی نیز، او بسیار قوی‌تر از هیولاهای قدیمی‌ای مانند Bloodhand Yama و Shadowtooth بود. دقیقاً به خاطر وجود Undead بود که حتی کو رونگ، استاد اعظم عمارتِ اژدها-ققنوس، به شدت از بهشت خونین حساب می‌برد.

امپراتور نه اژدها با دیدن اینکه جریان نبرد به نفع او تغییر کرده است، با لحنی تمسخرآمیز گفت: «Rain، دست از این مقاومت بی‌فایده بردار و مثل بچه‌ی آدم تسلیم سرنوشتت شو!»

او کاملاً از میزان قدرت Undead آگاه بود. حتی Martial Dragon که به یک دامنه دست یافته بود، تنها می‌توانست برای مدت کوتاهی در برابر Undead دوام بیاورد.

علاوه بر این، در حال حاضر نیروهای هر دو طرف با هم درگیر و مخلوط شده بودند و استفاده از طلسم‌های تخریبیِ مقیاس‌بزرگ بدون آسیب رساندن به نیروهای خودی غیرممکن بود. در چنین وضعیتی، Undead به عنوان عنصرافزاری که می‌توانست طلسم‌هایش را آزادانه کنترل کند، عملاً وجودی خداگونه داشت.

Aqua Rose پیشنهاد داد: «لیدر گیلد، برم اونجا؟»

او در آن لحظه به طور هم‌زمان با بیش از سه متخصص قلمرو پالایش می‌جنگید. با وجود این، با دیدن اینکه Undead و اعضای بهشت خونین دارند از کنترل خارج می‌شوند، به این نتیجه رسید که مقابله با آن‌ها در اولویت است.

شی فنگ سرش را تکان داد و پیش از آنکه به سمت Undead هجوم ببرد، گفت: «نیازی نیست. طلسم‌های تو منطقه اثر خیلی بزرگی دارن و واسه این میدان نبردِ تنگ و آشفته مناسب نیستن. خودم به حسابش می‌رسم.»

ناولها | novelha.net