چپتر 297: نشان مقدس
0اوکاروس که بر تختی نقرهای تکیه زده بود، نگاهش را به شی فنگ۴۰۰۰ دوخت و زبان به تحسین گشود: «جالبه. واقعاً جالبه. عملکردت کاملاً فراتر از انتظاربیرون ما بود. به همین خاطر تصمیم گرفتیم ۲۰۰۰ امتیاز شایستگی اضافی بهت پاداش بدیم.»
حقیقت این بود که آخرین باری کهانداخت شخصی موفق به گذر از آزمون هفتم شدهبرخاستند بود، به بیش از هزار سال پیش بازمیگشت.
سیستم: پاداش ۲۰۰۰ امتیاز شایستگی معبد خدای جنگ.
«چه دستودلباز.» آثارنمایان خوشحالی در چهرهآیتمی شی فنگ نمایان شد.
با ۱۵۰۰ امتیاز شایستگی، شی فنگ میتوانست آیتمی با رتبه طلای سیاه تهیهدادند کند. در همین حال، ۴۰۰۰ امتیاز شایستگی معادل یک آیتم حماسی بود. ازخدایان این رو، دریافت ۲۰۰۰ امتیاز اضافی در این لحظه، حقیقتاً غنیمتی بزرگ محسوب میشد.
اوکاروس گفت: «حالا که از آزمون ما سربلنددادند بیرون اومدی، برو وسط تالار. قدرتی که برایتراکم پیدا کردن هفت گنج لازم داری رو بهت میدیم.»
شی فنگ بهتهیه سمت مرکز تخت۴۰۰۰ ابدی گام برداشت.
شمار زیادی از رونهای الهی بر کف زمین حک شده و با اتصال به یکدیگر،آیتم آرایه جادویی عظیمی را تشکیل داده بودند. در همین حال، پنجاه تخت نقرهای دورادور این آرایهتالار شناور بودند و گویی خود تختها نیز به نوعی با آن آرایه جادویی در ارتباط بودند.
اوکاروس نگاهی بهنوعی همراهانش انداخت وهمراهانش گفت: «پس شروع کنیم.»
لردهای تختهای نقرهای سر تکان دادند و بیدرنگدادند برخاستند. بلافاصله، مانای درون تخت ابدی به تلاطم افتاد.مانا تراکم مانا در اینجا دستکم از قبرستان خدایان نداشت.
آن مانای غلیظ پیرامون آرایه جادویی گرد آمد و پنجاه گوی سیال و متراکم را شکل داد. هر کدام ازبیرون این گویها به اندازه یک تشت بود. بیتردید این گویهای مانای مایع، متراکمترین مانایی بود که شی فنگ در تمام سالهایزیادی بازی در قلمرو خدا دیده بود. در این لحظه، اوکاروس سر برگرداند تا به یکی از لردهای تختهای طلایی نگاه کند.
اوکاروس باچهره احترام گفت: «سرورم،میتوانست تدارکات کامل شد.»
شبحی که بر تختارتباط طلایی نشسته بود، با لحنیکنیم آرام گفت: «هنوز کافی نیست.»
اوکاروس ازانداخت شنیدن اینکنیم حرف گیج شد.
مانای مایعی که شکل داده بودند، حتی صدها برابر ارزشمندتر از کریستالهای هفت لومیناری بود ومیشد تکتک قطرات آن حاصل تلاش فراوان آن پنجاه نفر بود، چه رسد به پنجاه گوی بهداری اندازه تشت. چنین حجمی از مانای مایع برای ایجاد یک نشان نقرهای بیش از حد کافی بود.
شبحِ نشسته بر تخت طلایی رو بهرتبه هشت همراه دیگرش کرد و گفت: «پیدا کردنآیتم استعداد خوب نادره. بیایید ما هم کمکی بکنیم.»
«بسیار خب. کسی که تونسته ازهمراهانش پس آزمون هفتم بربیاد، قطعاً لیاقتشو دارهدادند که ما نُه نفر براش کاری بکنیم.»
هشت لرد دیگرِ تختهای طلایی در پاسخ به پیشنهاد همراهشان سربلافاصله تکان دادند. سپس از جای برخاستند و در حالی که میاننداشت زمین و آسمان شناور بودند، شروع به متراکم کردن مانا کردند.
در چشم بر هم زدنی، نُه گویمعادل مانای مایع به بزرگی یک خانه، دربزرگ فضای بالای تختهای تالار تخت ابدی پدیدار شد.
اوکاروس و دیگران با دیدن این صحنه شوکه شدند. هرگز تصور نمیکردند که این نُه لرد واقعاًدریافت دست به کار شوند و با همکاری هم برای موجود ناچیزی چون شی فنگ نشانی خلق کنند. ازکردن زمان ظهور آن نابغه مطلق در هزاران سال پیش، این نخستین بار بود که چنین اتفاقی رخ میداد.
در مورد شی فنگ، او در آنانداخت لحظه دیگر نمیتوانست دهانش را بسته نگهبیدرنگ دارد و فکش به زمین چسبیده بود.
شی فنگ پیش از این مانای مایع را دیده بود. جادوگران آنمانای را گنجینهای بیبها میدانستند. بازیکنان کلاس جادوگر حتی در ازای مبادله باپیرامون آیتمهای رتبه حماسی هم حاضر نبودند از مانای مایع خود دل بکنند.
تنها همان گویهای تشتمانندِ مانای مایع۴۰۰۰ که لردهای تختهای نقرهای ساخته بودند، شوکغنیمتی بزرگی به شی فنگ وارد کرده بود.
حالا، نُه وجود بیهمتا که مقابل تختهای طلایی شناور بودند، هر کدام گویی به بزرگیآیتم یک خانه شکل داده بودند. با قضاوت از روی ابعاد، مجموع مانای مایعی که آنوسط پنجاه نفرِ قبلی احضار کرده بودند، حتی به یکدهمِ یکی از آن خانهها هم نمیرسید.
لحظهای بعد، تمام مانای مایع احضار شده به درون آرایه جادویی تزریق شد.دادند رونهای الهی حک شده در تالار یکی پس از دیگری روشن شدند وخدایان در عرض چند لحظه، تکتک رونهای الهیِ داخل تالار عظیم، درخششی طلایی ساطع میکردند.
در مرکز تخت ابدی، طرحی الهیتختهای و طلاییرنگ شکل گرفت. سپس اینمانای طرح الهی با بدن شی فنگ درآمیخت.
شی فنگ بلافاصله حس کرد بدنش از قدرتی بیپایان لبریز شده و ذهنش همچون روز روشن گشته است، گویی بر هر آنچه در جهان بود آگاهی داشت. با این حال،گنج این حس تنها چند ثانیه کوتاه دوام آورد و سپس کاملاً محو شد. در همین حین، مردمکهای شی فنگ که در اصل سیاه پرکلاغی بود، برای لحظهای به رنگ طلایینوعی درآمد. اگرچه مردمکهایش دوباره رنگ اصلی خود را بازیافتند، اما با دقت در آنها میشد انبوهی از ستارههای درخشان را دید که سوسو میزدند، درست مانند آسمان پرستاره در شب.
تبریک! بازیکن استیگماتای طلایی را به دست آورد. شهرت در معبد خدای جنگ ۳۰۰۰ امتیاز افزایش یافت.
«مهر پرتگاه بیپایان شکسته شده. اگر بخواهیم دوباره آن را مهر و موم کنیم، به کمک "هفت گنجینه" نیاز داریم؛ همانهایی که خدایان به نژاد انسان ارزانی داشتند. اما این گنجینهها صدها سال است که مفقود شده ومایع در سراسر این قاره پهناور پراکنده گشتهاند. حتی تعدادی از این هفت گنجینه آسیب دیدهاند. پیدا کردن و گردآوری آنها کاری بس دشوار خواهد بود. با این حال، با استیگماتایی که بر بدنت حک کردیم، وظیفه یافتن هفت گنجینهنفر برایت بسیار آسانتر میشود. تا زمانی که در محدوده مشخصی از یکی از گنجینهها قرار بگیری، استیگماتا واکنش نشان داده و تو را مطلع میکند. اگر به یکی از گنجینههای آسیبدیده بربخوری، استیگماتا در تعمیرش نیز یاریات خواهد کرد.»
«اکنون که کار ما اینجا به پایان رسیده، برای سرکوب پرتگاهلحظه بیپایان عازم میشویم. سرنوشت کل قاره حالا به تو بستگی دارد.برو دعا میکنم که بتوانی هرچه زودتر هفت گنجینه را گردآوری کنی.»
مأموریت خط داستانی اصلی با رتبه افسانهای "هفت گنجینه" پذیرفته شد.
جزئیات مأموریت: هفت گنجینه در سراسر قاره پراکنده شدهاند. بازیکن ملزم است ظرف دو سال هفت گنجینه را گردآوری کند. در غیر این صورت، پرتگاه بیپایان سد معبد خدای جنگ را میشکند و تمام ساکنان قلمرو خدا را در بدبختی و رنج فرو میبرد و قاره را به جولانگاه تاریکی تبدیل میکند. اگر بازیکن نتواند این مأموریت را تکمیل کند، سطح او ۳۰ واحد کاهش مییابد، تمام ویژگیها بهطور دائم ۷۰٪ کم میشود و تمام تجربه کسبشده ۹۰٪ کاهش مییابد.
«سیستم واقعاً بیرحمه. اگه نتونم این مأموریت رو تموم کنم، فاتحهیلحظه این اکانت خوندست و باید بندازمش دور. باز خوبه که دو سالوسط وقت دارم.» شی فنگ با خواندن اعلان سیستم، در دل نچنچی کرد.
«با این حال، این استیگماتا دیگه چه صیغهایه؟» شی فنگ درحالیکهکند هیچ چیز جدیدی روی بدنش یا در کیفش نمیدید، با تعجبمحسوب از خود پرسید. سپس نوار وضعیتش را باز کرد تا نگاهی بیندازد.
همانطور که انتظار میرفت،ارتباط ستون اضافی با برچسب "استیگماتا"کنیم در آنجا به چشم میخورد.
[استیگماتای طلایی]
درک خودکار حضور هفت گنجینه در شعاع ۵۰۰۰ یاردی. قابلیت "ردیابی" میتواند یک بار در روز برای جستجوی مکان دقیق هفت گنجینه در شعاع ۵۰,۰۰۰ یاردی استفاده شود. علاوه بر این، بازیکن "قدرت استیگماتا" را دریافت میکند که شامل نادیده گرفتن سطح +۲۰ و تمام مقاومتها +۴۰ است. به ازای هر ۵ سطح افزایش، تمام ویژگیهای بازیکن ۵ امتیاز افزایش مییابد، به همراه دریافت ۱۰ امتیاز ویژگی آزاد و ۱۰ امتیاز تسلط آزاد. بازیکن همچنین مهارت [چشمان دانای کل] را دریافت خواهد کرد.
[چشمان دانای کل]
جفتی چشم که میتواند از میان همه چیز ببیند و تمام اطلاعات را دریابد. هیچ چیز قادر به پنهان شدن از چشمان دانای کل نیست. برد ادراک چشمان دانای کل ۱۰۰ یارد است.
مدت زمان: ۱ دقیقه
زمان بازیابی: ۱۰ دقیقه
«چه اثرات خفنی!» هیجانارتباط شی فنگ پس از مشاهدهکنیم اثرات استیگماتای طلایی وصفناپذیر بود.
برای شروع، ۴۰ امتیاز اضافی در تمام مقاومتها به این معنی بود که او میتوانست اکثرتراکم عوامل محیطی در بسیاری از مناطق را نادیده بگیرد. همچنین آسیب کمتری از طلسمها دریافت میکرد.کدام هنگام نبرد با هیولاهای جادویی، او به راحتی میتوانست نقش تانک اصلی را بر عهده بگیرد.
با وجود این، شگفتانگیزترین بخش استیگماتای طلایی همچنان افزایش ویژگیها بود. استیگماتای طلایی برخلاف شمشیر پرتگاه بود که شی فنگ با هربرو بار ارتقای سطح، دو امتیاز ویژگی آزاد اضافی از آن دریافت میکرد. استیگماتای طلایی در هر سطح به طور میانگین هفت امتیاززمین ویژگی پایه به شی فنگ میداد که دو امتیاز آن حتی امتیاز ویژگی آزاد بود. این قطعاً افزایشی چشمگیر به شمار میرفت.
علاوه بر این، استیگماتای طلایی یک مهارت شناسایی قدرتمند نیزتهیه در اختیار شی فنگ میگذاشت. این مهارت هنگام مقابله باغنیمتی باسهای سیاهچال یا در نبردهای میدانی کمکی قابل توجه بود.
«به نظر میاد نفس اژدهاینگاهی آسمانی داره صدام میزنه.» شیلردهای فنگ لبخند محوی بر لب آورد.
در ابتدا، نیاز ۱۲۰ امتیازی نفس اژدهای آسمانی به هوش، سردرد بزرگی برای شی فنگ درست کردهمانا بود. اما حالا با پاداشهای استیگماتای طلایی و سلاح جادوییاش، تا زمانی که ارتقای خود به شمشیرزن ردهتشت ۱ را دریافت میکرد، قطعاً میتوانست پیش از رسیدن به سطح ۳۰، نفس اژدهای آسمانی را تجهیز کند.
او واقعاً میتوانست قبل از رسیدن به سطح ۳۰، یکدریافت آیتم افسانهای ناقص را به تن کند. اگر در گذشتهبیرون بود، شی فنگ حتی جرأت خواب دیدنش را هم نداشت.
پس از آن، شی فنگ رابط تبادلرتبه معبد خدای جنگ را فراخواند و با دقتآیتم شروع به بررسی گنجینههای موجود در آنجا کرد.